اخلاق، تکامل و بازار آزاد
حسام صحاف
مقدمه
چه چیزی انسان را از سایر حیوانات اجتماعی جدا کرد؟ چرا ما توانستیم شهرها، علوم، بازارها و اینترنت را بسازیم، در حالی که نخستیهایی با ۹۸٪ ژن مشترک هنوز در قبیلههای کوچک زندگی میکنند؟ بسیاری پاسخ را در زبان یا ابزار میجویند. اما این یادداشت بر فضیلتی کمتر دیدهشده تمرکز دارد: توانایی انسان در تحمل نابرابری، در چارچوب قواعد عادلانه.
این فضیلت به انسان امکان داد تا تفاوتهای فردی را نه تهدید، بلکه فرصت ببیند؛ چیزی که زمینهساز بازار آزاد شد. نظامی که گرچه نابرابریهایی میآفریند، اما موتور خلاقیت، نوآوری و آزادی فردی است.
۱) اخلاق در حیوانات: همدلی و محدودیت
فرانس دو وال در Primates and Philosophers (2006) و The Age of Empathy (2009) نشان داده است که شامپانزهها و بونوبوها تواناییهای شگفتانگیزی در همدلی، رعایت نوبت و اعتراض به بیعدالتی دارند. آزمایش مشهور «خیار و انگور» نشان داد که میمونها وقتی پاداش نابرابر دریافت کنند، واکنش منفی نشان میدهند.
اما مشکل همینجاست: حساسیت بیشازحد به برابری، تحمل تفاوت را از بین میبرد. نخستیها در گروههای کوچک، ساختاری قبیلهای و شبهسوسیالیستی دارند. خلاقیت یا جاهطلبی فردی معمولاً با واکنش منفی گروه سرکوب میشود. نتیجه: ایستایی اجتماعی.
۲) جهش اخلاقی انسان: از شهود تا داستانهای مشترک
جاناتان هایت در The Righteous Mind (۲۰۱۲) مینویسد که قضاوتهای اخلاقی ما ابتدا شهودی هستند و سپس عقل برای توجیه آنها وارد عمل میشود. همانطور که میگوید:
Reason is not a judge, but a press secretary.
عقل یک قاضی نیست بلکه سخنگو است.
اما انسان توانست شهود را به سطحی بالاتر ببرد. با کمک زبان، دین، اسطوره و قانون، انسان داستانهای مشترک آفرید: «حق مالکیت»، «قرارداد»، «عدالت قانونی»، «پاداش بر اساس تلاش». این داستانها به انسان امکان داد نابرابری را بپذیرد، تا زمانی که چارچوب و فرآیندهای عادلانه وجود داشته باشد.
در این صورت است که عقل میتواند قضاوت اخلاقی کند و از نسبی گرایی محض فاصله بگیرد.
۳) تکامل همکاری: دیوید اسلون ویلسون و فراتر از رقابت
دیوید اسلون ویلسون در نظریه Multilevel Selection نشان داده است که تکامل فقط محصول رقابت فردی نیست، بلکه همکاری گروهی نیز در آن نقش دارد. به تعبیر او:
«خودخواهی در سطح فردی، و ایثار در سطح گروهی، همزمان در تکامل عمل میکنند».
این دیدگاه نشان میدهد که بازار آزاد ترکیبی از هر دو نیرو است:
- رقابت در سطح فردی، که خلاقیت و بهرهوری را تحریک میکند.
- همکاری نهادی، که با قواعد مشترک (حقوق مالکیت، قرارداد، قانون) نظم اجتماعی را حفظ میکند.
بازار آزاد در واقع همان چیزی است که ویلسون آن را selection at group level مینامد: نظامی که به جوامع توانمندتر اجازه میدهد رشد کنند، زیرا بهتر توانستهاند رقابت و همکاری را متوازن کنند.
۴) بازار آزاد: نظم خودانگیخته در مقیاس کلان
فردریش هایک در The Constitution of Liberty (۱۹۶۰) نشان داد که در جوامع بزرگ، همدلی قبیلهای دیگر کافی نیست. ما نیازمند نظمی خودجوش هستیم که بدون برنامهریزی متمرکز، از تعامل داوطلبانه میلیونها انسان ناشناس پدید آید.
بازار آزاد همان نظم است:
عدالت نه از طریق نتایج برابر، بلکه از طریق قواعد برابر تأمین میشود.
حقوق مالکیت، قرارداد آزاد و رقابت منصفانه ابزارهای اصلی آناند.
رابرت نوزیک در Anarchy, State, and Utopia (۱۹۷۴) تصریح میکند:
«اگر افراد از راهی عادلانه به ثروت رسیدهاند، هیچکس نمیتواند از نابرابری شکایت کند.»
بنابراین نابرابری در بازار آزاد، اگر از قواعد عادلانه پیروی کند، نه نشانه ظلم، بلکه بازتاب آزادی و تفاوت استعدادهاست.
۵) اسلام و ریشههای جهانی بازار آزاد
بازار آزاد صرفاً محصول اروپا نیست. بندیکت کهلر در Early Islam and the Birth of Capitalism (۲۰۱۴) نشان میدهد که تمدن اسلامی قرون میانه نهادهایی ساخت که به شکلگیری بازار آزاد کمک کردند:
- مضاربه و مشارکه بهعنوان اشکال پیچیده قرارداد سرمایهگذاری.
- حواله بهعنوان ابزار انتقال مالی بینالمللی.
- حمایت شرعی و حقوقی از مالکیت خصوصی.
- اخلاق تجاری اسلام که صداقت و امانت را فضیلت اصلی میدانست.
این نظامها شبکههای تجاری از اندلس تا هند ایجاد کردند و نشان دادند که تحمل تفاوت و پذیرش نابرابری خلاقانه، بخشی از تکامل اخلاقی بشری در مقیاس جهانی بوده است.
۶) آزادی اقتصادی و مسئولیت اجتماعی: حمایت غیر دولتی از ضعیفان
بازار آزاد به معنای بیرحمی نسبت به ضعیفان نیست. سنتهای اخلاقی بزرگ ـ چه اسلام با زکات، صدقه و وقف، چه مسیحیت با خیریه، و چه یهودیت با tzedakah ـ همگی تأکید کردهاند که اقشار آسیبپذیر باید حمایت شوند. اما این حمایت الزاماً نباید از طریق دولت و بوروکراسی تحمیل شود. تاریخ نشان داده است که مکانیزمهای داوطلبانه و مردمی کارآمدتر و انسانیترند. در اسلام، نهاد وقف قرنها آموزش و بهداشت رایگان را تأمین کرد. در جوامع غربی، خیریهها و انجمنهای داوطلبانه در کنار بازار آزاد رشد کردند.
این نشان میدهد که آزادی اقتصادی و همبستگی اجتماعی تضادی ندارند؛ بلکه مکمل یکدیگرند. بازار آزاد فرصت میآفریند، و اخلاق مردمی حمایت میکند.
نتیجهگیری: فضیلت تحمل تفاوت
اگر انسانها مانند شامپانزهها به هر نابرابری اعتراض میکردند، هرگز اجازه نمیدادند ادیسون لامپ اختراع کند یا ابنهیثم جهانی نو ترسیم کند. آنچه ما را متمایز کرد، پذیرش این حقیقت بود که تفاوت گاهی به نفع همه است. بازار آزاد، با همه نقایصش، تجسم اخلاق تکاملیافته بشر است:
رقابت فردی + همکاری نهادی (ویلسون).
قواعد عادلانه + نهادهای جهانی (هایک، نوزیک، اسلام).
آزادی اقتصادی + مسئولیت اجتماعی داوطلبانه (وقف، خیریه).
پس بازار آزاد را باید نه صرفاً سازوکاری اقتصادی، بلکه دستاوردی تکاملی در تاریخ اخلاق بشر دانست؛ نظمی که به ما آموخت نابرابری میتواند زمینهساز رشد همگانی باشد، اگر در چارچوب قواعد عادلانه و حمایت اخلاقی قرار گیرد.
منابع منتخب
Frans de Waal, Primates and Philosophers (2006); The Age of Empathy (2009).
Jonathan Haidt, The Righteous Mind (2012).
David Sloan Wilson, Darwin’s Cathedral (2002); Does Altruism Exist? (2015).
Friedrich Hayek, The Constitution of Liberty (1960).
Robert Nozick, Anarchy, State, and Utopia (1974).
Benedikt Koehler, The Birth of Capitalism: A 21st Century Perspective (2008); Early Islam and the Birth of Capitalism (2014).
نشریه اقتصادی نهضت آزادی ایران (۱۹) - شهریور ۱۴۰۴
نظرات و مطالب خود را برای انتشار در نشریه به آدرس تلگرامی زیر ارسال کنید: