حکومت ایران، امنیت و منابع محدود مدیریتی؛ از وکلای دربند تا گوهر عشقی

حکومت ایران، امنیت و منابع محدود مدیریتی؛ از وکلای دربند تا گوهر عشقی

امیرحسین علینقی


۱. چند روز پیش گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی به همراه دخترش از طریق نیروهایی که وظیفه دارند تا امنیت ایشان و دیگر شهروندان این سرزمین را حفظ کنند، بدون اعلام و احضار قبلی بازداشت و راهی حبس شده‌اند. این بازداشت همزمان با نزدیک بودن سالگرد از دست دادن ستار بهشتی، دیگر فرزندش، بوده است. ظاهراً این مادر رنج‌کشیده برای سالگرد فرزندش «در تدارک اخذ تصمیمی» بوده است. چند ماه پیش نیز، تعدادی از وکلای دادگستری، به ناگاه، توسط بخشی دیگر از ماموران حفظ امنیت این سرزمین و مردمش، دستگیر و راهی زندان شدند. گویا این وکیلان نیز «در تدارک اخذ تصمیمی» بوده‌اند. حسب روایت نشر یافته این وکیلان، آنها قصد داشته‌اند تا بزودی علیه کسانی که با فعل یا ترک فعل خویش در ماجرای پاندمی کرونا، امنیت جسمی و جانی شهروندان این مملکت را با خطر مواجه کرده‌اند، اقدام به طرح شکایت کنند.


۲. اینکه گوهر عشقی مادر سالخورده‌ای است که معتقد به اقدام بدون خشونت است، و اینکه وکلای دادگستری اصولاً کسانی‌اند که درجه حرارت‌شان از سطحی بالاتر نمی‌رود، را فعلاً کنار می گذاریم. همچنین به این نکته که امنیت ملی چگونه می‌تواند بدون احساس امنیت ستار بهشتی در اعلام عقایدش و گوهر عشقی در دادخواهی از ستارش؛ و همچنین مجازات آنها که دانسته یا نادانسته، مانع از اتخاذ تصمیم‌های صواب و اجرای آن در ماجرای پاندمی کرونا گردند، محقق گردد نیز اشاره نمی‌کنم. با این حال، در این دو ماجرا، نکته مهمی وجود دارد که اصولاً نادیده گرفته شده است.


۳. فارغ از اینکه تصمیماتی که گوهر عشقی و وکلای یاد شده در تدارک اخذ آن بوده‌اند، جرم می‌باشد یا خیر، به یک پرسش کلیدی هنوز پاسخی داده نشده است: «نیروهای امنیتی چگونه و از کدام مجرا از تصمیماتی که هنوز اجرایی نشده و در پستوها مورد بحث بوده مطلع شده‌اند؟» این پرسش ترسیم کننده وضعیت هولناکی است که در آن به‌سر می‌بریم. نیروهای امنیتی احتمالاً بخش اعظم حریم خصوصی و ارتباطات بین شخصی گوهر عشقی و دخترش با دیگران، و همچنین روابط شغلی وکلای دادگستری را به «بهانه» امنیت ملی تحت کنترل قرار داده‌اند. اینکه وکلای حرارت‌گریز و مادر سالخورده و خشونت پرهیز تا این حد در معرض هتک حریم خصوصی خویش باشند، آشکار می‌کند که دیگر بازیگران جامعه ایران تا چه میزان در «ایمنی» حریم خصوصی خویش قرار دارند. این تصویر هراس‌انگیز مشخص می‌کند که ارزیابی جامعه ایران از احساس امنیت خویش چقدر است. نیازی نیست که در این مختصر، به اهمیت «احساس امنیت»، در پیکره کلی نظریه امنیت اشاره کنم.



۴. در طول سال‌های گذشته، عوامل وابسته به بیگانگان زخم‌های متعددی بر پیکره دفاعی کشور ایجاد کرده‌اند و گاه نیز، به نظر نگارنده، با اتخاذ عملیات تحقیرکننده، قیمت و آبروی این سرزمین را نیز نشانه رفته‌اند. به‌کارگیری مسلسل در ترور یکی از مقام‌های نظامی کشور در روز روشن و محلی نزدیک پایتخت کشور، تنها یک مصداق است. مصادیق تخریبی متعدد دیگری را هم در اخبار شنیده‌ایم؛ اما نیاز به توضیح ندارد که طبق یک قاعده کلی، هر دشمنی ترجیج می‌دهد تا بیش از تخریب علنی زیرساخت‌های رقیب، به این زیرساخت‌ها نفوذ کند، نفوذهایی که ممکن است برای مدت‌های طولانی، و گاه برای همیشه، کشف نشوند. اگر چنین باشد، شاید بتوان از کمیت و کیفیت تخریب‌های آشکار، تخمینی نیز از کمیت و کیفیت تخریب‌های غیرآشکار و نفوذهای موفق حریف داشت. این تخمین هولناک نیز بر پیکر انسان لرزه می‌اندازد. در این وانفسا، هدایت منابع از این تخریب‌ها و نفوذها، به گوهر عشقی و وکلای دادگستری، تصویر گویایی از وضعیت مدیریت امنیت در جامعه ایران به دست می‌دهد.


۵. دنیا دار محدودیت‌هاست و مدیریت نیز معنایی جز این ندارد که در فقر منابع در دسترس، مقدورات خویش را مصروف اولویت‌ها و اهداف اصلی نماییم. بی‌تردید، حکومتی که نیروهایش را روانه آگاهی از تصمیم‌های گوهر عشقی برای سالگرد درگذشت فرزندش، یا تصمیمات وکلا برای شکایت‌های آتی‌شان کند؛ نمی‌تواند بر تصمیم‌هایی که بیگانگان برای نفوذ و تخریب و تحقیر این مرز و بوم گرفته‌اند، تمرکز نماید. اگر امنیت ملی ایران و ایرانیان برای حاکمان مهم است، چاره‌ای جز تغییر مسیر مدیریت و انتخاب اولویت‌ها در این سرزمین وجود ندارد. حتی اگر زنی سالخورده و برخی وکلای دادگستری «خیالاتی واهی» در سر داشته باشند، باز هم در فقر منابع و محدودیت‌ها، چاره‌ای جز این نیست که از استراق سمع و تعقیب آنها دست برداریم و به حریفی که تا عمق جان نفوذ کرده بپردازیم. با هر واحد افزایش در سرمایه‌گذاری بر نفوذ به حریم خصوصی گوهر عشقی و دخترش و وکلای دادگستری و دیگر ایرانیان، حاکمان این مرز و بوم، خود را از سرمایه‌گذاری علیه آن دشمنان خارجی که شب و روز در منابر و سخنرانی‌ها علیه‌شان شعار می‌دهند، محروم‌تر می‌کنند.


۶. آنچه در باب «خیالاتی واهی» نسبت به گوهر عشقی و وکلای دادگستری گفته شد، تنها از باب فرض بود. در واقع، دادخواهی گوهر عشقی از نحوه درگذشت فرزندش و همچنین طرح شکایت علیه مسببان وضعیت وخیم کرونا در کشور، اقدامی علیه امنیت ملی نیست. شاید گوهر عشقیِ بی‌ادعا و وکلای دربند، بیش از بسیاری از مدعیان، در کار قوام و دوام امنیت کشور بوده‌اند. در زمانه‌ای که بسیاری با ناامیدی چمدان هجرت می‌بندند، باقی گذاردن مجاری امید به اصلاح شرایط و نفی خشونت، که دریچه رسیدن به توانایی و امنیت است، محصول تلاش‌های گوهر عشقی و وکلای دربند نیز هست. بر حکومت ایران است که از این روزنه‌های امید و امنیت حفاظت کند. حراست از این روزنه‌ها، بر هم‌پنجه شدن با ناوهای غول‌پیکر بیگانه در آب‌های آزاد اولویت دارد. (پایان - ۱۵ آبان ۱۴۰۰)

Report Page