نقد رادیکالیسم در جنبش دانشجویی
نشریه کمیسیون سیاسی نهضت آزادی ایرانسخنرانی آقای عماد بهاور در پاسداشت ۱۶ آذر روز دانشجو
بخش اول
در تاریخ ایران دانشجوها فعالیتهای مختلفی انجام داده اند. من با خودم فکر میکردم که کدام فعالیتها برای جامعه ایران مفیدتر بودند؟ فعالیتهای مردمی و فعالیتهای اجتماعی یا فعالیتهای چریکی که به کشته شدن جانهای عزیزی انجامید؟ به لحاظ توسعه، مدرن شدن، پیشرفت کدام فعالیت ها بیشتر به نفع ایران تمام میشد؟
من فعال دانشجویی دهه 70 هستم. سال 76 وارد دانشگاه یزد شدم. در آن دوران انفجاری رخ داد از مجموعه فعالیتها در سطح جامعه مخصوصا دانشگاه. تشکلها، سمنها، احزاب، در عرض یکی دو سال صدها یا هزاران نهاد اجتماعی تشکیل شد. همه شور و شوق فعالیت داشتند. ما در یک دانشگاه متوسط مثل یزد که عموما جو سیاسی هم نداشت برنامه هایی برگزار میکردیم که چند صد نفر تمام سالن یا مسجد را پر میکردند تا به سخنرانیها گوش کنند. سخنرانهایی از تهران دعوت میکردیم و همه مشارکت میکردند. برای انتخابات انجمن ساعتها در صفهای طولانی میایستادیم تا رای بدهیم. این با وضع فعلی خیلی متفاوت است. حالا دیگر هیچ اثری از آن فضاها نیست. دانشگاه یک فضای کاملا غیر سیاسی شده است. به عنوان نمونه عکس آقای بازرگان را به دانشجوها نشان بدهید خیلیها اصلا ایشان را نمیشناسند. فیلمهایی دیده ام که عکس آقای خمینی را به دانشجوها نشان میدهند و آنها اصلا نمیشناسند، یا عکس آقای خمینی را از آقای خامنه ای تشخیص نمیدهند. دانشجوها کاملا غیرسیاسی هستند. شاید کمی درس بخوانند و بیشتر درگیر روابط اجتماعی بین خودشان هستند. کاملا فراری از فعالیتهای سازماندهی شده که نظم و تعهد خاصی میطلبد. اصلا این کارها را رد میکنند و میگویند این کارها فایده ای ندارد. من هفته پیش با دانشجویان امیرکبیر صحبت میکردم. انجمنهای اسلامی بعد از 1401 دوباره تعطیل شده است و حالا عده ای میخواهند مجوز راه اندازی مجدد انجمن در دانشگاه امیرکبیر را بگیرند اما از طرف دانشجوها یا حتی از طرف ادوار انجمن متهم میشوند به این که شما که میخواهید از این حکومت مجوز برای فعالیت بگیرید حتما حکومتی هستید. فعالیت قانونی و علنی حالا بین دانشجوها بنوعی مذموم است. به دلیل رادیکال شدن فضای سیاسی در جامعه این کار را بد میدانند. از یک جایی به بعد، مخصوصا بعد از حمله به کوی دانشگاه، فضای فعالیتهای دانشجویی تند شد، که البته به نظر من بخشی از این رادیکالیزه شدن هم توسط حاکمیت، به واسطه بازداشتها و حمله ها رخ داد. نیروهای امنیتی از این رادیکال شدن و تند شدن فضا استقبال می کردند چون در این شرایط بهانه های بیشتری برای بستن انجمنها و نهادهای دانشجویی ایجاد میشد. بعد از اینکه فضا به سمت رادیکال شدن رفت، عده کمتری توانایی فعالیت سیاسی داشتند. در فضای امروز ایران چند درصد دانشجوها توان این را دارند که برای فعالیت سیاسی مقاومت کنند و زندان بروند؟ عده خیلی خیلی کمی هستند. به این ترتیب جمعهای کوچکتر و کوچکتری توان فعالیت دارند. اکنون به حدی رسیده که دیگر نمیتوانید از جنبش دانشجویی صحبت کنید. آنچه هست چند جمع خیلی کوچک و خیلی سیاسی هستند که فاصله زیادی هم با فضای دانشگاه و دانشجوها دارند. ما خودمان در دوره دانشجویی فعالیتها تندی کردیم که به ما انرژی و انگیزه میداد. اما به هرحال بعد از رادیکالیزه شدن، دانشگاه توسط نیروهای امنیتی تسخیر شد. دانشجوها محدود و تشکلها تعطیل شدند. بعد دانشجوها وارد فعالیت حرفه ای سیاسی شدند، چه در جایگاه پوزیسیون و چه در جایگاه اپوزیسیون. فکر کردند نوک پیکان دموکراسی خواهی ایران هستند و همه باید پشت سر آنها حرکت کنند و اگر همکاری نکردند باید از آنها عبور کرد. این هم آسیبهای زیادی به دانشجوها زد. از جمله اینکه باعث شکاف و انشقاق شد و نیروهای امنیتی روی این شکافها سوار شدند و انشعاب ایجاد کردند.
یک نقد دیگر عدم تناسب فرم و محتوا است. در یک دوره ای انجمنهای اسلامی به دست دانشجویان مارکسیست افتاد. درست است که حاکمیت اجازه نمیدهد بچه های مارکسیست تشکل داشته باشند ولی نمیشود با این توجیه پذیرفت که این افراد وارد انجمن اسلامی شوند و باعث از بین رفتن این نهادها شوند. ما در بندان 350 زندان اوین یک هفته نامه دیواری داشتیم که همه زندانیها از جریانهای مختلف در آن مطلب مینوشتند. چند بار مطالب خیلی تندی برای انتشار ارائه شد. آقای دکتر رجایی که مدیر مسئول این هفته نامه بودند تصمیم گرفتند که بعضی مطالب منتشر نشود. چون این نشریه ای بود که چند سال منتشر میشد. تاثیرگذار بود، افراد مطلب مینوشتند، خوانده میشد... این نشریه کارکرد خودش را داشت و مفید بود. به ما گفته میشد که شما دارید این مطالب را سانسور میکنید. بند 350 در آن زمان آزادترین نقطه ایران بود به دلایلی اجازه داده بودند که آزادیهایی وجود داشته باشد. نوشتن محتوای رادیکال در آن نشریه باعث تعطیلی آن میشد. آیا این کار خوب و مفیدی بود؟ آیا هدف در دانشگاه این است همه فعالیتهای مجوز دار تعطیل شوند؟ بعد از اینکه اینها تعطیل شدند چه میشود؟ آیا جایگزینی داریم؟ آیا با آن جایگزینها الان فضای دانشگاه سیاسی تر و آگاه تر شده است؟ نشده است.
ما در چند مقطع ضربه خوردیم. در بیانیه اخیر نهضت آزادی به دانشجوها توصیه شده که فعالیت رسمی و جمعی بکنند. تشکلهای دانشجویی برای این است که دانشجوها فعالیتهایی مانند گفتگو تعامل، حرکت جمعی ... را تمرین کنند. این کارها اولین فعالیتهای سیاسی جوانهاست که میتواند روی یک عمر آنها تاثیر بگذارد. چرا باید این امکان را از دانشگاهها بگیریم و به سمت کارهایی برویم که حاصلی هم ندارد.
--- ---
بخش دوم
چیزی که من درباره حضور دانشجویان چپ در انجمنهای اسلامی گفتم اعتقادی نبود. بحثم بحث فرم و محتواست. ما نمیتوانیم تفکر انقلابی را در قالب اصلاحطلبانه ارائه کنیم. فرمی که علنی است، مجوز میگیرد، شفاف است فرم اصلاحطلبانه است و نمیتواند محتوای انقلابی ارائه کند. عده ای میگویند ما آن فضا را تغییر دادیم، اما در واقع آن فضا را تعطیل کردند.
میدانم که پاسخ میدهند مگر ما تعطیل کردیم؟ حکومت تعطیل کرد. اما در سیاست ما متعهد به نتیجه هستیم. ما در زندان یک بحثی با مجاهدین داشتیم. آنها میگفتند ما که چند هزار کشته داده ایم مبارز هستیم ، شما مبارز نیستید. پاسخ ما این بود که شما بچه های 16-17 ساله را به کشتن دادید و این هنری نیست. نه ارزیابی درستی از توان و تشکیلات خودتان داشتید و نه ارزیابی درستی از توان سرکوب حکومت. وقتی نیروی سیاسی میگوید من استراتژیست هستم و برای جمعی از پیروان خودم راهبرد ارائه میدهم دیگر نمیتواند بگوید بروید کف خیابان، اگر کشته شدید هم من مقصر نیستم. یک فرمانده نظامی نمیتواند چند هزار نفر را به کشتن دهد بعد بگوید به من چه؟ عراقیها کشتند. شما باید ارزیابی درستی از توان خودتان و توان دشمن میداشتید. باید توان پیش بینی نتیجه داشته باشید. در سیاست نتیجه هم مهم است. شما پایان کار را باید ببینید. من شعار مهندس میثمی را خیلی میپسندم که میگوید ما شعار محدود بدهیم و مقاومت نامحدود داشته باشیم. اینطور نمیشود که شما شعار نامحدود بدهید، شعار رادیکال دهید اما توان شما برای مقاومت اندک و محدود باشد. نتیجه همین میشود که میبینید. همه چیز تعطیل میشود و از بین میرود. نمیشود همه چیز را هم گفت تقصیر حکومت است و ما بیگناهیم. مقتضای این حکومت سرکوب است. تمام توانش را جمع میکند برای سرکوب. کارش همین است. شما هستید که باید ببینید چطور نیروها را جمع کنید، چطور برنامه ریزی و سازماندهی کنید که به نتایج مطلوب برسید. اگر بررسی کرده اید و به این نتیجه رسیده اید که همه چیز تعطیل شود، روزنامه و نشریات و احزاب همه تعطیل شوند، در آن صورت کاری که کرده اید درست است. ولی اگر این نبوده است باید نهادها را حفظ کنیم. نهادها میتوانند در دانشگاهها عمل کنند بسیج کنند، تمرین گفتگو و تعامل کنند تمرین کار جمعی کنند. دکتر یزدی با جمعهای دانشجویی که مینشست به همه آنها میگفت بروید با بسیجیها صحبت کنید. تریبون بدهید به بسیج. با نهاد نمایندگی رهبری صحبت کنید. نه اینکه فضایی آماده کنید که بتوانند بگویند شما برانداز هستید، ضد اسلام هستید.
حرف من این بود که به جای اینکه بچه های غیراسلامی بیایند و مدیریت انجمنهای اسامی را به عهده بگیرند، انجمنها باید مدافع حقوق آنها میشدند، آنها را دعوت میکردند که آنها هم در تجمعها حرف بزنند. اگر مناظره ای هست تمام تفکرات حضور داشته باشند. مذهبی و غیر مذهبی. نه اینکه مدیریت انجمن دست افراد غیرمذهبی رادیکال باشد. به عنوان نمونه انجمن اسلامی دانشگاه تهران را ببینید. این انجمن خودش را حفظ کرد، دست چپها نیافتاد. همه هم به آنها میگفتند حکومتی. اما حالا فعالیت میکند و کارکرد مفیدی دارد . یک نفر ممکن است بگوید این تشکلها و نهادها کارکرد ندارند، فایده ندارند، باید برویم در خیابان، در فاز نافرمانی مدنی، تظاهرات خیابانی، اعتصابات و تحصنات. آن موضوع با این فرم تشکیات علنی و قانونی و رفرمیستی که میخواهد همه چیز علنی و قانونی و رسمی باشد همخوانی ندارد. این حرف دیگری است، اینها دو مسیر و راهبرد کاملا جدا هستند. به علاوه من میگویم مسیر تندروی اصلا به جایی هم نمیرسد. طرفداران آن نوع فعالیت شناخت درستی از سیستم ندارند، این رفتارها هم به جز تحمیل هزینه به تمام نیروهای سیاسی نتیجه ای نداشته است. عرض من این بود که توان و ظرفیت خودمان را بشناسیم. به جای اینکه دانشجوها را ببریم در یک فضایی که انگار میخواهند بار تمام جنبش دموکراسی خواهی ایران را به دوش بکشند بگوییم شما باید از ماهیت نهاد دانشگاه آزاد در ایران دفاع کنید. این یک نهاد مدرن است که در ایران باید حفظ شود برای تمرین کار جمعی. و این میشود سرمایه دانشجوها برای زندگی آینده اش در محل کار، خانواده، جامعه... این مفیدتر است.
نظرات و مطالب خود را برای انتشار در ن رشیه به آدرس تلگرام زیر ارسال کنید: