کدام دین/عقیده بهتر است ؟ (قسمت اول)

کدام دین/عقیده بهتر است ؟ (قسمت اول)

t.me/floss_dictators

همانطور که پیشتر توضیح دادم قرار است ادیان و عقاید مختلف را بررسی (اجمالی) کنم.
سپس عقیده/دین برتر (و صحیح)‌ را از دیدگاه و نظر خودم مشخص کنم

این مقاله صرفا نظر شخصی خواهد بود اما سعی می کنم استدلال های خود را بدون تعصب و جهت گیری خاصی بیان کنم.

همانظور که می دانید بر اساس منطق و قاعده عقلی، اجتماع نقیضین غیرممکن و محال می باشد.
برای مثال همزمان دو عقیده خداباوری [دینی و غیر دینی] (Deism و Theism) و خداناباوری (Atheism) نمی توانند درست باشند. (خدا همزمان نمی تواند وجود داشته باشد و وجود نداشته باشد)

مثال های دیگر :‌
لامپ همزمان نمی تواند هم روشن و هم خاموش باشد.

عیسی مسیح نمی تواند همزمان هم :

  • خدا باشد (دیدگاه مسیحیت)‌ و هم فقط پیامبری از جانب خدا باشد (دیدگاه اسلام)
  • به صلیب کشیده شده باشد (دیدگاه مسیحیت) و هم به صلیب کشیده نشده باشد (دیدگاه اسلام)

پس همانطور که ملاحظه می کنید فقط یک عقیده/دین می تواند درست باشد و هر دو همزمان نمی توانند درست باشند (خداناباوری یا خداباوری، اسلام یا مسیحیت یا هیچکدام [خداناباوری یا دینی دیگر مانند یهودیت] و...)

حالا به شرح مختصری از زندگی خود می پردازم :
بدون شک بیشتر ما ایرانی ها در جامعه ای اسلامی (یا حداقل به ظاهر اسلامی)‌ به دنیا آمده ایم و بزرگ شده ایم. در چند سال اخیر به دلیل مشکلات اقتصادی (به هر دلیل اعم از عوامل داخلی و بیرونی)، پیشرفت تکنولوژی و افزایش نفوذ رسانه های اجتماعی میزان دینداری مردم ایران بسیار کاهش یافته است و در بسیاری موارد تنفر خود را از دین اسلام نشان می دهند.

بخش زیادی از مردم ایران به دلیل تسهیل شرایط مهاجرت به کشورهای [غربی] به مسیحیت گرویده اند [و همینطور بخشی از مردم افغانستان]


من هم به عنوان یک ایرانی مانند بسیاری از ایرانیان دیگر بعد از یک سری از پیشامدها (آشنایی با شبکه های تلویزیونی خارجی، شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک،‌ مطالعه برخی منابع و...) تقریبا ایمان خود را به اسلام از دست دادم [به واسطه بودن در یک خانواده نسبتا مسلمان بار ها تجدید ایمان کردم و همینطور بار ها ایمان به اسلام را کنار گذاشتم].

اما در نهایت پس از اتفاقات بسیار و مجادلاتم با ۲ فرد مسلمان تصمیم گرفتم که اسلام را رها کنم [بعدا به طور کامل] و در وادی ندانم گرایی (Agnosticism) قرار گرفتم.

همانطور که پیشتر بیان کردم ابتدا ندانم گرای متمایل به اسلام و خداباوری بودم [برخی احکام اسلامی را درست می پنداشتم] اما پس از گذشت زمانی معین به دلایلی (تضاد احکام اسلام با حقوق بشر [سازمان ملل] و...)‌ با خود اندیشیدم و به این نتیجه رسیدم که عقل من پاسخگوی بهتری نسبت به اسلام است و من دیگر نیازی به دین (به خصوص اسلام) ندارم. [ندانم گرایی متمایل به خداناباوری]

به واسطه برتری اقتصادی غرب (مسیحی ها) و همینطور تصوری که از ایران باستان (دوران بت پرستی/چند خدا پرستی [کوروش کبیر در استوانه گلی خود بیان می کند که مردوک را پرستش می کند] و آیین زرتشت) داشتم [بعد ها] با خود گفتم شاید ادیان دیگر (مسیحیت و آیین زرتشت) برتر باشند [استوانه/کتیبه کوروش] :

٢٢. از تخمه ی پادشاهی ای جاودانه، آن که پادشاهیش را خداوند[١۶] (= مردوک) و نبو Nabû دوست می دارند و از بهر شادی دل خویش پادشاهی او را خواهانند.

آنگاه که من (= کورش)‌ آشتی خواهان به بابل اندر شدم،[١٧]

٢٣. با شادی و شادمانی در کاخ شهریاری خویش، اورنگ سروری خویش بنهادم، مردوک، سرور بزرگ، مهر دل گشاده ام را که د[وستدار] بابل است به خواست خود به [خویشتن گروانید] (پس) هر روز پیوسته در پرستش او کوشیدم.[١٨]


اما پس از مدتی (تحقیقات محدود) متوجه شدم که زرتشتیت دین الهی نیست و مشکلات بسیاری (در باب آفرینش [ثنویت]،‌ عمر عالم [۱۲ هزار سال]، ۳ موعود آخرالزمان و...) دارد.

برای مثال بعد از زرتشت (تخمین زده می شود که حدودا ۷۰۰ تا هزار سال پیش از میلاد مسیح می زیسته است [صفحه ۱۴۹ تا ۱۵۰]) هر هزار سال باید یک منجی می آمد اما هیچ گزارشی از ۲ منجی اول در دست نیست.

توجه :

  • برخی از بهائیان معتقدند که دو موعود اول، محمد، پیامبر دین اسلام [بعدا به دین اسلام و دیگر ادیان ابراهیمی می پردازم] و سید علی محمد شیرازی ملقب به باب (Báb) پیامبر آیین بابی/بابیت/بابیه هستند و بهاء الله (پیامبر آیین بهاییت/بهائیت) موعود سوم می باشد.
  • سید علی محمد باب در دوران قاجار می زیست. او خود را به عنوان پیامبری جدید معرفی کرد و بشارت دینی را داد که قرار است پس از او توسط «من یُظهِره‌الله» (آنکه خداوند او را ظاهر خواهد ساخت)، و بارها در آثار خود به ظهور او اشاره کرد.
  • بعد از اعدام (تیرباران) باب [محل اعدام] بهاءالله خود را به عنوان «من یظهره الله» معرفی کرد. بیشتر بابیان به او ایمان آورده و خود را بهائی نامیدند. گروهی از بابیان که به پیروی از میرزا یحیی صبح ازل، بابی باقی ماندند ازلی نام گرفتند که تعداد آن‌ها اندک است.
  • آیین بهائیت صحیح نیست، زیرا [فقط یک مثال] بهائیان معتقدند که اعتقادات مسیحیان و مسلمانان صحیح است [و فقط به این دلیل آیین بهائیت آمده که احکام اسلام و مسیحیت منسوخ شده اند].

نکته :

  • همانطور که قبلا گفتم اجتماع نقیضین غیر ممکن است [عیسی مسیح نمی تواند همزمان هم به صلیب کشیده شده باشد و هم به صلیب کشیده نشده باشد و مردم به اشتباه گمان کرده باشند که مسیح کشته شده است]،‌ پس بهائیان عملا با درست دانستن هردو اعتقاد (دیدگاه اسلام و مسیحیت) بطلان آیین و عقیده خود را به اثبات می رسانند.
  • برای اثبات بطلان آیین بابیت و بهائیت کافی است کتاب «ماجرای باب و بهاء: پژوهشی نو و مستند درباره بهایی‌گری» اثر مصطفی حسینی طباطبایی [با VPN] را مطالعه کنید. از اینجا [با VPN] می توانید این کتاب را دریافت کنید توجه داشته باشید که مولف این کتاب فردی مسلمان است.
  • این کانال [تمام محتوای این کانال مورد تایید من نیست و صرفا می خواستم تعدادی ویدیو را نشر بدهم] هم تعدادی از ویدیوهای مصطفی حسینی طباطبایی [مثال] را در یوتیوب قرار داده است.

پس از هزار سال از زمان زرتشت، دختری از نژاد پاکان وارد دریاچه کیانسیه شده، غسل خواهد کرد. او از نطفة زرتشت، باردار شده و بدین ترتیب رهاننده و منجی نخستین، هوشیدر یا اوخشیت ارته، متولّد می‌شود. هزار سال متعلّق به او است. همین اتّفاق در پایان هر هزار سال روی می‌دهد و دو نفر دیگر به ترتیب متولّد می‌شوند (دینکرد، کتاب هشتم، فصل 14 قطعات 12 – 14).


پس تا به اینجای کار ثابت شد که زرتشتیت دینی الهی نیست (یا حداقل در طول زمان دستخوش تحریفات بسیاری شده است) و آیین های بابی و بهاییت باطل هستند.


در قسمت بعدی سعی می کنم دو دین هندوییسم/هندوئیسم (Hinduism) و بودیسم
(Buddhism) را (به صورت اجمالی) بررسی بکنم...

Report Page