نقدی بر فیلم Apocalypto؛ معماریْ فروپاشی تمدن را ندا میدهد!
سجاد زلیکانیپیشگفتار
ماجرای اصلی فیلم آپوکالیپتو[1] که در ایران آن را با نام آخرالزمان میشناسیم، با صحنهای آغاز میشود که گروهی از رزمجویان با هدفی مشخص به دهکدهای کوچک، بَدوی و عقبمانده حمله میکنند. مهاجمان روستا را نابود و شخصیت اصلی فیلم، شخصی بهنام «پنجۀ پلنگ» و سایر افراد زندهمانده را اسیر میکنند. آنها از جنگلهای ویرانشده عبور میکنند، معادن و کارگاههایی را پشتسر میگذارند که کارگران و اسیران زیادی در آنها به کار مشغولاند، به روستاها یا حاشیهنشینهایی قدم میگذارند که فقر، بدبختی، قحطی و خشکسالی از سرورویشان میبارد و درنهایت به پایتختشان میرسند که معابد و اهرام زیادی در آن خودنمایی میکنند و رسم قربانیکردن انسان برای خشنودی بزرگترین خدایشان در آن انجام میشود.
در پوستر فیلم، شخصی را با خنجری در دست و لباسی بَدوی بر تن میبینیم که بناهایی بهشکل هرم پشتسر او قرار دارند. مل گیبسون [2] با این فیلم ما را وارد تمدن باستانی و بزرگ «مایا» [3] میکند، سبک زندگی و بعضی از وجوهات مهم این تمدن را به تصویر میکشد و انتهای فیلم را به موضوعی گره میزند که اگر برای اولین بار بینندۀ این فیلم باشیم، هرگز انتظار چنین سکانس میخکوبکنندهای نخواهیم داشت. با همۀ این اوصاف، آپوکالیپتو قصد ندارد تمدن مایا را دقیق و موبهمو روایت کند. معتقدم موضوع اصلی فیلم آپوکالیپتو به افتوخیز تمدنها اشاره دارد. واضح است که معماری یا شهرسازی یکی از وجوه تمدن به حساب میآیند. حال، معماری یا شهرسازی تمدن هرچه فاخرتر باشند، آن تمدن را قویتر و پررونقتر میدانیم؛ اما گویا در فیلم آپوکالیپتو عکس این قضیه ارائه شده است. من که فکر میکنم اینطور است. امیدوارم مل گیبسون نیز با من همعقیده باشد!
محققان عقیده دارند این تمدن از حدود هزارۀ دوم قبلاز میلاد و بهمرور شکل گرفت، در حدود سالهای ۲۰۰ تا ۸۰۰ بعداز میلاد متمرکز شد و به اوج شکوفایی رسید و از حدود سالهای ۸۰۰ میلادی بهبعد، قدرتش بهصورت شتابزده کاهش پیدا کرد و درنهایت در سالهای ابتدایی ۱۵۰۰ میلادی، بهکلی از صحنۀ سیاست حذف شد. در این زمان، شهرهای بزرگ و معروف تمدن مایا که از حدود قرن نه میلادی رو به زوال گذاشتند، تقریباً خالی از سکنه و مردمان در روستاها پراکنده بودند. علل افول قدرت و نابودی سریع مایا هنوز در پردۀ ابهام قرار دارند؛ اما محققان چند نظریه را مطرح میکنند که البته بعضی از این نظریهها، با بهدستآمدن شواهد باستانشناختی، تا حدودی به قطعیت نزدیک شدهاند.[4] از مایا تعداد زیادی آثار معماری و شهرسازی حیرتآور باقی ماندهاند. گیبسون قطعاً با اشراف به این نکات، آپوکالیپتو را ساخته و پرداخته کرده است که میتوان بسیاری را بهصورت نمادین در فیلم مشاهده و از منظر معماری و شهرسازی تحلیل کرد.
با نگاهی سطحی، فیلم تعقیبوگریز شخصیت اصلی را با مهاجمان روایت میکند که از دستشان میگریزد؛[5] اما معتقدم موضوع اصلی فیلم آپوکالیپتو به افتوخیز تمدنها اشاره دارد. واضح است که معماری یا شهرسازی یکی از وجوه تمدن به حساب میآیند. حال معماری یا شهرسازی تمدن هرچه فاخرتر باشند، آن تمدن را قویتر و پررونقتر میدانیم؛ اما گویا در فیلم آپوکالیپتو عکس این قضیه ارائه شده است. من که فکر میکنم اینطور است. امیدوارم مل گیبسون نیز با من همعقیده باشد!

درنگی معمارانه بر آپوکالیپتو
بهطورکلی، دو نقطۀ زیستی در این فیلم مشاهده میشوند: روستایی بَدوی و محقر در دل جنگلهای انبوه که تمام اصول و ساختارهای یکجانشینیاش در ابتداییترین صورت دیده میشوند. روستاْ نه پیچیدگی مهندسی دارد و نه ظرافیت هنری؛ شهری پرجمعیت و پیچیده با ساختمانهای متنوع که شاه و خاندان اشرافی در آن حضور دارند. این دو نقطۀ زیستی، بهنوعی نمایندۀ روستاها و شهرهای پرشمار از این دست در تاریخ تمدن مایا هستند. احتمال میدهم شهر پررونق مایایی فیلمْ شهر «تیکال»[6] باشد؛ چون معبد یا هرمی که نمایش داده میشود و یکی از نقاط عطف فیلم است، با اندکی اختلاف به معبد یا هرم معروف این شهر شباهت دارد.[7] تیکال اولین و درعینحال، یکی از پایتختهای معروف و پررونق تمدن مایا بود. پساز زوال تیکال در حدود سالهای ۸۰۰ میلادی، شهر «چیچن ایتزا»[8] بهعنوان مرکز اصلی حکومت مایا معرفی شد و تقریباً با افول قدرت در این شهر بود که زوال مایاها آغاز و درنهایت بهدست اسپانیاییها تسخیر شد. بنابر تحقیقات باستانشناسان، مهاجمان اسپانیایی در حالی با شهرهای بزرگ مایایی مواجه شدند که آن شهرها تقریباً خالی از سکنه بودند؛ اما در لحظات پایانی فیلم میبینیم که پنجۀ پلنگ و مهاجمان با اسپانیاییها (مبلغان دینی و کُنکیستادور[9]) مواجه میشوند و این در حالی است که مایاها در اوج قدرت حضور دارند و شهر تیکال نیز زنده و پررونق است. بهواقع، این تصویرسازی چیزی جز نمادپردازی نیست؛ نمادی برای این مطلب که تمدنها (چه باستانی چه امروزی) اگر از ابتدا ارکانشان را درست و اصولی نچینند، از همان روزهای آغازین قدرت (مانند دوران رونق تیکال) در نابودی به سر میبرند.
روستای بَدوی و محقر فیلم نمایندهای است برای هزارانهزار روستای اینچنینی در آن دوران. این روستای عقبمانده در نزدیکی پایتخت بزرگ مایا قرار دارد.[10] معتقدم گیبسون در آپوکالیپتو، با نزدیک قراردادن این دو نقطۀ زیستی به یکدیگر، بهشکلی میخواهد رویۀ توزیع ناعادلانۀ امکانات رفاهی و تفاوت چشمگیر طبقات اجتماعی را براساس ساختار و صورت این دو نقطۀ زیستی به ما متذکر شود؛ بااینکه در نزدیکی یکدیگر قرار دارند، اما یکی در اوج ثروت و نعمت و قدرت دیده میشود و دیگری در ابتداییترین حالت دستوپا میزند. در فیلم، تضاد طبقات ساکنان شهر را درون بافت پایتخت مایا نیز شاهدیم، از لایههای ابتدایی شهر (زاغهنشینان و تهیدستان) تا مرکزش (اشرافیان و ثروتمندان) که اهرام و معابد قرار دارند. این رویه و این قالبهای زیستی ناپسند نیز امروزه وجود دارند و شاید گیبسون طعنهای به شرایط فعلی زده است.



یافتههای باستانشناسان نشان میدهد مایاها در ساختن شهرها و بناهای بزرگ و کوچکشان، از چوب بسیار استفاده میکردند. این چوبها از جنگلهایی به دست میآمدند که در اطراف و نزدیکی مجتمعهای زیستیشان وجود داشتند. شهرهایشان را درون جنگلها ایجاد میکردند. ایجادکردن شهرهای بزرگ مایایی در جنگل، خودبهخود زمینۀ نابودی جنگلها و منابع طبیعی و تغییرات اقلیمی را فراهم میکرد. همچنین باستانشناسان در بررسیها متوجه شدند مایاها نوعی بتن مخصوص اختراع کرده بودند که آن را بهوفور در ساختمانهای مختلف شهرها به کار میبستند. مواد اصلی این بتن مخصوص سنگ آهک و چوب بودهاند. حال، این یافتهها و این نکات را مقابل صحنههای فیلم قرار دهیم: عبور مهاجمان و اسیرانشان از جنگلهایی که مسطح شدهاند؛ کارگران مایایی که درختان جنگل را میبُرند و نابود میکنند؛ کارگاههای مختلفی که در آنها بهوفور از چوبها برای تولیدات گوناگون استفاده میشوند؛ بهکاربردن همان چوبهای بریدهشده، با روشهای مختلف برای ساختن بناها، بهویژه اهرام و معابد. در آپوکالیپتو، جنگلهای تخریبشده، معادن و کارگاههاْ در قلمروی مدیریتی مایا نشان داده میشوند و گروه مهاجمان مایایی بر این رفتارها و کارها شاهد و ناظرند، غافل از اینکه بلای خانمانسوزیاند و بر سرشان نازل خواهند شد، یعنی آنطور که در فیلم نمادپردازی شده است: کارگران مایایی درختی تنومند را میبُرند و درخت هنگام افتادن بر زمین، جان گروه مهاجم و اسیران را به خطر میاندازد. متأسفانه امروزه نیز با طبیعت و منابع طبیعی بهخوبی رفتار نمیکنیم. برای ساختن شهرها و بناهای مختلف، مغولوار به طبیعت و اجزای گوناگونش هجوم میبریم! امکان دارد سرنوشتی مانند سرنوشت مایا در انتظارمان باشد، یعنی نابودی تمدن بر اثر نابودکردن منابع طبیعی و تغییرات اقلیمی پساز آن که یکی از علتهای زوال تمدن مایا شمرده میشوند.




در فیلم، گفتوگویی کوتاه بین پنجۀ پلنگ و یکی از اسیران وجود دارد:
ـ«ما را کجا میبرند؟»
ـ«صحبت از بنایی سنگی است.»
ـ«آنجا چه اتفاقی میافتد؟»
ـ«نمیدانم؛ اما از زمین خون جاری است. نزدیکش هستیم.»
این جملات در لحظهای از فیلم دیده میشوند که تا پیشاز آن و بههمراهش، نشانههای مختلفی شاهدیم: «تهاجم، تجاوز، کشتار، بیرحمی، اسارت، فقر، قحطی، خشکسالی، نابودکردن بیرویۀ جنگل، کارگریِ تحمیلشده». چه رابطهای میان بهاسارتبردن انسان و بنایی سنگی وجود دارد؟ در حالت کلی، بنای سنگی باید اسیر و درخدمت انسان باشد یا انسان اسیر و درخدمت بنای سنگی؟ با یافتههای باستانشناختی، متوجه شدهایم که مایاها معابدشان را نمودی ظاهری از خدایانشان میدانستند، بهویژه خدایی بهنام کوکولکان[11] که در فیلم نیز از او یاد میشود. مایاها برای احداث معابد و اهرام مقدسشان باید از نیروی کارگران استفاده میکردند. این کارگران اسیرانی بودند که یا در جنگهای بین دولتها به اسارت برده میشدند یا بهمانند آنچه در این فیلم میبینیم، یکی از خودیهای فرودست جامعه بودند که با حمله و هجوم به خانه و کاشانهشان، ناگهان به اسیر تبدیل میشدند! این اسیران با خونشان در مراسم قربانیکردن انسان، باید خوشنودی و رضایت خدای مایاها را فراهم میآوردند. پس معابد و اهرام مقدس ساخته شدند تا انسان را اسیر خودشان کنند. بیشک بهترین ارائۀ گیبسون در آپوکالیپتو برای این منظور، صحنهای است که غلطیدن جسد قربانی را از بالای هرم بهسوی پایین نشان میدهد. این یعنی سقوط ارزشها و مقامهای انسانی. هم ذهن آن انسانها به اسارت برده میشد و هم جسمشان. تمدنهایی که اینگونه انسانها را به اسارت میبرند و بناها و ساختمانهایشان را با هزاران درد و اندوه و ظلم میسازند تا انسان را مقابلش حقیر و ناچیز و برده جلوه دهند، بیشک محکوم به زوال و نابودیاند. آیا بناها و ساختمانهای گوناگونی که بهفرمان اربابان امروزین قدرت ساخته میشوند، چیزی خلاف این را نشان میدهند؟ خیر! معتقدم گیبسون بهصورت نمادین، گفتوگوی مربوط به بنای سنگی را پساز و همراه با بهتصویرکشیدن تمام آن زجرها و ظلمها قرار داده است تا نشان دهد در پس آثار فاخر دولتها و حکومتهای گذشته و امروزین، زجر و ظلم خوابیده است.

تمدن مایا به چنان پیشرفت و دقتی دست پیدا کرده بود که توانست ماهگرفتگی را پیشبینی کند. شاهدی عینی بر این ادعا، یکی از کتابهای باقیمانده از تمدن مایا بهنام دِرسدِن[12] است. در فیلم آپوکالیپتو، شاهد خورشیدگرفتگی هستیم که بهنظرم برترین نمادش به حساب میآید. فرقی بین خورشیدگرفتگی یا ماهگرفتگی نیست؛ مهم بیان پیشرفتهای حیرتانگیز علمی و نجومی مایا است. چهبسا ممکن است خوشیدگرفتگی را نیز پیشبینی کرده باشند.[13] بههرروی، در زمان خورشیدگرفتگی، ماجرای فیلم در بالاترین نقطۀ معبد یا هرم اتفاق میافتد؛ جایی که فقط پادشاه و خانوادهاش، کاهن بزرگ و سایر اشراف اجازه دارند در آن حاضر شوند. جایی که بر تمام شهر و مردم نظارت و اشراف دارد. جایی که شاه، اشراف، موبدان و بزرگان قوم مایا حضور دارند. جایی که نزدیکترین مکان به خدایان و بسیار مقدس است. اینجا جایی است که مایاهاْ مراسم اصلی قربانیکردن انسانها را برای خشنود شدن خدایانشان برپا میکنند. در جریان همین اتفاقات، خورشیدگرفتی روی میدهد. کاهن بزرگ و پادشاه، از وقوع خورشیدگرفتگی، بهصورت پنهانی خوشحال و راضیاند؛ چون آنان و سایر اشرافیان بهواسطۀ دراختیارداشتن دانشمندان و دانش ثبتشده، پیشتر از چنین رخداد نجومیای باخبر بودند، یعنی دقیقاً منطبق بر یافتههای محققان دربارۀ قدرت پیشبینی ماهگرفتگی تمدن مایا. درمقابل، سایر مردم شهر چنان ترسیدهاند که از کاهن و شاه میخواهند خدایان را بخوانند تا آنان را ببخشایند. کاهن بسیار هوشمندانه سخنانش را با عبورکردن ماه از مقابل خورشید هماهنگ میکند و به آنان میگوید: «...کوکولکان خونی را که باید مینوشید نوشیده است... خدای عظیم! به ما نشان بده که شادمان شدهای. روشناییات را بر ما بیفشان». بهمحض اتمام سخنان کاهن و تابیدن نور خورشید، خوشحالی تمام مردم را در بر میگیرد و از رضایت خدایشان احساس سعادت دارند. این تصویرسازی گیبسون، درواقع نمادی است برای بیان این نکات: خرافات و وضع قوانین نامعقول از طبقات بالادست حکومتی به عموم مردم صادر میشود؛ اربابان قدرت به مردم مجال درستاندیشیدن نمیدهند؛ آگاهی و دانش صحیح مردم برایشان خطر محسوب میشود؛ آنان با توجیه خرافات و موهومات به مردم، هزارانهزار سال از جهل مردم برعلیه مردم استفاده کردند. همۀ این اتفاقات در اعلیترین و مقدسترین مکان اتفاق میافتند، آخرین طبقۀ اهرام، جایی در حضور مستقیم شاه و بهزعم خودشان، نزدیکترین مکان به خدا. معماری در حکم مکان و فضایی شد برای حکومتکردن بر مردم، با اسلحۀ جهل و ناآگاهی و وحشت. بزرگی، وسعت و زیبایی بنا به القای حس پذیرش کورکورانۀ هر حکم و قانون و نیز ناچیز نشاندادن مردم دربرابر اربابان قدرت تأثیر شایانی دارد.



با واردشدن به لحظات پایانی فیلم، یعنی حضور اسپانیاییها در سواحل دریا و روبهروشدن ناگهانی مایاها با آنان، بهخوبی با آن همزادپنداری خواهیم کرد. مایاها با دیدن این مهمانان ناخوانده ماتومبهوت میشوند. دست از جنگ، کینه، نفرت، فرار، تعقیب و انتقام برمیدارند. شک ندارم در آن لحظه میخواستند به عقب بازگردند و آنهمه خودمشغولیهای سخیف و ناچیز را جبران کنند. اکنون میدانند آن اهرام سربهفلککشیده که صاحبان روح و جسم قربانیان بودند، یارای مقاومت دربرابر قدرت تهاجمی مهاجمان بیگانه را ندارند. آیا قربانیکردن انسانها و انجام هر نوع مراسم آیینی و دینی در این بناها میتوانند مانعی برای مهاجمان و نابودی حکومت باشند؟ مایاها در این لحظه به این باور میرسند که اهرام مقدسشان، یعنی صورتهایی اینجهانی از خدایانشان، هرگز مانع هجوم بیرونی و دافع زوال درونی نخواهند بود.


سخن پایانی
تمدنی میآید و میرود، تمدن پشت تمدن. آثارشان بهکلی نابود میشوند یا اندکی باقی میمانند. در مواجهه با بناهای بزرگ و مهم تمدنها، فقط نباید انگشت حیرت بر دهان بگذاریم و تحسینشان کنیم. شاید علتهای زوال و نابودی تمدنها، احداث همین بناهای جانسخت باشند که برخلاف سازندگان و باشندگانشان، از سرما و گرمای روزگار جان سالم به در بردهاند. در آپوکالیپتو، اگرچه بناهای فاخر و حیرتآور برای مدتی پررونق بودند، ولی هر رَج از آن بناها بوی نابودی مایا را داشتند. پس معماری بهسهم خودش میتواند فروپاشی تمدن را ندا دهد. این فیلم تصویری نمادین از داستان پایانی هر تمدن است. فارغ از ناپسندبودن حملۀ پادشاهی اسپانیا و تصرف و استعمار قارۀ آمریکا و دوربودن از معیارهای حقوق بشر، آیا مایاها با دستان خودشان به نابودی خودشان دست نزده بودند؟!
۱. اگر فیلم را با زیرنویسِ فارسی دیده باشید و اگر پساز خواندنِ این مطلب تصمیم گرفتید به سراغش بروید، باید نکتهای مهم دررابطهبا زیرنویسِ این فیلم در نظر داشته باشید؛ تمامِ زیرنویسهایِ فارسی و انگلیسیِ آپوکالیپتو، آغازین ثانیههایش را با این جملۀ منسوببه فیلسوف و تاریخنگار، ویل دورانت به نمایش میگذارند: «تا زمانی که تمدنی بزرگ خودش را از درون نابود نکرده باشد، از بیرون تسخیر نخواهد شد». این در حالی است که فیلم چنین متنی ندارد! اگر این متنِ اضافه و اشتباه وجود نداشته باشد، در ابتدای فیلم بههیچوجه نمیتوان تشخیص داد که هدف و موضوع چیست و نیز لذتِ تماشای آپوکالیپتو صدچندان میشود. این متن در ابتدای فیلم حکمِ پیشنمایشی را ایفا میکند که بهعمد، هدف و موضوع فیلم را حاضر و آماده در اختیارتان قرار میدهد.
۲. Mel Gibson.
۳. Maya. امروزه حدودِ جغرافیاییِ تحت حکومتِ تمدنِ باستانیِ مایاها، بخشهای بزرگی از کشورهای مکزیک، هندوراس، السالوادور و تمامِ گواتمالا و بلیز را شامل میشود. تمدن مایا را بزرگترین و پیشرفتهترین تمدنِ شناختهشدۀ قارۀ آمریکا، بهخصوص آمریکای مرکزی معرفی میکنند. مایا تمدنی است که با فرازونشیبهای فراوان، حدود ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. نشانههای حضور انسان در آمریکای مرکزی را دستکم از ۱۰۰۰۰ سال پیشاز میلاد در دست داریم؛ اما فرهنگ و تمدن مایا بههمراه فرهنگ و تمدنهایی مانند «اُلمِک ـ Olmec»، «زاپوتِک ـ Zapotec»، « تئوتیئواکان ـ Teotihuacán»، «تولتِک ـ Toltec»، «آزتِک ـ Aztec» و سایرین، شکوفاییِ جوامع انسانیِ آمریکای مرکزی را رقم زدند. این فرهنگها یا بهموازات فرهنگ مایا حضور داشتند یا پیش و پساز آن. تمدن مایا در علمِ نجوم و ابداعِ تقویمْ دستی بر آتش داشت؛ بهنحوی که منجمترین تمدنِ دوران باستان را همین تمدن میدانند. مایاها درمجموع ۱۷ تقویم ابداع کردند، مانند تقویم خورشیدیِ ۳۶۵ روزه، تقویم ماهیانۀ ۲۸ روزه و تقویم زهرهایِ ۵۸۴ روزه. تقویمِ آنان برای پیشبینیِ خسوف (ماهگرفتگی) دقیق بود. حرکات و رفتارهای مریخ، زهره، ماه و خروشید را ثبت کردند. همچنین توانستند اعتدالهای بهاری و پاییزی را محاسبه کنند. اخترشناسان معتقدند میتوان تقویمها و دستاوردهای نجومیِ مایاها را همچنان استفاده کرد. امروزه فرهنگ و آیینهای متعددی از تمدن مایاْ بینِ جمعیتی چندمیلیونی از مردمِ آمریکای مرکزی رواج دارد.
۴. محققان معتقدند جمعیتِ شهرهای مهمِ مایاها روزبهروز افزایش پیدا میکرد. نیاز به منابع طبیعیِ گوناگون، در سطوحِ مختلف مایاها حس میشد، مانند معماری و شهرسازی و لوازم زندگی و... . به همین علت، افسارگسیختهْ به نابودیِ جنگلها و منابع طبیعی رو آوردند. تغییر در ساختارِ طبیعتْ منجر به تغییراتِ آبوهوایی و خشکسالی شده بود. افزایش جمعیتْ نیاز داشت به مدیریتِ منابع مالی و طبیعی و بنیادینِ زندگی که گویا در طولِ سالیانِ متمادی، نتوانستند از پسِ آن بربیایند. بیماریهای متنوع گسترش پیدا کردند. جنگها و کشمکشهای داخلی و نیز تهاجمِ اقوامِ دیگرْ قدرتشان را ضعیف میکردند. تهاجم به اقوامِ دیگر یا شهرها و روستاهای ضعیفتر، برای بهجاآوردنِ رسمِ قربانیکردنِ انسانها درجهتِ بقا و تداومِ مایا، برایشان اثرِ معکوس داشت؛ چون وحشت و نفرت را منجر میشد و مردم به شورش رو آوردند و نیز نیروی انسانی برای کمک به تداومِ قدرتْ کمتروکمتر میشد. همۀ این موارد دستبهدستِ هم دادند تا شهرهای بزرگ و پررونقِ مایاْ خالی از سکنه شوند و اهالیِ آنها به جنگلها و کوهستان پناه ببرند.
۵. صحنههای کشتار و نبردِ تنبهتن در آن بسیار واقعگرا هستند و به بهترین وجهِ ممکن ارائه شدهاند. به همین دلیل، این لحظات که در فیلم بسیار وجود دارند، آپوکالیپتو را در ردۀ فیلمهای خشن و رعبانگیز قرار دادهاند. اگر میتوانید خشونتِ فیلم را تحمل کنید، تا انتها با مل گیبسون همگام شوید؛ زیرا با تماشای فیلم و همراهشدن با داستان، طعمِ نغز و شیرینِ سکانسِ پایانیاش همچون نوشدارویی بر زخمِ خشونتِ فیلم خواهد بود. البته این طعمِ شیرین را درصورتی خواهید چشید که با سرنوشتِ تمدن مایا آشناییِ هرچند اندکی داشته باشید.
۶. Tikal. امروزه در کشور گواتمالا قرار دارد.
۷. معبد یا هرمِ شهرِ باستانیِ تیکالْ «پلنگ غولپیکر» نام دارد.
۸. Chichen Itza. امروزه در کشور مکزیک قرار دارد.
۹. Conquistador. سربازانِ جنگی که بهنوعی نقش کاشفان را نیز ایفا میکردند.
۱۰. نزدیکبودن را میتوان به دو صورت تشخیص داد: بینِ اسارتِ روستاییان تا رسیدن به شهرِ تیکال، مدتزمانِ اندکی میگذرد؛ در صحنهای از فیلم که مهاجمان اسیران را برای کشتن به میدانِ بازی میبرند، یکی از مهاجمان با اشارهکردن به جنگلِ پشتِ میدان، به اسیران یادآوری میکند که این جنگل برای شماست.
۱۱. Kukulkan. مشهورترین خدای مایاها که بهشکل مار بالدار ترسیم میشده است. مایاها هرمِ زیبا و عجیبِ « El Castilloـ ال کاستیلو» را در شهرِ چیچن ایتزا برای او ساخته بودند.
۱۲. Dresden Codex. این کتاب مباحث مختلفی را درخصوص نجوم بررسی میکند که پیشبینیِ ماهگرفتگی و تعیینِ زمان وقوعش ازجملۀ آنهاست.
۱۳. از این موضوع اطلاع دقیقی ندارم.