نقد و بررسی بازی Resident evil 4 remake برای PS5
mpgameplay
پس از موفقیت باورنکردنی بازسازی Resident Evil 2 در سال 2019، برای کپکام بیمعنی بود که بازیهای قدیمیتر خود را احیا کند تا با مخاطب مدرن سازگاری بیشتری داشته باشند. با این حال، با هر قدم به جلو، شکاف کیفیت بین گذشته و حال کمتر چشمگیر می شود. و حالا بالاخره به مولد سبک بازی موفق و بی رویه Resi رسیده است، تصور اینکه چقدر می توان یک کلاسیک تمام دوران را فراتر از یک لایه رنگ تازه بهبود بخشید، سخت است. اما با توجه به آنچه تاکنون از Resident Evil 4 بازی کرده ام، به نظر می رسد کپکام کمتر علاقه ای به ایجاد یک جهش غول پیکر به سبک بازسازی RE2 دارد. درعوض، به نظر میرسد که بیشتر بر روی بهتر کردن یکی از بهترین بازیهای تمام دوران تمرکز دارد.
گیم پلی
در طول جلسه بازی من، که در همان ابتدای بازی شروع شد و درست پس از یورش روستاییان به پایان رسید، همه چیز به طور باورنکردنی آشنا و به طرز نگران کننده ای متفاوت بود. توالی وقایع تقریباً یکسان بود، اما پیشرفتهای گرافیکی و طراحی باعث میشد مکانها بهطور قابلتوجهی زندگیکردهتر، کلاستروفوبیکتر و جذابتر برای کاوش به نظر برسند. علیرغم تجربهام با نسخه اصلی، هنوز هم با این پیشبینی که هر لحظه ممکن است اتفاق غیرمنتظرهای بیفتد، در هر گوشهای بهطور عصبی دست و پا میزنم.
تقریباً مانند بازسازی Resident Evil در سال 2002، عناصر به صورت استراتژیک سازماندهی شدند تا انتظارات من را زیر و رو کنند. یکی از نکات برجسته در بازسازی نسخه اصلی، اولین تقلبی بود که خاطره طرفداران را از برخورد سگ ها از طریق پنجره شکار می کرد، که وقتی انتظار داشتید اتفاق نمی افتد. با بازسازی Resident Evil 4، من چرخش های مشابهی را در بازی کوتاه خود تجربه کردم که یکی از آنها به یک سگ نیز مربوط می شد.
طرفداران نسخه اصلی، سگ بدبخت فصل ابتدایی را که در تله خرس گرفتار شده بود، و اینکه چگونه بازی به شما این امکان را داد که آنها را آزاد کنید، با علاقه به یاد خواهند آورد. همچنین ممکن است بازگشت پیروزمندانه او را به یاد بیاورید (اگر او را نجات داده باشید) زمانی که به لئون کمک می کند تا ال جیگانته را شکست دهد. گرچه این بار، سگ هنوز آنجاست، اما او در حال حاضر مرده است. آیا به موقع به او نرسیدم؟ یا این نشان دهنده تغییر محسوس به سمت لحن تیره تر برای این بازسازی بود؟ در هر صورت، این لحظه کوتاه زمینه ساز بازی ای شد که لزوماً آنطور که انتظار داشتم پیش نمی رود.
داستان بازی
جایی که رزیدنت اویل 4 به طرز فوقالعادهای آشنا به نظر میرسد ، در مبارزهاش است. همانطور که قبلاً ذکر شد، با بازسازی کتابخانه کلاسیک خود توسط Capcom بر اساس ایده های پیشگام Resident Evil 4، این امر اجتناب ناپذیر بود که این بازی آشناترین احساس شود. کنترل لئون هنوز دقیقاً همان چیزی است که انتظار دارید، و او حتی برخی از حرکات نمادین خود را از نسخه اصلی حفظ می کند. فقط چند ثانیه طول کشید تا اینکه من به طور غریزی شروع به تیراندازی به کاسه زانو و ردیف کردن ضربات دور خانه کردم و هر کسی را که در نزدیکی بود به زمین زدم. حافظه عضلانی فوراً شروع به کار کرد و همه چیز بسیار رضایت بخش بود.
با این حال، این بدان معنا نیست که نبرد شامل موارد جدیدی نیست. فراتر از بهروزرسانی مورد انتظار برای هدف که اکنون به شما امکان میدهد حرکت کنید (که اگرچه در حال حاضر جزء اصلی این ژانر است، اما در نسخه اصلی مجاز نبود) گیمپلی مخفی کاری سبک نیز وجود دارد. این به خصوص از طریق آموزش یا هر چیز دیگری برای من تبلیغ نشده بود، اما با افزودن یک دکمه خمیده، مشخص شد که میتوانم با چرخیدن بیصدا در روستا و جمعآوری منابع قبل از شروع حمله، از توجه گارنادوسهای مجاور دوری کنم. . همچنین اکنون می توانید با چاقوی قابل اعتماد خود حملات مخفیانه را از پشت به افراد محلی ناآگاه انجام دهید. من گمان نمیکنم که مخفی کاری نقش مهمی در بازی کامل داشته باشد، اما داشتن چنین تنوعی عالی است.
لئون همچنین در حال حاضر دارای یک سیستم جداسازی سبک با چاقوی خود است که می تواند با فشار دادن دکمه به موقع در برابر حملات مقاومت کند یا منحرف شود. من فرصتی برای کشف عمق این سیستم پیدا نکردم، اما زمانی که با خود جنون اره زنجیری، دکتر سالوادور روبرو شدم، به کار آمد. در یک لحظه، من نه تنها توانستم در برابر قدرت کامل اره برقی مقاومت کنم، بلکه انحراف نیز توانست ابزار خود را برای چند ثانیه خاموش کند و پنجره ای را به روی من باز کند تا بتوانم آن را اجرا کنم.
خرید
برای کسانی که با حمله دهکده افتتاحیه از Resident Evil 4 آشنا هستند، میدانند که در اینجا چه انتظاری دارند. اما این بار این روند به شدت تشدید شده است. شکافهای بین خانهها کوچکتر است، منطقه تنگتر است، و به بهترین شکل ممکن احساس میشود. دکتر سالوادور اکنون میتواند سازههای چوبی را نابود کند تا راههای شما را مسدود کند، دشمنان از هر گوشهای شما را کنار میزنند و حتی برخی شما را از پشت میگیرند و نگه میدارند تا گارنادوسهای همکارشان از جلو به شما حمله کنند. احساس میکردم که هر ثانیه و هر تصمیم به حساب میآید چون ناامیدانه در میان گلهای که سعی میکردم زنده بمانم تکان میخوردم.
علیرغم آشنایی با صحنه، هنوز هم شگفتی های زیادی وجود داشت، به خصوص با توجه به اینکه می توان بسیاری از لحظات را بسته به استراتژی شما به راحتی از دست داد. بالا رفتن از برج ناقوس دیگر به فضای امنی منتهی نمیشود (بهخاطر ریزش کف زیر من) و گاو ساکن قبلی که تمام هرج و مرج را مشاهده میکرد، اکنون میتواند در صورتی که انبارش آتش بگیرد، وارد عمل شود! علیرغم اینکه گاو شعله ور در حال دویدن در ابتدا ناراحت کننده بود، نمی توانم بگویم که برای مدیریت گارناردوها مفید نبوده و چندین تا از آنها را شخم زده در حالی که شعله می کشد.
قیمت
لئون، پلیس تازه کار از Resident Evil 2 که تبدیل به مامور دولتی شد، بسیار شبیه جنگ، آشنا و در عین حال مدرن است. به نظر می رسد که او از موقعیت تهدید می شود و با احتیاط به آن نزدیک می شود. این برداشتی منطقیتر از جسارت نترس، خودپسند و ابرقهرمانی نسخه اصلی است. همانطور که گفته شد، آن مرد هنوز مشکلی ندارد که از پنجره طبقه دوم بیرون بیاید و خطوط پنیری بیرون بزند (بله، خط بینگو هنوز وجود دارد!). اما، حداقل با توجه به سلیقه کوچک من از بازی، نحوه تعامل او با مردم، به ویژه Hunnigan، در واقعیت بسیار بیشتر احساس می شود.
برای هر بازی جدیدتری در این سری همیشه سخت بود که همان جهش فنی را تجربه کند که بازسازی Resident Evil 2 انجام داد. اما تا کنون به نظر می رسد کپکام انتخاب های هوشمندانه ای را در مورد آنچه برای Resident Evil 4 تکرار می کند انجام داده است. به نظر می رسد که در تلاش برای یافتن تعادل کامل بین ادای احترام و نوآوری است. و بر اساس تغییرات و بهروزرسانیهایی که تاکنون دیدهام، بسیار هیجانزده هستم که بیشتر ببینم.