جعبه‌‌سیاه‌ واکسن!

جعبه‌‌سیاه‌ واکسن!

جامعه نو



تحریریه جامعه‌نو : اواسط سال ۲۰۰۱نیروهای ایالات متحده تهاجمی را برای برانداختن طالبان افغانستان آغاز کردند که عمومابر حملات‌هوایی استواربود. هواپیماها از پایگاه دیگوگارسیا در اقیانوس هند برمیخاستند و البته پاکستان اجازه عبور آنها از فراز خاک خود نمیداد. آنطور که گفته شده هواپیماهاطبق توافق ازفضای‌هوایی گوشه جنوب شرقی ایران برای رسیدن به افغانستان استفاده میکردند.همکاری تاکتیکی خوبی بود چون طالبان در دشمنی با ایران چیزی کم نمیگذاشت و بواقع خطری بزرگ محسوب میشد. اما به مصلحت حکومت نبود که از این همکاری مفید پرده بردارد، خط تدارکاتی یادشده بعد از سقوط طالبان متوقف شد و دیگر کسی آن ماجرا را به خاطر نیاورد تاحدود دودهه بعد که یک دیپلمات سابق ایران درجعبه‌سیاه پنهان‌شده آن همکاری را اندکی گشود و گفت مذاکرات آن‌همکاری‌ با رایان‌کراکر سفیر بعدی آمریکا در افغانستان انجام شده بود...


از این جعبه‌های‌سیاه گمشده یا له‌شده‌وناخوانا در عرصه سیاست‌ایران بسیار است. همین دو سه روز آتی سالگرد یکی از آنها(سقوط‌هواپیمای‌اوکراینی) فرامیرسد. دوسه روز پیش هم مطلبی منتشر شده است درنقد آخرین ادعای آقای محسن‌رضایی درباره یکی از عملیات جنگ ایران و عراق . نویسنده نقل‌قولها و شواهد بسیاری آورده تا نشان دهد ادعای رضایی با واقعیت تطابق ندارد ونشان داده جعبه سیاه جنگ هشت ساله هنوز رمز گشایی نشده است.


تقریبا درکل کناره‌های مسیر چهل سال اخیر از این جعبه‌های‌سیاه به فراوانی افتاده است: جعبه‌سیاه آگاهی پیشین و هشدار ارتش به سران کشوردرباره آمادگی عراق برای حمله به ایران هنوز کاملا کشف رمز نشده، اینکه چه کسی و با چه هدفی اشغال سفارت ایالات متحده را به یک پروژه حکومتی تبدیل کرد روشن نیست، داستان قتل چند روحانی شریک در حکومت در زندان، خرید اسلحه از اسرائیل، ماجرای مک‌فارلین،.... وبگیر و بیا تا مذاکرات بغداد و آخرینش سرنخ داده‌شده توسط رئیس سازمان انرژی اتمی است: "کلاسوربزرگ مذاکرات هسته‌ای جلیلی در مسقط". باز هم همین دو سه روز پیش . در همه آنها، جامعه از واقعیت کامل ماجرا بی اطلاع است و یا در برابر روایات ناروشن، ناکامل، مختلف و متناقض انگشت به دهان ایستاده است.


جعبه سیاه برخی از این ماجراها مثل قتلهای زنجیره‌ای زیرخاک دفن شده ، برخی مثل ترورحجاریان زیرپرس له شده، دربرخی مثل انفجار انبار موشکی نوارجعبه‌سیاه عمداعوض شده و برخی مثل "آن کلاسوربزرگ" به قول صالحی"ممکن است‌خدای‌ناکرده یک دفعه یک‌جوری محو شود".


بسیاری از این ماجراها ربط مستقیمی با کل جامعه ندارد و آنرا به دقت پیگیری نمیکنند وهمه خواهان آگاهی از زیرو بم آنها و گشوده شدن جعبه سیاهشان نیستند. برای بسیاری مهم نیست جلیلی بهتر مذاکره کرده یا ظریف و یا کدامشان چه گافی داده. درست مثل گربه ای که مهم نیست سیاه است یاسفید و فقط مهم است بتواند موشها را بگیرد، جامعه از مذاکره این و آن توقع حل مشکل تحریم و کاهش بدبختی و آلام خود را دارد. اما ماجراهایی هم هست که به همه مربوط میشوند و پنهانکاری معمول حکومت چند قفل به جعبه‌سیاه آنها زده است: یکی از آنهاجعبه‌سیاه واکسن کروناست!


همه‌مردم نگران سلامت خود وعزیزانشان و پیگیر این موضوعند که بالاخره راهی برای رهایی از دست این ویروس هست یا نه. اماهزار حرف و حدیث در باره واکسن کرونا در جامعه ما هست : ترکیبی از انواع خبرهای متناقض مقامات مسئول که هرکدام حرفی میزنندو مسابقه مصاحبه گذاشته‌اند، تبلیغات آبدوغ‌خیاری و ابلهانه دستگاه تبلیغات که لحنش در باره واکسن ایرانی و موش آزمایشگاهی بودن اروپاییها برای واکسن آمریکایی ازهمان الگوی رجزخوانی درباره موشکهای بزرگ و ناواقیانوس پیما وریختن کرک وپشم کپی شده ، و اخبار جهت‌دار وامیدکش رسانه‌های دولتهای بیگانه که از حلقوم فارسی‌زبان بیرون میآید و دستمایه‌شان همان بلاهتهای مقامات دولتی و دستگاه تبلیغات حکومت است. مجموعه این دروغها وجعلیات داخلی و خارجی حقایقی را زیرخود پنهان و له میکنند که همان جعبه‌سیاه تامین واکسن است و مردم آنرا به حیات‌ وممات خود مرتبط میدانند. این همه مارا ملزم میکند جعبه‌سیاه آن را به سرعت باز و واقعیت را استخراج کنیم.


خوشبختانه درجعبه‌سیاه کووید اطلاعات و سر نخهای منطقی درباره این موضوع و برای راحت شدن نسبی خیال مردم در کشور ما هست. زیرساختهای بهداشتی درمانی و مایه‌کوبی عمومی را سالهاست به اندازه مکفی داریم و حکومت هم درباره سلامت مردم و رفع مشکل همه‌گیری بی دغدغه نیست. بی‌پول و فقیر هم نیستیم و واضح مینماید که بعید است حکومت پول خرید واکسن را هم به حزب‌الله بدهد. مزاحمت پراز خباثت و بی‌رحمی دارودسته‌ترامپ برای خرید حتی دارو و واکسن هم افسانه نیست و دههاخبر و تحلیل درنشریات معتبر بین المللی در تایید آن وجود دارد. توانایی کارشناسان ایرانی برای کار در مسیر تولید واکسن هم درشمار همان زیرساختهای واقعا موجود است و نه تبلیغی. البته یک سازمان دارای کارکرد سیاسی به نام ستادفرمان امام خودش را با پرگویی جلو انداخته که من دارم واکسن میسازم و این به دیرباوری جامعه دامن میزند. درذهن جامعه، اینطورنهادها بعد از دونسل حکومت هنوز واقعا از اداره کردن یک نانوایی عاجزندچه برسد به کار علمی، و کارشناسان برجسته و زحمتکش انستیتوها و موسسات معتبر را که مشغول کار هستند پشت خود پنهان میکنند تا اگر نتیجه ای داشت مردم به حساب کفایت‌حکومت بگذارند(چه حکومت مفلوک بدبختی!).‌ بنابراین نگرانی درباره اینکه کسی بخواهد واکسن نخرد یا منتظر تولید آن بماند موردندارد و بحث در باره اینکه واکسن چینی بهتر است یا آمریکایی هم یک وجه از رقابت سیاسی است. نباید در تله آن افتاد ! درست است کلیت حکومت ایران مادر گرفتاریهای‌ما و هدر‌دهنده داراییها و فرصتهای کشوراست ، دروغگو هم هست و شاکله اصلی‌اش نادانی ،سوءاستفاده ، رفتارمافیایی، و توهمات ایدئولوژیک است، اما نمیتوان درباره مسائل عمومی برمبنای فرضیه به آن اتهام زد. احتمالا و فعلا، یکی دو واکسن مورد تایید سازمان بهداشت جهانی ، چینی ، یا روسی رامیخریم و تولید مشترک هم خواهیم کرد تا حس "ما‌میتوانیم" حکومت هم ارضا شود، ولی معنایش این نیست که عراق و افغانستان به مردم واکسن زدند و حکومت ما پولش را خرج ماجراجویی کرد.

 

ماجرای کووید و واکسن‌آن ادامه خواهد داشت و باید یقه حکومت را برای آنکه وظایف بنیادینش را نسبت به مردم انجام دهد و پاسخگو باشد رها نکرد، اما کشتن امیدمردم محنت‌زده گرفتاردر چنبره مشکلات اقتصادی ووحشت بیماری‌واگیر کار شرافتمندانه‌ای نیست.


Report Page