وظیفه روزنامهنگار تزریق امید نیست!
تحریریه جامعهنودرماههای پایانی جنگ جهانی دوم، رهبر آلمان نازی که شکست نهایی را در چشم انداز میدید و اعتماد ژنرالهارا از دست داده بود ، پمپاژ امید به جامعه را ضروری یافت . گوبلز مسئول تبلیغاتش در آخرین سال جنگ برای مردم گرسنه و در معرض بمباران هرروزه ۹ فیلم امیدبخش ساخت که آخرین آنها با نام حماسی راهافتخار به کارگردانی ویتهارلان بود. اشخاص معتبری هم گفتهاند در آخرین سال جنگ تحمیلی ، نمایش اعزام نفرات تازه به جبههها در واقع فقط برای دادن امید و فریب صدام بود؛ افراد را با تبلیغ به پادگان می بردند و بعد به بهانهای مرخص میکردند و چند روز بعد دوباره مراسم امید بخش اعزام ...
میبینیم که حکومتها هم مثل آدمها دررویارویی با چشم انداز و سراشیب شکست به تزریق امید بیشتر نیاز دارند. به همین سبب است که مقامات حکومت این روزها بیشتر در باره لزوم ایجاد امید حرف میزنند تا وظایف خودشان و بخش بدبینانه چشم انداز پیشرو. رئیس جمهوری کشوری که دستخوش کروناست میگوید هنرمندان بیایند در فضای مجازی به مردم امید بدهند. کار خوبی است امید دادن به اشخاص گرفتار، اما در کنارش دو کار لازم است : اول اینکه دریافت کننده امید پیش از دریافت آن ببیند حکومت به عنوان "آقابالاسرمختار" وظایف خود را به درستی انجام میدهد تا اوضاع بسامان شود، و دوم انکه حس نکند و نبیند که دارند واقعیت و خطر را از اوپنهان میکنند و امید واهی میدهند.
این شرط دوم از آنجا در شرایط امروز ما محقق نمیشود که مجاری مختلف وابسته به حکومت تهدیدهایی نسبت به کسانی که درباره بیماری کرونا اخبار واقعی ناامید کننده منتشرکنند صورت گرفته است. اطلاع رسانی را حرکتی مقابلایجاد امید در نظر گرفتهاند و از نظر آنان وظیفه روزنامه نگار و خبرنگار خوب و شریف در این روزهای کرونایی، صرفا تزریق امید به جامعه است .
این البته خطاست. راستش را بخواهید استدلال انحرافی و رندانهای است برای منع اطلاعرسانی در باره ناکارامدی حکومت و نظام و دولت، اما ما این وجه را مورد تاکید قرار نمیدهیم. فرض میکنیم حسن نیتی در میان است و وظیفهای برای ایجاد امید در اقشار و صنوفی از جامعه وجود داشته باشد. اما این در شمار وظایف واقعی روزنامه نگاران نیست. اتفاقا وظیفه آنها ایجاد ترس است ، بیان نارساییها و کمبودها و وظیفه نشناسیهاست. روزنامه و رسانه برای این نیست که بنویسد کسی وظیفه اش را انجام داده است ، برای معرفی کسانی است که کارشان را درست انجام ندادهاند. همانگونه که پزشکان بیمارستانها باید هشدار تلخ بدهند، خبر روزنامه نگار هم ذات تلخی دارد وگرنه خبر نیست و اطلاعیه روابط عمومی است. دکترمصطفی جلالی فخر که این روزها دربیمارستانهای تهران شاهد نزدیک اوضاع است در مطلبی که خواندنش برایتان بد نیست (به آدرس https://t.me/MostafaTajzadeh/25318) میگوید ."به نظرم الان جامعه به ترس بیشتری نیاز دارد تا امید. چون مردم درحد نگران کننده ای کمتوجه به نظر میرسند و امید بیشتر کار را خرابتر میکند" .
حکومت به مزدبگیران دستگاه تبلیغاتش در صداوسیما میتواند بگوید آهنگ شاد پخش کن و فیلم کمدی بگذار و امید تزریق کن، اما وظایف اطلاع رسانی پزشکان و روزنامه نگاران را تعطیل نمیتواند کرد. تهدیدها البته موثر است و برخی از ما رامنصرف میکند یا به این فکر می اندازد که سربی درد را دستمال نپیچیم و یا خبر پخش لوازم بهداشتی توسط خیرین و کارخانهها را هم (بیشتر به دلیل نقد کسانی که کرونا را مشکل خود نمیدانند و تعهد اجتماعی ندارند ، و ترویجتحرک اجتماعی) درکنار اخبار خود بیاوریم اما توقع تعطیل خبر همهجانبه بلامنطق است. ذات این حرفه بدبینی به وضعیت موجود است نه خوشبینی، و در مصیبتها و حوادث ناگوار باید براساس همین ذات و ماهیت عمل کنیم.
برابر کردن روزنامه نگاران داخلی با شایعه سازان و سیاهنمایان، و تهدید منتشر کنندگان آنچه حکومت میل به پنهان کردن آنها دارد، در واقع امتیاز دادن به رسانه های خارجی تاسیسی دولتهای مخالف با حکومت است. آنهابا شعفی که گاه به روشنی از پس عبارات و اطوارشان عیان میشود از مصیبتهایی مثل سیل و کرونا استقبال میکنند زیرا اخبار و شنیده ها و شایعات مرتبط آن را هرقدر بیشتر بوی فلاکت بدهد در جهت اهداف تبلیغی استخدام کنندگان خود مییابند. حکومت چند دهه است فضارا برای آنها میگستراند و روزنامه نگاران کشور را به جبران گرفتاری های سیاسی خود له میکند. این در حالی است که هدف روزنامه نگاران داخلی از انتشار اخبار واقعی رقابت سیاسی نیست و ماهیت نظارت اجتماعی دارد.
مقامات حکومت این نکته را میدانند ، اما امیال سیاسی آنها جز همین رفتاری که میکنند به آنها دیکته نمیکند. خبرنگاران داخلی با پذیرش خطر برخورد خشن حکومت به وظیفه حرفه ای خود عمل میکنند و امید باید داشت جامعه بیش از دچار شدن به امید واهی وخطرزا، امید را از آگاهی واقعبینانه جذب کند.
🆔 @jameeno