imagineyourfears♡
悪の`ˢ⃫ᵃˢʰᵃ
نام = تارا کوتاداشی
نوع سلاخی = بریدن قفسه سینه با شمشیر
سن = 22
تعداد قربانی ها تا به حال= 9
هدف = به چالش کشیدن دشمن دیرینه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
بدنش از ضربات تیغه شمشیرم غرق در خون بود
ناله های عاجزانه اش اتاق را پر کرده بود
این مرد انسان کثیفی بود
با کشتنش به دوتا چیز میرسیدم
البته که فقط یکیش به نفع من بود
اگر اون کار اگاه احمق دنبال ماجرای قتلام نمیوفتاد
انسنان های کمتری کشته می شدند
با کشتن این فرد نه تنها دهمین تیکه پازل رو برای اون کار اگاه احمق رو میکردم
بلکه باعث میشدم یه انسان کثیف دیگه هم از بین بره
از فکر بیرون اومدم
مرد هنوز غرق در ناله های دردمند بود
شمشیرم رو بالا گرفتم و یک ضربه به شونه سمت راستش زدم
از درد به خودش میپیچید فریاد های عاجزانه اش بیشتر شد
نیشخندی زدم
_ تحملش برات سخته نه؟
مرد شوکه از سوالم سرش رو بالا گرفت
_ حاح بایدم سخت باشه
خندیدم
با صدای خنده من لرز خفیفی به تن مرد افتاد
دیگه وقتشه زیادی دارم طولش میدم
نزدیکش شدم
مرد با تنش خودش رو عقب میکشید
به وضوح ترس رو میشد از چشماش خوند
شمشیر توی دستهام نمایشی چرخوندم
و با یک ضربه به قفسه سینه اش وارد کردم
خون از دهان مرد بیرون ریخت
شمشیر رو محکم گرفتم و تمام توانم درون بدنش به پایین کشیدم
به وضوح بدنش سرد شده
میتونستم شکافی که در اثر ضربه شمشیر درون بدنش باز شده بود رو ببینم
شمشیر رو بیرون کشیدم
و عقب رفتم
ناگاه لرز خفیفی به تن مرد وارد شد و در کسری از ثانیه تنفسش قطع شد
تموم شد
میخام ببینم کار اگاه ما میتونه بالاخره منو پیدا کنه
اگر اینجور باشه با اغوش باز میپذیرمش.