no execution

no execution

بررسی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران

گزارش کوتاهی از شرکت مینا احدی سخنگوی کمیته بین المللی علیه اعدام در کنفرانس بررسی قوه قضائیه جمهوری اسلامی در مونیخ

در رستوران هتلم با بیست پلیس نشسته ام و صبحانه میخورم. از دیروز که تاکسی من، دم در هتل ایستاد، فقط دهها ماشین پلیس در خیابان کوچک این هتل پارک شده و حدود صد نفر پلیس در اطراف و اکناف هتل در رفت و آمد هستند. قبل از اینکه خودم را معرفی کنم و اطاقم را تحویل بگیرم از مرد جوانی که در آنجا هست،میپرسم اتفاقی افتاده در این هتل که این همه ماشین پلیس اینجاست، لبخندی میزند و میگوید نشست گروه هفت درمونیخ است، بعد یواش میگوید کسی چه میداند شاید زلنسکی اینجا آمده.بعدا متوجه میشوم اینها از استان نورد راین وستفالن آمده اند برای حفاظت از نشست دولتها و ساکن این هتل هستند. بهر حال این دو روز که اینجا هستم در کریدور و آسانسور و در همه جا اسلحه می بینم و پلیس و تعدادی افراد ورزیده لباس شخصی. کنفرانس دیروز در مونیخ با عنوان فوروم ایران یک اتفاق مهم بود. طبق معمول زود به محل کنفرانس میرسم و در یک رستوران زیبا و آلترناتیو، کافه سفارش میدهم، دختر جوان و خوش اخلاقی کافه را میاورد و کمی با من احوالپرسی میکند. احساس خوبی دارم. معمولا قبل از جلساتی که سخنرانی دارم، سعی میکنممحیط و اطراف آنرا ببینم و به نوعی از دیر رسیدن و استرس پرهیز میکنم. وارد ساختمان میشوم، همه جوان هستند و در حال آماده سازی برنامه. جمعیت زیادی در سالن نشسته اند. وارد سالن میشوم دوستان آلمانی و فراکسیون سکولار حزب سبز آلمان که اخیرا سخنران آنها بودم، در سالن هستند، سلام و علیک میکنیم و در نهایت برنامه شروع میشود. اول برگزارکنندگان در مورد سازمان خودشان حرف میزنند و اولین سخنران نماینده اتحادیه قضات در آلمان است. ما در پانل اول در مورد سیستم قضایی حکومت اسلامی حرف میزنیم، قبل از من سخنرانی جالب، کارشده و پر از اطلاعات مریم کلارن دختر ناهید تقوی را میشنویم نوبت من میرسد، سخنرانی خودم را با بغض شروع میکنم و با زحمت خودم را کنترل میکنم که بغضم نترکد، آخر سه شنبه بیست و هشت ژوئن مترادف با هفت تیر ایران است، سیاهترین روز زندگیم ، همسرم همان روز در تبریز با دوستان و همرزمانش اعدام شد. چهل و دو سال گذشته و من هنوز خرداد و تیر ماه دپرسیون خفیفی دارم و معمولا در این ماه هر جا سخنرانی کنم، بغض گلویم را گرفته است. شاید بدلیل همین غم، سرتاپای قوه قضاییه آدمکش اسلامی را به تندی و با بغض نقد میکنم و کتابی را نشان میدهم که قوانین مجازات اسلامی در آن چاپ شده و میگویم همین کتاب سند جنایت علیه بشریت است و باید نویسندگان و سازندگان این سیستم را بدلیل همین کتاب و سازماندهی و برنامه ریزی جنایت محاکمه کرد، و ادامه میدهم در این کتاب اندازه سنگها برای زجرکش کردن زنان و همجنسگرایان را نوشته اند، اما حتی به همین کتاب هم اتکا نمیکنند، آنها فقط میزنند ومیکشند و وحشت ایجادمیکنند. ما با سیستم لینچ کردن و جنایت اسلامی طرف هستیم و اینها باید بروند. جمعیت در سکوت و برخی با بغض و گریه حرفهایم را گوش میدهند، جرات ندارم بگویم امروز چه روزی است چون حتما بغضم میترکد و نمیتوانم ادامه دهم. بعد از من غزاله شارمهد در مورد پدرش حرف میزند. سپس پانل دوم و سخنرانی در مورد اقلیتهای مذهبی در ایران و معضل پناهندگان در آلمان و در نهایت موقعیت زنان در ایران بحث مهم روز است. دوست عزیزم اولریکه بکه ر سخنرانی تحقیقی و مشحون از اطلاعات خود در مورد موقعیت قانونی زنان در ایران را ارائه میدهد و بعد از او میترا شجاعی سخنرانی خوبی در مورد مبارزه و اعتراض زنان در ایران میکند و در نهایت کتایون امیرپور پروفسور اسلام شناس سخنرانی میکند. سخنرانی ای که در عمل بر سر کل کنفرانس میزند و از اینکه دیگران سیاه و سفید میکنند، شاکی هست و در اسلام و قران نکات مثبت را برمیشمرد و میگوید مشکلات در ایران به نوعی تقصیر مردم است و میتوان اسلام را رفرم کرد. قبلا هم این خانم را در کنفرانسی حدود پانزده سال قبل در وین دیده ام دوران برو بروی اصلاح طلبان و ایشان مدافع خاتمی بود و الان که کفگیر به ته دیگ خورده،مدافع قران و اسلام و بخشهای مثبت آنست. در فرصتی کوتاه در پایان برنامه جوابش را میدهم ومیگویم رفرم در اسلام دکانی است برای یک عده و مطلقا مخالف حرفهای خانم پروفسور اسلام شناس و اسلام دوست هستم


Report Page