Wine🍷

Wine🍷

Luo



Prologue:

تهیونگ مردی که توی خانواده سخت گیر با قوانین بی رحمانه بزرگ شده و بود نسبت به کوچیک ترین چیزها واکنش شدید نشون میداد و در مقابل کوک پسر شیطون با روحیه لطیف و سرکش

سرنوشتی که دو قطب رو کنار هم قرار قرار میده جوریکه کوکی پر سر و شور زیر سلطه شدید تهیونگ قرار بگیره؟


Jeon jungkook

age : 23

Kim Taehyung

age: 27

.

.

.

Situation:

یه دورهمی دوستانه با دوستای دبیرستان" قطعا کوک همچین چیزیو از دست نمیده ولی خب با وجود سختگیریای تهیونگ بعید میدونست قبول کنه تنها بره پس قبل اینکه تهیونگ بیا خونه اماده شد و رفت

.

.

.

با لحن عصبی و حریصش به پسر زیرش غرید و اسپنک محکمی روی پوست نرم بوتیش فرود اورد

_چند بار بهت بگم بدون اجازه ی من جایی نمیریی هاا؟

اخم پررنگی روی چهرش بود و باعث میشد کوک هربار از گفتن جملاتش اجتناب کنه

نفساش کم کم تند تند شد و دستپاچه سعی داشت ارومش کنه

_تهه.. همم.. بسهه.. لطفا.. اهه.. کافیهه.. دیگه.. تکرار نمیشهه.. همم..

با لحن بی رحمانه و جدیش جوابشو داد

_فعلا باید توت باشه تا ادب بشی

ویبراتور توی سوراخش میلرزید و با پروستاتش برخورد میکرد و هربار نزدیک اوج بود تهیونگ با کم کم کردن درجش بیقراریشو بیشتر میکرد

انقدر هورنی بود که هرلحظه میتونست کام بشه با کوچیک ترین لمس توسط اون دستای طریف و ماهر بدنش به لرزه میوفتاد اگه تهیونگ اون رینگ کوفتیو به دیکش نبسته بود تاحالا از شدت کام شدن بیهوش میشد

با کلافکی ناله کرد و با چشمای نیمه باز و بیقرارش به تهیونگ نگاه میکرد

اهههه..خ.. خواهش میکنم..اه.... ب ..بسه .. میخوامم.. کام..بشمم..اههه..لطفاا..

اروم لاله ی گوششو به بازی گرفت و بوسیدش

خوب میدونست که کوک چقدر با درتی تاک بیقرار میشه و با صدای بمش توی گوشش زمزمه کرد

_میخوای کام بشی هومم؟ دوست داری ..انقدر رو پروستاتت بکوبم که از خود بیخود بشی؟..

کوکی ‌که توی اون لحظه کاملا از محیط اطرافش فاصله داشت فقط دلش میخواست کام بشه و با بیقراری تمام همونطور که اشک از گوشه چشمش پایین میریخت شروع به حرف زدن کرد

_اههه.. کامم کننن..تهه.. محکمتر.. روش کوبب.. بزار.. کام بشمم

تهیونگ که از بیقرار کردن پسر زیرش بدجوری لذت میبرد و فکر میکرد تا همینجا براش بس باشه اروم دیکشو توی دستش نوازش کرد و نیشخندی به وضعیتشون زد

رینگو باز کرد و با لذت به اوج رسیدن کوک رو نگاه میکرد جوری که توی لذت غرق شده بود و به بدنش قوس میداد و کامش با شدت بیرون میریخت

جونگکوکی که از لذت مردمک چشماش به عقب سر خورده بود بعدنش بعد ارضا شدن میلرزید

چند بار دیکشو پمپ کرد و سرشو با ملایمت بوسید

_بخواب خرگوشک ..فکر کنم دیگه متوجه شدی..

Write by Luo

I hope you injoy;)

@Armageddone

Report Page