Yinwar~~
@tnbau13:00(time)
دستاشو برد توی موهاش و از کلافگی ضربه محکمی به فرمون ماشین زد و فرمونو محکم تر توی دستش گرفت و پنجره ماشینو پایین داد تا از بوی گند الکل که سرشو گرفته زود خلاص شه، که دستایی دور بازوش حلقه شد و خودشو به یین چسبوند
اره اون وار بود، معشوقهی دائم المست یین
-داریم کجا میریم؟
با لحن مستی که صحبت میکرد معلوم بود از چیزی خبر دار نیست
و یین که هر لحظه عصبی تر میشد سعی کرد وار رو از خودش جدا کنه، ولی موقعیت مکانیو نمیتونست کاریش کنه، ساعت 3 صبح وار مست بود و اونا وسط جنگل با ماشینی که بنزینش کمه گیر افتادن یین مجبور شد ماشینو خاموش کنه و گوشه مکثی داشته باشه، یین میتونست اینارو تحمل کنه ولی تحمل بدنش انگار دیگه سر رسیده بود
وار رسما تمام بدن یین رو لمس کرده بود موقع رانندگی و یین برای این ماجرا بیشتر از هرچیز دیگه ای عصبی بود ؛ چون نمیتونست پسرشو اینجا بفاک بده نمیتونست ناله های پسرشو دم گوشش بشنوه ،نمیتونست صدایی که با نیاز صداش میکنه «یین» رو بشنوه و این میتونست خیلی راحت روان یین رو بهم بریزه
ولی چی میشه اگه این وسط وار ادعا کرده باشه که مسته تا دوست پسرش بیاد دنبالش و از بار ببرتش؟
وار دستشو روی رون پای یین کشید و آروم لمسش کرد و دستشو بالا تر برد ، وار همینطور ی که یینو نگاه میکرد و از نگاه های یین که پر از تنش و خواستن بود نیشخند ریزی زد و دستشو برداشت و متوقف شد
کمربندشو باز کرد و دستاشو برد بالا و کت کوتاهه ابی رنگشو در اورد و بعد از کت شروع کرد به در اوردنه کراپش
-اوییی چقدر گرمه اینجا...وای سرم درد میکنهههه
و با نگاه های زیرچشمی میتونست ریکشن یین رو روی خودش حس کنه ،اون نگاه سنگین..اون حس خواستن...هی توی چشمای یین شدید تر میشد
یین سعی کرد جلوی وارو بگیره ولی انگار قرار نبود به حرفش گوش بده و مثل همیشه یه پسر تخس لجباز بمونه
وار از نگاه های یین سو استفاده کرد و سریع سمتش خم شد و بوسه ریزی روی لبای یین گذاشت
همین کافیه بود تا یین بخواد وارد عمل بشه ،این بوسه مثل یه جرقه وسط زندگی یین بود
یین دستاشو دو طرف صورتت وار گذاشت و کشیدش سمت خودش و نذاشت ازش فاصله بگیره.
دستشو از پشت روی کمرش کشید که با سرمای توی بدنش دستشو برد سمت دکمه و پنجره رو داد بالا و بیشتر از قبل میتونست پسرشو مک بزنه و به معنای واقعی بخوره ، لب پایین وارو اینقدر مک زد که باعث شده بود لبای خوش فرم و صورتی رنگ وار از صورتی به قرمز تیره تغییر کنه و حالت پفکی شکل به خودش بگیره
انگار وار هم ناراضی نبود، بعد از این حرکت یین اومد روی پای یین نشستن و حالا دستای وار بود که دور گردن یین حلقه شده بود، میتونست ذره به ذرهی وجودشو مزه کنه چیزیو که هرکسی حس نکرده
یین که کاملا مطلع بود از این حرکت وار همینطور که میبوسیدش خیلی ماهرانه دستشو برد پایین صندلی و صندلی رو به عقب هدایت کرد تا کمر دوست پسرش از برخورد به فرمون اذیت نشه
دستش رو روی کمر وار بالا پایین میکرد و از صدا های لذت بخش وار کاملا راضی بنظر میرسید .
به سختی از لبای پسرش دل کند و به سمت گردنش رفت و شروع کرد به مکیدن گردن سفید و خوش رنگ سفیدش که الان به بنفش تغییر کرده بود، سرشو خم کرد و روی سیب گلوشو یجور مک میزد انگار حسادت داره توی سلولاش پرسه میزنه ،بایدم اینطور باشه وقتی دوست پسر مستشو در حال حرف زدن با ینفر دیگه توی بار میبینه
بعد از کلی مارک های بی رحمانه روی بدن وار دستشو اروم سمت شلوارش میبره
و اون حالا وار بود که داشت خودشو روی پای یین تکون میداد و سعی میکرد بیشتر از قبل تحریکش کنه
یین دستشو از شلوارش عبور داد و انگشتاشو روی حفرش کشید و باهاش ور رفت تا وقتی که برای وارد شدن التماس کنه
وار که کارشو بلد بود دستاشو روی شونه های یین گذاشت و خم شد و در گوشش با صدای تحریک آمیز صحبت کرد
- اممم یین... لطفا...انجامش بده..میخوام حسش کنم.
و ناله های ریزی لابلای حرفاش قرار داشت
یین که حالا دیگه خمار تر از هر لحظه شده بود بدون مقدمه انگشت اشارشو وارد سوراخ پسرش کرد و آروم دستشو بالاپایین کرد تا حالت سواری به خودش بگیره
وار که لذت میبرد و دوست داشت این پوزیشنو سرشو عقب داد و چنگشو روی شونه های یین یکم سفت کرد
ولی الان فقط وار نبود که هورنی شده بود و یین رو داخل خودش نیاز داشت
وار سرشو اورد پایین و با چیزی که نباید میدید مواجعه شد ، اره انگار یین هم بیدار شده بود....
وار از فرصت استفاده کرد و دستشو سمت شلوار ددیش برد و کمربند و دکمشو باز کرد و دستشو از باکسرش عبور داد و عضوشو بین دستاش گرفت و باهاش بازی میکرد
همینطور که با یکی از دستاش اینکارو میکرد دست دیگشو سمت تیشرت یین میبره و با نیپلش ور میره و نیپلشو نیشگون های محکم و ریزی میگیره ولی همزمان از لذت انگشتای یین داخلش نمیتونست به چیزی فکر کنه
یین سرشو خم کرد سمت بدن پسرش و شروع کرد به مارک کردن و بوسیدنه بدن وار، تمام قسمت بدنشو میبوسید و میپرستیدش و کبودی های ریز و درشتی به عنوان یاد گاری امشبشون بجا میذاشت
همینطور که از ترقوش میبوسیدش و همزمان دستاش داشت داخل وار حرکت میکرد و ناله های وار که بیشتر از همیشه تحریک کننده بود سرشو سمت نیپل وار میبره و شروع میکنم با زبونش ور رفتن، نیپل سمت چپ وارو بین دندوناش میگیره و گازای ریز و درشت ازش میگیره و همزمان مک های عمیقی ازش میگیره و هربار جهتشو عوض میکرد تا بتونه پروسات پسرشو پیدا کنه ،
وار که دیگهتحمل نداشت خودشو کشید بالا تا دست یین ازش بیاد بیرون
وار دستاش که عضو یین دستش بود رو سمت سوراخش میبره و اروم وارد خودش میکنه
هرچقدرم درد داشته باشه برای وار یه لذت به تمام معنا بود
ولی الان این یین بود که داشت از درد توی عضوش ناله های خفیف و مردونه ای میکرد
دستشو گذاشت روی کمر وار و به پرستیدن بدن پسرش ادامه داد
وار خودشو روی عضو یین بالا پایین میکرد ،انگار که روی یه اسب واقعی داشته سواری میکرده...
هرچی زمان میگذشت جفتشون بیشتر از یک دقیقه قبل میخواستن بخاطر همین صبر کمشون یین کمر وارو گرفت و کمکش کرد که زودتر و سریع تر بالا پایین بشه و با هر ضربات عمیق میتونست از بسته شدن چشمای وار حس کنه که پسرش به اوج لذت میرسه
بعد از چندتا ضربه های عمیق و تکون خوردن ماشین از بیرون وار با شدت روی دوست پسرش کام میشه و سعی میکنه مستی رو کنار بزازه و از لذتش بیاد بیرون
یین به ضربه زدن ادامه میده و با ضربه آخر کام میشه داخل وار و با نیخشند ازش میکشه بیرون
جفتشون همدیگه رو نگاه میکنن و خندشون میگیره
وار میدونست چطوری عصبانیت یین رو بخوابونه، معلوم بود که یین دیگه ازش عصبی یا ناراحت نیست
وار توی افکارش غرق شده بود که با بوسیده شدن توسط یین رشته افکارش پاره میشه و همراهیش میکنه و با حرف یین از خجالت سرخ میشه
+ نظرت چیه دیگه باعث حسادتم نشی هانی بوی؟
و بدون موندن برای جواب وار دوباره شروع میکنه به بوسیدنش
اینقدر همدیگه رو میبوسن که ساعت از دستسون در میره...
3:47‘(time)
-آیارِت چن