ژئوپلیتیک مواد خام در عصر برق و هوش مصنوعی

ژئوپلیتیک مواد خام در عصر برق و هوش مصنوعی

مس؛ عبور از کالای تجاری به دارایی استراتژیک | موج جهانی تقاضا برای دکتر کوپر

نشریه اقتصادی نهضت آزادی ایران، شماره بیست و چهارم،20 مهرماه  1405 اخبار داخلی

واقعیت جدید می‌گوید بدون مس، دیجیتالی‌سازی توهم است و بدون امنیت زنجیره مس، کنترل فناوری به قدرتی ناپایدار تبدیل می‌شود.

اگر در دهه‌های گذشته «دکتر مس» با تب‌سنجی چرخه‌های ساخت‌وساز و صنعت شناخته می‌شد، در دهه اخیر جایگاهش دگرگون شده است: مس اکنون گره‌گاه هم‌زمانِ گذار انرژی، دیجیتالی‌سازی و قدرت نظامی است.

در بازه ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، مس از کالایی که عمدتاً با سیکل‌های اقتصاد کلان بالا و پایین می‌رفت، به ورودیِ ساختاریِ اقتصادِ برقی و شبکه‌ای تبدیل شد. علت اصلی، جابه‌جایی مرکز ثقل تقاضاست: وزن مصرف مس به‌تدریج از ساختمان و ماشین‌آلات سنتی به سمت شبکه‌های برق، خودروهای الکتریکی، انرژی‌های تجدیدپذیر، زیرساخت شارژ، اتوماسیون صنعتی، داده‌سنترها و سخت‌افزارهای مرتبط با هوش مصنوعی حرکت کرده است. این جابه‌جایی یک پیام روشن دارد: حتی اگر رشد اقتصاد جهانی کند شود، «کف تقاضا» برای مس به‌واسطه تعهدات سیاستی دولت‌ها برای برقی‌سازی و سرمایه‌گذاری شبکه‌ای، بالا می‌ماند و کاهش آن دشوارتر می‌شود.

این تغییر ماهیت، به زبان امنیت ملی هم ترجمه شده است. در چنین چارچوبی، مس دیگر صرفاً ورودی تولید نیست، بلکه «توانمندساز سیستم‌ها» ست: هرچه اقتصاد به سمت برق‌محوری و داده‌محوری می‌رود، نقش رسانایی، دوام و قابلیت بازیافت مس در مقیاس شبکه‌ای، آن را از یک نهاده جایگزین‌پذیر به «نهاده کم‌جایگزین» نزدیک‌تر می‌کند. نتیجه عملی این نگاه، ارتقای مس از یک موضوع بازرگانی به موضوع سیاست صنعتی و سپس سیاست امنیتی است؛ یعنی همان مسیری که در سال‌های اخیر برای برخی مواد معدنی حیاتی طی شده و اکنون به مس رسیده است.

داده‌های دهه اخیر نشان می‌دهد شدت مصرف مس در فناوری‌های کم‌کربن به‌مراتب بالاتر از فناوری‌های فسیلی است. در خودروسازی، برآوردهای معتبر صنعتی نشان می‌دهد یک خودروی الکتریکی به‌طور متوسط حدود ۲/۹ برابر یک خودروی احتراقی مس مصرف می‌کند؛ این شکاف فقط مربوط به موتور نیست، بلکه از کابل‌کشی، اینورتر، سامانه‌های مدیریت باتری و به‌ویژه توسعه زیرساخت شارژ و تقویت شبکه تغذیه می‌آید. در سال ۲۰۲۵ نیز فروش جهانی خودروهای الکتریکی به حدود «۲۲ میلیون دستگاه» رسیده است؛ عددی که پیامد آن برای مس، نه یک موج کوتاه‌مدت، بلکه تقاضای تجمیعی و پیوسته برای سال‌های آتی است، زیرا هر نسل از ناوگان برقی، شبکه را هم بزرگ‌تر و مس‌برتر می‌کند.

در انرژی‌های تجدیدپذیر نیز صورت‌مسئله مشابه است. توربین‌های بادی و سامانه‌های خورشیدی، علاوه بر مصرف مستقیم مس در ژنراتور، کابل‌ها، ترانس‌ها و اینورترها، به شبکه‌ای متصل می‌شوند که باید برای نوسان‌پذیری تولید، توسعه یابد. بنابراین «مکان مصرف مس» از کارخانه به شبکه منتقل می‌شود؛ جایی که جایگزینی آلومینیوم در بسیاری از کاربردها با محدودیت‌های فنی، تلفات بالاتر یا هزینه‌های جانبی مواجه است. به همین دلیل است که نهادهای بین‌المللی، مس را در قلب گذار انرژی و دیجیتالی‌شدن معرفی می‌کنند و نسبت به ریسک گلوگاه عرضه هشدار می‌دهند. برای نمونه، گزارش «آنکتاد» در سال ۲۰۲۵ تأکید می‌کند تقاضای جهانی مس تا ۲۰۴۰ بیش از «۴۰٪» رشد می‌کند، در حالی‌که ظرفیت عرضه با این مسیر هم‌گام نیست و برای پاسخ‌گویی، توسعه معادن جدید و سرمایه‌گذاری عظیم لازم خواهد بود.

اگر گذار انرژی یک پروژه صرفاً محیط‌زیستی بود، می‌شد آن را با ابزارهای بازار و زمان حل‌وفصل کرد. اما وقتی گذار انرژی به پروژه رقابت صنعتی و ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود، فلزی مثل مس به «داراییِ امنیت عرضه» بدل می‌گردد؛ دارایی‌ای که کمبود آن می‌تواند هم رشد اقتصادی و هم توان رقابتی فناوری را محدود کند.


نظرات و مطالب خود را برای انتشار در نشریه به آدرس تلگرام زیر ارسال کنید:

@Nehzatazadiran


Report Page