@bahosain
«غدیر» واژه ای است که نمایانگر هویت شیعه بوده و با پوست و خون شیعیان عجین گشته است. غدیر یادآور شور نبوی در بیان ولایت علوی است که با فرمایش «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه» بر جریده تاریخ و همچنین دل و قلب امیرالمؤمنین و اولاد معصوم ایشان (علیهم السلام) شکل گیرد ولی شیعه و تشیع به همین مقدار بسنده نمی کند چرا که فرقه های دیگر نیز که داعیه دار اسلام هستند منکر وجوب مودت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) ، این فریضه قرآنی نیستند لذا آنچه که شیعه را همچون جواهری ارزشمند در میان سایر احجار بی ارزش درخسنده و زیبنده اسلام نموده است ، رکن «تبری» و بیزاری از دشمنان امیرالمؤمنین و اولاد معصوم ایشان (علیهم السلام) است و به همین جهت است که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هل ایمان إلا الحب و البغض». آیا ایمان چیزی جز دوستی اولیاء خدا و تنفر از دشمنان اوست؟!(کافی/ج2/ص125) همچنان که در اولین کلمه ی توحیدی با گفتن «لا اله الا الله» ابتدا نفی تمامی خدایان دروغین نموده و سپس اثبات خدای واحد و یکتا می نماییم.
🔷غدیر ثانی و تبری🔷
از این رو در فرمایشات معصومین(علیهم السلام) در کنار زنده نگاه داشتن عظمت و شکوه هجدهم ذیحجه به عنوان عید غدیر که از آن تعبیر به «أفضل الأعیاد»(امالی صدوق/م26)و «عید الله الاکبر»(تهذیب/ح3/ص143)نموده اند از نهم ربیع الاول نیز-با وجود تقیه شدید-امیر المؤمنین و امام هادی (علیهما السلام) به عنوان «الغدبر الثانی»(بحار/ج95/ص 354) یاد نموده اند و حتی درباره این روز مبارک نیز همان تعابیر عید غدیر مانند«أفضل الأعیاد»(المحتضر/ص93) و «عید الله الاکبر»(المحتضر/ص99) و ... از سوی معصومین (علیهم السلام) صادر شده است.
🔷تعیین روز غدیر ثانی🔷
در تعیین این روز فرخنده و مبارک که به فرموده ی رسول خدا (ص) به امام حسن (ع)وامام حسین (ع) «یبقض الله فیه عدوه و عدوّ جدکما و یستجیب فیه دعاء امّکما»؛روزی که خدا ، دشمن شما و جدتان را هلاک خواهد کرد و دعای مادرتان را مستجاب می کند.(المحتضر/ص94)بین علما و بزرگان شیعه به دلیل وجود تقیه و خفقان تفاوت اقوالی حاصل گردیده است.
🔷قائلین به اواخر ذیحجه🔷
شیخ مفید (مسارالشیعه/ص42)،ابن ادریس (سرائر/ج1/ص419)،سید بن طاووس (اقبال الاعمال/ج2/ص379)،شیخ کفعمی (مصباح/ص511)این روز فرخنده را در اواخر ذیحجه سال 23 قمری می دانند که البته در تعیین روز آن بین خود اختلاف دارند.
🔷قائلین به نهم ربیع الاول🔷
اما قول دیگر که قول معروف و مشهور بین شیعیان است روز نهم ربیع الاول می باشد که بزرگانی مانند شیخ صدوق (اقبال الاعمال/ج3/ص113) ، محمد بن جریر طبری شیعه (دلائل الإمامة/فصل متعلق به امیرالمؤمنین) ، شیخ هاشم بن محمد مؤلف مصباح الانوار(مصباح الانوار) فرزند سید بن طاووس (زوائد الفوائد) ، شیخ حسن بن سلیمان حلی مؤلف مختصر البصائر الدرجات(المحتضر/ص92) ،سید هاشم بحرانی (مدینة المعاجز/ج2/ص97) ، علامه مجلسی (بحار/ج31/ص132) ،سید نعمة الله جزائری (الانوار النعمائیه/ص40) ، میرزای نوری ،محدث قمی (مفاتیح الجنان /اعمال نهم ربیع الاول)و... این روز را سالروز جهنم واصل شدن غاصب حق امیر المؤمنین(ع)دانسته و یا روایتش را نقل کرده و پذیرفته اند.
🔷بررسی دو قول🔷
در بررسی این دو قول نیز مانند سایر روایات و اقوال متعارض به سراغ مرجحات در فرمایش امام صادق (ع)(کافی/ج1/ص67) میرویم:
الف)روایات:اولین مرجحی که در این باب باید به سراغ آن رفت یافتن حدیث و فرمایشی در تأیید هر یک از این دو قول از سوی معصومین (علیهم السلام)می باشد.
پس از تفحص کامل در خواهیم یافت هیچ حدیث و روایتی حتی ضعیف القول اواخر ذیحجه راتأیید نمی کند بر خلاف قول نهم ربیع الاول که روایات متعددی دلالت بر آن دارند مانند:
1-روابتی که شخ صدوق از امام صادق (ع)روایت کرده است.(اقبال الاعمال/ج3/ص113و114 ؛بحار/ج31/ص132)
2- روایتی که احمد بن اسحاق از امام هادی(ع) و ایشان از رسول خدا و امیرالمؤمنین(ع)نقل می کند.(دلائل الامامة طبری شیعه/فصل متعلق به امیرالمؤمنین(قرن پنجم)،مصباح الانوار(قرن ششم) ،زوائد الفوائد فرزتد سید بن طاووس(قرن هفتم) ؛ المحتضر شیخ حسن بن سلیمان حلی(قرن هشتم)/ص 92-101؛بحار /ج 31/ص 120-129 ؛الأنوار التعمانیة/ص 40 و ...).
3-روایاتی که سید هاشم بحرانی از جمله معجزات امیرالمؤمنین (ع) آورده است.(مدینة المعاجز/ج2/ص95-97)
4-روایات متعددی که فرزند جلیل القدر سید بن طاووس در کتابش،زوائد الفوائد به آن اشاره دارد و می گوید:
«ووجدنا فیما تصفحنا من الکتب عدة روایات موافقة لها فاعتمدنا علیها...».(بحار/ج31/ص129)
ب)شهرت:دومین مرجحی که در این باب میتوان به سراغ آن رفت، شهرت است.
گذشته از اقوال قائلین به تعیین روز نهم ربیع الاول و عید گرفتن آنان در این روز،حتی قائلین به اواخر ذیحجه نیز معترف به شهرت غدیر ثانی در نهم ربیع الاول هستند.
مانند مرحوم کفعمی که می نویسد: « و جکهور الشیعة یزعمون...»(مصباح/ص510) و سید بن طاووس نیز می نویسد: «اعلم ان هذا الیوم وجدنا فیه روایة عظیمة الشأن ، و وجدنا جماعة من العجم و الاخوان یعظمون السرور فیه و یذکرون انه یوم هلاک بعض من کان یهون بالله جل جلاله و رسوله صلوات الله علیه و یعادیه»(اقبال الاعمال/ج3/ص113) بنابر این پیشینه جشنهای تهم ربیع الاول حداقل به زمان سید بن طاووس ( م664ق)می رسد.
حتی ابن ادریس(م 598 ق)نیز که مخالف شدید نهم ربیع الاول بوده معترف است:«عده ای از علمای شیعه این روز را روز نهم ربیع الاول می دانند»(سرائر/ج1/ص419)همچنین حتی قائلین به اواخر ذیحجه ،نهم ربیع الاول را روز فرح و سرور اهل بیت می دانند که البته باید علت این عید گرفتن را از آنان جویا شد.مانند مرحوم کفعمی که از شیخ مفید اعمال عید مانند اطعام ، لباس جدید ، دیدار همدیگر و... را نقل می کند.(مصباح/ص510)
ج)مخالفت با عامه:از مرجحات دیگر مخالفت با اهل تسنن است چنانچه امام صادق (ع) می فرمایند:«ما خالف العامه ففیه الرشاد».(کافی/ج1/ص68)
در بحث ما نیز قولی که مخالف با قول اهل تسنن است نهم ربیع الاول است در حالی که اواخر ذیحجه کاملا موافق با قول اهل تسنن است مانند(طبقات الکبری/ج3/ص365؛الاستیعاب /ج2/ص467 ؛ المعجم الکبیر /ج1/ص570 و...)
🔷کلام علامه مجلسی اعلی مقامه الشریف🔷
در پایان بسیار مناسب است قول مدافع مکتب اهل بیت ،غواص اقیانوس بیکران معارف و فضائل ائمه اطهار(عهم) عالم جلیل القدر شیعه،علامه مجلسی اعلی الله مقامه الشریف را نیز در این خصوص ببینیم.
ایشان پس از نقل اقوال مخالف و موافق در مقام جمع می فرماید:«و از کلام سید بن طاووس صدور حدیث دیگری از امام صادق (ع)به روایت شیخ صدوق مشخص می گردد و از کلام فرزند سید بن طاووس صدور روایات متعددی دال بر این مطلب (نهم ربیع الاول)ظاهر میشود بنابر این استبعاد ابن ادریس و غیر او رحمة الله علیهم وارد نیست زیرا (اولا)اعتبار این روایات ،(ثانیا)همراه با شهرت بین شیعه از قدیم و جدید کمتر از آنچه مورخین اهل تسنن (اواخر ذیحجه)ذکر کرده اند نیست،حتی احتمال دارد آنان این روز را تغییر داده اند تا امر بر شیعه مشتبه گردیده و این روز را عید نگیرند...»(بحار/ج31/ص132) البته علامه در ادامه در مقام تایید نهم ربیع الاول به شبهه ای نیز پاسخ داده اند که به جهت اختصار از نقل آن صرف نظر می کنیم.