weiiying666♡
悪の`ˢ⃫ᵃˢʰᵃ
نام = ویکتور فیتودو
نوع سلاخی = شلیک اسلحه
سن = ۳۲
تعداد قربانی ها تا به حال = ۱۲
هدف = انتقام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
مرد خنده درد ناکی زد
انگار همه این ها برایش یک بازی بود
انگار هنوز هم فکر میکرد میتواند زنده بماند
واقعا؟ انقدر احمق بود
+ اه ویکتور خیلی وقت بود ندیده بودمت نمیفهمیدم انقدر وحشی شدی
بی حس نگاهی بهش انداختم
نزدیکش شدم
_ من هنوز ارومم وحشی نشدم میخای ببینی برات چه اتفاقی میوفته وقتی وحشی بشم
مرد لرز خفیفی به تنش افتاد
وانمود میکرد هیچ ترسی ندارد
انگار بابت زنده موندنش مطمئن بود
مرد تکانی خورد و لب زد
+ میدونی هرچقدرم وحشی بازی در بیاری هنوزم از کشتن ادما میترسی این عادتتو یادمه
خنده بلندی بعد از اتمام حرفش سر داد
سرد نگاهش کردم
_ کاش واقعا همینطور بود
نیشخندی زدم و اسلحه مو از جیبم بیرون کشیدم و به سمت سرش نشانه رفتم
مرد شوکه از حرکت ناگهانی من سکوت کرد
_اه گفتی وحشی شدی.. نه بزار الان وحشی بشم
و شلیک کردم
اولین گلوله به کتف راستش برخورد کرد
فریادی از سر درد کشید
+ عوضی. عوضی. عوضییی
پشت سر هم تکرارش میکردم
خنده ای سر دادمو گلوله دوم رو بار به اتمام رسیدن خندم به کتف چپش زدم
از شدت درد به خودش می پیچید
فحش هاش تبدیل به التماس شده بود
ثانیه به ثانیه بیشتر التماس میکرد
اینبار سرش رو هدف گرفتم
و در کسری از ثانیه
به سرش شلیک کردم
اطرافش رو خون پر کرده بود
زیر لب زمزمه کردم
_ اگه میدونست میمیره مطمئنما حداقل درخاستی میکرد هااا..
شونه ای بالا انداختم و به سمت در به راه افتادم..