سرمقاله: وسوسه رادیکالیسم

سرمقاله: وسوسه رادیکالیسم

مهدی محمودی

رادیکالیسم، پیش از آن‌که یک موضع فکری باشد، یک "روش" است. روشی تند، شتاب‌زده و حذف‌محور در مواجهه با مسائل پیچیده‌ی یک جامعه. این روش، فارغ از آن‌که در کدام سوی قدرت یا مخالفت قرار گیرد، بر ساده‌سازی بحران‌ها، دوگانه‌سازی‌های حاد و نفی راه‌حل‌های تدریجی استوار است. رادیکالیسم می‌تواند هم در درون حاکمیت، به‌عنوان ابزاری برای حفظ وضع موجود و مقاومت در برابر اصلاحات ضروری بروز یابد و هم در میان بخشی از اپوزیسیون، در قالب براندازی‌خواهی و توسل به رفتارهای خشن و قهرآمیز ظهور کند.

در سوی حاکمیت، رادیکالیسم معمولا خود را در قالب امنیتی‌سازی مفرط مسائل غیر امنیتی، بستن مسیرهای اصلاح، بی‌اعتمادی به جامعه و ترجیح کنترل به گفت‌وگو نشان می‌دهد. این نوع رادیکالیسم، اصلاحات را به جای ضرورت، به‌مثابه تهدیدی برای بقا تلقی می‌کند و از همین رو هرگونه تغییر تدریجی و عقلانی را به تعویق می‌اندازد. نتیجه‌ی چنین رویکردی، انباشت نارضایتی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف پیوند دولت_ملت است.

در سوی دیگر، رادیکالیسم اپوزیسیونی قرار دارد که با ناامیدی از اصلاح، به نفی کامل ساختارها، رمانتیزه‌کردن فروپاشی و توجیه خشونت و ابزارهای رسیدن به هدف روی می‌آورد. این جریان نیز جامعه را با همه‌ی تکثر، پیچیدگی و عقل جمعی‌اش، در قالب توده‌ای خشمگین و آماده‌ی انفجار تصور می‌کند. در این نگاه، آینده نتیجه‌ی یک گسست ناگهانی و پرهزینه فرض می‌شود. گسستی که تجربیات تاریخی نشان داده است بیش از آن‌که آزادی به ارمغان آورد، بی‌ثباتی، خشونت و بازتولید اشکال تازه‌ای از استبداد را به دنبال دارد.

مسأله‌ی اساسی آن است که به نطر میرسد جامعه‌ی امروز ایران، نه پذیرای رادیکالیسم حکومتی است و نه همراه رادیکالیسم براندازانه. جامعه‌ی ایرانی، جامعه‌ای خسته از تنش، بحران و بی‌افقی است. جامعه‌ای که بیش از شعارهای تند، به دنبال امنیت پایدار، رفاه، کرامت انسانی و امکان زیست عادی است. تجربه‌های پرهزینه‌ی دهه‌های گذشته، آگاهی تاریخی را افزایش داده و حساسیت عمومی نسبت به خشونت و بی‌ثباتی را بالا برده است. از این رو، هیچ‌یک از دو چهره‌ی رادیکالیسم، از پایگاه اجتماعی گسترده و پایدار برخوردار نیست.

در چنین شرایطی، تنها مسیر معقول و کارآمد، تن‌دادن به اصلاحات مسالمت‌آمیز، خشونت‌پرهیز و جامعه‌محور است. اصلاحاتی که نه از بالا و با فرمان، و نه از پایین و با انفجار، بلکه از دل نهادهای مدنی، گفت‌وگوی اجتماعی، قانون‌مندی و مشارکت شهروندان شکل می‌گیرد. اصلاحات جامعه‌محور، بر خلاف رادیکالیسم، به نهادهای مدنی، زمان، صبر تاریخی و اعتماد به عقل جمعی باور دارد و می‌داند که تغییر پایدار، محصول انباشت تدریجی کنش‌های عقلانی جمعی است، نه نتیجه‌ی حذف دیگری.

امروز، بیش از هر زمان، کشور نیازمند عبور آگاهانه از وسوسه‌ی رادیکالیسم است. وسوسه‌ای که چه با نام "حفظ نظام" و چه با عنوان "نجات کشور"، در نهایت به بن‌بست می‌رسد. آینده‌ی ایران به جای تندروی، در عقلانیت، اصلاح‌پذیری، پذیرش تکثر و بازسازی پیوند میان دولت و جامعه رقم خواهد خورد. راه دشوار است، اما تنها راه ممکن، همان راه میانه‌ی اصلاح، مدنیت، گفت‌وگو و پرهیز از خشونت است.


نظرات و مطالب خود را برای انتشار در نشریه به آدرس تلگرام زیر ارسال کنید:

@Nehzatazadiran



Report Page