تأملی بر شیخلطفاللهِ امروز
محدثه انصاری| کارشناسارشد مرمت و احیای ابنیه و بافت های تاریخی دانشگاه تهرانبا نگاه به بناهای تاریخی، احتمالاً شکوه زمانهای قدیم در مقابل چشممان مجسم میشود؛ درحالیکه این پرسش همواره موضوعیت دارد که چطور این بنای چند صدساله سالم مانده و به دست ما رسیده است؟ در پاسخ به این پرسش است که دلیل تداوم زیست آن بنا بر ما روشن میشود؛ «حفاظت» کلیدواژۀ پاسخ به این پرسش است. شاید به زبانی دیگر بتوان اینگونه شرح داد که بناهای تاریخیِ امروز، حاصل خواست گذشتگان برای حفاظت و روایتی هستند که آنها از تاریخ برای ما تعریف کردهاند؛ فعالیتها و خواستهایی که امروز بهعنوان اسناد تاریخی شناخته میشوند و دورههای تحول بناهای تاریخی را شکل دادهاند. به همین دلیل است که آنچه امروز ما با آن روبهرو هستیم، لزوماً همان بنایی نیست که در زمانهایی دور ساختهشده است؛ بنابراین، اگر امروزه بناهایی از گذشته در زمان ما وجود دارند، این امر را مدیون حفاظتی هستیم که درگذر زمان، این بناها را به دست ما رسانده است.
در جستجوی موضوعی در شمارههای روزنامۀ اخگر اصفهان، تیتری توجهم را جلب کرد: «تعمیر مسجد شیخ لطفالله آغاز شد». این تیتر که مربوط به سال ۱۳۱۴ ش. بود، پرسشی را در ذهنم ایجاد کرد که حاصل آن، تأملاتی است که در حال مطالعۀ آن هستید. این پرسش ازاینقرار بود:
«پنجاه، صد و یا دویست سال پیش، درک مردم از این بنا با درک من از این بنا یکسان بود؟ این بنا در سالهای زیست خود چه تغییراتی کرده است؟»
هنرفر به نقل از کتابی تحت عنوان بررسی هنر ایران[1] اثر آرتور پوپ، دربارۀ مسجد شیخ لطفالله نوشته است: این مسجد در زمان ساخت خود بر روی خرابههایی از بقایای یک مسجد قدیمی ساخته شد؛ بنابراین میتوان اینگونه استنباط کرد که مسجد شیخ لطفالله، خود ادامۀ حیات مسجدی قدیمیتر بوده است (هنرفر، ۱۳۸۲).
اسناد تاریخی نشان میدهد آنچه امروزه بهعنوان مسجد شیخ لطفالله شناخته میشود، در اصل بخشی از یک مجموعه مسجد و مدرسه بوده است. مدرسۀ این مجموعه به نمازخانۀ فعلی مسجد چسبیده و متصل بوده و درگذر زمان، این بخش بهطور کامل تخریبشده است (عبدالهی و ولیبیگ، ۱۴۰۱)؛ بنابراین، حتی پیش از آنکه به مداخلات دورههای جدیدتر در بنا بپردازیم، آنچه امروز از مسجد شیخ لطفالله میشناسیم، خود حاصل تغییراتی است که از همان زمان شکلگیری بنا آغازشده است.
در جریان جنگ مشروطه، بنای مسجد شیخ لطفالله بهعنوان سنگری برای سربازان استفاده میشده و در این دوره آسیبهایی دیده است. این موضوع را میتوان در متن محمدعلی فروغی، در تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۰۶ شمسی، تحت عنوان «مشاهدات و تفکرات دربارۀ آثار ملی در ضمن سفر به اصفهان و فارس» پیگیری نمود:
«... حقیقتاً این مسئله برای من معما است که ایرانی که دارای ذوق و حس است و این قسم از آثار را ایجاد میکند، چگونه است که در قدردانی نسبت به آنها کوتاهی دارد، درصورتیکه این آثار یادگارهای عزیز پدران ما و مفاخر ملی و اسباب اعتبار و آبرومندی و شرافت ما در انظار مردم دنیاست... این مساجدی که اسم بردم، کاشیهای آنها هرکدام جواهری است گرانبها، یکیک میریزد و جای آن، سفید میماند، بهطوریکه شخص با حس چون آن را میبیند، گویی تیر به چشمش میخورد...» (هنرفر، ۱۳۸۶؛ ص ۱۹۲)
همچنین پیشازاین متن، در سال ۱۹۲۵ م. (معادل ۱۳۰۳-۱۳۰۴ ش.) آرتور پوپ در حضور رضاشاه سخنرانی میکند و در این سخنرانی برای کاشیهای گمشدۀ مسجد شیخ لطفالله تأسف میخورد. این سخنرانی تأثیری بر شاه وقت میگذارد، بهگونهای که دستور مرمت آن را صادر میکند (Overton, 2012).
مطابق تیتر روزنامۀ اخگر، شمارۀ ۱۱۲۴، در سال ۱۳۱۴، مرمت مسجد شیخ لطفالله آغاز میگردد. در فاصلۀ سالهای ۱۳۰۶ تا ۱۳۰۷ ش. چوبستهایی اطراف گنبد مسجد نصب شد و سپس در سال 1309. ش، براثر آسیب اندود گچ و ریختن بخشی از آن در نمای ورودی، روی نما اندود گچی جدید کشیده شد. اندود گچ جدید، بدون تزیینات و ساده اجرا شد. همچنین در این زمان، سه کتیبۀ کاشی هفترنگ در بخش بالای جلوخان به بنا اضافه شد (عبدالهی و ولیبیگ، ۱۴۰۲).

بر اساس فصل «مرمت آثار تاریخی اصفهان» در سالنامۀ معارف اصفهان، تعمیرات گنبد این مسجد در تاریخ ۱۳۱۴ ش. شروع و در خردادماه ۱۳۱۵ ش. به اتمام میرسد (Overton, 2012). در این دورۀ مرمت، برای کاهش بار گنبد، حدود ۴۰ سانتیمتر از شفتۀ پوسیدۀ روی گنبد برداشته شد و تعمیرات گنبد با ملات سیمانی صورت گرفت. به همین واسطه، خیز گنبد نسبت به سیمای اولیۀ آن کمتر شد.
یکی از موضوعات بسیار مهم در درکی که انسان امروز از سیمای مسجد شیخ لطفالله دارد، مرمتهایی است که بر روی جلوخان و سردر ورودی این مسجد صورت گرفته است. بین سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۳۱۸ ش. حوض مستطیل روبهروی بنا در پیشخوان حذف شد و در سال ۱۳۳۹، سنگفرش جلوی مسجد تجدید و نو شد (عبدالهی و ولیبیگ، ۱۴۰۲).

از اوایل دوران قاجاریه تا حدود سال ۱۲۷۹، بخشهای زیادی از کاشیهای ورودی این بنا بر اثر بیتوجهی آسیبدیده یا فروریخته بودند. حدود سال ۱۲۷۹، به دستور ظلالسلطان، کاشیهای باقیمانده بر نما برداشته و به زیرزمین برای نگهداری منتقل شدند. سپس بر نمای بنا، اندود گچ همراه با تزیینات گچی کشیده شد. ترکهای بالای سردر نیز در این زمان مرمت و کتیبۀ آن بازسازی شد (عبدالهی و ولیبیگ، ۱۴۰۲). در تصویر زیر، سیمایی از ورودی این بنا آورده شده است.

در مورد این جلوخان باید اشاره کرد که بر اساس تصاویری از مسجد که از دورۀ صفوی موجود است، مانند آنچه شاردن در سفرنامۀ خود به تصویر میکشد، این ورودی دارای کاشیکاریهایی بوده است. همچنین در این تصویر از شاردن، نشانههایی از وجود یک مأذنه در سمت چپ گنبد و یک طبقۀ سوم دیده میشود که نشانههایی از این طبقه در تصاویر تاریخی مربوط به این بنا نیز به چشم میآید.


در سال ۱۳۳۹، همزمان با اقداماتی که به آن اشاره شد، سازمان حفاظت آثار باستانی عملیات بزرگ کاشیکاری مجدد نمای ورودی را آغاز کرد. این کاشیها بر اساس الگوهای اصیل صفوی که در زیرزمین دپو شده بودند، توسط میرزاعلی موسوی زاده و استاد نصرالله رفائیل مسمیپرست طراحی شدند و در کارگاه موسویزاده به تولید رسیدند (عبدالهی و ولیبیگ، ۱۴۰۲).
اگر این تغییرات را در کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری که امروز از مسجد شیخ لطفالله در ذهن داریم، حاصل یکلحظۀ تاریخی مشخص نیست؛ بلکه حاصل مجموعهای از تغییرات، تخریبها، تعمیرات و تصمیمهایی است که در دورههای مختلف نسبت به این بنا گرفتهشده است. آنچه امروز میبینیم، نه صرفاً نتیجۀ ساخت بنا در دورۀ صفوی، بلکه نتیجۀ تمام آن چیزی است که پس از ساخت، بر بنا گذشته است؛ از تخریب بخشهایی از مجموعه و آسیبهای ناشی از جنگ تا تغییر سیمای جلوخان، حذف حوض، تعمیر گنبد و درنهایت بازسازی کاشیهای ورودی.
در پایان میتوان اینگونه جمعبندی کرد که مسجدی که امروزه با نام مسجد شیخ لطفالله میشناسیم، سیمایی معاصر و مربوط به جهان امروز ماست و نمیتوان آن را دقیقاً همان مسجدی دانست که در دوران شاهعباس کبیر ساختهشده است. از سوی دیگر نیز نمیتوان آن را در دستۀ مساجد معاصر دستهبندی کرد؛ زیرا تنها حفاظت از این بنا و از سوی دیگر، توسعۀ شهر و سیمای کنونی میدان نقشجهان، در درک امروز ما از این مسجد نقش دارند.
این قابلیت و ویژگی یک بنای تاریخی است که اگرچه زمان ساخت آن و تولدش در زمانهای دور است، اما ادامۀ حیات و تغییرات و دگرگونیهایش، ماحصل دغدغه و نوع نگرش مردمان دورههای مختلف تاریخی به آن است. شاید بیراه نباشد اگر این پرسش را از خود داشته باشیم که فعلِ انسان امروز، چه درکی از بناهای تاریخی و تاریخ را به دست انسان آینده میرساند؟
منابع:
هنرفر، لطفالله (۱۳۷۶). آشنایی با شهر تاریخی اصفهان. چاپ چهارم. اصفهان: انتشارات گلها.
هنرفر، لطفالله (۱۳۸۶). اصفهان. چاپ چهارم. تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.
جعفری، سوسن؛ قره زاده شربیانی، مجید (بیتا). بازخوانی اندیشه ایرانشهر: روایت پیشگامان عکاسی از شهرهای ایران. تهران: شرکت عمران و بهسازی شهری ایران وزارت راه و شهرسازی ایران.
عبداللهی، ندا سادات و ولی بیگ، نیما (۱۴۰۲). بازیابی و مستندسازی تحولات کالبد و کارکرد بنای شیخ لطفالله بر اساس اسناد
توصیفی و تصویری و مطالعات تاریخ شفاهی. باغ نظر، 20(118)، 51 – 64.
عبداللهی، ندا سادات و ولی بیگ، نیما (۱۴۰۱). تحلیل و بازخوانی کارکرد بناي تاریخی شیخ لطفالله درگذر زمان بر پایه اسناد توصیفی تاریخی و سفرنامهها. اثر، 43(1)، 196 – 211.
رورنامۀ اخگر شمارۀ 1124. آرشیو الکترونیکی نشریات دیجیتال کتابخانه ملّی ایران (سامانه سنا)
Overton, Keelan(2012). From Pahlavi Isfahan to Pacific Shangri La: Reviving, Restoring, and Reinventing Safavid Aesthetics, ca. 1920–40. Vol. 19 No. 1 / Spring-Summer 2012 issue of West 86th.
Url1: B2n.ir/ww5522/ آخرین دسترسی در تاریخ 13 شهریور 1405
[1] A Survey of Persian Art