enqelabrojava
پروژه «سنیسازی» اردوغان و جولانی
۲۴ ژوئیه ۲۰۲۵
نویسنده: سینان جیدی
تحولات خشونتبار اخیر فرقهای در سوریه، بهروشنی نشان میدهد که دولت موقت این کشور و حامی اصلیاش، ترکیه، آیندهای نگرانکننده را برای سوریه در سر میپرورانند: آیندهای با یک دولت سنیمحور و تمامیتخواه.
از زمان سقوط رژیم بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، ترکیه به رهبری رجب طیب اردوغان، تنها یک هدف را دنبال کرده: «سنیسازی» ساختار سیاسی سوریه. اردوغان در ظاهر از ثبات و مشارکت همگانی در سوریه سخن میگوید، اما در عمل، نه تنها تلاشی برای تشکیل دولتی فراگیر نکرده، بلکه از دولتی حمایت میکند که بازتابی از دیدگاه انحصارگرایانه او از اسلام سنی است.
در مرکز این پروژه، فردی قرار دارد که روزی یک جهادگر بود: ابومحمد جولانی. او اکنون در رأس دولت موقت دمشق است، اما دولتش چیزی نیست جز تداوم ایدئولوژی افراطگرایانهای که جهاد را راه تسلط بر سوریه میداند. پیامدهای این نگاه را میتوان بهوضوح در حملات خونین علیه اقلیت دروزی در استان سویدا مشاهده کرد.
شبهنظامیان سنی، دروزیها را — چه نظامی و چه غیرنظامی — هدف قرار دادهاند. تصاویر خشونتبار منتشرشده در رسانهها شامل ضرب و شتم در خیابانها، یورش به خانهها و اجبار افراد به تبعیت از احکام سلفی است. البته پاسخ دروزیها نیز خشونتآمیز بوده، اما در منطق حاکم، این خشونتها از سوی نیروهای سنی، «جهاد» خوانده میشود؛ جهادی که به آنان اجازه میدهد دارایی، زمین و حتی روح کسانی را که «کافر» میپندارند، تصاحب کنند.
اما هدف این پروژه تنها دروزیها نیستند. جهادگرایانی که اکنون در ساختارهای نظامی و امنیتی دولت جولانی نفوذ دارند، اهداف مشابهی در قبال کوردها، علویها و مسیحیان نیز دنبال میکنند. در واکنش به بحران سویدا، دولت جولانی نیروهای امنیتی خود را برای «بازگرداندن نظم» اعزام کرد، اما این نیروها نه حافظان صلح، بلکه شبهنظامیان فرقهگرایی هستند که به جای مردم سوریه، به آرمانهای افراطی وفادارند.
جولانی پیشتر نیز در حمایت از اقلیتها ناکام مانده بود. در فوریه و آوریل ۲۰۲۵، نیروهای تحت امر او دستکم صدها غیرنظامی علوی را قتلعام کردند. با وجود هشدارهای مکرر تحلیلگران، قدرتهای خارجی همچنان به این دولت اعتماد دارند؛ دولتی که نه کنترلی بر تمام خاک سوریه دارد و نه توانایی مهار گروههای افراطی در درون خود را.
کردهای سوریه نیز با آگاهی از این خطرات، از پیوستن به پروژه دولت جولانی سر باز زدهاند. آنها دولت او را نه نماینده همزیستی، بلکه تهدیدی مستقیم علیه موجودیت خود میدانند. با این حال، در مارس ۲۰۲۵، مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF)، توافقی بحثبرانگیز با دولت جدید برای ادغام نظامی امضا کرد.
اما این توافق به سرعت تَرَک برداشت. تا ماه ژوئیه، تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه در امور سوریه، علناً از ه س د انتقاد کرد و گفت: «اینکه آنها شریک ما در نبرد با داعش بودند، لزوماً به این معنا نیست که ما به آنها حق داشتن دولت مستقل در دل سوریه را بدهکاریم.» این اظهارات نشان داد که واشنگتن تصمیم به حمایت از رژیم جولانی گرفته، حتی به بهای تضعیف کردها.
برای کردها، ادغام کامل نه یک توافق، بلکه تهدیدی برای موجودیتشان است. این یعنی تحویل سلاحها، کنار گذاشتن خودمختاری و تسلیم شدن در برابر همان خشونتی که اکنون دروزیها را در سویدا هدف قرار داده است. بدبینی آنها خیلی زود تأیید شد: جولانی پیشنویس قانون اساسی جدیدی منتشر کرد که سوریه را «جمهوری عربی» اعلام میکرد؛ اقدامی که آشکارا به معنی انکار هویت و حقوق کردها بود.
حملات به دروزیها برای مدتی کوتاه متوقف شد — نه به دلیل تغییر موضع دولت، بلکه در پی حملات هوایی اسرائیل به ساختمان وزارت دفاع سوریه در دمشق. جولانی و اردوغان بهسرعت این حملات را محکوم کردند. اردوغان، اسرائیل را «کشوری قانونگریز، لوس، بیپروا و تروریست» خواند. همزمان، وزارت دفاع ترکیه اعلام کرد: «در صورت درخواست دولت سوریه، آمادهایم هر اقدامی را برای کمک انجام دهیم.»
اکنون پرسش این است: آیا اسرائیل همچنان از اقلیتهای در معرض خطر، مانند دروزیها، حمایت خواهد کرد؟ و اگر چنین باشد، واکنش ترکیه چه خواهد بود؟ در همین حال، ترکیه به کردهای SDF هشدار داده که «نباید از ناآرامیهای سوریه سوءاستفاده کنند»، هشداری که نشاندهنده نگرانی آنکارا از هرگونه نزدیکی میان کردها و اسرائیل است.
نقاب وحدتطلبی که جولانی به چهره زده، اکنون در حال فرو ریختن است. از همان آغاز، باور به اینکه جهادگرایان پیشین دست از ایدئولوژی افراطی خود بردارند، خوشخیالی بود. اما تصمیم ایالات متحده برای برداشتن تحریمها، حذف نام «هیئت تحریر الشام» از فهرست گروههای تروریستی و معرفی دولت جولانی بهعنوان یک «داستان موفقیت»، سطحینگرانهتر و خطرناکتر است.
سقوط اسد بهدست نیروهایی با پیشینه وابسته به القاعده و داعش، هرگز نمیتوانست نشانه آیندهای روشن برای مردم رنجکشیده سوریه باشد.
آنچه سوریه نیاز داشت — و هنوز هم دارد — تشکیل یک نهاد انتقالی با حمایت جامعه جهانی است؛ نهادی متعهد به ایجاد دولتی متنوع، باثبات و واقعاً فراگیر. ایالات متحده و اروپا باید فوراً با سازمانهای بینالمللی و شرکای منطقهای همکاری کنند تا چارچوبی پایدار برای آینده سوریه ترسیم شود؛ چارچوبی که تضمینکننده حقوق همه جوامع این کشور باشد — نه پروژهای جدید برای حذف و حاشیهنشینی.