مشکلات دانشگاه آزاد
یک دانشجو
سلام دوستان. من به عنوان دانشجوی یک رشته مهندسی در دانشگاه آزاد واحد تهران-جنوب، از اول این ترم (مهرماه 1403) تصمیم گرفته بودم تا برای حل حدأقل یکی از مهمترین مشکلات دانشکده خودمون (فنی و مهندسی) حرکت مثبتی کنم. و در این صفحه، روند پیگیری درخواستم رو میخوام ثبت کنم و به اشتراک بزارم. در ادامه هم به برخی مشکلات دیگهای که هست اشاره میکنم.
«فقط برای شروع اقدام به پاکسازی دیوارهای کثیف کلاسهای دانشکده فنی و مهندسی»
(قطعاً نیازی به توضیح واضحات نیست. هیچ درب، دیوار، زیر و روی صندلی و میزی از هیچ کلاسی از ساختمونهای دانشکده وجود نداره که (متأسفانه) توسط دانشجویان بیشعور قبلی، برای نوشتن تقلب، یادگاری یا شعار خطخطی نشده باشه، و یا دود و لکه نگرفته باشه. گچ بعضی از سقف و دیوارهای دانشکده هم ریخته، تا بیشتر از همیشه فضای دانشگاه شبیه به فضای زندان باشه...! این ظاهر نامناسب محیط آموزشی، حدأقل برای شخص من قابل تحمل نیست.)
اول که ابراز تأسف کنم برای همون دانشجویان (که لیاقت لقب «دانشجو» رو ندارن. به جاش بخونید مدرکطلبان) بیفرهنگ قبلی، که خودشون فضای کلاسهای دانشگاه رو به چنین وضع زشتی درآوردن. و همچنین برای برای مسئولین وقت، که اجازه رخداد و پیشرفت این وضع رو دادن.
من برای خودم معتقدم که وظیفه تلاش برای حل مشکلات موجود در هر جامعه کوچک و بزرگی، و تلاش برای پیشرفت و بهبود اوضاع اون جامعه، بیشتر بر عهده اعضای همون جامعه هست. و من به عنوان کسی که به هر حال عضوی از اعضای مجموعه دانشجویان دانشگاه آزاد شناخته میشدم، بر خودم میدیدم که نسبت به گذاشتن تأثیری مثبت (هر چند کم و کوچک) در این کوچکترین جامعه خودم، تا وقتی که عضوش هستم قدمی بردارم. وگرنه نه تنها برای دیگران، بلکه برای زندگی خودم هم ارزش و احترامی قائل نیستم.
جالب اینجاست که اشخاص محترمی در دانشکدهمون تشریف دارن که رسماً در حوزه عمران و محیطزیست دانشکده نقش و مسئولیت دارن. دیدم در ساختمون اداری دانشکده هم یک اتاق جدا دارن. با خودم مثبتنگرانه فکر کردم که شاید وضعیت رو میبینن و میخوان برای این موضوع اقدامی کنن، اما شاید نتونستن به اطلاع رئیس محترم واحد برسونن. و در هر صورت، نیاز به موافقت رئیس واحد داره.
هفته دوم مهرماه، با دقت یک تقاضانامه رسمی در این مورد نوشتم، پرینت گرفتم، داخل یک پاکت گذاشتم و حضوری رفتم تا اول تحویل مسئول محترم دانشکده بدم. تا سلسله مراتب رو رعایت کرده باشم. اون لحظه به گفته منشیشون، خودشون تشریف برده بودن به دانشکده کارشناسی ارشد. پس نامهم رو تحویل منشیشون دادم و درخواست کردم که این تقاضانامه من رو هر وقت رئیس محترم به دانشکده تشریف آوردن، به دستشون برسونن.
نوشتن نامه برای رعایت فرمالیته اداری بود. به این امید که شاید ملموستر باشه، عزمم رو ثبت کنم و بهتر قابل پیگیری باشه.
دقیقاٌ یک ماه که از اون روز گذشت؛ طبق انتظار، حتی یک تماس یا پیامی هم در این مورد از کسی (حدأقل برای اعلام دریافت و مشاهده نامهم) نداشتم. کسی به من حتی یک وعده الکی هم نداد.
میخواستم به مرحله بعدی یعنی ارتباط با رئیس واحد برم، اما اول باید موردی رو برطرف میکردم. اگه رئیس محترم واحد، در پاسخ به تقاضانامه من مدعی بودند که فقط من نسبت به مناسب نبودن ظاهر فضای کلاسها ناراضی هستم، چه پاسخ مستندی داشتم که در جواب ایشون بگم؟ پس در یکی از گروههای دانشگاه در فضای مجازی، از همکلاسیهام در این مورد مستقیماً سؤال پرسیدم. تعداد دوستانی که به سؤالم واکنش نشون دادن تا بگن مثل من به این وضع ناراضی هستن، به نسبت تعداد اعضای گروه، زیاد نبود؛ ولی به هر حال بودن؛ و همین برای من کافی بود.
نیمه اول آبانماه رفتم خیابان ایرانشهر تا نامه جدیدی که برای شخص رئیس محترم واحد نوشته بودم رو تحویل ایشون بدم. ایشون اون لحظات مشغول جلسه بودن؛ ولی منشیشون حضور داشتن. پاکت حاوی نامه رو همراه با مشخصات و اطلاعات تماسم تحویل ایشون دادم. تأکید هم کردم که عرض فوری و ضروریای هست و حتماً نامهم رو در أسرع وقت لطف کنن به رئیس محترم واحد تحویل بدن.

باز یکماه گذشت و بدون مشاهده هیچ اقدام، اطلاعیه، پیام و تماسی در هیچ کجا. با دفتر رئیس محترم واحد تماس گرفتم تا موضوع رو پیگیری کنم. فکر میکنید چه پاسخی به من دادن؟ اولاً که من رو کلاً یادشون نمیاومد (که چندان انتظاری هم نیست) اما بعدش فرمودن که نه تنها نامهم رو تحویل رئیس ندادن، بلکه نامهم رو هم کلاً گم کردن! حدود نیم ساعت بعد دوباره تماس گرفتم. ولی گفتن که نامهم رو پیدا نکردن. دیگه از من خواستن که مستقیم بهشون بگم که کارم با رئیس چی هست. من هم خواستم اگه امکانش هست با خود رئیس واحد، تلفنی صحبت کنم ولی قبول نکردن. به ناچار برای خود منشی، موضوع رو مطرح کردم. و گفتن که با بخش عمران و محیط زیست پیگیری میکنن...
الان که این متن رو مینویسم، بیشتر از یک ماه هم از اون تماسم با منشی دفتر رئیس واحد گذشته...
روز یکی از امتحانهای نهایی ترم، برگهای رو روی تخته اعلانات محوطه دانشکده دیدم که از یکی از منگنههاش جدا شده بود و داشت با باد توی هوا چرخ میخورد. رفتم سمتش یه سوزن بهش بزنم تا کنده نشه. از قضا دیدم این متن عجیب روش نوشته شده بود:

اولاً، این نشوندهنده اینه که هنوز اقدامی رو رسماً شروع نکردن (هنوز اندر خم یک کوچهاند). دوماً، چرا این اطلاعیه نظرسنجی رو فقط روی برگه چاپ کردن و در کانال دانشگاه در فضای مجازی هم نگذاشتن؟ سوماً، چرا برای نظرسنجی، از سیستمی مثل پرسال استفاده نکردن؟ و گروهی در پیامرسان ایتا زدن! و چرای اصلی که لینک خصوصی گروه رو همینجوری و اون هم با ارقام فارسی روی برگه چاپ کردن. (فکر نکنید غلط املایی Hpttps; رو ندیدم)
یعنی انگار فقط برای این، این کار رو کردن که بتونن مدعی باشن: «ما که خواستیم دانشجوها پیشنهاداتشون رو بگن؛ و وظایفمون رو انجام دادیم؛ ولی چندان استقبالی نشد...!»
اما سنجش چه نظری؟ آن چه که عیان است، چه حاجت به بیان است. خیلی ببخشید، اما شما خودتون بینا نیستید؟ (با احترام به نابینایان عزیز)
چندساله که حتی به یک کلاس از ساختمونهای دانشکده سر نزدید؟
نوشتید که پیشنهادات و راهکارهای سازندهتون رو ارائه بدید؟ درمورد این موضوع، چه پیشنهاد سازنده جدیدی انتظار دارید؟ چه مشکلی و چه راهحلی از این واضحتر؟

و ضربه نهایی ناامیدی من هم لحظهای بر سر من خورد که قبل از یکی از امتحانها، از یکی از دوستانم شنیدم که امیدوار بود صندلی امتحانش کنار دیوار باشه تا بتونه با ماژیک روی دیوار کنارش تقلب بنویسه...
البته، مأیوس شدم و هستم، ولی هنوز بیخیال نشدم.
بخش دوم: «مشکلات اینجا، بَرخالی شده است»
من قبل از اینکه آبانماه 1402 وارد دانشگاه آزاد بشم (چرا آبانماه؟ چون زمان اعلام نتایج نهایی کنکور سراسری سازمان سنجش و روال ثبتنام در دانشگاهها برای ترم مهرماه، با زمان اصلی شروع کلاسهای ترم مهر هماهنگ نیست و تأخیر زیادی دارد!)، به خیال خودم امیدوارانه فکر میکردم که چهارسال از همنسلیهای دهه هشتادیام، با ورودشون قبل از من به دانشگاههای آزاد، حتماً تأثیرات مثبتی برای کاهش مشکلاتی که مطلعش بودم میگذارن. قطعاً این فکر من نسبت به ارتباط نسل جدید با تحولهای مثبت از اساس احمقانه بوده. اما به هر حال، با ورودم به دانشگاه، هر روز در تعجب بودم و هستم که چطور سالقبلیها، به این همه مشکلات، سریع عادت کردن. موقع اولین انتخاب واحد، بارها از خودم میپرسیدم که یعنی من واقعاً دارم این کارها رو میکنم؟ مثلاً، واقعاً صدبار یک صفحه رو refresh کردم و صدبار کد ورود رو زدم تا وارد یک وبسایت بشم؟! (آموزشیار فقط این یکدونه مشکل رو نداره.)
تقریباً چیزی در این دانشگاه، با سال 1384 فرقی نداره. و اتفاقاً سالقبلیها فقط اثرات زشت خودشون رو روی همه در و دیوار و میز و صندلیهای کلاسها باقی گذاشتن...
تفاوت دانشگاه آزاد با دانشگاه دولتی رو فراموش کردیم: ما هستیم که داریم حقوق و مزایای کارمندان محترم و اساتید بزرگوار دانشگاهمون رو میدیم. ما حق داریم که مطالبه کنیم. اما برعکس، بعضی از کارمندان و اساتید متأسفانه اتفاقاً نگاه فئودالی و بالا به پایین دارن. و انتظار دارن که ما دانشجویان مدام التماسشون کنیم تا بهمون کمی رحم کنن. شأن و منزلت «استادی» و فرهنگیان، برای من به شخصه بسیار حائز احترامه و پیشفرض قدرددان هر معلم دغدغهمندی هستم؛ ولی برخی از ایشان، رفتاری متناسب با شأن و منزلت فرهنگیان رو متأسفانه از خودشون نشون نمیدن و اعتبار کل جامعه فرهنگیان رو خدشهدار میکنن.
اگه با آمار و احتمال آشنا باشید، این اصل رو میدونید که دیرکرد هر چقدر بیشتر بشه، انتظار دیرکرد هم بیشتر میشه. (یعنی مثلاً اگه قرار باشه که پروژهای در عرض 79 روز تکمیل بشه، در روز 79، اگه تموم نشده باشه، انتظار میره که 25 روز دیگه هم طول بکشه. ولی در روز 90 اگه باز انجام نشده باشه، انتظار میره که 58 روز دیگه کار داشته باشه. در روز 100، زمان لازم برای تموم کردن پروژه به 89 روز دیگه میرسه و همینطور بیشتر و بیشتر...)
این اصل در این موضوع، بیانگر چهار مورده:
- یکی از دلایل اینکه رفع مشکلات سخت شده، تقصیر قبلیهاییه که بیخیال بودن؛ و ما هم داریم جزء اون قبلیها میشیم.
- هر مشکلی اگه الان حل نشه، نه تنها احتمال موندگاریشون و سختی حلشون بیشتر میشه، بلکه خود مشکلات هم بیشتر و بیشتر میشن. مثل لایههایی از آلودگی که روی هم انباشته میشن: «لایههای زیرین، سفتتر میشن.»
- ما هر روز که منفعل باقی بمونیم، منفعلتر میشیم (دغدغهمندیمون کور میشه) و در آینده در هر کجای دیگری که باشیم، سرعت پیشرفت در اونجا، کند خواهد بود.
- مطمئن باشید اگه نسبت به مشکلات کوچک بیتفاوت باشیم، در برابر مشکلات بزرگ هم بیتفاوت خواهیم بود.
این صفحه رو نوشتم تا شاید بتونم به دانشجوهای آینده (اگه هنوز با وجود این مشکلات، قصد ورود به این دانشگاه با رو داشتن!) بگم که کسی بود که این مشکلات رو میدید و عادی نمیدونست. کسی بود که ناراضی بود. کسی بود که نمیخواست به نارضایتی عادت کنه. و اعتراض کردن براش جذابیتی نداشت. اما بقیه (حدأقل همواحدیهای تهران-جنوب) أکثراً یا بیحوصله بودن، یا به دلایلی از انتقاد کردن میترسیدن. چند باری هم تلاش کردم تا دیگران رو مجاب کنم تا با هم کاری کنیم، ولی اونایی که ناراضی بودن، دوست داشتن به همون نارضایتی دلی و زبانی کفایت کنن و حدأکثر فقط در جاهایی مثل فضای مجازی نارضایتیشون رو بیان کنن. مثل این کارزار «اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی نسبت به افزایش شهریه»:
14249 نفر این کارزار رو امضاء کردن! نتیجه؟ متأسفانه تا الان که هیچ. ادامه پیگیری؟ متأسفانه تا الان که هیچ.
(با این همه دانشجو، اساتید و فارغالتحصیلهای رشتههای حقوقی در دانشگاههای آزاد کشور، آیا حتی یک نفر هم حاضر نیست برای پیگیری درخواست این 14249 نفر، یک دادخواست تنظیم کنه؟ این 14249 نفر حاضر نیستن با هم هزینه پیگیری قضایی رو متقبل بشن؟! از معترضی که فکر میکنه مدعی داشتن حقه، این رفتار بعیده. مگر زمانی که یا متوجه ناحق بودن اعتراضش شده باشه، یا دیگه به حقش رسیده باشه. معترض واقعی، ممکنه ناامید بشه، ولی بیخیال نمیشه.)
من این مشکلات رو بیاهمیت نمیدیدم. و میخوام که حل بشه. اما دور و برم بجز تعدادی انگشتشمار، کسی ندیدم که جدی بخواد این مشکلات حل بشه، و این صفحه رو نوشتم تا برای دوستانی که قصد ورود به دانشگاه آزاد (و مخصوصاً دانشکده فنی و مهندسی تهران-جنوب) رو دارن، (تا وقتی این مشکلات هست) بفرستم، تا مثل من بعد از ثبتنام شوکه نشن و قبلش خودشون کمی سبک سنگین کنن. (با توجه به اینکه انصراف از ادامه تحصیل از دانشگاه آزاد هم جدا هزینه داره!)
- آموزشیار: با ظاهر، فونت و تجربۀ کاربری بسیار بد و گیجکنندهش، با عدم پایداریش. ارورهای مختلف و گاهی بدون منطقش، داشتن ایراد در مجوز SSL پروتکل HTTPS، ریسپانسیو نبودن وبسایت در دستگاهها و مرورگرهای مختلف. با سیاست عجیب جیرهبندی سامانه برای انتخاب واحد و پرداخت شهریه. داشتن غلطهای املایی و همچنین داشتن ایراد در بهروزرسانی دیتابیس که ظرفیتهای قابل انتخاب کلاسها رو گاهی اشتباه نشون میده (آیا دانشگاه آزاد کمبود منابع مالی داره؟ آیا با این همه دانشجو، کمبود منابع انسانی داره؟ آیا واقعاً در ایران (با تجربه سرویسهای پرترافیکی مثل اسنپ، تپسی و...) افرادی که از عهده ترافیک این سامانه بربیان، وجود نداره؟ آیا 20 سال، زمان کمی برای آزمایش و جایگزینی سامانههای مختلف و رسیدن به یک راه حل پایدار بوده؟ این برای من باعث تأسفه که در دانشگاهی رشته مهندسی کامپیوتر میخونم که چنین سیستم ضعیفی داره. حقیقتاً هم در حال حاضر نباید هیچ انتظاری برای قائلشدن ذرهای اعتبار به مدرک فارغالتحصیلیم از این دانشگاه داشته باشم.)
- امکان انتخاب دروس غیرمجاز در فرایند انتخاب واحد. (مثلاً، دروسی که هنوز پیشنیازها و همنیازهاش رو برنداشتیم و پاسشون نکردیم رو میتونیم بدون برخورد به ارور، برداریم و هزینهش رو پرداخت کنیم! (البته موقع فارغالتحصیلی به مشکل میخوریم و هزینهای که پرداخت کردیم برنمیگرده.))
- ناکارآمدی سیستم اعتراض به نمره و بررسی برگهها: چون برای اساتید محترم هیچ الزامی نمیاره که برگه امتحان معترض رو دوباره بررسی کنن؛ و این اختیار رو دارن که بدون بررسی مجدد برگه معترض، بگن که بررسی شد یا اعتراض وارد نیست و سریع ثبت نهایی کنن. برای دانشجو، راه همواری وجود نداره که نسبت به درست بودن نمره امتحانش مطمئن باشه. اما راهحلش به نظرم من اینه: بعد از ثبت نمرات یک درس توسط استاد، امکان نهایی کردنش تا یه مدت معینی وجود نداشته باشه. ثبت نمره اون درس برای دانشجویان از طریق پیامک یا حتی پیامرسان اعلام بشه و یه مهلت (مثلاً یک هفتهای) برای بررسی نمرات توسط دانشجویان داده بشه (و یک هفته هم برای بررسی اعتراضهای احتمالی). بعد از اون مهلت، نمرات ثبتنهایی بشه. و پیشنهاد من هم اینه که با توجه به اینکه معمولاً اعتراضها، به نسبت تعداد دانشجوهای یک درس، زیاد نیستن، امکان اینکه دانشجو بتونه در صورت تمایل درخواست کنه که برگه امتحانش توسط استاد دیگهای بررسی بشه هم وجود داشته باشه. و البته اون دانشجو، مسئولیت کمشدن نمرهای که ممکنه اشتباهی یا عمدی اضافی داده شده باشه رو هم به عهده بگیره.
- امکان تغییر نام استاد و ساعت کلاس، بعد از انتخاب واحد دانشجو، توسط مسئولین دانشگاه! (هم برای دیگران، و هم برای من و بسیاری از دانشجویان دیگه اتفاق افتاده که بعد از انتخاب واحد، بدون اطلاع و نظرسنجی قبلی، ساعت و یا نام استاد ناگهانی با یک ساعت و یا استاد دیگه عوض شده. (یعنی ضعف در هماهنگی و برنامهریزی مسئولین محترم، و بیاحترامی (خواسته یا ناخواسته) به انتخاب دانشجویان.)
- ناکارآمدی سیستم نظرسنجی به اساتید (و عدم انتشار نتیجه نظرسنجی هر ترم).
- عدم وجود سیستمی برای نظرسنجی درمورد عملکرد مسئولین اداری و انتشار آن.
- عدم وجود الزام به پاسخگویی کارمندان دانشکده از طریق تلفن (در قرن 21 و عصر ارتباطات) و اجبار دانشجویان برای حضور در دانشکده برای فقط یک کار اداری (مانند فقط یک درخواست تأیید وام تقسیط شهریه در آموزشیار، توسط مسئول امور مالی)
- نبود تجهیزات لازم برای دروس کارگاهی و آزمایشگاهی رشته کامپیوتر (تجهیزاتی هم که هست، بیشتر تزئینیه) (رشتههای دیگه رو شخصاً مطمئن نیستم) (البته، باید به ادعای شخص محترمشون هم اشاره کنم...)
- نداشتن تمایل أکثر اساتید کامپیوتر، به استفاده از تجهیزات دانشگاه و حتی لپتاپ خوشان سر کلاس برای آموزش.
- اجبار برخی از اساتید برای دانشجویان، به تهیه کتاب خودشون به عنوان منبع امتحان (أکثراً مدعی هستن که سودی از فروش کتابشون نمیبرن، ولی با این حال حاضر به فروش نسخه الکترونیکی کتابشون نیستن تا فقط هر کس که واقعاً تمایل داشت، کتاب چاپی رو بخره.)
- نبود هیچ الزامی به حضور مرتب و به موقع اساتید سر کلاس و امکان غیبت مکرر اساتید.
- نبود کانال متمرکزی برای اطلاعرسانی اساتید برای غیبت احتمالیشون: بارها (مخصوصاً هفتههای اول ترم) شده که دانشجوشان از جاهای مختلف شهر برای فقط یک کلاس به دانشکده اومدن ولی استاد محترم اون درس، هیچ اطلاعی مربوط به عدم حضورشون در اون جلسه رو ندادن. البته برخی اساتید محترم، خودشون لطف میکنن و سعی میکنن از راههای مختلف به دانشجوهاشون اطلاع بدن؛ ولی هیچ الزام و راه پیشفرضی وجود نداره. (مثل وجود بخشی در آموزشیار برای اعلام غیبت توسط استاد، و اطلاعرسانی آن به دانشجویان، از طریق پیامک و پیامرسان)
- کتبی بودن امتحانات دروس برنامهنویسی (در عصر هوشمصنوعی) (لطفاً مغلطه نظری بودن دروس برنامهنویسی رو پیش نکشید. أکثر اساتید این دروس، با پیش کشیدن این بهانه، حتی تمایلی به استفاده لپتاپ برای نمایش کدنویسی سر کلاس رو هم از خودشون نشون نمیدن و روی تخته کلاس کد مینویسن.)
- نامرتب بودن دیتابیسهای آموزشیار. (مثلاً، چندین اسم مشابه دروس با کدهای مختلف (که فقط یکیش معتبر هست) در دیتابیس وجود داره که دانشجویان رو موقع انتخاب واحد، و همچنین کارمندان رو موقع انجام کارهای اداری مانند دریافت لیست دروس برای مهمانی دانشجویان به زحمت میندازه.)
- مشخص نبودن ساعات کاری و محل حضور کارمندان و مدیران گروه، در کانال دانشگاه در فضای مجازی.
- کثیفی بسیاری از دیوارها، زیر و روی صندلیها و میزهای کلاسها.
- مشخص نبودن فضاهای امن در دانشگاه برای پناه از زلزله.
- خاموش یا خالی بودن حدود 30% از لامپهای کلاسهای دانشکده.
- عدم وجود الزامی برای اساتید به دادن زمانی برای استراحتی کوتاه بین کلاس: برخی اساتید محترم دروس سه واحدی، واقعاً لطف میکنن چند دقیقهای بین سهساعت رو استراحت میدن. اما هیچ الزامی وجود نداره و بسیاری از اساتید اصلاً متوجه حال دانشجو نیستن. و من به شخصه مجبور میشم بعد از 90 دقیقه نشستن مداوم سر کلاس، از کلاس مدتی خارج بشم و شنیدن تدریس استاد رو برای کمی استراحت رها کنم.
- عدم التزام برخی از اساتید دروس تخصصی و عملی، به پوشش تدریس سرفصلهای رسمی دروس: اختیار فقط با استاده که دغدغهمند باشه یا نباشه. که شاگردانی که انتخابش کردن واقعاً چیزی یاد بگیرن یا نه.
- کم بودن مبلغ وام تقسیط شهریه دانشجویی به نسبت شهریه کل: حدأکثر مبلغ وام تقسیط شهریه این ترم: 3 میلیون تومان. شهریه این ترم من: حدود 10 میلیون تومان!
- پرزحمت بودن انجام فرآیندهای اداری. (مثلاً فقط برای گرفتن یک ترم مهمانی به یک واحد دیگه از دانشگاه آزاد، باید در بهترین حالت ممکن، حدأقل سه روز کاری رو صرف کنید. نامتمرکز بودن فرایند بررسی به درخواستها (باید هم در سامانه منادا درخواست بدیم (+ پرداخت هزینه) و هم در آموزشیار)، الزام رفت و آمدهای حضوری برای پر کردن فرمهای اضافی کتبی و دریافت چندین مهر و امضا از اشخاص مختلف که مخصوصاً برای واحد تهران-جنوب، نیازمنده که دانشجو هم به دانشکده فنی در محله افسریه مراجعه کنه و هم به ستاد در خیابان ایرانشهر و سپس حضوری به دانشگاه مقصد (حتی اگه مقصد، واحد الکترونیکی باشه)) (عملاً چیزی به اسم اتوماسیون اداری وجود نداره و هر دانشجو مثل یک پیک نامهبر عمل میکنه)
- نامنظم و فشرده بودن برنامه امتحانات نهایی: در حدی که مشاهده کردم یک دانشجو متأسفانه فقط در یک روز، چهار امتحان پشت سر هم داشت! و دانشجویی دیگه، دو امتحان در یک ساعت! (یعنی تداخلی!) و باورم نمیشه که اگه کسی دو امتحان تداخلی داشت، باید اون زمان رو برای هر دو امتحان تقسیم کنه! این به تنهایی به نظرم دلیل کافیایه برای اینکه مسئول مربوطه دانشگاه، مسئول یک محیط علمی نیست. چون در یک محیط علمی، اینگونه ضعیف و بدون انصاف برنامهریزی نمیکنن. و باعث تأسف زیادیه برای دانشجویان رشتههای مدیریتی، که در چنین دانشگاهی با چنین مدیریتی، درس مدیریت میخونن و مدرک مدیریت میگیرن...
- تأخیر ثبت نمره امتحان توسط برخی اساتید. اگه مدام ازشون درخواست نکنیم و یادآوری نکنیم، حتی تا روز انتخاب واحد ترم بعدی هم نمره دروسشون رو ثبت و وارد نمیکنن. متأسفانه هیچ الزامی برای عمل به آییننامه آموزشی وجود نداره.
- عدم وجود شفافیت لازم در جزئیات هزینههای واحدها.
- معیوب بودن سیستم بازیابی رمز عبور، حتی در خود سامانه مرکز نظارت، ارزیابی، بازرسی و رسیدگی به شکایات دانشگاه آزاد.
- فعال نبودن انجمن علمی کامپیوتر. (وجود انجمن، حدأقل فرصتیه برای تبادل نظر درمورد چگونگی حل مشکلات موجود در رشته. و نبودش، به نظر من دلیل خوبیه برای اینکه أکثر دانشجویان هم تمایل چندانی برای مشارکت در حل مشکلات ندارن)
- کمبودن ساعات باز بودن سالن مطالعه دانشکده، حتی در روزهای امتحانات نهایی ترم. (مسئولین مربوطه، ساعت باز بودن سالن مطالعه دانشکده فنی و مهندسی رو شنبه تا چهارشنبه از ساعت 14:50-07:30 تعیین کردن؛ در صورتی که ایام امتحانات نهایی، اولین آزمون ساعت 08:30 شروع میشه و آخرین آزمون ساعت 17:00) (ساعت باز بودن سالن مطالعه واحدهای دیگه، مانند کرج و علوم پزشکی تهران رو خودتون ببینید)
- و مشکلات بسیار بزرگتر یا کوچکتر دیگهای که البته که هست، ولی دیگه اینجا به نظرم برای ذکر مناسب نباشه... و چه تجربههای شخصی که به دلیل زیاد شدن این مطلب، متأسفانه نمیشه بازگو کرد.
این مشکلات ناشی از سوءمدیریت (که فقط بعضیش رو اشاره کردم)، در حد مشکلاتی مانند معماری بروتال و زندانگونه دانشکده و یا نامناسب بودن صندلیها از نظر ارگونومیکی نیست که برطرفکردنش نیاز به هزینه و یا زمان زیادی داشته باشه. لطفاً کمی فکر کنید.
دانشگاه آزاد اسلامی، متأسفانه خودش رو بیشتر شبیه به یک مؤسسه مالی و اعتباری تخصیص مدرک تحصیلی قانونی و بنگاه فروش معافیت تحصیلی به پسران کرده. نقشهای مختلفی در مجموعه دانشگاه آزاد وجود داره، ولی متأسفانه بعضی از ایشان صرفاً میخوان مسئولیتهاشون رو از سرشون باز کنن و متأسفانه، ادایی و ظاهری عمل میکنن. کارهای تزئیناتی در این دانشگاه، غوغا میکنه.
و چه بسا که تخصیص لقب «خودگردان» به جای کلمه «آزاد» به عبارت دانشگاه آزاد اسلامی در حال حاضر به نظرم مناسبتر باشه. چرا که بسیاری از خود دانشجویان و اساتید محترم هستن که با هم همکاری میکنن تا کارشون پیش بره. واقعاً انسانهای شریفی هستن که با اینکه وظیفهشون نیست، اما با روشهایی مثل تأسیس خودجوش گروهها و کانالهایی در فضای مجازی، سعی میکنن اطلاعیهها، دستورالعملها، تجربهها و منابع درسی مختلف رو برای همدیگه پوشش بدن.
البته که واقعاً هستن کارمندان زحمتکشی که دغدغهمند، مسئولیتپذیر و پاسخگو هستن. اما چه حیف که بسیار کمیاب هستن. با این حال میبینم با اینکه این مشکلات (مثل زشت و گیجکنندهبودن آموزشیار و قطعی مکررش و...) گریبانگیر خودشون هم هست و حال خودشون رو هم میگیره، اما از چهره أکثر همین کارمندان محترم چندان تداوم نارضایتی نمیبینم، و احساس میکنم که متأسفانه با این مشکلات کنار میان (جوری که انگار محکوم ابدی به پذیرش این وضع هستن) و یا حدأکثر میبینم که به نارضایتی زبانی کفایت میکنن. در صورتی که وجود این مشکلات، باعث خدشهدار اعتبار شغلی شما هم هست.
من هیچ وقت اضافه و علاقهای برای اعتراض کردن ندارم. اما برای من موضوع چیز دیگهایه: من برای زندگی خودم کمی ارزش قائلم. ضمناً وقتی در آینده کسانی مثل خودم وارد دانشگاه شدن، نمیخوام مثل من، بر من هم به عنوان سالقبلی ناسزا بگن که پس چهار سال وجودم در این دانشکده به چه دردی خورد؟ و چطور تونستم این همه مشکلات رو بپذیرم. و من رو از کسانی که مقصر وضع موجود هستن (مثل مدرکطلبانی که دیوارها رو خطخطی کردن) جدا نکنن.
من خصومتی با کسی ندارم و تمایلی هم ندارم که داشته باشم. مشکل من با نقشهاییه که وظایف خودشون رو خوب و واقعی اجرا نمیکنن. از مستقیم نام بردن اسامی مسئولین مربوطه و انتشار تصاویرشون خودداری کردم؛ اما برای بیاحترامی به خودم هم حدی قائل هستم.
جالبه که خیلیهامون خودخواهانه بیخیال اینگونه مشکلات میشیم تا مثلاً بیشتر روی وقت و زندگی خودمون تمرکز داشته باشیم. ولی در عین حال، هیچ احترامی برای خودمون قائل نیستیم که چهار سال از بهترین سالهای عمرمون داره غرق در این مشکلات میگذره و مقدار زیادی از سرمایه زمانی و مالی جمعیمون داره هدر میشه. فکر نمیکنید که اگه این مشکلات نبودن، تمرکز بهتری رو درس و زندگی خودمون داشتیم؟
اتفاقاً همهمون اعتراض کردن و ناجیطلبی رو هم خوب بلدیم، اما هم خدا رو میخوایم، هم خرما رو. من هم دوست داشتم که هر مشکلی، با زدن یک دکمه و بدون زحمت و هزینهای حل بشه. ولی چه کنم که واقعیت متأسفانه این نیست؟ اما نباید هم مشکلاتی که خود ما انسانها به هر دلیلی (مثل عدم مسئولیتپذیری) به وجود آوردیم رو جزء مشکلات طبیعی اجتنابناپذیر، غیرقابلتغییر و خارج از دایرۀ اختیاراتمون بدونیم. مشکلاتی که در این صفحه بهش اشاره کردم (مثل ضعف سامانه آموزشیار و یا ظاهر نامناسب کلاسها)، بختی و طبیعی نیست. بلکه به دلایلی عمدی (مانند عدم مسئولیتپذیری) هست. لطفاً خودمون رو الکی گول نزنیم. از کسی که این مشکلات رو درست کرده (دانشجویان قبلی و مسئولین بیتفاوت وقت) که نمیشه انتظار حل مشکل داشت. و این هم به نظر من بیمروتیه که توقع داشته باشیم که یک یا چند دانشجوی دیگه وقت خودشون رو برای حل مشکلات فدا کنن. اینگونه مشکلات فراکتالی، باید توسط هممون به صورت خودجوش حل بشه تا اثر مثبتش پایدار باقی بمونه. نباید بجز خودمون، از کسی دیگه انتظاری داشته باشیم.
پذیرش مشکلات موجود تا کِی؟ اصلاً خط قرمزی برای خودمون قائل هستیم که از اون لحظه به بعد دیگه سازش نکنیم و با مشکل کنار نیایم؟ ببخشید اما مقاومت و صبر، با انفعال و بیعاری تفاوت داره. شکل هر ظرفی رو گرفتن، رفتار مایعاته. کمی برای خودمون و زندگیمون ارزش قائل باشیم. شک نکنیم که ارزش و لیاقت خودمون رو فقط خودمون مشخص میکنیم.
با دانشجویان واحدهای دیگه، و یا دانشگاههای دیگه (مانند علمی-کاربردی، پیام نور و...) که بیان میکنن در شرایط بدتری بودن و یا هستن هم مطلقاً هیچ حرفی ندارم. تجربه شرایط بدتر، هیچ افتخار و پرستیژی نداره که هیچ، بیانگر انفعال بیشتر شما هم هست.
از فرهنگیان فرهیخته هم کمی انتظار دارم که مقداری انتقادپذیر باشن. مطمئن باشید که دانشجویان، قدردان مسئول وظیفهشناس خواهند بود و هوای هر مسئول دغدغهمند رو خواهند داشت. نیازی به پذیرش کلامی و عذرخواهی نیست. بهترین عذرخواهی، اقدام عملی برای جبرانه. برای رفع این ایرادات، مهلتی تعیین کنید، و به اون مهلت، شرافتمندانه پایبند باشید.
اما مسئول محترم، اگه قصد دارید که فقط موقتی مشکلی رو در ظاهر حل شده نمایش بدید، به نظرم همون بهتر که هیچ کاری نکنید، و بیشتر به شعور انسانی دانشجویان توهین نکنید. از بازیگری لطفاً دست بردارید. پایبندیتون به راهبرد آهسته و پیوسته هم لطفاً پیش نکشید و نفرمایید که «مشکلات قدم به قدم رفع خواهد شد...»
با توجه به وجود توزیع مسئولیتها و نقشها، سه ماه (حدأکثر یک سال)، زمانی کاملاً کافی برای رفع و حل همزمان تمام (تکتک) مشکلاتی که در این صفحه بهش اشاره کردم هست (البته بجز مشکل معماری بروتال دانشگاه و همچنین عدم وجود ایمنی کافی در برابر زلزله در برخی ساختمانهای دانشگاه که زمان و هزینه بیشتری نیاز داره.)
اگر هم فکر میکنید که به هر دلیلی مشکلی وجود نداره و یا نمیشه در عرض یه سال حلش کرد(!)، لطفاً دلیلش رو واضح به اطلاع همه ما برسونید.
(اگر همه مشکلاتی که در این صفحه بهش اشاره کردم، حدأکثر تا یکسال آینده، کاملاً ملموس و پایدار رفع بشه، من تمام این صفحه رو حذف و یا ویرایش میکنم (اما لزوماً برای هر مورد، شاید نه.))
بهروزرسانی 1403/11/3: گویا مشکل جستجو در دیتابیس سامانه آموزشیار (که نیاز به یک وبسایت کمکی دیگه داشت!) و همچنین عدم اطلاعرسانی ثبت نمرات امتحان حل شده. باتشکر از دستاندرکاران این کار که این مشکل عجیب رو بالاخره بعد از چندسال! حل کردن. هر چند قدردان همین اقدام مثبت هستیم، ولی امیدوارم فرایند حل مشکلات دیگه این سامانه، اینقدر کند نباشه...
به روزرسانی دوم 1403/11/3: من لینک این مطلبم رو در تنها گروه رسمی رشته خودم که حدأقل سه استاد هم عضوش هستن، دو بار فرستاده بودم؛ اما بعد از چند دقیقه، هر دوبار توسط یکی از ادمینها (که از اساتید به نام دانشکده هستن)، بدون بیان هیچ پاسخ و علتی حذف شد! (گروه، منع ارسال لینک نداره)
بهروزرسانی 1403/11/5: مورد کمبودن ساعات کاری کتابخانه دانشکده، حتی در ایام امتحانات به موارد مشکلات سوءمدیریتی اضافه شد.
بهروزرسانی 1404/06/22: گرچه دیگه از موقع نوشتن این صفحه، خوشبختانه دانشجوی واحد «تهرانتوجوب» نیستم، اما امروز فرصتی ناگهانی پیش اومد تا رئیس فعلی این واحد رو حضوری و اتفاقاً در جمع چند مسئول و دانشجوی دیگه ببینم. محترمانه موضوع اصلی رو براشون مطرح کردم و باور کنید واقعاً جوابشون این بود که توقعم با شهریهای که میدیم تناسب نداره! و ضمناً اگه نسبت به تمیزکاری و نوسازی فضای داخلی دانشگاه اقدام کنن، بعید نیست دوباره زود به وضع قبلی برگردونیمش!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.