cold coffee

cold coffee

misun

یونجون مثل همیشه وقتی نزدیک به ماشین میشدن جلوتر از بومگیو راه می‌رفت، هوا هنوز هم سرماشو حفظ کرده بود و دونه های برف حالا ریز تر شده بودن ، یونجون کام آخرشو از سیگاری که حالا رسیده بود به فیلتر گرفت و اونو روی برف ها انداخت ، به ماشین رسیدن یونجون با زدن دزدگیر باعث شد فضای پارکینگ روشن بشه، آروم سمت در شاگرد رفت و جلوی اون ایستاد ، به پسری که آروم آروم با نوشیدنی داخل دستش قدم برمی‌داشت نگاه کرد ، پالتوی بلند سفید رنگ ، هودی مشکی و شلوار اور مشکی و بوت های هم رنگ شلوار ، شال پشمیِ سفیدی که دور دهن و دماغش پیچیده بود ، یونجون لبخندی زد و آروم لبشو گزید ، بومگیو واقعا می‌درخشید با اون موهای بلوند ، پسر کوچیک تر به یونجون رسید و آروم سرشو جلو آوردو پیشونیش رو اروم به پیشونی یونجون زد و آروم شالش رو پایین اورد ؛

+چرا نرفتی داخل؟

یونجون خندید و بیشتر به ماشین تکیه داد و پسر رو سمت خودش کشید ؛

-حدس بزن !

بومگیو خندید اروم جلو رفت و قهوه رو روی سقف ماشین گذاشت و دستشو دور گردن یونجون حلقه کرد و بیشتر به پسر نزدیک شد ، پاهاش بین پاهای اون جا شد و سرشو نزدیک تر برد ، حالا میتونست بوی نسبتا ضعیف سیگار رو احساس کنه ؛

+چندتا فرصت دارم جونی ؟ هومم؟

یونجون لبخندی زد ک دستشو پشت کمر پسر برد و اونو کاملا به خودش چسبوند و هیچ فاصله ای جز لباس هاشون بین بدناشون نبود ، آروم سرشو جلو برد و رو لبای پسر زمزمه کرد ؛

- سه تا ، شروع کن !

بومگیو با حالت تفکر سرشو عقب برد و عملا از گردن یونجون آویزون شد ؛

+خب چون منتظر من بود؟

یونجون خندید و دوباره پسررو نزدیک کرد ؛

-همیشه انقد باهوش بودی؟

بومگیو بلند خندید و سرشو تکون داد و با تموم کردن فاصله اشون ، لباشو آروم روی لب های پسر بزرگ تر گذاشت ، یونجون از اون ساعتی که جلوی آپارتمان بومگیو اونو سوار ماشین کرد میدونست باید امشب دوباره اون بدن رو زیر بدن خودش داشته باشه ، لب های بومگیو مثل مال خودش سرد بود ولی طعمش مثل همیشه عالی بود ، سرشو کمی کج کرد و بوسه رو عمیق تر کرد حالا تنش خیلی بیشتر شده بود اونقدر زیاد که دستای بومگیو راهشو بین موهای مشکی و نم داره یونجون پیدا کرده بودن و همچنین دستای یونجون حالا داشتن زیر پالتوی سفید محکم کمر پسر رو فشار میدادن، بعد چند ثانیه یا دقیقه بومگیو از یونجون فاصله گرفت ؛

+یونجون امشب خیلی گشنه به نظر می‌رسی....

یونجون حرفی نزد دستاشو از دور کمر بومگیو باز کرد و با باز کردن در شاگرد پالتوی طوسی رنگشو رو درآورد و با نشستن روی صندلی همزمان اون رو روی صندلی راننده انداخت ، صندلی رو کاملا عقب برد ، و به بومگیو که ایستاده بود و بهش نگاه میکرد ، نگاه کرد ، پوزخندی زد و آروم زد رو پاهاش ؛

- منتظر چی؟ سوار شو.

بومگیو با لبخند سوار شد و آروم روی پاهای پسر نشست و پشتش رو به داشبورد ماشین تکیه داد ، شالش رو اروم از دور گردنش باز کرد و همراه پالتوش روی لباس های یونجون انداخت و کاملا روی پاهای پسر جا گرفت ، یونجون تحملی نکرد و اینبار بوسه رو شدید تر شروع کرد و همراه بوسه دستش آروم آروم راهشو به زیر هودی بومگیو پیدا کرد و کمر و شکم اون رو لمس می‌کرد، بومگیو بیشترو بیشتر خودشو سمت یونجون جلو می‌کشید تا جایی این کارو کرد که تونست سفتی عضو پسر رو زیر خودش احساس کنه ، با احساس تنگی نفس عقب کشید ، و خمار به یونجونی که قفسه سینه اش تند تند بالا پایین می‌رفت و خمار نگاهش میکنه نگاه کرد ، کفشاشو از پاهاش درآورد و همزمان با درآوردن هودیش سمت صندلی راننده رفت ، حالا بالا تنه اش برهنه بود ، بومگیو به شدت احساس نیاز می‌کرد پس روی زانوهاش روی صندلی راننده نشست ، و دستشو به سمت کمربند شلوار یونجون برد و با اولین لمس دستای بزرگ و لاغر پسر به شلوار ، یونجون نفس عمیقی کشیدو سرشو به پشتی صندلی تکیه داد و لباشو بین دندونش گرفت ، بومگیو سریع کمربند و دکمه شلوار رو باز کرد و با پایین کشیدن زیپ شلوار اروم دستشو داخل برد و روی عضو کاملا سفت شده یونجون از روی باکسر سیاه رنگ کشید ، و تونست اولین ناله یونجون رو بشنوه ، بیشتر با دستش بازی رو ادامه تا جایی که خودش هم داشت اذیت میشد ، آروم ناله ای کرد و لباشو کمی گزید ؛

- یونجون ، لطفا شلوارتو دربیار .

یونجون بدون باز کردن چشماش کمرش از صندلی فاصله داد و شلوارشو همراه باکسرش تا رون پاهاش پایین کشید ، با برخورد هوا به عضوش اروم ناله ای کرد و دوباره راحت نشست ، بومگیو با دیدن عضو پسر اروم زیر لب فحشی داد و خودشو جلو کشید و چهار دستو پا پوزیشنشو حفظ کرد ، آروم عضو یونجون رو داخل دستش گرفت و کم کم اون رو وارد دهنش کرد و تونست قطع شدن ثانیه ای نفس یونجون رو احساس کنه، با صدای هوم مانندی سرشو اروم بالا پایین می‌برد، و میتونست سنگینی دست یونجون رو روی سرش احساس کنه که به طور منظم سرشو حرکت میده، و ناله های بلند و بدهنی های همیشگی اون پسر ؛

- لعنت بهت چوی بومگیو، دهنت همیشه مناسبه.. فاک

یونجون میتونست گرمای شدیدی رو احساس کنه ناخودآگاه دست ازادشو روی شیشه ای که کاملا بخار گرفته بود زد و و با برخورد رینگ فلزیش صدای خاصی اینجاد‌ کرد که بین ناله های خودش و صدا های بومگیو از خفگی ایجاد می‌کرد گم شده بود ، پسر بزرگتر تر دستشو از بین موهای بومگیو درآورد و از سر پسر رد کرد و از روی کمر برهنه اون گذشت و داخل شلوار پسر برد ، بومگیو با احساس انگشت های یونجون و سردی رینگ های اون عمیق تر عضو پسر رو مکید و باعث اینجا ناله بلند یونجون شد ، پسر بزرگ تر با هول دادن بومگیو اونو جلو تر کشید و انگشتاشو اروم بین باسن اون برد، بومگیو دیگه نمیتونست تحمل کنه پس عضو پسر رو از دهنش دراور و با خستگی سرش روی رون پسر افتاد و باقی کارش رو با دستش ادامه داد ، و یونجون با پوزخند بدون هیچ اماده سازی اولین انگشتش رو داخل پسر کرد ، و صدای ناله بلند بومگیو از بین پاهاش بلند شد و همزمان خودش هم به خاطر زیبایی اون صدا ناله کرد ، بومگیو با همون یک دونه انگشت هم احساس ضعف میکرد پس حتی نمیتونست دیگه از دستاش استفاده کنه ، یونجون انگشتت رو از پسر خارج کرد و با درآوردن شلوار و لباس زیر اون بومگیو روی خودش کشید ؛

- میتونی سواری کنی ؟؟

بومگیو با نفس های سنگین سرشو تکون داد و باعث شد موهای بلوندش بیشتر داخل صورتش ریخته بشه ، زانوهاش کنار رون های یونجون گذاشت ، با دستش عضو پسر رو گرفت میخواست اروم روی اون بشینه که محکم کمرش گرفته شد توسط دوست پسرش ، یونجون نفس نفس می‌زد ولی آروم در داشبورد رو باز کرد و بسته کاندوم رو خارج کرد ، هنوز هم کمر بومگیو محکم نگه داشته بود پس با دندونش بسته کاندوم باز کرد و با پرت کردن روی صندلی کناری از پسر خواست که اینو روی عضوش بکشه ، بومگیو آروم اون لایه نازک رو روی عضو یونجون کشید و بعدش دوباره اروم سعی کرد روی عضو پسر بشینه ، با وجود کاندوم کمی راحت تر بود کارش ، و آروم آروم روی عضو پسر نشست ، کاملا حالا یونجون رو داخل خودش احساس می‌کرد و یونجون هم میتونست گردش همه چیز رو از لذت زیاد دور سرش احساس کنه ؛

- فاک بومگیو تکون بخور.

بومگیو به خواسته اون بها داد و آروم شروع کرد تکون خوردن میتونست ضعفش رو احساس کنه و این هم منتقل کرد به یونجون ، یونجون نفس کلافه ای کشید و دست پسرو روی شونه هاش گذاشت ، و با گرفتن کمر بومگیو شروع کرد به ضربه زدن داخل پسر و حالا ناله های بلند تری داخل ماشین پیچیده بود ، بومگیو میتونست احساس کنه اون حس شیرین رو از بالا به یونجون که عرق کرده بود و موهای بهم ریخته اشو داخل صورتش ریخته بود نگاه کرد و دوباره گرمای زیاده بهش حمله کرد سوزشو داخل کمرش احساس می‌کرد ولی لذت غالب تر بود ، دستشو روی شیشه بخار گرفته ماشین گذاشت ، وسعی کرد کمی بیشتر تحمل کنه که با برخورد عضو یونجون به پروستاتش دیگه نتونست چشماشو باز نگه داره و فقط شروع کرد به ناله کردن ؛

+ لطفا لطفا ، همونجا یونجون همونجا فاک لطفا ...

یونجون احساس می‌کرد نزدیکه پس به خواسته بومگیو توجه کرد و ضربه زدن به همون نقطه رو ادامه‌داد بعد چند ضربه بدنش شروع کرد به لرزیدن، با کوبيده شدن سر یونجون به پشتی صندلی ماشین و بلند ناله کردنش خبر ارضا شدن پسر رو میداد بومگیو به نفس نفس افتاده بود ، دستشو بین پاهاش برد و بعد از دومین هندجابی که خودش به خودش داد روی هودی مشکی یونجون و شکم برهنه خودش کام شد و بلند ترین و ضعیف ترین ناله رو سر داد ، و با بی‌حالی داخل آغوش یونجون بدون این که از عضو پسر بلند بشه افتاد و سرشو بین شونه و گردن اون گذاشت و آروم زمزمه کرد ؛

+ دوستت دارم...

یونجون خندید و آروم کمر برهنه پسر رو نوازش کرد ؛

- منم دوستت دارم !

یونجون نفس عمیقی کشید و با دیدن صحنه روبه روش بیشتر خندید ، به شیشه کثیف شده ماشین که لکه قهوه بود نگاه کرد ، اون دوتا اصلا حواسشون نبود که قهوه بومگیو روی سقف ماشین جا مونده بود !








Report Page