دایلوفوسورِس چه شکلی بوده؟
عرفان خسروی | https://t.me/paleogram/1178دایلوفوسورِس/Dilophosaurus چه بسا که این شکلی بوده باشد. شکل و رنگ پرها تا حدودی فرضی است ولی درباره شکل کاکل بر اساس آخرین پژوهشها اتفاق نظر وجود دارد که بیشتر شبیه تاجهای پرندگانی مثل منقارشاخی و کاسواری بوده و بسیار با آنچه در سالهای پیش تصور میشد متفاوت است.

این تصویری است که در پارک ژوراسیک از دایلوفوسورِس به نمایش درآمد. آن پرده پوستی دور گردن مطلقاً تخیلی است و البته این نیز که دایلوفوسورِس بزاق زهرناکی داشته که آن را به سمت طعمه تف میکرده، کاملا زاینده ذهن خلاق و بازیگوش مایکل کرایتون بوده. اندازه این حیوان نیز بزرگتر بوده.
پس از پارک ژوراسیک ما با دو نسخه متفاوت از دایلوفوسورِس روبهرو بودیم. یکی نسخه تخیلی که بیشتر مبتنی بر «اختیارات شاعری» (artistic licence) بود و دیگری نسخه مبتنی بر یافتههای علمی که البته باز هم مقداری «اختیارات شاعری» در آن به کار رفته بود، منتها معلوم نبود چه قدر!


درحقیقت، آنچه در این نمونه نمایشگذاشته در سنگ در موزه سلطنتی انتاریو یا آن یکی اسکلت برپا شده در موزه سلطنتی تایرل میبینید، بیشتر بازسازی هنری است، نه اصل نمونه کشف شده از دایلوفوسورِس. آنچه میان اصل نمونه و این بازسازیها اتفاق افتاده مبتنی بر روشهای دههها پیش است.

این نمونه اصلی کشف شده ازجمجمه دایلوفوسورِس است. سال ۱۹۵۴ که این نمونه توصیف شد اصلا معلوم نبود که کاکلی دارد و با نام مگالوسورِس وتریلی/Megalosaurus wetherilli توصیف شد. دقت کنید که بازسازی اولیه هم بیکاکل بوده است. پس چه شد که این حیوان کاکل درآورد و نام تازه پذیرفت؟



ولز (Welles) که سال ۵۴ نمونههای اولیه را توصیف کرده بود، سال ۱۹۷۰ با کشف نمونه جدیدتر متوجه وجود کاکل استخوانی شد، بنابراین صاحب این جمجمه نمیتوانست گونهای مگالوسورِس باشد، بلکه باید در سردهای جدا قرارگیرد و چون دوتا کاکل داشته، چه نامی بهتر از دایلوفوسورِس/سوسمار دوتیغه.



باقی داستان مربوط به این است که بقایای تیغه شکسته را چگونه تفسیر کنیم؟ اینجاست که پژوهشهای جدید، مقایسههای جدید و استنتاجهای جدید، منجر به نتایج جدید میشود. این تفسیر رایج از شکل جمجمه و کاکل دایلوفوسورِس تا همین اواخر بود. تصور این بود که کاکلی از استخوان ضخیم وجود داشته…




اما اگر به دنبال شبیهترین نمونه امروزی از کاکلهای نزدیکترین خویشاوندان زنده دایلوفوسورِس بگردیم، به کاکلهای متخلخل و اسفنجی پرندگانی مثل منقارشاخی و کاسواری میرسیم. قسمت استخوانی کاکل این پرندهها هم اگر قرار باشد که سنگواره شود، کمابیش شبیه سنگواره دایلوفوسورِس خواهد شد.



این تفسیر جدید از شکل واقعی جمجمه دایلوفوسورِس است؛ با کاکلی استخوانی و اسفنجی که روی آن را پوششی از جنس شاخ (شبیه منقارشاخی و کاسواری) پوشانده بوده و البته جزئیات متفاوت دیگری هم نسبت به تصورات قدیمی داشت، از جمله شکل و ریختشناسی و ساخت متفاوت.

برایان انگ اینجا توضیح داده که امروز چگونه درباره ظاهر و ماهیت دایلوفوسورِس فکر میکنیم و این تصور چه تفاوتی با گذشته دارد. خلاف دایلوفوسورِس زهرآگین/لاشهخوار پارک ژوراسیک با آرواره ضعیف، دایلوفوسورِس واقعی شکارچی تیزدندانی با آرواره قوی بوده.

اما نکته آخر:
از کجا میدانیم که این عمو پردار بوده؟
مهمترین دلیل ما دستهبندی تبارشناختی [phylogenetic bracketing] است. دایلوفوسورِس در میان تباری قرار دارد که میدانیم نیای مشترک آنها پردار بوده. اما این سنگواره آثاری کشفشده در ماساچوست هم دلیل دیگر بر این حدس است.


دایناسوری که این سنگواره آثاری را به وجود آورده همجثه، همزمان، هممکان و بسیار شبیه دایلوفوسورِس بوده و احتمال زیادی دارد که متعلق به همین دایناسور باشد. نکته مهم ردی از پرهای کرکمانند در اطراف نشیمنگاه/لگن دایناسور است. صاحب ردپا بدنی پوشیده از پر داشته…

با همه این اوصاف، پس چنین تصویری از دایلوفوسورِس نه تنها بعید و غریب نیست، بلکه بسیار بیشتر از تصاویر قدیمی این دایناسور به واقعیت نزدیک بوده است، به خصوص نسبت به هیولای زهرناکی که در پارک ژوراسیک به ما نشان دادند. پیشرفت در علم دیرینهشناسی این روزها اینطور جریان دارد.




این مقاله ساینتیفیک امریکن هم شاید برای دوستانی که علاقهمند به مطالعه بیشتر باشند، مفید باشد.


