Yakuza

Yakuza

Melon

~• Oyabun

سال‌ها همه از او اطاعت کردند و نامش برای خودش یک قدرت بود. اما در نهایت، نه در یک درگیری و نه به دست رقیب، بلکه به انتخاب خودش کنار می‌رود و رهبری را به نسل بعد می‌سپارد. سال‌های آخر عمرش را دور از سازمان می‌گذراند؛ با این حال، اعضای قدیمی هنوز برای تصمیم‌های مهم سراغش می‌روند.

~• Wakagashira

تمام عمرش را صرف این کرد که نفر دوم باشد و برای روزی که جای Oyabun را بگیرد آماده شود. آن روز هیچ‌وقت نمی‌رسد. پس از مرگ ناگهانی رئیس، اعضای ارشد فرد دیگری را انتخاب می‌کنند و او، که احساس می‌کند حقش نادیده گرفته شده، برای همیشه از سازمان جدا می‌شود.

~• Saiko-komon

مغز متفکر خانواده بود؛ کسی که بیشتر از آنکه دستور بدهد، دیگران را وادار می‌کرد خودشان تصمیم درست را بگیرند. سال‌ها بعد، وقتی سنش بالا می‌رود، رسماً بازنشسته می‌شود و دفترش را ترک می‌کند. با این حال، هیچ‌کس جرئت نمی‌کند شماره‌اش را از تلفنش پاک کند؛ چون هنوز وقتی مشکلی پیش می‌آید، اولین کسی است که با او تماس می‌گیرند.

~• Shateigashira

مردی بود که وفاداری را بالاتر از هر چیز دیگری می‌دانست. وقتی میان دو جناح خانواده اختلافی جدی شکل می‌گیرد، برای جلوگیری از جنگ داخلی خودش مسئولیت را به گردن می‌گیرد و همه‌چیز را حل می‌کند؛ اما بهایش را با از دست دادن جایگاهش می‌پردازد. بعد از آن، دیگر هیچ‌وقت به قدرت برنمی‌گردد.

~• Shatei

سال‌ها زیر سایهٔ افراد قدرتمندتر کار کرد و هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد روزی خودش رئیس یک گروه شود. اما پس از اینکه Oyabun یکی از گروه‌های وابسته را به او می‌سپارد، آرام‌آرام جای خودش را پیدا می‌کند. در نهایت تبدیل به کسی می‌شود که نسل جدید اعضا، او را به‌عنوان Oyabun آینده می‌شناسند.

~• Kobun

تازه‌واردی بود که برای اثبات وفاداری‌اش بیش از حد جلو رفت. بعد از یک اشتباه، متوجه می‌شود زندگی درون سازمان چیزی نیست که تصور می‌کرد. فرصت خروج به او داده می‌شود و این بار انتخاب می‌کند که برود. سال‌ها بعد، زندگی کاملاً عادی‌ای دارد؛ اما هنوز وقتی صدای موتور ماشین مشکی‌ای را پشت سرش می‌شنود، ناخودآگاه برمی‌گردد و نگاه می‌کند.

Report Page