assigned to my ex
Nád .
( معرفی شخصیتهای اصلی )
جئون جونگکوک / آلفا ۳۰ ساله ⸝ ☆ رایحه قهوه

کیم تهیونگ / امگا ۳۲ ساله ⸝ ☆ رایحه کهربا

⎯ پارت اول :
بین عکسها متن هست *












































تهیونگ ساید :
برای اینکه بتونم هوا بخورم نیاز داشتم برم توی تراس. چت امروزم با این آلفای غریبه واقعاً عجیب بود. نمیدونم حتی از کجا اکانتش رو دیدم و فقط بهخاطر بدنش تصمیم گرفتم فالوش کنم. حتی حدس نزدم میتونه پروفایلم رو ببینه و از توییتهام باخبر بشه.
به هر حال آشنا شدن باهاش اتفاق عجیبی بود. نمیدونم باید بهش اعتماد کنم و به باشگاهش برم یا نه.
از دور آدم بدی به نظر نمیاد اما اعتماد کردن برای من واقعاً سخته.
از یک طرف حسم میگه شل بگیرم و اینقدر همهچیز رو سخت نکنم.
حینی که درگیر فکرهام بودم، قهوهام سرد شد پس برش داشتم و با خارج شدن از تراس، محتویات فنجون رو توی سینک خالی کردم.
من یه امگای تنهام. اسمم کیم تهیونگه و ۷ سالی میشه که توی یه خونهی کوچیک زندگی میکنم. اینجا رو وقتی خریدم که تصمیم گرفتم برای اولین بار همهچیز رو پشت سر بذارم و یه زندگی جدید رو شروع کنم.
عاقبت این تصمیمم هم شد تنهایی. درسته، من حتی از آلفای خودم هم گذشتم تا بتونم همهچیز رو از اول شروع کنم.
طبیعتاً پیگیرش شدم تا دوباره پیداش کنم، اما چیزی دستگیرم نشد و از یه جایی به بعد بیخیال پیدا کردنش شدم.
دو سالی میشه که مدرکم رو گرفتم و الان توی دامپزشکی کار میکنم. زندگیم از بیرون آروم بهنظر میرسه چون من هم آدم آرومیام اما بعضی مواقع همهچیز خیلی سخت میشه.
تنهایی واقعاً بهم فشار میاره و نمیدونم باید چهطوری به زندگیم ادامه بدم.
از لحاظ خرج و مخارج مشکلی ندارم اما قلبم همیشه توی این سالها یه گوشهی خالی داشته که با هیچی پر نشده.
من تلاشم رو کردم چیزی رو جایگزین این چالهی عمیق کنم اما هیچوقت موفق نشدم.
و حالا منم و یه دردی که سالهاست همراهمه. و خب این درد تا قبل از گذشتن از جونگکوک، تا به حال پیداش نشده بود.






پایان پارت اول ☆
امیدوارم پارت اول رو دوست داشته باشید :(( با نظرات خوشگلتون توی بات انون خوشحالم کنید کیدوها 🤍