Why Iran is Winning the War

Why Iran is Winning the War

Patricia Marins, Sun. 22 March 2026

🔵چرا ایران برنده جنگ است؟

🔸فراتر از انفجار: چرا استراتژی، و نه قدرت آتش، پیروز میدان است

✍پاتریشیا مارینز


جنگ‌های نامتقارن را نباید از دریچه خسارات وارده تحلیل کرد، بلکه باید آن‌ها را بر اساس اهداف محقق شده سنجید.


ویتنام با ۷.۵ میلیون تن بمب مورد حمله قرار گرفت و پیروز جنگ شد.


افغانستان با بیش از ۲ میلیون تن بمب شوروی درهم کوبیده شد و پیروز گشت.


در اوایل دهه ۲۰۰۰، افغانستان بار دیگر مورد تهاجم قرار گرفت و با بیش از ۲۰۰ هزار تن بمب آمریکایی هدف قرار گرفت. بار دیگر، این کشور پیروز شد و ایالات متحده را مجبور به خروجی مستاصلانه تحت پیشروی طالبان کرد، در حالی که میلیاردها دلار تجهیزات بر جای ماند.



امروز، طالبان همچنان بر افغانستان حکومت می‌کند، همان‌طور که حزب کمونیست ویتنام (CPV) که پیروز جنگ شد و کشور را متحد کرد، بر ویتنام حکومت می‌کند.


در جنگ فعلی علیه ایران، ائتلاف سه هدف روشن داشت:

۱. برچیدن برنامه هسته‌ای.

۲. سرنگونی نظام.

۳. محدود کردن برنامه موشکی.


۱. برچیدن برنامه هسته‌ای

نه تنها این برنامه برچیده نشده، بلکه ائتلاف از مکان دقیق آن اطمینان ندارد.


آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) اعلام کرده است که تاسیسات جدیدی وجود دارد که مواد به آنجا منتقل شده‌اند، اما نمی‌تواند دقیقاً تعیین کند که کجا هستند یا آیا همه در یک مکان قرار دارند یا خیر.


علاوه بر این، در حالی که رهبر کره شمالی مرتباً به سمت دریا موشک شلیک می‌کند و گویی «جنگی علیه گودزیلا» به راه انداخته است، نتانیاهو نیز در طرف اسرائیلی همین کار را انجام داده و بمب‌ها را بر روی صخره‌ها می‌ریزد، گویی تلاش می‌کند «تینگ» (The Thing) از چهار شگفت‌انگیز را بکشد.


حقیقت این است که این تاسیسات که با UHPC (بتن با عملکرد فوق‌العاده بالا) ایرانی ساخته شده‌اند، تنها با «حمله زمینی» و عملیات تهاجمی قابل نابودی هستند که ایالات متحده در حال حاضر توان اجرای آن را ندارد.


اگرچه چشم‌انداز آینده ممکن است تغییر کند، اما تلاش‌ها برای برچیدن این برنامه از سال ۲۰۲۵ با شکست مواجه شده است.


۲. سرنگونی نظام

اسرائیل نه تنها طرحی برای ضربات قطع نخاعی (ترور رهبران) داشت، بلکه آمریکایی‌ها را متقاعد کرد که این ترورها و بمب‌گذاری‌ها فضای مناسبی برای یک قیام ایجاد خواهد کرد.

این طرح شکست خورد.


خشونت عریان این کشتارها و بمب‌گذاری‌ها، خودِ ایرانی‌ها را وحشت‌زده کرد.


آن‌ها حتی محل سکونت مخالفان نظام را نیز بمب‌باران کردند که نشان می‌دهد می‌خواستند با «پاکسازی میدان»، جانشین مورد نظر خود را دست‌چین کنند.


هیچ قیامی رخ نداد.


در مقابل، دولت ایران برنامه‌ای داشت و برای هر پست کلیدی، زنجیره‌ای از ۴ تا ۷ جانشین تعیین کرده بود.


این حملات ممکن است در واقع روحی تازه در کالبد تئوکراسی ایران دمیده باشد.


۳. محدود کردن برنامه موشکی

در تاریخ ۲۰ مارس، بلومبرگ گزارش داد که ایران تاکنون بیش از ۳۰۰۰ موشک شلیک کرده است. مهم‌تر از آن، ایران از HGV (تجهیزات پروازی مافوق صوت) استفاده کرده است؛ تکنولوژی‌ای که تنها در اختیار روسیه و چین است و نشان‌دهنده پیشرفت تکنولوژیک غافلگیرکننده ایران می‌باشد.



همچنین در همان روز ۲۰ مارس، ایران با شلیک موشک به سمت «دیگو گارسیا» که در فاصله نزدیک به ۴۰۰۰ کیلومتری از خاک این کشور قرار دارد، بار دیگر همگان را شگفت‌زده کرد. برنامه موشکی نه تنها متوقف نشده، بلکه برعکس، به نظر می‌رسد در حال گسترش است.

نکات تکمیلی که نشان‌دهنده پیشتازی ایران است:

* درخواست کمک: پس از پاسخ رد کشورهای ناتو، پرزیدنت ترامپ در حال درخواست کمک از سایر کشورها برای تامین امنیت تنگه هرمز است؛ او به کشورهای خلیج [فارس] و آسیایی می‌گوید که آن‌ها بیشترین نیاز را به این امنیت دارند.

* هزینه‌های فزاینده: وزیر دفاع که هفته گذشته درخواست ۵۰ میلیارد دلار کرده بود، اکنون تقاضای ۲۰۰ میلیارد دلار دارد. مجموع هزینه‌ها طی ۲۱ روز (تجهیزات، مهمات و عملیات هوایی) از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است، که تنها ۱۰ تا ۱۶ میلیارد دلار آن صرف مهمات در چهار روز نخست شده است.

* فرسایش در جبهه‌های متعدد: ایران روزانه با پهپاد و موشک در حداقل ۶ تا ۸ جبهه آتش گشوده و پایگاه‌های ایالات متحده و اسرائیل را به مدت ۲۲ روز به‌طور وقفه هدف قرار داده است.

* تخلیه ذخایر تسلیحاتی: مطالعه مؤسسه «پین» (Payne) درباره چهار روز اول درگیری، در کنار گزارش‌های اخیر رسانه‌ها، نشان‌دهنده کمبود فعلی چندین نوع مهمات هدایت‌شونده دقیق و موشک‌های رهگیر است. این نکته با این واقعیت تایید می‌شود که ایالات متحده مجبور شده است موشک‌های رهگیر و سیستم‌های دفاعی کامل را از متحدان آسیایی خود جمع‌آوری کند.

* اهرم اقتصادی: ایران از طریق فشار کشورهای حوزه خلیج [فارس] و متحدان آسیایی وابسته به هرمز، در حال تنگ کردن عرصه بر دولت ایالات متحده است. مهم‌تر از آن، ایران از تورم برای تضعیف حمایت‌ها از دولت آمریکا استفاده می‌کند. یک گزارش اطلاعاتی آمریکا در روز گذشته اعلام کرد که ایران می‌تواند تنگه هرمز را تا شش ماه بسته نگه دارد.

ایران استراتژی منسجمی در استقرار تدریجی فناوری و تجهیزات نشان داده است که بیانگر استراتژی بلندمدت قدرتمندتری نسبت به ائتلاف است.

ایران با انهدام حداقل ۱۰ رادار و زیر آتش نگه داشتن ۷ پایگاه آمریکایی به مدت ۲۱ روز، همچنان این قدرت را دارد که هر زمان اراده کند، تنگه‌های دیگر را نیز مسدود نماید.

انتقام‌جویی و تاب‌آوری ایران چنان سهمگین بوده که عملاً تصمیم‌گیری کشورهای حوزه خلیج [فارس] را فلج کرده است. این کشورها مایل نیستند شاهد نابودی زیرساخت‌های حیاتی خود در جنگی باشند که توسط اسرائیل و ایالات متحده برافروخته شده است؛ جنگی که با توجه به روند فعلی، پیروز نهایی آن به شکلی خطرناک نامشخص باقی مانده است.

به همین دلایل، تا تاریخ ۲۲ مارس، ایران به پیروزی نزدیک‌تر است تا شکست. دولت ایالات متحده روزانه بیانیه‌های متناقضی صادر می‌کند که نشان‌دهنده آسیب‌پذیری عمیق هر دولتی در برابر تورم، به‌ویژه در مورد قیمت سوخت است.

این بار دیگر، یک جنگ نامتقارن است که با تضعیف حمایت‌های داخلی و پایه‌های اقتصادی یک ابرقدرت، در حال به نتیجه رسیدن است.

https://x.com/pati_marins64/status/2035832454087573525?s=20

https://t.me/BetweenDichotomies/9892

@BetweenDichotomies

Report Page