اقتصاد جدید و پس‌مانده‌ی ترامپی

اقتصاد جدید و پس‌مانده‌ی ترامپی

پاول کروگمن

 

چند روز پیش همین‌جوری که از جلوی دکه روزنامه فروشی رد می شدم یک نیویورک‌تایمز خریدم (نسخه بین المللی که برای بیرون از آمریکا منتشر می‌شود(. معمولاً با خودم می گویم که این نشریات را یا در دانشگاه مشترک هستیم یا نسخه آنلاین‌شان در دسترس است پس چرا بخرم. ولی این دفعه خوب شد خریدم: توی صفحات میانی، یک جایی پایین‌های صفحه چشمم خورد به مقاله ای از پاول کروگمن اقتصاددان معروف و برنده جایزه نوبل. این درست که او ستون‌نویس ثابت نیویورک‌تایمز بوده است ولی نمی‌دانستم مقاله‌هایش ممکن است این‌قدر متواضع باشند که بروند آن وسط‌‌ های روزنامه وپایین‌های صفحه! موضوع مقاله -که نسبتاُ کوتاه هم بود- از این‌هم برایم جالب‌تر بود: اینکه چطور ایالت‌ها/مناطقی که آمریکای دانش-بنیان (بخوانید آمریکای پیشرفته) را نمایندگی می کنند در انتخابات به چپ سیاسی گرایش پیدا می کند و آمریکای عقب‌تر مانده‌تر راست محافظه‌کار می شود!

مقاله با توضیح عجیبی شروع می‌شود از معیار شرکت آمازون برای انتخاب شهری (علاوه بر سیاتل) که میزبان دومین دفتر مرکزی‌اش باشد. این غول تکنولوژی جهان بیش از یک سال پیش اعلام کرد که برای این انتخاب، طرح پیشنهادی شهرهای مختلف را می پذیرد و این‌طوری رقابت شدیدی بین شهرها و دانشگاهها و مناطق وابسته به راه انداخت (بالاخره امسال اعلام شد نیویورک و شهر کریستال سیتی در حومه واشنگتن دی‌سی مشترکاً انتخاب شدند). شاهد بودم مثلا موسسه فن‌آوری نیوجرسی که در شهر نوارک واقع شده چه کارزاری به نفع این شهر به‌راه انداخته بود به امید برنده شدن در این رقابت که معنایش توسعه شهری و شکوفاشدن هرچه‌بیشتر فرصت‌های شغلی بود (البته به قیمت جمعیت بیشتر و آلودگی و ترافیک و گران‌تر شدن قیمت خانه و قس علیهذا). هر چند نوارک واقعا شهر بد و ناامنی است و در آخر هم در بین ۱۰ شهر نامزد نهایی آخر شد. اما توضیح عجیب کروگمن در باره معیار آمازون چه بود؟‌ می‌گفت آمازون گفته دفتر جدیدش را فقط در جاهایی که گرایش انتخاباتی‌شان به چپ (حزب دموکرات)‌ متمایل باشد بنا خواهد کرد! البته واضح است که صراحتاً این را نگفته، بلکه گفته بود دفتر جدید یا در کلان‌شهرهایی که بیش از یک میلیون نفر جمعیت داشته باشند خواهد بود یا در مناطق شهری و حومه‌شهری که قابلیت جذب و نگهداری استعدادها در زمینه تکنولوژی را داشته باشند. کروگمن می‌گوید از قضا تقریبا تمام مناطقی که یکی از این دو ویژگی را داشته باشند در انتخابات امسال (نوامبر ۲۰۱۸) به دموکرات‌ها رای داده‌اند! 

کروگمن اصل ماجرا را از انتخابات ۲۰۱۶ و ظهور پدیده‌ی ترامپ شروع می کند: استدلال می کند که آمریکا دچار یک واگرایی اقتصادی شده که به نوبه خود به دوقطبی شدن فضای سیاسی آن کشور منجر شده:‌ شرکت‌هایی که اقتصاد جدید (یعنی دانش-بنیان) را نمایندگی می کنند صرفاً در شهرهای ثروتمند و مرفه که دسترسی به نیروی کار متخصص در این زمینه ها هست فعالیت می کنند. و متخصصان جدید هم به نوبه خود از شهرهای کوچک آمریکا یا جاهای دیگر جهان به سمت این کلان‌شهرها (که معیار انتخاب آمازون هم هست) سرازیر می شوند و این چرخه تقویت می‌کند. تا جایی که شهرهای کوچک‌تر و مناطق دورافتاده در آمریکا احساس می‌کنند از قافله عقب مانده‌اند. از قضا خیلی از این مناطق محل سکونت سفیدپوست‌هاست و طبیعی است که مثل نیویورک و لس‌آنجلس و شیکاگو در معرض تنوع نژادی و قومی و ملیتی از همه جای دنیا هم نبوده‌اند و بنابراین ایده‌های ملی‌گرایانه و سفیدپوست‌گرایانه(!) آن‌جاها طرفدار دارند. مقاله می‌گوید دلیل رای دادن این مناطق دورافتاده به ترامپ لزوماً اضطرار اقتصادی خودشان نیست (چون داد‌ه‌ها و تحقیقات چنین چیزی را ثابت نمی‌کند) بلکه دلیلش اغلب همین حس «به حاشیه رانده شدن» است.

قضیه از این هم جالب‌تر می شود. در فاصله بین انتخاب ترامپ در نوامبر ۲۰۱۶ تا انتخابات میاندوره‌ای نوامبر ۲۰۱۸ روند دوقطبی شدن جامعه آمریکا شتاب می‌گیرد: تقلیل یافتن حزب جمهوری‌خواه به یک دستگاه‌ پروپاگاندای ملی‌گرایانه در اختیار سفیدپوست‌های طرفدار ترامپ، باعث نارضایتی بخش‌ها (شهرستان‌ها، ترجمه «کانتی») یی شد که سابقاً رای‌شان را به جمهوری‌خواهان می‌دادند. برخی از این‌ها در انتخابات ۲۰۱۸ سنت‌شکنی‌ای تاریخی کردند و به دموکرات‌ها رای دادند، مثلا «اورنج کانتی» سابقاً اولترامحافظه‌کار در کالیفرنیا که این‌بار تماماً به دموکرات‌ها رای داد.


کروگمن با تکرار خطر «به حاشیه رانده شده‌ها» و مثالی از آلمان ادامه می‌دهد: مردم بخش‌هایی از آلمان که سابقاً کشور آلمان‌شرقی را تشکیل می‌دادند حس می‌کنند از روند پیشرفت و رفاه جامعه عقب مانده‌اند و علی‌رغم دریافت کمک‌های هنگفت مالی و اجتماعی از دولت مرکزی، عموماً خود را شهروند درجه‌دوم می‌بینند و بنابراین در خیلی از انتخابات به گروههای افراطی دست راستی (نزدیک به نژادپرستان) رای می‌دهند. مقاله با این پیش‌بینی به پایان می‌رسد که این شکاف اقتصادی و دوقطبی سیاسی که به ضرر آمریکا تمام می‌شود به این زودی‌ها ترمیم نخواهد شد ولی باید به اتفاقاتی مثل نارضایتی بخش‌هایی از طرفداران جمهوری‌خواهان از پروپاگاندای سفیدپوستی حزب ترامپ خوش‌بین بود

Report Page