بمب هسته‌ای می‌خواهیم یا نه؟

بمب هسته‌ای می‌خواهیم یا نه؟

شورای سردبیری

به پرسشِ این دوست ارجمند چه پاسخی بدهیم که راستش را گفته باشیم؟ پرسیده‌اند:

«موضع جامعه نو چرا در مورد هسته‌ای صراحت ندارد؟ با بمب موافقید یا نه؟راستش را بگویید.»


سؤال سختی است چون در یکی از دو گروه موافق یا مخالف نیستیم و این علت روشنی دارد: نه احساساتی برخورد می‌کنیم که بگوییم مخالفیم یا موافق و نه تحلیلِ یکجانبه‌ای داریم که از دلش پاسخی سرراست و مخاطب‌پسند درآید. مختصرش این‌که، هرچند به دلایلی استراتژیک (و معطوف به زمانی در آینده) با تصاحب بمب هسته‌ای توسط مردم کشورمان موافقیم، به دلایل تاکتیکی آن را در حال حاضر ممکن و مفید نمی‌دانیم. شرح خواهیم داد. 


در همین مطلبی که برای خوانندۀ ارجمند سؤال‌برانگیز شده، اندکی از پاسخ آمده است: از جنبۀ تاکتیکی، امکان حرکت ایران به سمت قلۀ‌ اتمی وجود ندارد زیرا موانع ایذاییِ متعدد، مانع رسیدن به قله می‌شود. این موانع به دو صورت رفع می‌شوند: سازش‌های سیاسیِ عمده و یا خارج شدنِ فضای پیرامون از نقطۀ تعادل و بروز هرج‌ومرجِ جهانی؛ بین دو نقطۀ تعادلِ روابطِ قدرت‌های اصلی، معمولاً یک منطقۀ زمانی است که می‌توان در آن و بدونِ ممانعتی جدی، مانورهای اصلاحاتِ خشنِ مرزی و یا آزمایش هسته‌ای انجام داد. پاکستان اولین آزمایش بمب هسته‌ای خود را به خاطر واهمه‌های تاکتیکی در چین انجام داد اما نخستین آزمایشِ هسته‌ایِ علنی‌اش در اوایل ۱۹۸۸ در فرصتی تاکتیکی و در شکافی انجام شد که به‌تازگی بین رقیبش هند و چین رخ داده بود. کمی قبل از آن چین و هند در مرز صف‌آرایی کرده و تا پای جنگِ دوباره پیش رفته بودند. چون دراین‌باره به‌کفایت نوشته‌ایم، به همین قناعت کنید.


یک مانعِ تاکتیکیِ آزاردهندۀ دیگر در مسیر موافقت با تصاحب بمب در زمان حاضر، تأثیر آن بر درگیری‌های فرقه‌ایِ منطقه است. تولد بمب اتمی در شرایط کنونیِ خاورمیانه، در واقع زایشِ اهریمنی بسیار مهیب‌تر از درگیری‌های شیطانیِ فعلی خواهد بود؛ به‌ویژه اگر این توانایی به دست گروه‌های تروریستیِ فراوانِ منطقه بیفتد. شاید ایرانی‌ها به علت خصلت و خوی ملّیِ خویش حتی با داشتنِ این امکان انسانیت و مروت پیشه کنند اما این کیفیت در دیگران وجود ندارد. یک دولتِ مستقلِ خاورمیانه‌ای به رهبریِ کسانی چون صدام و قذافی، یا مهیب‌تر، تروریست‌هایی چون بن‌لادن یا ابوبکر بغدادی و مسلح به سلاح هسته‌ای، بسیار مصیبت‌بار خواهد بود. آنان با ژنرال‌های محتاطِ پاکستان که پروردۀ دستگاه نظامی ـ سیاسیِ غرب‌اند تفاوت ماهوی دارند. ژنرال‌های پاکستانی از بمب اتم همان‌طور استفاده می‌کنند که از بن‌لادن و طالبان: تضمین امنیت و کسب منفعت در رقابت مسالمت‌آمیز.

 

شروع یک مسابقۀ تسلیحات هسته‌ای در منطقه و احتمال افتادن آن به دست نیروهای شیطانی، بیش از همه سبب وحشت ایرانیان می‌شود که عنصر نجیب منطقه‌اند. به باور ما، تا زمانی که منطقه به درگیری‌های فرقه‌ای‌ (مشخصاً تقابل شیعه ـ سنی) آلوده است و کشورمان به این درگیری‌ها ورود کرده یا کشیده شده است، یک توقفِ تاکتیکیِ همگانی در مسیر دستیابی به بمب در منطقه (منهای اسرائیل که کسی حریف آن نمی‌شود) ارجح است و ایران ضمن کسب آمادگی باید این مسیر را برگزیند. 


اما عمده‌ترین وجه یک بمب هسته‌ای، جایگاه آن در استراتژی امنیت ملی است. این یعنی بمب هسته‌ای به حفظ امنیت ملی و افزایش منافع ملی چه کمکی می‌کند؟ بعید می‌دانیم کسی در سطوح بالای کشور دراین‌باره به‌خوبی اندیشه کرده باشد و علت این ادعا، ابهام در جایگاه کشور در سلسله‌مراتب اقتصاد، امنیت و سیاست جهانی است و تشتت سیاست بین‌الملل ایران! اصلاً تسلیحات هسته‌ای ما را شبیه کره شمالی می‌کند یا هند؟ پاسخ این است که با وضعیت کنونی اگر حکومت ایران در پی دستیابی به بمب باشد، پس از موفقیت، موقعیتی مانند کره شمالی پیدا می‌کند: تحریم‌شده، بی‌یاور، فقیر و فاقد رشد اقتصادی و، مانند کره شمالی منزوی و فاقد تصویر و تصوری از آینده. اگر بمب نداشت آمریکا به آن حمله می‌کرد؟ خیر! آیا با داشتنِ بمب می‌تواند جنگ کره را از سر بگیرد و به کره جنوبی حمله کند؟ خیر! می‌تواند بمب بفروشد؟ خیر! پس به چه دردش می‌خورد؟ ...نظیر این پرسش‌ها را ما باید از خودمان بپرسیم، وقتی از مسیر کره می‌رویم!


چرا باید پرسش کنیم و چرا شبیه کره شمالی خواهیم بود؟ زیرا در حکومت فعلی و برای ایرانیان، قدرتِ نظامیِ حداکثری، فایدۀ استراتژیکی ندارد. حکومت واقعا نمی‌داند چرا ایرانیان ـ و نه شیعیان ایرانی ـ باید قدرتمند باشند. قدرتی که حکومت ایران در ذهن دارد از نوعی است که اکنون در میان قبایل یمن یا در واحه‌های سوریه در حال هنرنمایی است: فاقد ربطِ منطقی با تاریخ کشور و جغرافیای ‌سیاسی‌اش!


ضرورت راهبردیِ افزایش قدرت دفاعی ایران (در حد داشتن بمب اتم) حاصل موقعیت جغرافیایی ـ تاریخی آن و خصلت بازدارندۀ این بمب است؛ کشوری در میانۀ چهارراه شرق و غرب و، جنوب و شمال نیمکرۀ شرقی! هم یک لقمۀ تمدنیِ چرب و نرمِ ثروتمند در محاصرۀ انواعی از وحشیانِ ترک و تازی (که بوده و هست) و، هم کشوری که اگر چنگیز می‌خواست از اِستپ‌های شرق آسیا به کرانه‌های اروپا برود باید از آن می‌گذشت، اسکندر باید تهاجمِ غارتیِ غرب به شرقِ خود را از آن می‌گذراند، و قوای متفقین باید برای شکستِ هیتلر جنوب به شمالِ آن را درمی‌نوردیدند! کشوری که شاید صلح‌طلب باشد و مردمانی نرم‌خو داشته باشد اما در هر معرکه‌ای که در آسیای غربی راه بیفتد، وسط میدان نشسته است لذا باید قدرتمند باشد. حتی قدرتی اتمی؛ البته از نوع هندی و نه کره شمالی، که این دو بسیار متفاوت‌اند. تفاوتِ آن‌ها در این است که آن بمب برای کره اولویتِ اولِ کشور و وسیلۀ تخاصم است و به‌واقع کشور را ضعیف می‌کند، اما برای هند اولویتِ دستِ چندم است و وسیلۀ کنترلِ تنش و مخاصمه بوده و فرصتی برای پرداختن به مسائل توسعه است. متأسفانه، مسیرِ انتخابیِ حکومت ایران، رسیدن به بمب با الگوی کره شمالی است و نه هند! 


حدود و کیفیاتِ مخاطراتِ چنین موقعیتِ ژئوپلیتیکی برای ایران باید بسیار دقیق محاسبه شود. قدرت ایران از دیرباز باید قدرت دفاعیِ بازدارنده می‌بود. دفاع در برابر اِستپ‌نشینان آسیای مرکزی، ترکان شرق خزر، اعراب، روس‌ها، عثمانی‌ها و اروپائیان که در هر تهاجم و حتی سفر تجاری ـ از بازرگانان ونیزی تا سوداگران پرتغالی ـ باید از ایران می‌گذشتند. بودن در میانۀ این چهارراه، حتی مانعِ بی‌طرفی ایران در منازعاتِ جهانی بوده و است. چه قوای آلمان زودتر به سمت قفقاز تغییر جهت می‌داد و به ایران می‌رسید و چه انگلیسی‌ها زودتر می‌رسیدند، بی‌طرفیِ ایران را نمی‌پذیرفتند؛ نه به شکلِ نمادین و نه واقعی! نکتۀ طرفه‌ای است که ایران حتی برای حفظ بی‌طرفی و مقاومت در برابر فشارِ ورود به منازعات، به قدرتِ بازدارندۀ جادویی، یعنی به بمب اتم نیاز دارد!! به‌عبارت‌دیگر، ایرانیان خواه‌ناخواه در معرکه‌های جهانیِ نیمکرۀ شرقی (به‌ویژه غربِ آسیا) درست وسط میدان هستند و اگر می‌خواهند در این شرایط و موقعیت، خود را حفظ کنند، لازمه‌اش داشتنِ دولت ملیِ قدرتمند با تواناییِ بازدارنده است. قدرتمند در حدی که، اگر توانست سلاح اتمی هم حمایل کند! واضح است که معنای این حرف حمایت از میلیتاریسمِ فرقه‌ایِ کاریکاتوریِ جاری در کشور نیست و ملاحظاتی بسیار فراتر از نگره‌های مریض، نازا و پر هزینۀ حکومت فعلی دارد.


کوتاه کنیم. امید که پاسخِ خوانندۀ صریح و رک‌گوی خود را به‌صراحت داده باشیم.

Report Page