نقش و تأثیر فضاهای اجتماعی مجازی بر تغییر فضاهای شهری؛ نمونهی موردی تهران
سینا کسروی| دانشآموختهی طراحی شهری از دانشگاه معماری و هنر پارس
انقلاب سوم و ضرورت تغییر
پس از انقلاب کشاورزی و سپس انقلاب صنعتی که بنیان زندگی انسان بر روی کرهی خاکی را تغییر داد، انقلاب ارتباطات و اطلاعات، تغییر بنیادین عصر حاضر قلمداد میشود که باعث دگرگون شدن روابط و تعاملات میان-انسانی و حتی انسان-محیطی شده است. روابط بین اجزای نظام زندگی، متغیری بنیادین برای بازتعریف فضا و مشخصسازی هویت آن به عنوان مکان هستند، روابط چارچوبهی مکانسازی را تعیین میکنند.
حال پس از تغییر بنیادینی چون انقلاب اطلاعات در دههی ۸۰ م. نیز این روند تغییر آغاز گشته است، تغییر در نرمسازی فضاهای ارتباطاتی، ارتباط میان انسانی به آرامی از درون فضاهای فیزیکی و به عنوان مثال فضاهای شهری به درون شبکههای مجازی کشیده میشود و حتی برخی ارتباطات میان انسان و محیط به درون رایانه کشیده میشود تاحدودی همچون بازی کودکان که از کوچهها به کنسولهای بازی کشیده شده است. حال این تغییر چگونه رخ داده است و یا در حال رخ دادن است سؤالی است که باید با بررسی عمیقتر از تاریخچهی شروع و هدف، شبکه و به صورت موازی تغییراتی طراحی شهری و تحولات شهرها در حال رخ دادن است، آن را جستجو کرد و در ادامه، تحولات شبکه و تحولات شهرسازی و تعامل میان این دو بسیار بااهمیت خواهد بود.
معماری مجازی و معماری اطلاعات، دو مفهوم همپوشانندهی انقلابی
در این مقوله در تغییر روابط با دو عامل روبرو هستیم که با یکدیگر در عین رابطه تفاوتی آشکارا و همچنان شباهتی در معنی هستند؛ هر دو بر فضا استوارند، فضایی از اطلاعات، اما در رابط گرافیکی کاربری دارای تفاوتهای آشکار هستند. استواری بر فضا چیزی است که این دو را با معماری ربط میدهد معماری مجازی و معماری اطلاعات . گرچه حوزههایی هستند که دانشمندان مربوط به این حوزهها آنها را تقریباً شبیه به هم تفسیر کرده و توضیح دادهاند، اما درواقع در معماری مجازی طبق تعاریفی که در ادامه میآید، حوزهای فراتر از معماری اطلاعات را داراست.
چیستی معماری مجازی و معماری اطلاعات و تفاوتها و شباهتها
ویلیام میچل، معمار و شهرساز پژوهشگر حوزهی میانرشتهای در مورد شبکه و معماری با عنوان معماری مجازی چنین نوشته است: “معماری مجازی بین من و محیط فیزیکی پیرامونم واقع میشود و تقریباً به تمامی، معماری واقعی پشت سر من را میپوشاند و پنهان میکند. فضای شهری اینک مورد هجوم نابودکنندگان معماری واقع شده است. هوشهای بیگانه (سیلیکون و نرمافزار) در حال جانشین ساختن چیزی هستند که خیلی زیاد به آن فرمهای گذشته و قدیمی که برای ما آشناست، شبیه هستند.
غیرمادی بودنی در ذات این فناوری نهفته است. آرزوهای معماران مدرنیست گذشته را بسیار جلوتر از هر آنچه که میتوانست به وسیلهی اسکلتهای ظریف و بیشترین سطح دیوارهای شیشهای فراهم گردد، محقق میسازد. سرانجام ممکن شده است که یک معماری از هیچ خلق کرد. معماریی که تنها فضا و نور است. یک معماری که از آن وزن و جنسیت مادی به کلی حذف شده است”(میچل، ۱۹۹۳: ۱۰۰)
“هر بار که فردی یک نرمافزار را به کار میگیرد یک نمونه جدید دیگر از این نوع معماری اتوماتیکوار به وجود میآید، مکانیکی شدن خیلی بیشتر از همیشه بر زندگی مسلط شده و حکم میراند”(همان) نمونهی چنین تعریفی از معماری مجازی را میتوان درسری فیلمهای ترونTron[1]، مشاهده کرد که شبکهها چگونه میتوانند معماری ملموس نامتناهی برای انسان به وجود آورند، گرچه آن تصویر تاکنون تنها در تصویر و داستان نمایش داده شده است، اما در آینده بایست منتظر به وقوع پیوستن چنین فضایی در ارتباط بین عالم واقع و عالم مجازی بود.
اما، معماری اطلاعات، اصطلاحی میانرشتهای است که اولین بار در اجلاس Asis در بوستون آمریکا در سال ۲۰۰۰ توسط دانشمندان حوزهی شبکه و رایانه نامگذاری شد. (صدر، ۱۳۸۲: ۹۵)
"وظیفهی معمار فضاهای مجازی، خلق مسیرهای قابل اعتماد و محیطهای سودمند در فضای مجازی و بینابین فضای مجازی و فضای واقعی است، کلمهی معماری اتصالدهنده نیز میتواند مناسب باشد. برای اینکه این نوع از معماری دو حوزه را به همراه میآورد. معماری اتصالدهنده سه حوزهای مهارتها را مورد خطاب قرار میدهد: آستانهها بین فضای واقعی و مجازی، ساخت محیطهای مجازی و معماری فضای ذهنی"(صدر، ۱۳۸۲: ۹۷). معمار اطلاعات به واقع در پی دستهبندی کردن دادهها و فضایی بینابینی میان ذهن و واقعیت است، فضایی که آن را از طریق رابط کاربری برای کاربر قابل فهماندن خواهد کرد، اگر نیک نگریسته شود، در معماری اطلاعات و فضای شبکه نیز اصطلاحاتی از معماری و شهرسازی وجود دارد و این بیانگر بازتولید شهر در شبکه است؛ کلماتی مانند فروم(تالار گفتگو)،سایت، زمینه و یا غیر از این کلمات مفاهیمی که شبکهها به انسان منتقل میسازند یعنی گروههای گفتگومحور، همانند اتاقها یا میادینی هستند که انسانها درون آن گرداگرد همدیگر جمع میگردند و در آن فضا به نقل مطالب و گفتگو میپردازند. (همان: ۹۷-۱۰۰)
تأثیر شبکه بر شهرها[2]
تأثیر شبکه بر تغییر در شهرها را میتوان در دو قسمت دنبال کرد؛ یکم، تأثیری که شبکهها بر تعاملات اجتماعی و جامعه و رفتارهایی که درون آن اتفاق میافتد میگذارند و سپس تأثیری که این تغییر روابط بر تغییر شکل و ساختار شهری است و دوم، تأثیر شبکه بر ادارهی شهر است، که توسط دولت حاکم تعیین میگردد.
مفهوم آرمانشهر الکترونیک
همانگونه که گفته شد به وجود آمدن شبکه بر تمامی روابط تأثیر گذاشته است، روابط نیز پردازندهی تعین کاربری فضاها هستند و با تغییر روابط فضاها نیز به تبع روابط و کاربری بر اساس آنان تغییر میکند، یکی از این تغییرات که موضوع اصلی پژوهش است تغییر در شهر و فضای شهری است و ایجاد مفهومی جدید به نام «شهر الکترونیک» یا مقهوم «آرمانشهر الکرونیک» که ویلیام میچلWilliam Mitchel آن را مطرح کرده است، این مفهوم نمونهای از تلاش برای برقراری ارتباط بین معماری اطلاعات و دنیای واقعی و تأثیر و تأثر این مفاهیم با یک دیگر است: “...ویلیام میچل مجموعهای از پنج اصل را تحت عنوان چیزی که او آرمانشهر الکترونیک مینامد ارائه میدهد که میتوان آنها را در مقیاس طراحی، تولید، معماری، طراحی شهری و برنامهریزی در سطح منطقهای، ملی و جهانی به کار برد...”(صدر،۱۳۸۲: ۹۸) که این پنج اصل عبارتند از: ۱-مادهزدایی ۲-حرکتزدایی ۳-بهینهسازی خرید ۴-ادارهی هوشمند و ۵-انتقال روان
اصل اول، مادهزدایی که«جایگزینی اشیاء فیزیکی و بزرگ با معادلهای کوچکشده همانکار را انجام میدهند. مثل جایگزینی نامه با ایمیل که ضرورت مصرف کاغذ را از بین برده است یا فیبرهای نوری که به تازگی احتیاج به کابلهای سنگین و ضخیم را از بین برده است»(همان) ، درواقع باعث کاهش حجم و درواقع ایجاد شفافیت در معماری بناها و فضاهای شهری خواهد شد، اصل دوم حرکتزدایی که «به طور عمومی حرکت کردن بیتها به طور چشمگیری کارآمدتر از حرکت مردم و کالاهاست. مثل کارخانه ها و با تماشای یک فیلم جایی رفتن به سینما.»(همان) و اصل سوم، بهینه سازی خرید که بدین گونه ما می توانیم با به کارگیری فناوری اطلاعات در مقیاسی وسیع، تحویل خودکار به مشتری را امکانپذیر ساده و تحویل آن که در این زمینه خاص نیاز است و نه بیشتر. مسیر درخواست روزنامه مورد نظر، به روز کردن و تحویل به موقع میوه و سبزیجات، مدیریت الکترونیک پرداخت صورت حساب ها و…» که این سه اصل درواقع فعالیتهایی از فعالیتهای روزانهی انسانی را هدف گرفتهاند که یان گل Jan Gehl طراح شهری و پژوهشگر زندگی همگانی از این فعالیتها به عنوان فعالیتهای ضروری یاد میکند، فعالیتهایی که مردم برای گذران زندگی مجبور به حضور در شهر برای انجام آنها هستند و به نوعی اجبار برای حضور در شهر و عبور از فضاهای شهری در این فعالیتها مستتر است و این فعالیتها در مقابل فعالیتهای اختیاری و فعالیتهای … قرار میگیرند که توضیحات در پیش آمده است(گل، ۱۳۹۰: ۳) و سه اصل دیگر که در ادامه خواهند آمد، بیشتر به حوزههای هوشمندسازی ادارهی شهر و شهر هوشمند میپردازند؛ چنین که اصل چهارم اداره هوشمند که بدین گونه تعریف میشود؛ «با قرار دادن هوشمندی بیشتر در وسایل و سیستمهایی که منابعی چون آب، سوخت و انژری الکتریکی نیاز دارند میتوانیم از هدر رفتن آنها جلوگیری کنیم و راهکارهای قیمتگذاری شناور را وارد کنیم که به طور مؤثری نیازها را مدیریت و صرفهجویی را تشویق مینماید. مثل سیستم آبیاری هوشمند، حسگرهای الکترونیک برای روشن کردن چراغها، باز کردن درها و …» و اصل پنجم، انتقال روان که «در بیشتر مناطق توسعهیافته وظیفهی اولیه این خواهد بود؛ هماهنگ کردن ساختمانهای موجود، فضاهای عمومی و شالودههای حمل و نقل برای برآورده کردن نیازمندیهایی که بسیار متفاوت از گذشته هستند»(همان:۹۸-۹۹)
در ادامه لیستی که «لادن رهبر» پژوهشگر حوزهی انسانشناسی در مورد تأثیر شبکهها بر جغرافیای شهری فراهم آورده است که تا حد زیادی مسأله و شهر آینده را مشخص میسازند:
اول.«شهروند الکترونیک برای انجام فعالیتهایی که مربوط به رابطهی او با نهادهای دولتی میشود کمترین میزان تحرک جغرافیایی را تجربه میکند. او به دلیل عدم ضرورت حضور فیزیکی کارکنان و مشتریان در مکان مشترک، مزایایی را در ارتباط با رابطه شهروندان و دولت، نیازی به انجام تحرک جغرافیاییای که پیش از آن جهت مراجعه به نهادها تجربه میکرد ندارد. عدم ضرورت برقراری ارتباطات چهره به چهره نیاز به طی مسافتهای جغرافیایی را در شهر الکترونیک از میان میبرد. در جوامعی که شهر الکترونیک در آنها تحقق بیشتری یافته باشد نیاز به طی مسافت برای انجام فعالیت هایی که در ارتباط با دولت هستند به کمترین میزان خود میرسد. از این رو شاید یک فرد ساکن شهر نیویورک نسبت به یک فرد ساکن تهران مسافتی بسیار کمتر را برای مراجعه جهت رسیدگی به روابط خود با نهادهای دولتی طی کند.
دوم. به وجود آمدن امکانات تبادل اطلاعات الکترونیکی مانند نرم افزارهای مکالمه و ارسال تصویر نیاز افراد را به طی مسافتهای جغرافیایی برای ملاقات دوستان، خویشان و نزدیکانشان را کاهش میدهد. این امکانات در میزان طی مسافتها تاثیرگذار است (پیش بینی میشود که عبور از مسافتهای جغرافیایی برای ملاقات نزدیکان کاهش یابد و یا محدود به زمانهای خاص شود).
سوم. فعالیتهای آموزشی و علمی مجازی نیز امروزه کاربرد گستردهای در میان دانشپژوهان به خصوص در مراتب علمی بالاتر دارند. استفاده از موتورهای جستوجوگر کتابخانههای مجازی دانشگاهها و مراکز پژوهشی گستره ی وسیعی از منابع علمی را در اختیار آنان قرار میدهد. ضمن این که مراکز آموزشی با ایجاد دوره های درسی مجازی امکان تحصیل در تمام سطوح را به شکل مجازی مهیا کرده اند. همه ی اینها با کاهش نیاز مراجعه ی افراد به مراکز علمی (دانشگاهها، مدارس، کتابخانهها و ...) و انتقال محل تحصیل به پشت ابزارهای الکترونیکی در منزل یا محل کار یا کافینتها، در تحرکهای جغرافیایی تاثیرگذار است.
چهارم. با افزایش استفاده از شبکه ی مجازی توسط کاربران اینترنتی مشاغل شبکهای نیز در حال افزایش است. خرید و فروش اینترنتی، تبلیغات و بازاریابی اینترنتی، ارتباط با مشتریان و صاحبان کالاها از طریق شبکه ی مجازی، شرکت در حراجها و خرید از بازارهای مجازی (مانند آدینهبوک در ایران) سبب تغییر تحرکهای جغرافیایی سنتی میشود.
پنجم. تفریحات و سرگرمیهای جدیدی که نظام مجازی در اختیار کاربران قرار میدهد و بسیار نوظهور هستند، گرایشهای جدیدی را در نوجوانان و جوانان برای انجام تفریحات داخلِ خانه ایجاد میکند. انجام بازیهای اینترنتی بینالمللی که وعده ی جایزههای بزرگ را میدهند (به راست یا دروغ)، و امکان تعامل با همفکران در وبسایتها و وبلاگها که تنوعِ موضوعی گسترده ای دارند، تحرک جغرافیاییِ را در فضاهای شهری کاهش میدهد.
ششم.از طرفی مطالعات در شهرهایی که اینترنت بی سیم شهری دارند (مانند نیویورک که در فضاهای عمومی شبکه ی بی سیم اینترنت برای استفاده ی رایگان شهروندان دارد، یا برخی فضاها مثل محوطه ی دانشگاهها و کالجها که اینترنت بیسیم رایگان دارند و یا امکان استفاده از خدمات اینترنتی از طریق موبایل در همه ی فضاهای شهری) جغرافیای شهری را نسبت به شکل سنتی دگرگون میکنند و کارکردهای سنتی را تغییر میدهند. بنابراین اگر فضاهای پارکهای شهری پیش از این برای تفریح و گذران اوقات فراغت طراحی شده بود، می تواند تغییر کارکرد بدهد و برای افرادی که مشاغل اینترنتی دارند فضایی برای کار را مهیا کند و یا محیطهای استراحتی دانشگاه میتواند محل مطالعه ی دانشجویان در محوطه ی دانشگاهی باشد. در این صورت نوعی تغییر کارکردی در جغرافیای شهری اتفاق می افتد.
هفتم. فعالیتهای مدنی درون شبکهی مجازی در پراکسیس انتقادی شهری نیز نقشی اساسی دارد. تمرکز فعالیت ها در اطلاعرسانی فعالیتهای انتقادی در شهرها از طریق شبکه های مجازی به دلیل امنیت و سرعت بالای برخی ابزارهای اطلاعرسانی مجازی، گسترش یافته است. فعالیت های مدنی از قبیل جنبش های خرد و کلان، گردهمآیی های سیاسی یا اجتماعی و ... همه به سرعت در شبکه ی مجازی انتشار می یابند و عامل شکلگیری حرکتهای اجتماعی در مکانهای جغرافیایی شهر میشوند. این مساله از دو جهت بر فراگردهای اجتماعی در جغرافیای شهری تاثیر میگذارد. از طرفی شبکه ی مجازی به عنوان عامل تسهیلکننده ی تبدیل مکان جغرافیایی به فضای شهری عمل میکند و سبب تسهیل ساماندهی فعالیتهایی از قبیل تجمع های خیابانی و شرکت در اعتراضات مدنی میشود و از طرف دیگر، با شکلگیری کمپینهای مجازی نیاز به انجام اعتراضاتی که حضور فیزیکی افراد را میطلبد کاهش می یابد (مانند کمپینهای مدنی که امضای الکترونیک گردآوری می کنند).» (URL1)
مفهوم جدید شهروند/کابر و شهر چند لایه
این تغییرات عمده در تعاملات شهروندان با شهر و شهروندان با شهر به ظهور مفهوم و واژهای جدید میانجامد که «آرش برهمند»، پژوهشگر حوزهی فناوری اطلاعات از آن به عنوان شهروند/کاربر[3] یاد کرده است و افزایش میزان قدرت شهرداریها را به افزایش میزان قدرت شهروند/کاربر وابسته میداند. « به این منظور مجموعه ای از اقدامات اولویت دار در شهرداری باید در دستور کار قرار گیرد از جمله تعریف شهر دیجیتالی رساله و طرح های لازم برای تحقیقات تعیین چگونگی سنجش موفقیت دستیابی به این هدف و ایجاد استانداردهای عملی برای رسیدگی به مسائلی مانند داده های باز و حریم خصوصی، کاهش محرومیت دیجیتالی به کمک آموزش هدفمند و بهبود دسترسی همه شهروندان و بهرهمندی همه شهروندان از اطلاعات دیجیتالی شهری از مهمترین نکات در اجرا در اولویت قرار دادن نیازهای شهروندان و به بهرهمندی همهی شهروندان از اطلاعات دیجیتال شهری از مهمترین نکات در اجرا، در الویت قرار دادن نیازهای شهروندان، فراهم کردن فضایی برای تعامل در دنیای واقعی به منظور تکمیل انفورماتیک شهری و حصول اطمینان از همکاری بخشهای دولتی، خصوصی و اجتماعی با یکدیگر است. همچنین ضروری است شهرداری فارغ از ابزارهای گوناگون مورد استفادهی شهروندان، به بهرهبرداری از محتوا تولیدی آنان در زمینهی افزایش حس تعلق و هویت شهری بپردازد.»(برهمند، ۱۳۹۵: ۶۱) سپس میتوان اینگونه در نظر گرفت که شهروند/کابر خود در حال ساخت شهر است، شهری در ورای شهر واقعی در حال شکل گرفتن است که این دو به تدریج لازم و ملزوم یکدیگر خواهند شد همچنان که فضای مجازی و فضای واقعی، در حال تأثیر و تأثر بر یکدیگر هستند،
نمونهی موردی: تهران، تحولات و تغییرات
اگر به شرایطی که اکنون بر ظرفیت فضای مجازی در جامعهی ایران و شهر تهران نظری افکنده شود؛ آمار بسیار بالایی در ارتباط با رابطهی جامعه با فضای مجازی دریافت خواهد شد؛«بر اساس آخرین نظرسنجی صورت گرفته 53 درصد از کل مردم ایران حداقل عضو یکی از شبکههای اجتماعی هستند که در این میان تلگرام به پرطرفداترین شبکه اجتماعی در بین مردم ایران تبدیل شده و تعداد کاربران تلگرام در ایران بیش از 20 میلیون نفر است.»(URL2) بر این اساس که فقط یک نمونه و البته محبوبترین نمونهی آن یعنی شبکهی تلگرام است، باید پذیرفت که جامعهی ایران و پایتخت آن نیز همانند دیگر کشورها تحت تأثیر زیاد فضای مجازی هستند و از آن تأثیر میگیرند و بر آن نیز تأثیر میگذارند و تهران بهترین نمونه برای دیدهبانی بر این موضوع است که چگونگی این تأثیرات را نشان میدهد.
تهران؛ مکانی برای دیدهبانی بر تغییرات
تهران به عنوان شهر اصلی در پیشرفتهای فناورانه، نمونهی خوبی برای بیان تغییرات ناشی از نقش شبکههای اجتماعی است. هماکنون در تهران از نرمافزارهای بسیاری به عنوان نرمافزارهای کاربردی، واقعیت افزوده، اجتماعی برای تسهیل در امور استفاده میگردد، برای مثال نرمافزار اسنپ که از سال ۹۴ شروع به کار در حوزهی حملونقل کرده است؛ در سال ۹۶ عمدهی فعالیت مربوط به حملونقل اتومبیل کرایه را به خود اختصاص داده و در رقابت با دو نرمافزار تپسی و کارپینو(نرمافزار شهرداری تهران) قرار گرفته و بازار رقابت بسیار داغ است و در مقابل مؤسسات اتومبیل کرایه تلفنی در غافله جامانده و اقدام به تهیهی نرمافزاری به نام آژانسی کردهاند که این اقدام یک نوع مقابله به مثل در برابر سیستم جدیدی است که با ورود شبکه به حوزهی حمل و نقل با مفهوم مکان در فضای واقعی مقابله میکند. از طرفی در در مسائل اجتماعی و یا سیاسی با گونهای جدید از اختلاط فضای مجازی و فضای واقعی و نتیجهی این دو روبرو هستیم، که درواقع این قدرت را شبکهی اجتماعی توئیتر به جوامع عرضه کرده است؛ برای مثال در انتخابات ۱۳۹۶ ایران، در تهران از هشتگ برای حمایت یا رقابت بر روی دیوار نوشتهایی که با اسپری و شابلون کشیده شده بودند، استفاده شد. شاید در عمل چیزی خندهآور توصیف شود اما جامعه امروزی با یک حقیقت روبرو خواهد بود و آن هم از میان رفتن مرز میان این دو فضا است، فضاهایی که در همتنیده شدهاند و عمل و عکسالعملهای این فضاها بر هم تأثیر مینهند و دیگر این فضاها را نمیتوان جدا از یکدیگر دانست.

تهران و مسئلهی هویت جدید مکان
اسنپ را در تهران در نظر بگیرید؛ شبکهای از رانندگان[4] اتومبیلهایی که تنها از طریق شبکه به یک واحد الکترونیکی اتصال دارند و از آنطرف شخص یا اشخاصی(مشتریان) که با انتخابهای مسیر خود، انتخاب مسیر خود را به رانندگان عرضه میدارند و هر کدام از رانندگان میتواند این درخواست از شخص مشتری را انتخاب نماید، گونهی پیچیدهای از تعامل بین مشتری و خدمت که توسط میانجیای به عنوان ارائهدهندهی خدمت که نهاد برپاکنندهی خدمات در اینجا اسنپ است. این مکان جدید، یعنی نرمافزار خدمترسان اسنپ مکان جدیدی است برای ارائهی خدمتی که تا پیش از این در محلی از شهر یا فضای معماری انجام میشد، یعنی یک واحد تجاری، به عنوان مؤسسهی اتومبیل کرایه یا آژانس، راه ارتباطی مشتری با آن از طریق تلفن و یا حضوری انجام میگرفت؛ و ارائهدهندهی خدمت همان صاحب آژانس بود و یا مدیر مؤسسه که پای تلفن و یا میز پذیرش مینشست و مشتری از این طرق با ایشان رابطه برقرار میکرد و صاحب یا مدیر آژانس آدرس مقصد را یا به صورت کد و یا به صورت کامل و آدرس مقصد را از مشتری میگرفت و کار را به یک راننده میسپرد. رانندگان نیز در قسمت استراحتگاه منتظر دریافت مأموریت خود میشدند. حال تمام این روند به صورت دیجیتالی از طریق نرمافزار عرضه میگردد که تنها صاحب آن باید به گسترش و توسعهی آن از طریق برنامهنویسی و رابط کاربری و گرافیک و تمام لوازم ملزوم آن بپردازد، مکانی به نام آژانس حالا به مکانی درون شبکه به نام اسنپ، تپسی، کارپینو و یا آژانسی تغییر جا داده است که هر کدام از این نرمافزارها حال معنی همان مؤسسهی اتومبیل کرایه را میدهند که در مکانی تجاری مستقر بود و به آن تلفن میشد و یا حضوری به آن مراجعه میشد. البته گسترشدهنده هنوز دارای مکانی به عنوان شرکت توسعهدهنده که در آن برنامهریزان و طراحان مستقر هستند، است ولی کار اصلی که همان کرایهی اتومبیل است به درون شبکه نقل مکان میکند. خود آن مکان شرکت گسترش و توسعه نیز میتواند از راه دور به وسیلهی نرمافزارهایی چون؛ تلگرام و تسکولوTaskulu[5]، این مکان نیز به فضای مجازی انتقال یابد و افراد به صروت دورکاری کار خود را انجام دهند.
در قسمت ذیل، نام نرمافزارهایی که در زمان حال در ایران و شهر تهران به عنوان شبکهی اجتماعی و شبکهی خدمترسان استفاده میشود آمده است، که نشاندهندهی این واقعیت است که در دنیای امروزه، مکانهای مشخص از مشاغل، کارها از فضاهای سخت به فضاهای نرم نقل مکان میکنند؛[6]
خاطرهانگیزی شهر
بدون شک یکی از مهمترین مؤلفههای شهر بودن یک شهر و خوب بودن آن برای شهروندان، خاطرهانگیزی آن شهر برای شهروندانش است، حال که این تغییرات با ورود دنیای دیجیتال پیش روی شهر قرار دارد، اگر به پژوهشی که «آیه ایمن عبدالعزیز» آن را در پژوهش خود آورده است توجه شود؛ دیده خواهد شد که تأثیر فضای مجازی میتواند چیزی جز حرکتزدایی و به اصطلاح خانهنشینی نیز باشد: «.بر اساس این نتایج تحقیق و بر خلاف باور عمومی، نه تنها استفاده از فناوریهای جدید موجب کاهش میزان تمایل مردم به حضور و تعامل در فضای عمومی نشده است. بلکه میزان تمایل مردم برای گذران وقت به شکل گروهی و نیز درصد حضور زنان در فضای عمومی افزایش چشمگیری یافته است. گزارش حاصل از این پژوهش، چنین به چمعبندی نتایج میپردازد: «به نظر میرسد که مردم زمانی که تنها هستند یا منتظرند کسی به آنها ملحق شود یا زمانی که در فضای انتقال یعنی فضای بین دو مقصد به سر میبرند از تلفنهای همراه خود استفاده میکنند و این امر به آنها اجازه میدهد که وقت خود را برای استفاده هرچه بهتر از فضای عمومی تنظیم کنند» در مجموع میتوان چنین نتیجه گرفت که توجه به فناوری جدید در طراحی فضاها از اهمیت به سزایی در آیندهی شهرها برخوردار است».(ایمن عبدالعزیز، ۱۳۹۵: ۳۲-۳۳) طبق پژوهش یاد شده، نتایج منتج از آن میتوان گفت که هنوز شهر به عنوان فضایی برای با هم بودن یا خاطرهانگیزی قابلیتهای بسیاری بیش از آنچه که محلی برای انجام فعالیتهای ضروری باشد، دارد. یعنی فعالیتهای اختیاری و فعالیتهای اجتماعی که عیار زندگی عمومی در فضای عمومی را معین میسازند.(گل،۱۳۸۷: ۳-۴)
نتیجه: آینده
در جدولی که در پیش رو آمده است نقش و تأثیر، انقلاب اطلاعات و پنج اصلی که ویلیام میچل برای آرمانشهر الکترونیک ذکر میکند را بر شهر تهران و مصادیق تغییردهندهاش و تأثیرات تغییر آورده شده است:

اگر درست نگریسته شود دیده خواهد شد که پنج اصل آرمانشهر الکترونیک ویلیام میچل که او در دههی ۹۰ م. ذکر کرده بود اکنون در شهر تهران در حال پدیدار شدن است و اکنون میتوان از آنها به عنوان پدیدهای نه کاملاً ملموس اما نیمه ملموس نام برد. اصل اول که مادهزدایی است را در انواع و اقسام نرمافزارهای پیامرسان از نسل پیشین یعنی Yahoo و Gmail گرفته تا تلگرام و اینستاگرام و تسکولو همگی در راستای این خدمت ارائه میدهند، اکنون در شهر تهران دیگر نامه ارسال نمیشود و سازمان پست تنها به ارسال محموله بسنده کرده است و نامهها از انواع و اقسام پیامرسانها ارسال میشوند. اصل دوم، حرکتزدایی که در مواجهه با انواع آموزش از راه دور از نمونههای بینالملل و عام همانند Youtube گرفته تا خاص و ایرانی مثل فرانش که به تولید ویدوئوی آموزشی برای انواع و اقسام ویدئو آموختنیها میپردازد، باعث تحرک کمتر در شهر برای کار و آموزش میگردد و اصل سوم یعنی بهینهسازی خرید که مصداق سرآمد آن در جهان وبگاه Amazon بوده است و در ایران آدینهبوک و دیجیکالا اکنون این کار را انجام میدهند و به همچنین در اصلهای دیگر یعنی ادارهی هوشمند و انتقال روان این تغییرات در نوع فعالیتها و مکان آنها تأثیرگذار بوده است که این اصل یا به صورت بهتر تغییر باعث تغییر در فعالیتهای ضرورری شده است که پیش از این به آن اشاره شد که مصادیق به اجرا درآمدهی این تغییرات، کاهش جحم تردد، کمکردن مسیر بین دو نقطه از طریق جابجایی بیتهای بین دو نقطه از شبکه، زدودن مکانهای مشخص، آسانسازی روابط بین دو یا چند نقطه و یا شخص و کاهش افراد و مشاغل واسطه همانند سرشمارها برای سرشماری، هستند. اما همچنان از نگاه روانشناسانه به انسان، فعالیتهای اختیاری/انتخابی و اجتماعی برای او را ضروری میداند؛ که فعالیتهای انتخابی فعالیتهایی همانند هواخوری، تماشای جنبوجوش زندگی و امثالهم هستند و فعالیتهای اجتماعی، فعالیتهای وابستهای هستند که نیازمند حضور دیگران برای انجام آنهاست؛ دیدارها، وقتگذراندن با دوستان، گپهای کوتاه و یا حتی گوش دادن به صدای مردم از این نوع فعالیتهاست. پس آنچه برای تهرانی که در راه آرمانشهر الکترونیک قدم برمیدارد قابل پیشبینی است؛ آن است که فعالیتهای ضروری در آن در حالت حداکثری به حالت ضروری انجام شود و یا به حداقل برسد و به تابعیت از آن مکانهایی که وابسته به این فعالیتها هستند نیز کاهش یابند و در فضای مجازی بازتولید شوند، و در ادامه همان فضای مجازی قابلیت هدایت روابط در فضای واقعی برای فعالیتهای اختیاری و یا اجتماعی را بر عهده بگیرد، به طوری که سازماندهی این فعالیتهای به طور فزایندهای افزایش و همچنین فراگیر خواهد شد و به تبعیت از این علل، فضاهای شهری که فعالیتهای انتخابی و یا اجتماعی در آن صورت میگیرد نقش پررنگتری را تقبل خواهند کرد؛ همانند مساجد، حسینیهها، هیئات، ورزشگاهها، پلازاها، میادین، باهمستانها و فضاهای عمومیای که برای با هم بودن طراحی خواهند شد که در این فضاها ممکن خواهد بود تا بستر ایجاد فعالیتهای ضروریای مانند مشاغل و آموزش نیز جوانه بزند و حتی فضای مجازی از طریق فناوری روز وارد زندگی همگانی در فضاهای عمومی شوند و در روی ساختمانها، بر روی دیوارها و زمین و عناصر شهری نقش ایفا نمایند. در این روند تحولات در شهری همانند تهران، یادمانهایی همانند میدان آزادی، برج میلاد، باغ موزه قصر، پل طبیعت، مکانهای تعبیه شده در تپههای عباسآباد و حتی میادین سطح محلات نیز میتوانند نقش مهمی را در ایجاد فضایی مناسب برای فعالیتهای انتخابی و اجتماعی ایفا نمایند.

منابع:
ایمنعبدالعزیز، آیه(۱۳۹۶) تجربهی زندگی شهری در دنیای امروز، همشهری معماری، ش۳۳، صص۳۱-۳۷
برهمند، آرش(۱۳۹۵)، کارکرد اقتصادی و اجتماعی شهر امروز دربازآفرینی مدیریت و هویت دیجیتال: شهری که میشود دوست داشت، همشهری معماری،ش۳۳،صص۵۷-۶۱
صدر امیرجانلو، عدالت(1382)، معماری اطلاعات، معمار، ش ۲۱، صص۳0-۳۷
گل، یان(۱۳۸۷)، زندگی در فضای میان ساختمانها، مترجم شیما شصتی، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ص۳
میچل، ویلیام(۱۹۸۰)، معماری مجازی: کامپیوترها با دیدگاه سنتی فضا مقابله میکنند، مترجم.صادقپی(۱۳۸۰)، صفه، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، ش۳۳، صص۹۹-۱۰۳
URL1: http://www.anthropology.ir/article/16748.html : Time 2:29 / 8 August 2017
َURL2:http://www.ensafnews.com/1289/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%B6%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-20-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%84%DA%AF/ : Time 15:22 9 August 2017
[1] Tron(1982), Steven Liseberger / Tron: Lagacy(2010), Joseph Kosinsky
[2] شبکهها در تأثیرگذاری در این حوزه به دو دسته تقسیم میشوند: شبکههای واسطه ارائهدهندهی خدمات یا یکطرفه و شبکههای اجتماعی که بازتولیدکنندهی روابط و تعاملات اجتماعی و هستند؛ برای مثال از شبکههای واسطه ارائهدهندهی خدمات یا یکطرفه میتوان به وبگاههای Amazon.com، در سطح بینالمللی و Digikala.com و یا نرمافزارهای دردسترس فیدیبو، طاقچه و… نامبرد و از شبکههای اجتماعی فیسبوکFacebook، توئیترTwitter و تلگرامTelegram را میتوان نامبرد.
توئیترTwitterو فیسبوکFacebook، دو شبکه از پیشرفتهترین شبکهی اجتماعی موجود که دارای بیش از یک میلیارد نفر عضو مجموع فعال و منفعل است تفاوت این دو در محدودیت و عدم محدویت کاربر برای بیان روابط خود است. توئیتر دارای محدودیتی ۱۴۰ حرفی برای بیان کاربر در هر پست (یا اصطلاحاً توئیت) است در حالی که فیسبوک دارای این محدودیت نیست، درواقع این ویژگی عدم محدودیت و نظم فوقالعاده و جامعیت؛ فیسبوک را به کاملترین شبکهی اجتماعی بدل کرده است؛ فیسبوک قابلیت ایجاد گروههای گفتگومحور، گروههای بحثمحور صفحات شخصی و یا حقوقی، پیامرسانی، ایجاد دعوتنامههای گروهی و ایجاد اعلامیه رویدادهایی در فضای حقیقی برگزار میشوند را دارد؛ در حالی که توئیتر یکی از نفوذپذیرترین شبکههایی است که برای خبررسانی سریع به کار میرود و دارای ضریب نفوذ بسیار بالایی است، به طوری که تحولات جهانی برخی اوقات تحت تأثیر Trending اخبار در توئیتر هستند، مسائلی همانند زندانیان سیاسی، انتخابات، حرکتهای مردمی در سرتاسر نقاط جهان و حتی طبق بررسیهای انجام شده وقوع برنامهریزیهای انقلابهای عربی، تحولات ترکیه و جنبش والاستریت از طریق این پیامرسان و یا فیسبوک برنامهریزی و اجرا شدند، تجمعاتی و حرکتهایی که فاقد رهبری فردی خاص و یا در برخی موارد دارای رهبر و ناشی از داغ شدن خبر و یا هشتگی هستند و باعث تغییراتی بزرگ در سطوح سیاسی-اجتماعی میشوند.
اینستاگرامInstagram، شبکهای بر پایهی نشر تصویر، که در حال حاضر (۲۰۱۷) محبوبترین شبکهی اجتماعی مورد استفاده توسط مردم است و علت آن را میتوان در سهولت استفاده نسبت به نسل گذشتهی خود یعنی همان فیسبوک و توئیتر دانست. اطلاعات توسط مردم با استفاده از تصاویر و هشتگهای موضوعی طبقهبندی میشوند و از این طریق دستیابی به آنها برنامهریزی میگردد. اما نظم اطلاعات در اینستاگرام بسیار کمتر از دو شبکهی اجتماعی مذکور است و از قابلیتهای کمتری برای ساماندهی به امور واقعی برخوردار است و برای اطلاعرسانی سریع از طریق ویدئو و تصاویر بسیار مناسب است.
اتفاقی که میتوان آن را تحولی در تولید فضای اتصالدهندهی مکانها دانست در این شبکه، اضافه کردن بخش داستان Story پخش زنده Live است که باعث ارتباط میان مکانها از طریق فضای مجازی دانست. اتفاقی که صاحب مشترک اینستاگرام و فیسبوک ابتداً آن را در شبکهی فیسبوک آزمایید و سپس آن را در اینستاگرام به صورت عمومی عرضه کرد.
تلگرام Telegram، شبکهی متنمحور، که در سال ۲۰۱۴ شروع به کار کرد و در طول زمان به گسترش فعالیت خود کرد، در زمانی که در ایران شبکههایی همانند واتساپ، وایبر فیلتر شدند، اقبال عمومی به سمت این شبکه رفت و پس از آن شرکت تلگرام با بروندهی کدهای اصلی خود دست برنامهنویسان دیگر را در توسعهی نرمافزار پیامرسان خود و بازآفرینی فضاهای پیامرسان بر پایهی تلگرام آزاد گذارد و درواقع گسترش این شبکه سرعتی بالا گرفت وعلیرغم عدم اقبال جهانی، از نرمافزاری فقط بر پایهی متن تبدیل به پیشرفتهترین شبکهی پیامرسان با قابلیتهای بسیار از نوع خود شد، این امکانات بسیار باعث تغییر بسیاری در تعاملات اجتماعی در جامعه شده است که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد. تلگرام را میتوان مؤثرترین شبکهی اجتماعی در جامعهی ایران در حال حاضر(۱۳۹۶) در کنار اینستاگرام دانست.
فضاهایی که تلگرام برای مخاطبین خود عرضه میدارد؛ گروهها، ابرگروهها، کانالها، روباتها، گفتگوهای دو نفره، بلاگ تلگراف، تماس صوتی، تماس تصویری بر خط و امکان انتقال سریع ویدئو و صوت است و امکان ایجاد پادکست و رادیو و تلویزیون مجازی از این طریق برای مردم فراهم آمده است.
[3] Citizen/User
[4] اصطلاح همراه در اسنپ و سفیر در تپسی
[5] نرمافزار مدیریت برنامه Taskulu.com
[6]حوزهی حمل و نقل: اسنپ/ تپسی/ کارپینو/ الوپیک/ اسنپپیک؛ در حوزهی خرید و فروش کالا: ۵۰۴۰/ دیجیکالا/ بامیلو؛ در حوزهی واسطهی فروش: شیپور/آیهوم در حوزهی آموزش الکترونیک: فرادرس/ فرانش؛ در بانکداری الکترونیک: همراهبانک؛ در کتابخوانی(کتب دیجیتال): فیدیبو/ طاقچه؛ در حوزهی شبکههای پیامرسان و اجتماعی: تلگرام/ اینستاگرام/ توئیتر/ فیسبوک/ و در حوزهی شبکههای ایدهنگاری و حرفهای:لینکداین/ همسا/ جاباینجا/ جابویژن