پانزدهم شهریور
کانال نقدآگین— رام: روزشمار ایرانی معنادار
#در_چنین_روزی به سال ۱۲۸۶ (۲۹ رجب ۱۳۲۵ ق.)، آقا رضا اسماعیل اولین چاپخانهی حروفی را به باکو آورد.
اولین شماره از روزنامهی نسیم شمال هم در این روز به چاپ رسید.
در همین روز معینالتجار بوشهری که از مشروطهخواهان خوشنام بود، دست به افشاگری زد و مایهی رسوایی علاءالملک وزیر مالیه شد.
باز در همین روز به مناسبت هفتمین روز شهادت عباسآقا تبریزی، قاتل اتابک، مراسم باشکوهی بر سر مزار او برگزار شد و عدهی زیادی از مردم تهران در آنجا اجتماع نمودند. در آن روز ابتدا بهاءالواعظین و سپس ملکالمتکلمین سخنرانیهای پرحرارتی ایراد کردند و به عباسآقا لقب منجی ایران دادند.
در ۱۲۹۰ اردشدالدوله از سرداران هوادار استبداد که همراه محمدعلیشاه قاجار سر به شورش برداشته و شکست خورده بود و در دادگاه نظامی محكوم به مرگ شده بود، اعدام شد. آنگاه نعش وی را قريب يك هفته در توپخانه به معرض نمايش گذاردند. قوای سالارالدوله که یکی از همدستان او بود اما همچنان میجنگید و در این روز به دولتآباد ملاير رسيد و اميرافخم حاكم ملاير را پس از مختصر دفاعي شكست داد، اما در نهایت او نیز شکست خورد و فرجام به کام مشروطهخواهان شد.
پنج سال بعد (در ۱۲۹۵) چند تن از همین سران مشروطه به رهبری سيد حسن تقیزاده، در برلین روزنامهی تحقيقي و سياسي و اجتماعي و خبري كاوه را منتشر کردند.

دو سال بعد، در گرماگرم جنگ جهانی اول، انگلستان که جنوب ایران را اشغال کرده بود، با خرید اجباری غله و مواد غذایی، قحطی بزرگی در ایران ایجاد کرد که به مرگ میلیونها تن انجامید. تنها در همین روز پانزدهم شهریور ۱۲۹۷، کارگزاران انگلیسی با سپاهی دو هزار نفره که رهبریاش را سرتیپی انگلیسی بر عهده داشت، در عراق، نیم میلیون تن غله را به زور خریدند و برای خوراک سپاهیان خود مصادره کردند و این خوراکی بود که در حالت عادی میبایست به ایران صادر میشد و قحطی را مهار میکرد.
در ماه آوریل ۱۹۱۸ (فروردین ۱۲۹۷)، فرانسیس وایت دبیر سفارت آمریکا از بغداد به تهران سفر میکند. کالدول مینویسد: «مفتخراً به ضمیمه، یادداشت دبیر سفارت را که حاوی اطلاعاتی است که نامبرده طی سفر خود از بغداد به تهران گردآوری کرده و ممکن است مورد علاقه آن وزارتخانه قرار گیرد، ارسال میکنم.» وایت وضع گرسنگی را چنین تشریح میکند:
در سرتاسر جادهها کودکان لخت دیده میشوند که فقط پوست و استخواناند. قطر ساقهایشان بیش از سه اینچ نیست و صورتشان مانند پیرمردان و پیرزنان هشتاد ساله تکیده و چروکیده است. همه جا کمبود دیده میشود و مردم ناگزیرند علف و یونجه بخورند و حتی دانهها را از سرگین سطح جاده جمع میکنند تا نان درست کنند. در همدان چندین مورد دیده شد که گوشت انسان میخورند و دیدن صحنه درگیری کودکان و سگها بر سر جسد یا به دست آوردن زبالههایی که به خیابانها ریخته میشود عجیب نیست.
نهضت جنگل مقارن با قحطی در ایران بود. در این مقطع در جغرافیای حکومت میرزا کوچک خان آثار قحطی کمتر دیده میشد و جنگلیها با مدیریت منابع طبیعی و کشاورزی گیلان توانسته بودند این قحطی بزرگ را در محدودهٔ سرزمینی خود کنترل کنند.
همزمان با شرایط سخت قحطی بزرگ در ایران، نهضت جنگل توانست علاوه بر کنترل قحطی در گیلان، پناهگاهی برای بسیاری از ایرانیان باشد. جنگلیها مقرری مشخصی از برنج برای مردم تهران، همدان، و چند شهر و آبادی دیگر در نظر گرفته بودند. عملکرد کمیته تحت ریاست کوچک خان در خصوص مدیریت قحطی باعث شد هیئتهای مذهبی آمریکایی حقوق بشری در رشت پول امداد را پس فرستند و بگویند به دلیل تدابیر مؤثری که جنگلیها به کار گرفتهاند به کمک ایشان نیازی نبودهاست. همچنین پدر موری سرپرست هیئت مذکور، موفقیت جنگلیها را بدین گونه ستود: جنگلیها ماهانه ۱۰ هزار دلار صرف مراقبت از پناهندگان قحطی زدهای میکنند که به رشت میآیند.
به گفته یکی از پزشکان بیمارستان آمریکایی در تهران با نام جی دی فریم، جنگلیها با فراهم آوردن سرپناه برای مردم بیپناه و کنترل ورود و خروج برنج از شهر رشت عملیات امداد ترتیب دادند. این عملیات امداد شگفتی این پزشک را برانگیخته بود.
گزارشهایی در مورد کمکهای انساندوستانهٔ سازمانهای غیردولتی آمریکایی به ایران در زمان قحطی وجود دارد. به علاوه گفته شده که پس از درخواست وام یک میلیون تومانی دولت ایران از دولت آمریکا، دولت آمریکا یک وام بلاعوض به ایران دادهاست. در یکی از نامههای موجود در اسناد وزارت امور خارجه آمریکا گفته شده که مردم آمریکا بالغ بر دو میلیون دلار کمک برای مردم قحطیزدهٔ ایران فرستادهاند [مطالعه بیشتر: قحطی ۱۲۹۸–۱۲۹۶ ایران].

دومین قحطیای که انگلستان به ایران تحمیل کرد در سال ۱۹۴۲ میلادی (۱۳۲۲) بود که متفقین به بهانه حمایت رضا شاه از آلمان، ولی برای بهره بردن از خط راهآهن اشتباهی که رضا شاه از جنوب به شمال ایران کشیده بود و در راستای منافع نظامی انگلستان بود و نه توسعه اقتصادی ایران، ایران را اشغال کردند و در نتیجه، ایران به پل پیروزی و کرویدور اصلی ارسال تسلیحات و مایحتاج ارتش سرخ از سوی آمریکا و انگلستان تبدیل شد و متفقین در این مدت، کنترل کامل تمامی راهها و وسایل ارتباطی از جمله کامیونها و قطار شمال-جنوب را در دست گرفتند که به فلج شدن شبکه توزیع مواد غذایی ما منجر شد. بنابر مطالعات محمدقلی مجد، ۳-۴ میلیون ایرانی کشته شدند. [بنگرید به مستند تاریخی ارزشمند «قحطی تحمیلیای که جهان از یاد برد»].
در ۱۳۰۷ وزارت فوائد عامه ده دانشجو را برای تحصیل در رشته های راه آهن، ذوب آهن و معادن به اروپا اعزام کرد.
در ۱۳۳۰ دولت انگلستان اعلام کرد که هر کس از ایران نفت بخواهد تحت تعقیب قرار خواهد گرفت.

حوادث تاریخی جهان
در پانزدهم شهریور سال ۱۰۱۳ در جریان جنگهای سیساله، قوای کاتولیک وفادار به پاپ در نبرد نوردلینگن[1] بر قوای آلمانی و سوئدی پروتستان غلبه کردند. در این نبرد سی و چهار هزار کاتولیک با بیست و چهار هزار پروتستان جنگیدند و تلفاتشان به ترتیب دو هزار و هشت هزار تن بود.
در ۱۳۴۵ نخستوزیر آفریقای جنوبی و طراح آپارتاید (هندریک وِروُرد[2]) در پارلمان با چاقو مورد حمله قرار گرفت و کشته شد.
در ۱۳۶۵ دو تن از اعضای یک گروه تروریستی به فرماندهی صبری خلیل بنا (ابونضال) که از بنیانگذاران فتح و همکاران یاسر عرفات و صدام حسین بود، در استانبول به گروهی از یهودیان که برای عبادت در کنیسهای جمع شده بودند حمله بردند و ۲۲ تن را کشتند.
در ۱۳۴۷ سوازیلند استقلال یافت و در ۱۳۷۰ شوروی استقلال کشورهای بالتیک را به رسمیت شمرد و با طرد نام لنینگراد اسم سنپترزبورگ را به آن بازگرداند.
این روز با دریانوردی و به خصوص جنبشهای مربوط به پوریتانها[3] پیوندی دارد.
در ۱۰۲۱ هم مجلس انگلستان که در دست نمایندگان پوریتان بود قانونی گذراند و نمایش تئاتر را ممنوع ساخت!
در ۱۰۷۷ پتر کبیر[4] بر ریش اشراف مالیات بست.
در ۱۲۲۶ هنری دیوید ثورو[5] فیلسوف و نویسندهی آمریکایی به خانهی دوستش رالف والدو امرسون[6] نقل مکان کرد.
در ۱۲۸۰ لئون زولگوش[7] رئیسجمهور وقت آمریکا، ویلیام مککینلی[8] را ترور کرد و کشت.
در ۱۲۹۰ گیوم آپولینر[9] شاعر با این اتهام که مونا لیزای داوینچی را دزدیده، دستگیر و زندانی شد.

در ۱۲۹۵ هم اولین سوپرمارکت که در آن مردم خود کالای مورد نظرشان را بر میداشتند با نام پیگلی ویگلی[10] در ممفیس[11] تنسی گشایش یافت.
در پانزدهم شهریور سال ۱۳۰۲ پلیس بینالملل (اینترپُل) تأسیس شد.
در ۱۳۰۶ فیلو فارنزوُرث[12] اولین تلویزیون را ساخت.

زادگان و رفتگان
از میان زادگان نامدار این روز میتوان به این نامها اشاره کرد: موزس مندلسون[13] فیلسوف آلمانی (۱۱۰۸)، جان دالتون[14] شیمیدان انگلیسی (۱۱۴۵)، ساروِپالی راداکریشنان[15] فیلسوف هندی و دومین رئیسجمهور هند (۱۲۶۷)، رابرت پیرسیگ[16] نویسنده و فیلسوف آمریکایی (۱۳۰۷)، و علی دیواندری نقاش و گرافیست ایرانی (۱۳۳۶). رفتگان مشهور این روز هم عبارتاند از سلطان سلیمان باشکوه (۹۴۵)، آکیرا کوروساوا[17] کارگردان ژاپنی (۱۳۷۷) و حسن عابدی شاعر و ادیب و روزنامهنگار پاکستانی (۱۳۸۴).

[1] Battle of Nördlingen
[2] Hendrik Verwoerd
[3] Puritans
[4] Peter the Great
[5] Henry David Thoreau
[6] Ralph Waldo Emerson
[7] Leon Czolgosz
[8] William McKinley
[9] Guillaume Apollinaire
[10] Piggly Wiggly
[11] Memphis
[12] Philo T. Farnsworth
[13] Moses Mendelssohn
[14] John Dalton
[15] Sarvepalli Radhakrishnan
[16] Robert M. Pirsig
[17] Akira Kurosawa
✍️ پژوهش و نگارش: شروین وکیلی | بازخوانی و ویرایش: بهنوش عافیتطلب [نقدآگین برخی تواریخ ارزشمند را افزوده و بعضن تصحیح یا حذف کردهاست].

رام (روزشمار ایرانیِ معنادار) کوششی است برای بازسازی تقویم روزشماری معنادار برای ایرانیان، به شکلی که مناسبتها و سالگردهای منسوب به روزها عینیتی علمی داشته باشد و زمان روزمره و معنازدودهی امروزینی که روزهایمان را پوچ و پوک ساخته را به توالیای معنادار از سالگردِ رخدادهای معنادار تبدیل کند. سه گوشزد در دربارهی طرح رام:
۱) تمام تاریخهایی که شناسهی میلادی (.م) یا پیشامیلادی (پ.م) ندارند به هجری خورشیدی محاسبه شدهاند.
۲) محتوای روزشمار رام نهایی نیست و تا پایان سال ۱۳۹۶ تکمیل میشود. هنگام نقل آن به طرح ارجاع دهید و این نکته را در نظر داشته باشید.
۳) اگر مناسبتی سراغ دارید که نادیده مانده، آن را همراه با نشانی مرجعش در تلگرام برایم بفرستید که در این طرح گنجانده شود: