آزادی؛پیش نیاز روز

آزادی؛پیش نیاز روز

مسعود صادق زاده


آزادی، یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در فلسفه سیاسی و اجتماعی، همواره نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری جوامع انسانی ایفا کرده است. در ایران، با وجود پیشینه‌ای غنی از مبارزات مردمی و تحولات سیاسی، مفهوم آزادی هنوز به‌طور کامل در بستر اجتماعی نهادینه نشده است. توجه توده مردم به این مفهوم، نه‌تنها ضامن توسعه پایدار و عدالت اجتماعی است، بلکه می‌تواند مسیر تحول فرهنگی و سیاسی را هموار سازد. آزادی نه‌تنها یک حق فردی، بلکه یک مسئولیت جمعی است که بدون مشارکت فعال مردم، تحقق آن ممکن نیست. روسو آزادی را در قالب "اراده عمومی" مطرح کرد. او باور داشت انسان در حالت طبیعی آزاد است، اما برای حفظ آزادی در جامعه باید تابع اراده جمعی باشد. آزادی از نظر روسو، نه‌تنها حق فردی بلکه مسئولیتی اجتماعی است.

جامعه‌ای که آزادی را درک کند و برای آن ارزش قائل شود، می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر، عادلانه‌تر و انسانی‌تر برای خود رقم بزند.

مفهوم آزادی در بستر ایرانی

در فرهنگ ایرانی، آزادی گاه با مفاهیمی چون رهایی، استقلال یا حتی بی‌قیدی اشتباه گرفته می‌شود. این برداشت‌های نادرست، مانعی در راه شکل‌گیری یک درک عمیق و مسئولانه از آزادی بوده‌اند. مطهری آزادی را یکی از ارکان اساسی رشد انسان می‌دانست. او میان آزادی اجتماعی، آزادی معنوی و آزادی فکری تمایز قائل بود. از نظر او، آزادی واقعی زمانی حاصل می‌شود که انسان از بند نفس و جهل رها شود. او تأکید داشت که آزادی نباید به بی‌بندوباری تعبیر شود، بلکه باید در چارچوب عقل و اخلاق باشد.زندگی در بستر یک جامعه آزاد نتایج فراوانی دارد که میتوان موارد زیر را برشمرد:

- تقویت مشارکت اجتماعی: آزادی بیان و اندیشه، مردم را قادر می‌سازد تا در تصمیم‌گیری‌های کلان مشارکت کنند و صدای خود را به گوش مسئولان برسانند.

- پیشگیری از استبداد: بی‌توجهی به آزادی، زمینه‌ساز تمرکز قدرت و شکل‌گیری ساختارهای استبدادی می‌شود.

- رشد فرهنگی و علمی: آزادی در آموزش، هنر و رسانه‌ها، بستری برای شکوفایی استعدادها و نوآوری فراهم می‌کند.

- افزایش اعتماد عمومی: جامعه‌ای که در آن آزادی محترم شمرده شود، اعتماد میان مردم و نهادهای حاکم افزایش می‌یابد.

اما چرا در ایران چندان به مقوله آزادی پرداخته نمیشود؟در پاسخ میتوان به این مسائل اشاره کرد:

- ترس از پیامدهای سیاسی: بسیاری از مردم به دلیل تجربه‌های تاریخی، از بیان آزادانه عقاید خود واهمه دارند.

- نبود آموزش عمومی درباره حقوق شهروندی: در نظام آموزشی، مفهوم آزادی به‌طور جدی مورد بحث قرار نمی‌گیرد.

- تسلط گفتمان‌های محافظه‌کارانه: برخی جریان‌های فکری، آزادی را تهدیدی برای نظم اجتماعی تلقی می‌کنند.

پس بسیاری از مردم از جوانب و پیامدهای وجود آزادی در کشور غافل میشوند وبه خاطر مسائل ومشکلاتی که برخی از آنها عنوان شد از مطالبه آزادی منصرف میشوند.برخی تصور میکنند آزادی یک مقوله سیاسیست وبه زندگی توده مردم که گرفتار مشکلات مالی معیشتی هستند ربطی ندارد وبا آزادی محدود تر نیز میتوان زندگی کرد درحالی که آزادی ارتباط مستقیمی با معیشت و سفره مردم دارد ودر تامین رفاه اجتماعی و اقتصادی بسیار مهم وموثر میباشد در زیر پیامدهای سیستم بسته را در نشر فساد اقتصادی و چپاول اموال ملی و رابطه آزادی با فساد اداری و دولتی رابررسی میکنیم.

۱. شفافیت و پاسخ‌گویی

- آزادی رسانه‌ها و مطبوعات باعث می‌شود عملکرد نهادهای دولتی زیر ذره‌بین قرار گیرد.

- امکان افشای تخلفات و فساد از طریق رسانه‌های آزاد، مقامات را مجبور به پاسخ‌گویی می‌کند.

۲. دسترسی آزاد به اطلاعات

- در جوامعی که مردم به اطلاعات دولتی دسترسی دارند، امکان سوءاستفاده از قدرت کاهش می‌یابد.

- قوانین آزادی اطلاعات، یکی از ابزارهای مؤثر در مبارزه با فساد اداری هستند.

۳. آزادی بیان و مشارکت مردمی

- شهروندان آزاد می‌توانند تخلفات را گزارش دهند، نقد کنند و در فرآیندهای تصمیم‌گیری مشارکت داشته باشند.

- ترس از سرکوب یا مجازات، مانعی برای افشای فساد است؛ آزادی بیان این مانع را برمی‌دارد.

۴. نقش نهادهای مدنی

- در جوامع آزاد، نهادهای مدنی مانند سازمان‌های مردم‌نهاد، رسانه‌ها و دانشگاه‌ها می‌توانند نقش نظارتی ایفا کنند.

- این نهادها با تحلیل و افشاگری، فساد را محدود می‌کنند.

۵. مقایسه کشورها

- مطالعات نشان داده‌اند کشورهایی با سطح بالای آزادی سیاسی و رسانه‌ای، معمولاً فساد اداری کمتری دارند.

- در مقابل، در کشورهایی که آزادی‌ها محدود است، فساد ساختاری و گسترده‌تر دیده می‌شود.

پس آزادی مقوله ای برای طبقه مرفه نیست بلکه دقیقا بر معیشت وزندگی احاد مردم تاثیر مستقیم دارد.

لاک از بنیان‌گذاران لیبرالیسم کلاسیک بود. او آزادی را حق طبیعی انسان می‌دانست که شامل مالکیت، آزادی بیان و محدودیت قدرت دولت می‌شود. از نظر لاک، دولت باید حافظ آزادی‌های فردی باشد، نه تهدیدکننده آن،با این تعریف آزادی نه تنها از گسترش فساد در کشور و غارت اموال ملی جلوگیری میکند بلکه خود نیز در امر تسهیل کسب وکار و تامین رفاه وعدالت اجتماعی موثر است. آزادی در مالکیت، سرمایه‌گذاری، تجارت و رقابت باعث افزایش بهره‌وری و نوآوری می‌شود و کشورهایی با اقتصاد آزاد، معمولاً رشد اقتصادی بالاتری دارند و سطح رفاه عمومی در آن‌ها بیشتر است.همچنین آزادی علمی و دانشگاهی، زمینه‌ساز تولید دانش، فناوری و کارآفرینی است  و جوامعی که در آن‌ها آزادی اندیشه وجود دارد، معمولاً در حوزه‌های نوآوری و اقتصاد دانش‌بنیان موفق‌ترند.دیگر اینکه جوامع ثروتمندتر می‌توانند زیرساخت‌های لازم برای آموزش، سلامت و مشارکت سیاسی را فراهم کنند  و شهروندان برخوردار، بیشتر قادرند از حقوق خود دفاع کنند و در فرآیندهای دموکراتیک مشارکت داشته باشند. ثروت نسبی، استقلال فردی را افزایش داده و امکان انتخاب‌های آزادانه‌تر را فراهم می‌سازد.

شاید تعریفی از آزادی که به صورت عملی امکان قانونمند شدن دارد را جان استوارت میل داده؛ میل از مدافعان آزادی بیان و انتخاب فردی بود. او تأکید داشت که آزادی باید تا جایی محترم باشد که به آزادی دیگران آسیب نزند. این دیدگاه، پایه‌گذار مفهوم "آزادی منفی" است؛ یعنی آزادی از مداخله و اجبار.واینگونه حداقلهای آزادی را معین کرد.

جامعه ما به شدت به نشر مطالبه آزادی نیاز دارد و تحکیم و همگن شدن آزادی منفی در فرهنگ عمومی مردم و در گام بعدی تحقق آزادی مثبت آن گونه که آیزا برلین میگوید یعنی توانایی تحقق اهداف و خودمختاری را خواستار باشد.

فراموش نکنیم جامعه ای که آزادی نداشته باشد عدالت نیز نخواهد داشت.


نظرات و مطالب خود را برای انتشار در نشریه به آدرس تلگرام زیر ارسال کنید:

@Nehzatazadiran



Report Page