رسانه‌های عصرگوتنبرگ و دموکراسی خواهی

رسانه‌های عصرگوتنبرگ و دموکراسی خواهی

مرتضی حق بیان



میزان آزادی‌های فردی و اجتماعی یک کشور را با نگاه به وضعیت رسانه‌های آن کشور می‌توان سنجید. این جمله را بسیاری از جامعه شناسان و صاحب نظران علوم ارتباطات درلابه‌لای سخنان خود گفته‌اند. اما چه رسانه‌ای؟

گفتنی ست وجود رسانه در هر جامعه‌ به خودی خود نشان دهنده تمایل آن جامعه به دموکراسی خواهی‌ ست، چون ذات این شاخه از علوم اجتماعی و ارتباطات به کثرت گرایی، دگراندیشی، انبساطی، خردورزی و به روز رسانی‌گرایش دارد و هر یک ازاین ویژگی ها، نشانه‌هایی از دموکراسی‌ طلبی‌ست که با معیار رسانه سنجیده می‌شود. اما چه رسانه‌هایی قدرت این سنجش را دارد؟

«اسكات» اولين سردبير روزنامه گاردين درمورد نقش مطبوعات مي‌گويد؛ «مطبوعات به عنوان يكي از وسايل ارتباط جمعي داراي دو نقش اساسی است يكي اطلاع‌رساني و ديگري بيان عقايد.»

اطلاع رسانی درست، به موقع و به جا می‌تواند مردم را به نسبت اتفاقات و مسائل جامعه با خبر کند و مردم را از حق اولیه خود یعنی حق دانستن، برخوردار نماید. همچنین باعث شفاف سازی و عامل بازدارنده از فساد می‌شود.

شفافيت كُـنش‌هاي حكومتی، يكي از اركان نظام‌هاي دموكراتيك است و به تبع انتظار می‌رود حاکمیت هم از رسانه انتشار مطالب شفاف و به دور از سانسور و دروغ را بخواهد. انتشارمطالب شفاف و بدون سانسور، از بروز فساد و رفتارهای غیرشرعی، غیر عرفی و غیرمسئولانه جلوگیری می‌کند و به عنوان مکانیسم نظارتی این قابلیت را دارد به دستگاه قضایی و قانونگذار هر کشور کمک کند.

جامعه مردم سالار، یک جامعه منبسط، آگاه و به روز است؛ هر فرد در آن جامعه جایگاه خود را دارند و در حوزه خود تاثیر گذار و مسئولیت پذیری‌اند. تکثرگرایی و دگراندیشی درجامعه‌ی منبسط اتفاق می‌افتد و هیچ کس در پی حذف دیگری نیست. رسانه‌های آزاد در جامعه دمکرات مجال ترویج تفکر بسته و انقباضی را نمی‌دهد و جامعه را درسطح بالایی از رشد وآگاهی نگه می‌دارد وحتی ضامن آن است.

اعتقاد دانشمندان براین است باورپذیری افراد به نسبت پیش نیازهای تفکر دموکراتیک، از درون فرد شکل می‌گیرد ومنجر به رفتار بیرونی می‌شود و ابزارهایی چون رسانه جمعی دراین تاثیرگذاری نقش بسزایی دارند و عاملی بازدارنده برای رفتارهای غیر دموکراتیک است.

لازم است گفته شود؛ ماهیت و رسالت رسانه در جوامع دموکراتیک و غیر دموکراتیک با اندک تفاوت‌هایی شبیه به هم اند. تنها تفاوت آنها در میزان تاثیرگذاری و راستی آزمایی ست. تخصص و تعهد و برخورداری ازسواد رسانه‌ای درفعالیت‌های رسانه‌ای حرف اول را می‌زند و میزان تاثیرگذاری را تعیین می‌کند.

رسانه درجامعه توسعه یافته به نسبت جوامع دیگر از آزادی‌ بیشتری برخوردار است و نقش رسانه دراین جوامع پر رنگ‌تر است و تقریبا در همه امور مربوط به تصمیم گیری‌های خُرد و کلان جامعه نظارت دارد، ولی درجوامع غیر دموکراتیک رسانه دراولین گام نگران حفظ و بقای خود است و به مراتب کمتر می‌تواند عرض اندام کند.

رسانه، فرهنگ محلی را درسطح ملی و فرهنگ ملی را در سطح منطقه‌ای و جهانی می‌گستراند و همین امر باعث نزدیکی باورها، کثرت گرایی و تأمل بیشتر در بین انسان‌ها می‌شود. البته امروزه شبکه‌های اجتماعی به این نزدیکی و تأمل، سرعت بیشتری بخشید و باعث مرگ فاصله‌ها شد.

چنانچه در یک کشور، رسانه‌های جمعی از طریق آگاه سازی واطلاع رسانی بتوانند به وظایف خود به نحو احسن عمل کند، موجب شعور اجتماعی در سطح بالایی در جامعه می‌شود که تمرین مناسبی برای دموکراسی خواهی است.

جامعه ما به دلیل وجود ساختارسیاسی اقتدار گرایانه و عدم شکل‏ گیری نهادهای دموکراتیک، باعث عدم تحقق دموکراسی شده است و از طرفی دیگر هر نوع مباحث دموکراسی خواهی را غرب‌زدگی و ترویج غرب گرایی می‌دانند و ایدئولوگ ها تلاش کرده اند با تعدیل و تغییر تعاریف عمومی و جهانی از دموکراسی، با بومی گرایی و دینی نگری شکل دیگری از تعریف دموکراسی به نام مردم سالاری دینی ارائه دهند که یکی از نقصان این نگرش، نادیده گرفتن رسانه به عنوان ابزاری قدرتمند که یکی از ارکان اصلی مردم سالاری است؛ زیرا یکی از کار کردهای رسانه باورمند کردن جامعه است تا آن نیاز و انگیزه‌ی لازم را برای هر نوع تفکری به دموکراسی خواهی به وجود بیاورد. در جوامع بسته ی غیر دموکراتیک، مطالبه‌گری رسانه بشدت تعدیل می یابد و در بهترین حالت فقط تن به ادامه حیات به هر شکل ممکن می دهد، که موجب می شود اهداف و رسالت آن به بنگاه اقتصادی و دلالی تغییر مسیر دهد.

حال برای اینکه به نقش رسانه در دموکراسی بیشتر پی ببریم، نیاز است نگاهی کوتاه به اصول دموکراسی و ارکان آن بیندازیم‌؛ دراصل دموکراسی از نظارت همگانی بر تصمیم‌گیری کلان و داشتن حق برابر در اِعمال این نظارت به عنوان اصل مادر نام برده شده است.

رکن اول، رضایت، یعنی قبول عامه.

رکن دوم، حاکمیت ملّی ومشارکت عمومی.

رکن سوم، برابری.

رکن چهارم، میزان آزادی که آزادی بیان ونوشتن سرلوحه آن است که چهار رکن اساسی دموکراسی را تشکیل می‌دهند.

در کل ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی هرجامعه به میزان گفتن، نوشتن و شنیدن است و هر چه سرمایه اجتماعی، سواد رسانه‎ای، تخصص گرائی و شناخت از جامعه افزایش یابد، نگرش به فرهنگ دموکراتیک نیز بیشتر مورد پذیرش قرارمی‏ گیرد. همان طور که اشاره شد تعدیل در مطالبه گری رسانه نه تنها نمی‌تواند به تفکر دموکراتیک کمک کند، بلکه کار کردش به عنوان ابزارو نشانه جامعه دموکرات از دست می‌دهد و تبدیل به ابزاری برای تحمیق کردن افراد جامعه می‌شود.

حاکمیت قانون، حاکمیت مردم، حقوق شهروندی و انتخابات آزاد از دیگر ارکان دموکراسی‌ست که در اینجا مورد بحث ما نیست.

اما چه رسانه‌ای می‌تواند به شعوراجتماعی و رشد تفکر انسان‎ها کمک کند؟ و ضامن دستاوردها و تلاش جامعه برای دست یابی به دموکراسی باشد.؟ شاید این مهم‌ترین سئوال در دو دهه اخیر باشد که بندرت به صورت رسمی به آن پرداخته شده است.

آیا رسانه‌ای که هیچ مخاطبی ندارد، می‌تواند چنین کارکردی داشته باشد؟

این سئوال‌ها و سئوال‌های دیگر از این دست را می‌توان با رصد و نگاه به وضعیت سایت‌ پایگاه‌های خبری و خبرگزاری ها و پیشخوان روزنامه فروشی‌ها پیدا کرد.

Report Page