"بی‌تفاوتی ایدئولوژیک" و تخریب چهره‌ی خیرخواهانه‌ی نظام سیاسی

"بی‌تفاوتی ایدئولوژیک" و تخریب چهره‌ی خیرخواهانه‌ی نظام سیاسی

فرهیختگان



علی زمانیان

♈️ الف) یکی از سرمایه‌های بنیادین هر نظام سیاسی، نگرش مثبت شهروندان نسبت به حاکمان و کلیت نظم حاکم است. نگرشی که از تجربه‌ها، ارزیابی‌ها و مشاهدات درازمدت به‌دست می‌آید. نگرش و داوری اجتماعی در بقاء و ماندگاری نظم و نظام سیاسی موثر و کارآمد است. نگرش مثبت، محصول دوره‌هایی از مواجهه با تصمیمات و سیاست‌ها است. به یک‌باره، مثبت و یا ناگهانی، منفی نمی‌شود. از این رو نگرش، در فرایند طولانی‌مدت شکل می‌گیرد.


♈️فهم این نکته که مردم به‌نحو کلی و عمومی، نظم حاکم و قدرت مسلط را به چه میزان، "خیرخواه" خود، احساس می‌کنند، مهم است. تلقی‌شان از این‌که آیا نظام سیاسی، خیرخواه آنان است، شاخص پراهمیتی است که کمتر به آن توجه می‌شود. خیرخواهی، دستوری به‌دست نمی‌آید. دولت نمی‌تواند از اهالی کشور بخواهد که او را خیرخواه بدانند، بلکه این جامعه است که کنش سیاسی دولت را خیرخواهانه، غیرخیرخواهانه و حتی بدخواهانه می‌فهمد. 


♈️فارغ از این که "خیر"، به چه معناست (که البته مهم و پیچیده‌است)، اما به همان دریافت کلی و شهود عمومی که مراجعه کنیم، در مقابل مفهوم خیرخواهی، دو موقعیت مطرح می‌شود:


♈️اول، این‌که وقتی کسی را خیرخواه خود نمی‌دانیم، به این معنی است که او را بدخواه قلمداد می‌کنیم؛ به گونه‌ای که نه فقط خیر ما را نمی‌خواهد، بلکه می‌خواهد به ما آسیب بزند.

دوم، وقتی شخصی را خیرخواه نمی‌دانیم، به این معنی است که او را در برابر رنج‌ها، مصیبت‌ها و دردهای خود، بی‌تفاوت و بدون حس همدردی می‌یابیم؛ به گونه‌ای که برایش مهم نیست در چه وضعیت اسف‌باری قرار داریم. رنج ما را می‌بیند اما یاری‌مان نمی‌کند و توگویی بیگانه‌ای است بی‌توجه و بی‌تفاوت که از کنار ما می‌گذرد و به سرنوشت ما بی‌اعتنایی می‌کند. 


♈️ بی‌اعتنایی نسبت به سرنوشت شهروندان، می‌تواند انواع مختلف داشته باشد. یکی از انواع "بی‌تفاوت بودن‌ها" را می‌توان "بی‌تفاوتی ایدئولوژیک" نام نهاد؛ به این معنا که برای رسیدن به ایده‌ی برتر و هدف انتزاعی و ذهنی خود، جان آدمی و درد و رنج‌هایش را نادیده می‌گیرد. می‌خواهد به هدف‌اش برسد، حتی اگر کثیری از مردمان را به رنج و تعب بیندازد. 


♈️ ب) کنش خیرخواهانه شامل چهار عنصر است.


۱. به رسمیت شناختن "دیگری"، (دیدن و اهمیت داشتن "دیگری")

۲. اهمیت داشتن سرنوشت "دیگری". (حساسیت نسبت به درد و رنج‌های او)

۳. احساس مسئولیت در برابر درد و رنج "دیگری" (داشتن وجدان اخلاقی)

۴. اقدام عملی در جهت بهبود وضع و حال "دیگری" و کاستن از درد و رنج او (و نیز در نهایت، کاری بکند)


♈️پدری که خیرخواه فرزند خود است:

اولا، در برابر هر ناملایماتی، هرچند کوچک و هر درد و رنجی، هرچند کم، که بر کودک وارد می‌شود، واکنشی سریع، درخور و دلسوزانه انجام می‌دهد. 


♈️ثانیا، مجموع رفتارها و تصمیمات‌اش، وضع و حال درونی و بیرونی فرزند را به سمت بهبودی، سلامت، شادی و شکوفایی هدایت می‌کند.


♈️هرگونه بی‌تفاوتی در قبال درد و رنج دیگری، نشان‌دهنده‌ی آن است که درد و رنج دیگری اهمیت ندارد و می‌توان از کنارش گذشت. بی‌توجهیِ آن‌که باید توجه کند، خودش درد بزرگی است. یکی از دردهای اجتماعی، بی‌توجهی به دردهاست؛ به حساب نیامدن رنج‌هایی است که ملتی را فرسوده می‌کند؛ بی‌اعتنایی به سرنوشت کسانی است که در هم شکسته می‌شوند. ندیدن دردها، بار سنگینی است که گاه از خودِ درد، دردناک‌تر است.


♈️ ج) نظام سیاسی به علت بی‌توجهی به نتایج و آثار تحریم‌های چند دهه و مشقات ناشی از تصمیمات سیاسی‌اش در حوزه‌ی بین‌المللی، چهره‌ی خیرخواهانه‌اش را از دست داده است. چهره‌ای بی‌تفاوت در برابر دردهای مردم و شکسته شدن پیکر زندگی، زیر چرخ تصمیماتی که درد و رنج مردم را به‌حساب نمی‌آورد. اتخاذ سیاست‌ها و تصمیماتی که به تحریم‌های شکننده و طولانی‌مدت انجامیده‌است. تورم عنان گسیخته‌ای که زندگی را به سختی و مرارت فزاینده کشانده و کمبودها و بن‌بست‌هایی که ایجاد کرده است، سرچشمه‌ی اصلی مخدوش شدن چهره‌ی خیرخواهانه‌ی نظام سیاسی محسوب می‌شود.


♈️بر چنین وضعیتی بیفزایید انکار درد و رنج‌های ملموس جامعه را که چیزی جز نمایش بی‌تفاوتی حاکمان نیست.


♈️موضوع واکسیناسیون در برابر کرونا یکی از مثال‌هایی است که چهره‌ی خیرخواهانه‌ی نظام سیاسی را به‌معنای دوم، بسیار مخدوش کرده است.


♈️محدودیت و ممانعت از ورود واکسن به کشور، از آن نقاط نشانه‌گذاری شده‌ای است که در حافظه‌ی جمعی ماندگار خواهد شد. عواقب دهشت‌ناک چنین اقدامی، علاوه بر واقعیت‌های محسوس و نگران‌کننده، بر ادراک اجتماعی از میزان خیرخواهی نظام سیاسی، ضربه مهلکی وارد کرد. بر چنین روندی، سخنان ضد و نقیض و وعده‌های پوچ مسئولین بهداشت را باید افزود. 


♈️انباشت درد و رنج و افزایش مداوم بار سنگین زندگی، در سالیان متمادی (ناشی از تصمیمات بین‌المللی نظام)، چهره‌ی خیرخواهانه‌اش را دچار فرسایش نموده و به‌تدریج، حسی از فاصله و بیگانگی سیاسی میان مردم و دولت را افزایش داده‌است. روند رو به نزول کیفیت زندگی و تجربه‌های تلخ روزمره، جامعه را با پرسشی بزرگ روبرو کرده‌است: آیا نظام سیاسی، خیرخواه ما ملت است؟


♈️نظام سیاسی وقتی اخلاقی است که در هنگام اتخاذ هرگونه تصمیم و برگرفتن هرگونه سیاست و جهت‌گیری، میزان درد و رنجی را که به جامعه وارد می‌کند، محاسبه نماید و نسبت به آن حساسیت معناداری داشته‌باشد.


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی


Report Page