بیم و امیدهای احیای سازمان ادوار تحکیم وحدت
محمد احسانی، عضو سازمان ادواردر روزهای اخیر با شکل گیری مجدد سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار دفتر تحکیم واحدت) موجی از بیم و امید در میان فعالین سیاسی به ویژه فعالین دانشجویی سابق شکل گرفته است. از قضا محتوای اکثر این مطالب نشان از یاس و ناامیدی از فرجام مجدد این حزب دارد. این نگاه نا امیدانه به آینده یک حزب سیاسی که در حدود 10 سال هیچ گونه فعالیتی نداشته است از بعد تاریخی قابل بررسی است. در یکصد و بیست سال گذشته که ایرانیان با فکر حکومت قانون، قصد تغییر و مشروط نمودن قدرت را داشته اند، تا به امروز تقریباً هیچ یک از خواسته های اساسی و مهم سیاسی و اجتماعی به ثمر ننشته است. روشنفکران عصر مشروطه با تقلیل مفاهیم اساسی چون آزادی به امر به معروف و مشروطه به مشروعه قصد پیش برد اهداف خود را داشته اند که در نهایت منتج به شکل گیری استبداد با قواره ای به مراتب بزرگتر از قبل گردید. در عصر ملی شدن صنعت نفت هم پویش ها و تلاشهای ایرانیان به نقطه مشخصی ختم نگردید و در نهایت با سرنگونی دولت محمد مصدق، موجی از یاس و نا امیدی در جامعه سرازیر گردید. اینکه در تمامی سالهای تاریخ معاصر، کوشش ها و تلاش ایرانیان برای توسعه و تجددخواهی به نقطه مشخصی ختم نمیگردد و در هر دوره ای با شکل گیری برخی از مظاهر اولیه تجدد، همچون چراغی کم سو رو به خاموشی مینهد، خود دلیلی است بر بی میلی فعالین اجتماعی و سیاسی به ادامه راه تحول خواهی در ایران.
در سالهای اخیر و با شکل گیری دولت اصلاحات نیز موجی از امید و آرزو به توسعه سیاسی و اجتماعی شکل گرفت. آرزوی اصلاحات خیلی زود به یاس و سرخوردگی و در نهایت قهر و تحریم صندوق رای منجر گردید. پس از سالها یاس و نا امیدی با شکل گیری دولت تدبیر و مجلس امید و شوراهای اسلامی در شهرهای بزرگ، مجددا بارقه هایی از امید روشن گردید که باز هم به دلیل گرفتاری دولت در مشکلات اقتصادی، دیپلماسی و ناکارامدی در ایجاد تغییرات اساسی به یاس منجر گردید. تاریخ معاصر ما از زمان اولین تشکیل مجلس شورا در آسیا تا به امروز پر است از این بیم ها و امیدها،یاس ها و آرزوها و در نهایت اما دستاوردهای واقعی ما بر روی زمین برخی از مظاهر تجدد است مانند راه آهن، دانشگاه، اینترنت و بس. تاریخ معاصر ما پر است از دلمردگی، افسردگی و تبعید رهبران جنبش های اجتماعی همچون سردار ملی و محمد مصدق.
از این منظر نگاه منتقدین عزیزی که تشکیل سازمان ادوار را بخشی از تابلوی مایوس کننده تاریخ معاصر میدانند قابل بررسی است. این نقد از این جهت به جا است که سازمان ادوار بایستی طرح نو در سیاست ایران دراندازد وگرنه به صرف تشکیل یک حزب جدید نه تنها تغییری ایجاد نمیگردد بلکه آن آبرویی که به خاطر سالها تلاش و کوشش در جنبش دانشجویی به دست آمده نیز بر باد میرود. سوال اساسی این است که چه طرحی باید درانداخت؟
ظرفیت های سازمان ادورا
در پاسخ به این انتقاد تاریخی باید به تفاوت ها و ظرفیت های سازمان ادوار اشاره کنم. بر خلاف اکثر احزاب کنونی که بر پایه برخی از شخصیت های تاثیر گذار سیاسی شکل گرفته اند، سازمان ادوار بر اساس یک جنبش اجتماعی نضج یافته است. در سالهای میانی دهه هفتاد و با بسط و گسترش فعالیتهای دانشجویی در دانشگاهها و شکل گیری انجمن های اسلامی در اکثر دانشگاههای کشور، بخش مهمی از فعالین دانشجویی در ذیل مجموعه دفتر تحکیم وحدت به فعالیت می پرداختند. پس از اتمام دوران تحصیل، این احساس نیاز در بدنه این فعالین دانشجویی سابق ایجاد گردید که همان اهدافی که برای جنبش دانشجویی قائل بودند را ادامه دهند و بدین روی سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت شکل یافت. بنابراین سازمان ادوار به لحاظ فرم دارای یک شاکله جنبش اجتماعی است که در هر لحظه میتواند به بازآرایی و تغییر شکل مشخص با توجه به نیازهای جامعه بپردازد. این ظرفیت مهم بر خلاف تمامی احزاب در سازمان ادوار نهفته است که میتواند با ارتباط با اعضای گسترده فعالین دانشجویی سابق در تمام کشور، نبض خواسته ها و نیازهای جامعه را بسنجد. سازمان ادوار باید در آینده به سمت پیشینه اجتماعی خود بازگردد و مهمترین اولویت خود را تقویت جامعه مدنی و برآورد و سنجش نیازهای اجتماعی بگذارد.
در طول تاریخ معاصر، همه کوشش ها و تلاش های ایرانیان به دو سد مهم سیاسی و مذهبی برخورده است و سبب ایجاد یاس و نا امیدی گردیده است. در تمامی این سالها ما فراموش کرده ایم که قدرت همچون اقتصاد دو سویه دارد. یک سوی آن عرضه کنندگان سیاست و قدرت هستند و یک سوی دیگر آن تقاضا مندان سیاست. ما در تمامی 120 سال فکر حکومت قانون به دنبال تغییر در تفکرات و روشهای حاکمان بوده ایم و از تغییر در سوی تقاضای قدرت یعنی مردم غافل مانده ایم. مادامی که جامعه ای حساس، مطالبه گر و پرسش گر به وجود نیاوریم، تا زمانی که جامعه مدنی قدرتمند و کارآمد شکل ندهیم، هیچ قدرتی نیاز به تغییر و کرنش در برابر ما را نخواهد داشت. از این میان سازمان ادوار تحکیم باید با احیای پشتوانه اجتماعی خود به عنوان یک حزب اجتماعی نسبت به تقویت جامعه مدنی بپردازد. مسلم است که تغییرات از بدنه و بافت جامعه به عنوان تقاضای قدرت، راهی است به مراتب طولانی تر و دشوارتر اما آنچه مسلم مینماید در این راه دچار یاس و سرخوردگی نخواهیم شد و دستاوردهای خود را به درستی می توانیم ارزیابی نماییم.