delicate vs. gold rush

delicate vs. gold rush

marble arch

— جدیدا زیاد به این موضوع فکر می‌کنم که delicate و gold rush مثل دو روی یک سکه‌ان. هردو درمورد شروع یک حس و داشتن احساسات و علاقه به سمت شخص جدیدی‌ان اما هرکدوم به شکل خاصی این داستان رو بیان می‌کنن که این نشون دهنده تفاوت شخصیت و شکل‌گیری آدم‌هاست. (نه تنها دو شخصیت متفاوت بلکه می‌تونه همش درباره یک آدم باشه، جوری که ابتدا درمورد احساساتش مثل delicate بوده اما با گذر زمان و مسیری که زندگیش طی کرده، حالا تبدیل به آدمی با دید gold rush شده.)

توی delicate ما اون ترس و تردید رو می‌بینیم اما شدتش نسبت به قوی‌ بودن اون حس کمتره. برای همین شخص به خودش اجازه می‌ده بیشتر نزدیک کسی که دوسش داره بشه و درواقع اون حس در عین شکننده بودن براش خیلی رمانتیک‌تر و همراه با شیطنتیه که حس سادگی و تازه بودن تجربه رو می‌ده.

"just think of the fun things we could do

'cause I like you

is it too soon to do this yet?

'cause I know that it's delicate 

'cause I like you"

اما درمورد gold rush داستان فرق می‌کنه؛ در اینجا ترس خیلی غالب‌تره. شخص اینجا تمایل بیشتری داره که اون حس رو انکار کنه و بگه نمی‌خوادش و چندین بار این قضیه رو تکرار می‌کنه.

"I don't like slow motion, double vision in rose blush

I don't like that falling feels like flying 'til the bone crush, everybody wants you

but I don't like a gold rush"

بنا به مسیری که شخص توی زندگی طی کرده و تجربه‌هایی که داشته حالا می‌گه که نمی‌خواد عینک صورتی به چشم بزنه (استعاره از دیدن جنبه‌های مثبت یک قضیه و بعدا مواجه شدن با واقعیت که با تصورات خیلی متفاوت بوده)، نمی‌خواد پرواز کنه درحالی که بدجوری زمین می‌خوره، همه اون آدم رو می‌خوان و اون این گُلد راش رو نمی‌خواد.


– اینجا یک پرانتز باز کنم؛ اصلا خود اصطلاح gold rush یعنی چی؟

این اصطلاح ریشه‌ای تاریخی داره و به سال‌ 1848 در کالیفرنیا برمی‌گرده و در دهه 1850 به اوج خودش رسید. وقتی در منطقه‌ Sutter's Mill طلا پیدا شد، خبرش سریع پخش شد و مردم از همه‌جای آمریکا و حتی کشور‌های دیگه هجوم آوردن تا طلا پیدا کنن و پولدار بشن و تبِ طلا شکل گرفت. پس این اصطلاح برای وقتی به کار برده می‌شه که موج برای خواستن یک چیزی به وجود میاد و همه به سمتش هجوم می‌برن.


حالا یکی از مسائل اصلی‌ای که توی gold rush مطرح می‌شه قضیه ترسیه که شخص بخاطر خواستنی بودن طرف مقابلش داره. این خواستنی بودن مثل یک طبِ طلاست که همه مجذوبش می‌شن و اون این رو نمی‌خواد.  

"I don't like that anyone would die to feel your touch

everybody wants you

everybody wonders what it would be like to love you" 

این ترس از حس به اندازه کافی خواستنی نبودن خود شخص و مشکلات درونیش نشأت می‌گیره و همین باعث می‌شه که دلش بخواد بجای پرداختن به حسش کاری نکنه، فرار کنه و توی اون اقیانوس (استعاره از تجربه جدید و عشق) نپره. و حتی به عواقب این حس فکر می‌کنه؛ عشق‌های خالصانه زیادی رو دیده که رنگشون رو از دست دادن و با گذر زمان سرد و رنگ‌ورورفته شدن. درواقع سراسر آهنگ اون حس ناامیدی کاملا مشخصه اما با این حال جلوی احساسات رو هم نمی‌شه گرفت و جنگ با خود هم مشخصه و این رو هم به خوبی نشون می‌ده. 

"my mind turns your life into folklore

I can't dare to dream about you anymore"

"eyes like sinking ships, on waters so inviting, I almost jump in"


— در نهایت هردو‌ی این ترک‌ها احساسات تازه رو از جنبه‌های متفاوتی می‌بینن. delicate به من حس وقتی‌ رو می‌ده که سراسر تازگی‌ای و شوق و اشتیاق بیشتری داری و حتی با وجود شکننده بودن قدم‌های بیشتری برمی‌داری و حتی شیطنت و دست‌انداختن‌های خاص خودش رو داره. اما gold rush به من حس‌ خستگی‌ و ناامیدی‌ای رو می‌ده که در سراسر وجودت رخنه کرده و غم خاصی رو داره که از تجربه و بی‌رمقی میاد. در نهایت تو نمی‌تونی احساساتت رو یهویی پاک کنی و از بین ببری اما اینجا انگار ترس قدرت بیشتری روت داره و تاثیرپذیری بیشتری هم حس می‌شه.


Report Page