کرونا چگونه به معماری شکل خواهد بخشید؟ (بخش دوم)

کرونا چگونه به معماری شکل خواهد بخشید؟ (بخش دوم)

مترجم: پیمان خانقلی، مریم محمودی کاهکش  

مترجم: پیمان خانقلی، مریم محمودی کاهکش  

نویسنده: کایل چایکا[1]

تصویرسازی: اِما رولت[2]

منبع: خبرگزاری نیویورکر[3]، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۰


مطالعه‌ بخش اول



3.   فضای شهری

قرنطینه ما را به اکتشاف‌کنندگان چیزهای آشنا مبدل کرده است. معمار جوان ایلیاس پاپاجورجیو، یک سال قبل از شهر نیویورک نقل مکان کرد و به شهر زادگاهش آتن در یونان بازگشت تا شرکت خود را راه‌‌‌اندازی کند.[39] پاپاجورجیو اولین‌بار وقتی ۱۸ساله بود آن‌جا را ترک گفته بود و بازگشتش به او این امکان را داد که شهر را به شکلی تازه تجربه کند؛ خصوصاً در طول دوران قرنطینه که او در حال سپری‌کردن آن با همسر و پسرشان در آپارتمانی با یک تراس سقفی در مرکز شهر است. وقتی با او صحبت می‌‌‌کردم، صدای آواز پرندگان آن‌‌‌قدر بلند بود که یک‌سره از پشت تلفن به گوش می‌‌‌رسید، یک کارت‌پستال صوتی مملوء از آفتاب و آسمان نیلگون! او در این‌باره گفت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌«حسّم این است که انگار دارم یک فضا را کشف می‌‌‌کنم».

آتن تنها برای ماشین‌‌‌ها طراحی و آرایش یافته است و اکنون در غیاب کارگرانی که به صورت روزانه رفت‌وآمد می‌‌‌کردند، شهر در حال ایفای یک نقش متفاوت برای اهالی و ساکنین خود است. پاپاجورجیو گفت: «اکنون شما می‌‌‌بینید که مردم تنها در اطراف مناطق مسکونی بدون برنامۀ قبلی قدم می‌‌‌زنند مناطقی که قبلاً هرگز به آن‌جا پا نگذاشته بودند. چرا که چیزی آن‌جا وجود ندارد. یک سطح اشغالی از فضای عمومی وجود دارد که به هیچ نوع فعالیت تجاری وابسته نیست. بلکه تنها بیرون‌بودن در شهر است». او کالسکۀ پسرش را به سوی مرکز خیابان خالی از جمعیت هُل می‌‌‌دهد. وقتی که ساکنان در خانه‌‌‌های خود می‌‌‌مانند یک حسِ احیای مجدد وجود دارد؛ درست شبیه دهکده‌‌‌هایی که تازه مصادره شده‌‌‌اند. او گفت: «شما مردم را بیرون می‌‌‌بینید، همه به هم سلام می‌‌‌کنند. این چیز بسیار ناآشنا و عجیبی است».

پاپاجورجیو گفت: در اکثر شهرها روتین زندگی اجتماعی دقیقا از پیشه‌‌‌ها و کسب‌وکارهایی شکل گرفته که حالا و در دوران پاندمی بیماری الزاماً باید بسته باشند: از قبیل رستوران‌‌‌ها، بارها، هتل‌‌‌ها و کافه‌‌‌ها. توسعه‌‌‌های تازه‌‌‌ای در بخش تجاری در حال رخ‌دادن است. «اکنون، تنها فضایی که می‌‌‌توانیم از آن استفاده کنیم فضای خصوصی یا فضای عمومی است؛ هیچ حد واسطی بین این دو نیست». ما درست همان‌‌‌طور که نسبت به کوچک‌‌‌ترین نقص‌‌‌‌‌‌ها و ایرادهای خانه‌‌‌هایمان آگاهی یافته‌‌‌ایم، در حال مواجه‌شدن با محدودیت‌‌‌های فضای عمومی نیز هستیم. خیابان‌‌‌ها خالی هستند، اما پیاده‌‌‌رو‌‌‌ها ممکن است مملوء از جمعیت باشند و باید به حالت تدافعی به آن‌ها وارد شد. زیرساخت‌هایی مانند پارک‌‌‌ها، استخرها، ساحل دریاها، و زمین‌‌‌های بازی، یعنی تمامی امکانات و تسهیلاتی که تراکم و شلوغی زندگی شهری را قابل تحمل می‌‌‌سازند، یا بسته هستند، و یا حس پارانویا (توهم بیماری) را القا می‌‌‌کنند. در نتیجه وسوسۀ بازدید از این گونه فضاها، معادل با تهدید قرارگرفتن در معرض ویروس است. یکی از استفاده‌‌‌های اساسی از فضای عمومی تجمع‌‌‌های اعتراضی در خیابان‌‌‌هاست؛ آن‌‌‌ گونه که مردم در ایالت‌‌‌های سراسر کشور در هفته‌‌‌های اخیر برگزار کردند. این تجمع‌ها با ریسک مضاعف و دقت بیشتر همراه بوده است. اقدامات این‌چنینی دیگری نیز که با تودۀ عظیم جمعیت همراه بوده است در ماه‌‌‌های اخیر رخ داده‌‌‌اند که برخی از آن‌ها در اوج فاصله‌‌‌گذاری اجتماعی بوده است. پاپاجورجیو اظهار داشت که در راهپیمایی روز کارگر در آتن یونان، تظاهرکنندگان همگی دو متر از همدیگر فاصله داشتند. او افزود: «این راهپیمایی کمی نظامی به نظر می‌‌‌رسید. شبکه‌‌‌ای از مردم در فضای عمومی پراکنده شدند». در ۱۹ آوریل، بیش از ۲۰۰۰ نفر معترض در تل‌آویو در میدان رابین[40] گرد هم آمدند تا بر علیه اقدامات ضددموکراتیک صورت گرفته توسط دولت راهپیمایی و اعتراض کنند. عکس‌‌‌های هوایی همان شبکۀ مشابه را نشان می‌‌‌دهد که تظاهر‌‌‌کنندگان به طور یکنواخت پراکنده شده بودند، همراه با نوعی کمال‌‌‌گرایی که ناشی از ترس عمومی است. در ایالات متحده آمریکا، به نظر می‌‌‌رسید خشم عمومی از مرگ جورج فلوید و دیگر افراد کشته شده توسط پلیس نگرانی‌‌‌ها دربارۀ فاصله‌‌‌گذاری اجتماعی را به اوج برساند. اما معترضان بسیار مراقب بودند که ماسک بپوشند، و هنوز حتی یک مورد ابتلا در موارد مربوط به اعتراضات ثبت نشده است. با این‌‌‌حال، پاندمی افت اعتراضات را برای منتقدین با این استدلال که اعتراض‌‌‌ها خطرناک یا افراطی هستند آسان‌‌‌تر می‌‌‌کند. حتی در شرایطی که رستوران‌‌‌ها دوباره شروع به بازگشایی کرده‌‌‌اند قلمرو عمومی به‌شدت پر از جمعیت شده است.

تاکنون تأثیر همه‌‌‌گیری بیماری بر شهرسازی در تغییراتی کوچک ظاهر شده است که می‌‌‌تواند سریع‌‌‌تر از یک ساختمان جدید یا طرح منطقه‌‌‌بندی انجام شود. شهر ویلنیوس[41]، پایتخت لیتوانی، خیابان‌‌‌های بسته را رو به رستوران‌‌‌ها و کافه‌‌‌ها باز کرد، به‌طوری که بتوان میزها را با فاصلۀ مناسب از همدیگر چید. شهر نیویورک، به منظور گسترش دسترسی به فضای بیرون پارک‌‌‌ها، چهل مایل از خیابان‌‌‌ها را منحصراً به عابران پیاده اختصاص داده است. لندن در حال ایجاد و راه‌‌‌اندازی شبکۀ گسترده‌‌‌ای از مسیرهای جدید دوچرخه‌‌‌سواری است. توبیاس آرمبُرست[42] مدیر شرکت اینتربُرو[43] که یک شرکت معماری و طراحی شهری وابسته به بروکلین و دیترویت است، اظهار کرد که این مداخلات تحت عنوان و برچسب «شهرسازی تاکتیکی» صورت گرفته است : «شهرسازی که با برنامه‌‌‌ریزی از پیش‌تعیین‌شده همراه نیست، بلکه از پایین به بالا صورت می‌‌‌گیرد». شهرسازی تاکتیکی، در ایالت‌‌‌های باغ‌‌‌های چریکی[44] و فلش ماب‌‌‌ها[45] بوده است. اما گروه‌‌‌های شهری مثل دپارتمان حمل‌و‌نقل نیویورک نیز به‌تدریج این استراتژی آزمایش‌‌‌های تکراری و در مقیاسِ کوچک را اتخاذ کرده‌‌‌اند.

آرمبُرست گفت: پیاده‌‌‌روها به خاطر تسلط ماشین‌‌‌ها «بیش از حد شلوغ» بودند. «وضعیت مسخره‌‌‌ای است که بیشتر فضای شهری به باکس‌‌‌های مضحکی که همیشه این دور و بر می‌‌‌ایستند، اختصاص داده شده است. جورجین تئودور[46]، مدیر دیگر شرکت اینتربُرو گفت که این دگرگونی و تحول بزرگ، تصور تغییرات چشم‌گیر را آسان‌‌‌تر می‌کند: «وقتی که شما سپری شدن لحظه‌‌‌ای از وضع موجود را می‌‌‌بینید، این [امر] همه را قادر می‌‌‌سازد که ببینند چیزی ممکن و شدنی است». در مدت قرنطینه، این شرکت مشغول همکاری با مشتریان نهادی و سازمان‌‌‌هایی مانند دانشگاه‌‌‌ها بود تا دریابد که بهترین شیوۀ بازگشایی به چه شکل است. آن‌ها در حال ارزیابی استراتژی برگزاری کلاس‌‌‌ها در محیط باز هستند، مدلی که ممکن است در موزه‌‌‌های عمومی یا کتابخانه‌‌‌ها نیز انجام شود. عملکردهای داخلی در حال گسترش‌یافتن در چشم‌‌‌اندازهای خارجی هستند.

پرسش اساسی آیندۀ شهرها در مورد تراکم خواهد بود. در سال ۱۸۵۰، ژُرژ اوژِن هوسمان[47] کارِ بازسازی پاریس را با تخریب محله‌‌‌های قرون وسطایی شلوغ که تصور می‌‌‌شد بیماری‌‌‌زا هستند، آغاز کرد و خیابان‌‌‌های عریض و طرح‌‌‌های شهری وسیع با پارک‌‌‌ها و میدان‌‌‌های عمومی هندسی را جایگزین آن‌ها کرد؛ پیش‌‌‌درآمدی بر تحولات نوگرایانۀ اقلیدسی در قرن بیستم. در چند دهۀ گذشته، شهرسازی با ترویج تراکم طبیعی از طریق مسکن ارزان‌قیمت، آپارتمان‌‌‌های استودیوی کپسولی کوچک‌‌‌تر از قبل و منطقه‌‌‌بندی با کاربری‌‌‌های مختلط بر تغییر مدل متمرکز شده است. آرمبُرست گفت: «اکنون، یک بار دیگر، به عنوان واکنش و پاسخ به بیماری، ما در وضعیتی قرار داریم که تراکم چیزی است که باید از آن اجتناب شود». این چالش در حال سازگارکردن نیاز به یک طرح معماری درازمدت با ناشناخته‌‌‌های مداوم و رو به افزایش ما از پاندمی است.

مدرنیسم باهاوس از سَناتوریوم‌‌‌های اروپایی به برج‌‌‌های اداری نیویورک، ساختمان‌‌‌های دانشگاه نیجریه، و آپارتمان‌های تل آویو گسترش یافت. از این رو، یکی دیگر از لقب‌‌‌های آن سبک بین المللی است. دیوارهای خالی، کف‌‌‌های آزاد، و سطوح صیقلی مترادف شد با نومَدیسم (کوچ‌‌‌روی) سطح بالای مدرن؛ سبک زندگی آدمی که در هیچ‌کجا زندگی نمی‌‌‌کرد و به همه‌‌‌جا تعلق داشت. سبکی که به زیبایی‌‌‌شناسی مینیمالیستی فضاهای گذرا و موقتی قرن بیست‌و‌یکم تکامل یافت؛ از قبیل Airbnbهای شبه‌اسکاندیناویایی[48]، فرودگاه‌‌‌های جهانی غارمانند، ساختمان‌‌‌های با فضای کار اشتراکی در مقیاس صنعتی[49] با بِرندینگ انگیزشی کوکی‌کاتری شان[50]  که اکنون یا تخلیه شده‌‌‌اند و یا بسته مانده‌‌‌اند. پاندمی، گردش صنعت فرهنگی را متوقف ساخته است. دیگر نمی‌‌‌توانیم محیط خود را برای بررسی یک پروژه، شرکت در پنل‌‌‌های جایزه، و یا شرکت کردن در مراسم‌‌‌های افتتاحیه، ترک کنیم بی‌آنکه به خانه بازگردیم.

همان‌‌‌طور که مسافرت کردن به طور الزامی کاهش یافته و کند شده است، شاید این گرایش نسبت به همگونی فضایی نیز الزامی باشد. یا دست‌کم، اکنون زمان آن رسیده است که درنگ کنیم و راجع به آن از خودمان سؤال کنیم. معماری پساپاندمی نیازمند یک تغییر بزرگتر در نگرش و ایدئولوژی خواهد بود. معمار استیون هال[51] در این‌باره به من گفت: «به نظر من این موضوع چیزی نیست که بتوان با تغییردادن برخی از جنبه‌‌‌های یک فضای واحد و جداگانه در بخش‌‌‌هایی از شهر به آن دست یافت». هال در راینبِک[52] نیویورک قرنطینه بود، جایی که خود در طول دو دهۀ گذشته مجموعه‌‌‌ای از سازه‌‌‌های مسکونی را ساخته که شبیه باکس‌‌‌های کج و کوله شده[53] هستند.

 دیوارها در زوایایی مبهم کج شده‌‌‌اند، و با پنجره‌‌‌های مربعی یا مدور شکاف خورده اند. هال خود در یکی از آن ساختمان‌‌‌ها به نام Little Tesseract زندگی می‌‌‌کند، و در دیگری به نام The Round Lake Hut روزانه نقاشی‌‌‌های آبرنگ خود را تصویر و خلق می‌‌‌کند و یک دفتر موقت به مساحت هفتصدو‌پنجاه فوت مربع به نام Space T2 را نیز اداره می‌‌‌کند که خودش آن را «مطالعۀ نور و فضا»[54] می‌‌‌نامد. ساختمان‌‌‌های هال شدیداً به زمینه و محیط خود پاسخگو هستند: این ساختمان‌‌‌ها به‌واسطۀ انرژی خورشیدی و زمین‌‌‌گرمایی اداره می‌‌‌شوند و پنجره‌‌‌های رو به آفتاب و نورگیر دارند. در زمستان، در زمان مناسب روز، اشعه‌‌‌های آفتاب برف‌‌‌ها را آب کرده و نور سفیدی را روی سقف Little Tesseract پخش می‌‌‌کنند. آثار او یک مسیر رو به جلو را برای معماری پیشنهاد می‌‌‌دهند. مسیری به‌دور از اُرتودکسی و همه‌‌‌پذیری مدرنیسم و به سمت یک پایداری رنگارنگ‌‌‌تر و جامع‌‌‌نگر‌‌‌تر.

هال در یک بیانیۀ کوتاه در رابطه با دوران پاندمی که آن را در میان دوستان و همکاران خود بخشنامه کرد نوشت: معماری باید «وابستگی‌‌‌های مشترک ما را در آغوش کشیده و آنها را پذیرا شود». ساختمان‌‌‌ها می‌‌‌توانند ما را نسبت به راه‌‌‌های ارتباط جهانی با یکدیگر بیشتر آگاه سازند. مسیرها و گذرگاه‌‌‌هایی که ویروس کرونا را گسترش می‌‌‌دهند. اما از طرفی هم می‌‌‌توانند در مبارزه با آن به ما کمک کنند. سلامت زمین از سلامتی بشریت قابل تفکیک و جداشدنی نیست. ارتباطات بین این دو را می‌‌‌توان در طراحی یک ساختمان آپارتمانی در مقیاس بزرگ ترویج داد؛ مانند ساختمان Linked Hybrid کاری از هال در پکن، که فضای عمومی و خصوصی را در هم می‌‌‌آمیزد، درست مانند فضاهای یک کابین.

چنین ملاحظات مشابه را می‌‌‌توانیم در بلوک‌‌‌های شهری خودمان پیدا کنیم. مانند اینکه به طور بی‌حدوحصر آن‌ها را قلمروبندی می‌‌‌کنیم. در ویژگی‌‌‌های یک مکان یا فضای واحد همیشه چیزهای بیشتری وجود دارد که باید به آن‌ها توجه کرد. دبورا برک عنوان کرد: «ما نخست ملاحظات محلی و منطقه‌‌‌ای را به‌شیوه‌‌‌ای متفاوت پاس خواهیم داشت. هنگامی که دوباره از این وضعیت خارج شویم، این ملاحظات تأثیرات مثبتی بر روی تجربۀ جهانی خواهند داشت».

[39] او پیش­تر از شرکای شرکت سو-ایل (SO-IL) بوده است

[40] Rabin Square

[41] Vilnius

[42] Tobias Armborst

[43] Interboro

[44] guerilla gardens، باغ­هایی که در سایت­های متروکه، یا مناطقی که تحت مراقبت و نظارت مالک شرعی و حقوقی خود نیستند، ساخته می­شوند

[45] flash mobs، یک پدیدۀ اجتماعی و جدید در رابطه با یک «قرار دسته­جمعی هدفمند» به اصطلاح خودجوش است

[46] Georgeen Theodore

[47] Georges Eugene Haussmann

[48] Airbnb مخففی است برای airbed and breakfast، شرکت­‌هایی که به عنوان واسطۀ بین مسافران و صاحب­خانه‌­ها عمل می­کنند. اولین خدماتی که مؤسسان این شرکت ارائه دادند صبحانه و جای خواب بود و اسم شرکتشان هم یادآور روزهای اول شروع به کارشان است.

[49] co-working facilities نوعی چیدمان فضایی که در آن کارگران شرکت­های مختلف، فضای اداری را با هم شریک می­شوند، که منجر به ذخیرۀ سرمایه می­‌شود.

[50] cookie-cutter

[51] Steven Holl

[52] Rhinebeck

[53] skewed boxes

[54] study of light and space

Report Page