rua's letter
برای ماکی
منظورم ماکینگوـه
گوجهی گوندا، این چهار سال خیلی سریع گذشت، از اینکه انقدر بزرگ شدی واقعا متحیرم، وقتی برای اولین بار همدیگه رو دیدیم و کارآموز بودیم، سرت دقیقا رو به روی بینی من بود، و چرا الان سر من رو به روی بینی توـه؟
بین همهی اعضا تو رو برای مدت بیشتری میشناسم، وقتی کارآموز بودیم و هیچکدوممون چیزی راجع به هیچی نمیدونستیم خیلی با هم خوب جور شدیم و به هم نزدیک شدیم، اتفاقهای خیلی زیادی از اون موقع افتاده و خوشحالم که اینجا کنار همیم، هر وقت با هم حرف میزنیم تو باعث میشی من بخندم و وقتهایی که با تو هستم زمان خیلی سریع میگذره، فکر میکنم از وقت فهمیدم میتونم روی تو حساب کنم و بهت تکیه کنم خیلی اعتماد به نفس گرفتم، بیا چیزهای جدیدی رو با هم تجربه کنیم، ماکینگو، جدیدا متوجه شدم که انگلیسی حرف زدنت خیلی خفنه.
از طرف هاروآ.