play date
Blue signبعد از ورودش به ماشین در رو محکم بست و نفس عمیقی کشید، عصبی بود، از یک پیام، از یک شخصی که تا به حال چند باری سر به سرش گذاشته بود اما این بار براش پیامی رو ارسال کرده بود که مستقیما دلیلی شده بود برای عصبی بودنش
"امشب، ساعت 9، آدرسی که برات میفرستم"
با وجود حرف هایی که ازش شنیده بود مطمئن بود که قصد خوبی نداره، مطمئن بود که باز هم قراره سر به سرش بذاره و این جیک رو دو دل میکرد، با وجود احساساتی که نسبت بهش داشت، سعی داشت مخفیش کنه و متاسفانه حالا که مجبور بود تنهایی باهاش باشه، قضیه رو پیچیده میکرد
صدای موبایلش که به صدا در اومد، با دیدن اسم شخصی که بهش زنگ میزنه، سریع قطعش کرد و دوباره با صدای موبایلش رو به رو شد، قصد نداشت بیخیال شه، درسته؟
+چیه؟
با لحن جدی ای جوابش رو داد و بلافاصله صدای پوزخند جی رو شنید
-میای دیگه؟
جیک نفسش رو پر فشار بیرون داد و زبونش رو روی لبش کشید و با کمی مکث جوابش رو داد
+میام
-خوبه، منتظرتم
تماس قطع شد، جیک آهی کشید و موبایلش رو روی صندلی کنارش پرت کرد، متنفر بود از اینکه هروقت جی رو میدید بدنش گر میگرفت و با وجود اینکه مطمئن بود قسمتی از وجودش از پسر متنفره، باز هم در مقابلش کم میاورد
ساعت هشت شب بود و فقط یک ساعت مونده بود، به خونه رفت تا دوش بگیره و لباسش رو بپوشه، حتی نمیدونست چرا انقدر وسواس به خرج میده و یک لباس رندوم انتخاب نمیکنه، چرا عطر هاش رو تک به تک بو میکنه تا بلکه عطری به مشامش خوب بیاد، چرا بهترین اکسسوری هارو میخواد بندازه، اما انجامشون داد و بلافاصله از خونه اش بیرون رفت تا به مقصدی که جی ازش خواست بره
جلوی در که ایستاد کمی مکث کرد و بلافاصله زنگ رو فشار داد، در که باز شد، نفسش رو برای بار آخر بیرون داد و کراواتش رو مرتب کرد، خونه تاریک بود و هیچ صدایی نمیومد، حتی جی هم برای خوش آمد گویی جلوی در نبود
ناگهان ضربه ی محکمی به سرش خورد و بلافاصله بدون اینکه متوجه چیزی بشه روی زمین افتاد، جی که بالا سرش ایستاده بود و صورتش رو جمع کرده بود روی زانوهاش خم شد و دستش رو روی سرش گذاشت
-ببخشید، چاره ی دیگه ای نداشتم
دست جیک رو بالا آورد و دور گردنش انداخت تا بلندش کنه و روی صندلی بذارتش، سپس دست هاش رو به کمرش زد و کمی بعد به سمت تخت بردش، روی تخت انداختش و نگاهی به بدن بی حرکتش انداخت، نفسش رو بیرون داد و دستبند هایی که روی تخت گذاشته بود رو برداشت و روی بدن جیک که نشست دست هاش رو بست و همونطور موند
-باید چیکار کنم که همینطور بمونی؟
دست هاش رو روی سینه هاش گذاشت و کمی خودش رو پایین کشید و خم شد، بوسه ای روی گونه ی جیک گذاشت و لبخندی زد، از موقعیتی که ایجاد کرده بود راضی بود، حتی با وجود ضربه ای که به سرش زده بود
بوسه ی دیگه ای طرف دیگر صورتش زد و دستش رو بالا آورد و انگشت شستش رو روی لب های جیک کشید، زبونش رو روی لبش کشید و بدون اینکه فکر کنه جلو رفت، لب هاش رو روی لب های جیک گذاشت و بوسه ی نرمی روی لب هاش گذاشت
-به هوش بیا احمق..
نمیخواست تا وقتی به هوش نیومده کاری رو انجام بده، اما با این حال سرش رو داخل گردنش که فرو کرد نفس عمیقی کشید و بوی بدنش رو وارد ریه هاش کرد و بینیش رو به پوست گردنش کشید
-خیلی وقت پیش باید اینکارو باهات میکردم
جیک بعد از مدتی به تدریج هوشش رو به دست آورد و چشم هاش رو که باز کرد بلافاصله متوجه فردی روی بدنش شد، برخورد نفس های فردی به گردنش، اما خیسی گردنش بیشتر شوکه اش کرد و از همه شوکه کننده ترش چهره ی فردی بود که بعد از عقب اومدنش دید
+چیکار..
-ساکت باش
یقه ی جیک رو گرفت و دوباره که خم شد، بوسه ای روی لب هاش گذاشت و همزمان دست هاش رو پایین برد و روی سینه هاش گذاشت، بوسه ای که جی شروعش کرده بود بی جواب نمونده بود و جیک هم داشت همراهی میکرد، در کمال تعجب، جی دستش رو به دستبندی که دست های جیک باهاش بسته بود رسوند و دست هاش رو بالا سرش برد
+نقشه ات..
-ایراد داشت؟ برای کشوندنت به اینجا و ضربه زدن به سرت متاسفم، اما راضی ام
جی مستقیم روی عضوش قرار داشت و همین حالا بدون اینکه دست خودش باشه داشت داغ میکرد؟
+و این دستبند؟
-نمیتونی کاری در قبالش کنی
جی مکث کرد و روی صورت جیک خم شد و بیشتر خودش رو پایین کشید
-الان فکر کنم بهتره..
با حس کردن عضو نیمه هارد شده ی جیک پوزخندی زد و باسنش رو به عضو جیک فشرد که باعث اخم جیک شد
-من هنوز شروع هم نکردم..
یکی از دست هاش رو پایین آورد و روی سینه ی جیک گذاشت و دستبند تو دستش رو محکم تر گرفت
-حرکتی نکن، خودم انجامش میدم
لبخند کجی زد و کمرش رو به حرکت در آورد که همین حین جیک ناله ی خفه ای کرد و دست هاش رو کمی تکون داد، اما با نگاه جی حرکت دیگه ای نکرد و نگاهش رو از چشم های جی به پایین تنه اش داد، جی پر سرعت داشت خودش رو حرکت میداد و همین برای دیوونه شدن جیکی که فقط با قرار گرفتن باسن جی روی عضوش هارد شده بود کافی بود
+دست هام رو باز..
جی لب هاش رو به لب های جیک رسوند و باسنش رو به حالت دورانی روی عضو جیک کشید و ناله ی خفه ای کرد، حالا که حفره اش بخاطر عضو جیک نبض میزد، اون هم نمیتونست بی صدا بمونه، کمی از حرکت ایستاد و از لب های جیک که جدا شد در یک سانتی لب هاش قرار گرفت و زبونش رو روی لب هاش کشید
-چقدر دیگه باید همینطوری ادامه بدم؟
جیک زبونش رو روی لب های جی کشید و سرش رو بالا آورد و لب زیرین جی رو گاز گرفت، جی کمی بیشتر فاصله گرفت اما پوزخندی زد و دست های جیک رو رها کرد
-بدون حرکت.. خب؟
عقب کشید و دست هاش رو سمت پیرهنش برد و چند دکمه ی اول رو باز کرد و ساس بند های متصل به شلوارش رو باز کرد و خودش رو روی عضو جیک کشید، آروم و بدون عجله، جیک لب زیرینش رو گاز گرفت و دست هاش رو بالا برد و روی پیشونیش گذاشت
-میخوای لمسم کنی؟
جی پوزخندی زد و دستش رو از روی گردنش تا پایین برد و دوباره که به گردنش برگشت، انگشت هاش رو دور گردنش حلقه کرد و ثانیه ی بعد به جلو خم شد و قوسی به کمرش داد
+میخوای صبر منو امتحان کنی؟
-هوم؟ نه.. برام عجیبه که تمام مدت میخواستیشو همچنان باهام بد بودی، کار اشتباهی کردم؟
جی ناگهان خودش رو بلند کرد و دکمه ی شلوار جیک رو باز کرد و زیپش رو که پایین کشید، شلوارش رو پایین کشید و عضوش رو از روی باکسرش لمس کرد
+نکردی..
جیک با صدای تحلیل رفته گفت و لبش رو گاز گرفت تا صدایی از خودش بیرون نده
-پس چرا؟
دست هاش رو سمت شلوارش برد و بعد از باز کردن دکمه و پایین کشیدن زیپش، شلوارش رو از پاهاش خارج کرد و چند دکمه ی باقی مونده ی پیرهنش رو باز کرد
+نمیتونستم..
-چرا من تونستم؟
+احمق..
-چرا داری طوری حرف میزنی که انگار مقصر منم؟
دست های جیک رو کلیدی که داخل جیبش بود باز کرد و همونطور ثابت نگهشون داشت
-همینطور بمون
زمزمه کرد و با بوسه ای که روی لب های جیک گذاشت صاف نشست و با همون لحن صحبت کرد
-آزادی که هرکاری میخوای-
حرف جی تموم نشده بود که جیک اون رو به تخت کوبید و روی بدنش خم شد، دستش رو به عضو هارد شده ی جی رسوند و پاهاش رو از یکدیگر فاصله داد
-سریع بود.. صبر کن!
زبون جیک روی یکی از نیپل هاش به حرکت در اومد و صدای ناله اش رو در آورد، قوسی به کمرش داد و دستش رو پشت گردن جیک رسوند، انگشت هاش رو بین موهاش برد و همزمان با حرکت دست جیک روی عضوش ناله کرد
-سریعتر..
دست جیک از زیر باکسرش رد شد و به حفره اش که رسید، ایستاد، نیپلش رو گاز محکمی گرفت و کشید، جاش رو لیس زد و فاصله گرفت، انگشتش رو بدون معطلی داخل حفره ی جی کرد و باکسرش رو با دست دیگرش از پاهاش خارج کرد و زبونش رو همزمان با انگشت دیگرش داخل برد
-لعنتی..
جی از لذت ملحفه رو چنگ میزد و به نفس نفس افتاده بود، اما تنها یک چیز میخواست، جیک رو داخل خودش، ناله ی بلندی کرد باسنش رو بالا برد و همزمان ملحفه رو به مشت گرفت و پیچوندش
-لطفا سریعتر باش..
جیک پوزخندی زد و با چند ضربه ی دیگه با انگشت و زبونش، بالا اومد و دست های جی رو بالا سرش برد، محکم گرفتشون و به چهره ی جی خیره شد، پوست کمی سرخ شده اش، لب کبود شده اش که هنر خودش بود، نیپل های برجسته شده اش، همگی رو از نظر گذروند و در آخر عضوش رو روی عضو جی گذاشت و با گرفتن عضو هردوشون هردو ناله ی خفه ای کردن، جی باسنش رو دوباره بالا برد و لب زیرینش رو گاز گرفت
-بجنب..
+بگو لطفا
-لطفا زود باش..
جیک پوزخندی زد و بدون صبر عضوش رو روی ورودی جی تنظیم کرد و کمرش رو که حرکت داد، داخل حفره ی جی شد، جی ناله ی خفه ای کرد و باسنش رو پایین داد و قوسی به کمرش داد
-میخوام که.. ببوسمت
جیک بدون حرفی جلو رفت، عضوش رو کامل داخل برد و همین حین لب هاش رو به لب های جی رسوند و بوسه ی خیسی رو شروع کرد، جی انگشت هاش رو بین موهاش برد و همزمان با حرکات جیک خودش رو حرکت داد، تا لذت دو چندانی رو داشته باشه، جیک دستش رو سمت نیپلش برد و با گرفتن نیپلش بین انگشت هاش نیشگونش گرفت و ناخنش رو داخل نیپلش کرد
جی لبش رو گاز گرفت و با حس کردن مزه ی خون پوزخندی زد و خون لب جیک رو مک زد و زبونش رو وارد دهنش کرد، زبونش رو روی زبونش جیک گذاشت و همزمان دست جیک رو روی گردنش حس کرد، جیک عقب کشید و انگشت هاش رو دور گردن جی حلقه کرد و سرعت ضربه زدن داخلش رو زیاد کرد
+حس خوبی میده؟
جی سرش رو به آروم تکون داد و دستش رو روی مچ دست جیک گذاشت و به کمرش قوسی داد، جیک خیلی سریع پروستاتش رو پیدا کرده بود و خیلی بهش لذت میداد
-سریعتر..
پیچشی زیر شکمش حس میکرد که هر لحظه بیشتر میشد و اون رو پر نیاز تر میکرد
-سریعتر.. لطفا
صدای ناله هاشون ادغام شده بود و هردو پر از لذت شده بودن، جیک با چند ضربه ی دیگه داخلش کام شد و کمی صبر کرد تا مایع کاملا داخلش رو پر کنه و سپس ضربه های پرسرعتی رو حواله پروستات جی کرد
طولی نکشید که جی هم همزمان با ناله ی بلندی که کرد روی شکمش کام شد و نفس راحتی کشید، جیک پوزخندی زد و عضوش رو بیرون کشید، اما با یک راند راضی نمیشد، پس جی رو پشت بهش خوابوند و بالا کشیدش
-چیکار میکنی؟
+برای راند دوم میخوام که از لذت گریه کنی..
انگشت هاش رو دور گردن جی حلقه کرد و همزمان با داخل شدنش بدن جی رو بالا آورد و دستش رو روی کمرش گذاشت و ضربه هاش رو از نو شروع کرد، ضربه ای به باسنش زد و بوسه ای روی گردنش گذاشت، قسمت های متفاوتی از پشتش و گردنش رو مارک کرد و هردو دستش رو به نیپل های جی رسوند، بین انگشت هاش فشردشون و با سرعت بیشتری داخل جی ضربه زد
چشم های جی از لذت رو به سفیدی میرفتن و با هر ضربه ناله هاش یا تو گلوش خفه میشد یا به حد خودش میرسید، چشم های جی از لذتی که بهش وارد شده بود خیس شده بودن و برای بار دوم پیچشی زیر شکمش حس کرد و طولی نکشید که کام بشه، جیک با چند ضربه ی عمیق و سریع دیگه داخلش کام شد و نفس راحتی کشید، حفره ی جی رو با کامش پر کرد و این بار، هردو روی تخت، در حال نفس نفس زدن، دراز کشیدن
-لعنت بهت..
+راند سوم-
-میشکنم
جیک نیشخندی زد و دستش رو دست جی رسوند، جی هم نیشخندی زد و دست جیک رو محکم گرفت
-میتونستم یه راه بی درد ترش رو برات در نظر بگیرم، ولی خوب کردم
+احمق