What Does China Want?

What Does China Want?

‌‌Bardiafrh

«چین چه می‌خواهد؟»

خلاصه مقاله

https://direct.mit.edu/isec/article/50/1/46/132729/What-Does-China-Want


این مقاله استدلال می‌کند که چین نه یک قدرت هژمونیک توسعه‌طلب است که می‌کوشد جای ایالات متحده را بگیرد، بلکه قدرتی حافظ وضع موجود است که تمرکز اصلی آن بر امنیت رژیم، حاکمیت ملی و مجموعه‌ای محدود از مسائل ارضی قرار دارد.

▪️ مقالهٔ دیوید سی. کانگ (David C. Kang)، جکی اس. اچ. وونگ (Jackie S. H. Wong) و زنوبیا تی. چان (Zenobia T. Chan) که در نشریهٔ امنیت بین‌الملل (International Security) منتشر شده، مستقیماً روایت مسلط در واشنگتن دربارهٔ «تهدید چین» را به چالش می‌کشد.

▪️ تز اصلی نویسندگان چنین است: اهداف چین مبهم، دائماً در حال گسترش یا معطوف به کسب هژمونی جهانی نیستند؛ برعکس، این اهداف روشن، محدود و از نظر تاریخی دارای تداوم‌اند.

▪️ مقاله چین را یک «قدرت حافظ وضع موجود» (Status Quo Power) معرفی می‌کند و مدعی است که پکن بیش از فتوحات خارجی، به ثبات رژیم، حاکمیت، مرزها و توسعهٔ اقتصادی اهمیت می‌دهد.

دیدگاه اصلی مورد مخالفت مقاله: چین می‌خواهد جای آمریکا را بگیرد

▪️ در محافل سیاست‌گذاری جمهوری‌خواه و دموکرات آمریکا، اجماعی روزافزون شکل گرفته است: چین می‌خواهد به رهبری جهانی آمریکا پایان دهد، در آسیا به قدرت هژمون تبدیل شود و نظم بین‌المللی را به سود خود بازنویسی کند.

▪️ مقاله نشان می‌دهد که چهره‌های تأثیرگذاری مانند البریج کولبی (Elbridge Colby)، راش دوشی (Rush Doshi)، آرون فریدبرگ (Aaron Friedberg)، استیون والت (Stephen Walt)، هال برندز (Hal Brands)، مایکل بکلی (Michael Beckley) و جان مرشایمر (John Mearsheimer)، با درجات متفاوت، از این دیدگاه حمایت می‌کنند.

▪️ پیامد سیاستی این رویکرد روشن است: افزایش مخارج نظامی، مسلح‌کردن تایوان، گسترش ائتلاف‌های منطقه‌ای، محاصرهٔ چین و جداسازی اقتصادی از این کشور.

چرا نویسندگان این اجماع را خطرناک می‌دانند؟

▪️ زیرا اگر اهداف واقعی چین به‌اشتباه تفسیر شوند، ایالات متحده ممکن است بدون ضرورت وارد یک رقابت نظامی بلندمدت شود.

▪️ به ادعای مقاله، راهبرد کلان (Grand Strategy) کنونی واشنگتن در برابر چین، بیش از اندازه بر جنگ، بازدارندگی و مهار (Containment) متمرکز شده است.

▪️ چنین راهبردی در حوزه‌هایی مانند رقابت اقتصادی، دیپلماسی، اقلیم، فناوری و حکمرانی منطقه‌ای کارآمد نیست.

▪️ نویسندگان معتقدند برداشت نادرست از تهدید چین می‌تواند یک «معمای امنیتی خودتحقق‌بخش» ایجاد کند؛ یعنی سیاست‌های آمریکا عملاً همان تهدیدی را به وجود آورند که قرار بوده از آن جلوگیری کنند.

روش پژوهش: بررسی نظام‌مند آنچه چین می‌گوید

▪️ مقاله تنها بر چند سخنرانی شی جین‌پینگ (Xi Jinping) تکیه نمی‌کند.

▪️ نویسندگان بیش از ۱۲ هزار مقالهٔ روزنامهٔ مردم (People’s Daily)، صدها سخنرانی شی جین‌پینگ و مطالب منتشرشده در ارگان رسمی حزب کمونیست چین، مجلهٔ چیوشی (Qiushi)، را بررسی کرده‌اند.

▪️ آن‌ها به‌طور ویژه بر سه گفتمان متمرکز شده‌اند:

  • «مبارزه» (Struggle) — 斗争
  • «شرق در حال صعود است، غرب در حال افول» (East Rising, West Declining) — 东升西降
  • «چین قصد ندارد جای ایالات متحده را بگیرد» (China Has No Intention to Replace the United States) — 无意取代美国

▪️ هدف نویسندگان این است که با بررسی الگوهای زمانی موجود در گفتمان رسمی و نیمه‌رسمی چین، مقاصد این کشور را شناسایی کنند.

نتیجهٔ نخست: اهداف چین مبهم نیستند

▪️ به‌گفتهٔ نویسندگان، بررسی گفتمان رسمی چین نشان می‌دهد که اولویت‌های این کشور نسبتاً روشن‌اند.

▪️ اولویت نخست، ثبات سیاسی داخلی و امنیت رژیم است.

▪️ اولویت دوم، حاکمیت و تمامیت ارضی است.

▪️ اولویت سوم، توسعهٔ پایدار اقتصادی و اجتماعی است.

▪️ این چارچوب از دورهٔ ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ تا دوران شی جین‌پینگ، تقریباً بدون تغییر اساسی ادامه یافته است.

اهمیت کتاب سفید چین در سال ۲۰۱۱

▪️ کتاب سفید سال ۲۰۱۱ با عنوان «توسعهٔ مسالمت‌آمیز چین» (China’s Peaceful Development)، منافع اصلی چین را چنین تعریف می‌کند: حاکمیت دولت، امنیت ملی، تمامیت ارضی و وحدت ملی، حفاظت از نظام سیاسی، ثبات اجتماعی و توسعهٔ پایدار اقتصادی.

▪️ مقاله از این سند نتیجهٔ مهمی می‌گیرد: بخش عمده‌ای از منافع حیاتی چین نه به خارج، بلکه به داخل این کشور مربوط می‌شود.

▪️ اولویت‌بندی دای بینگ‌گو (Dai Bingguo) نیز همین برداشت را تأیید می‌کند: نخست ثبات رژیم، سپس حاکمیت و تمامیت ارضی و پس از آن توسعهٔ اقتصادی.

آیا این اولویت‌ها در دوران شی جین‌پینگ تغییر کرده‌اند؟

▪️ به‌گفتهٔ نویسندگان، خیر.

▪️ شی جین‌پینگ در یکی از سخنرانی‌های سال ۲۰۱۹ نیز سه منفعت اساسی چین را «حاکمیت، امنیت و توسعه» معرفی کرد.

▪️ بنابراین، مقاله دوران شی را نه دورهٔ گسترش بنیادین اهداف چین، بلکه دورهٔ پیگیری همان اولویت‌های قدیمی با ظرفیت و قدرتی بیشتر می‌داند.

آیا چین به‌دنبال هژمونی جهانی است؟

▪️ یکی از مناقشه‌برانگیزترین ادعاهای مقاله این است که در گفتمان رسمی چین، تقریباً هیچ نشانه‌ای از تمایل به هژمونی جهانی دیده نمی‌شود.

▪️ نویسندگان تأکید می‌کنند که مفاهیمی مانند «رهبر»، «هژمون» یا «ملت اجتناب‌ناپذیر» در گفتمان رسمی چین برای توصیف این کشور رواج ندارند.

▪️ آن‌ها این وضعیت را با گفتمان آمریکایی مقایسه می‌کنند؛ گفتمانی که در آن ادعای رهبری جهانی و «کشور اجتناب‌ناپذیر» بودن، به‌مراتب عادی‌تر و پذیرفته‌شده‌تر است.

سخنرانی شی در صدمین سالگرد حزب کمونیست چین در سال ۲۰۲۱

▪️ شی جین‌پینگ گفت چین دارای ویژگی‌های تهاجمی یا هژمونیک نیست، قصد سلطه بر جوامع دیگر را ندارد و همکاری را به رویارویی ترجیح می‌دهد.

▪️ مقاله این سخنان را به‌طور خودکار حقیقت تلقی نمی‌کند، اما بر یک نکته تأکید دارد: رهبری چین همواره به مردم خود و جهان می‌گوید که خواهان هژمونی نیست.

▪️ استدلال نویسندگان این است که نمی‌توان چنین گفتمان رسمی مستمر و باثباتی را کاملاً نادیده گرفت.

چرا «سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی» اهمیت دارد؟

▪️ مقاله عبارت «سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی» (Socialism with Chinese Characteristics) را نشانه‌ای از محدودبودن اهداف ایدئولوژیک سیاست خارجی چین می‌داند.

▪️ به‌گفتهٔ نویسندگان، چین نمی‌کوشد مدل حکومتی خود را به‌عنوان یک ایدئولوژی جهان‌شمول صادر کند.

▪️ پکن روابط اقتصادی و دیپلماتیک خود را با جنوب جهانی (Global South) گسترش می‌دهد، اما به‌شکل نظام‌مند از کشورهای دیگر نمی‌خواهد نظام سیاسی چین را کپی کنند.

▪️ نویسندگان معتقدند چین از نظر فقدان یک ایدئولوژی جهان‌شمول، با ایالات متحده تفاوت دارد.

قطعنامهٔ تاریخی حزب کمونیست در سال ۲۰۲۱

▪️ سومین قطعنامهٔ تاریخی حزب کمونیست چین، موقعیت شی جین‌پینگ را در درون حزب به‌شدت ارتقا داد.

▪️ بااین‌حال، حتی در بخش سیاست خارجی این سند نیز هدفی دربارهٔ رهبری جهانی یا سلطهٔ ایدئولوژیک مطرح نشده است.

▪️ تأکید اصلی همچنان بر مقاومت در برابر «فشار خارجی» در موضوعاتی مانند هنگ‌کنگ، تایوان، تبت، سین‌کیانگ و قلمروهای دریایی است.

عبارت «شرق صعود می‌کند، غرب افول می‌کند» چقدر رایج است؟

▪️ عبارت بسیار پرکاربرد «شرق در حال صعود است، غرب در حال افول» از سال ۲۰۱۲ تاکنون تنها در ۳۲ مقالهٔ روزنامهٔ مردم دیده شده است.

▪️ این عبارت نخستین‌بار در سال ۲۰۱۳، برای توصیف تغییر در توزیع قدرت اقتصادی پس از بحران مالی جهانی به کار رفت.

▪️ کاربرد آن پس از سال ۲۰۲۱ افزایش یافت؛ اما تحلیل محتوایی نویسندگان نشان می‌دهد بیشتر موارد استفاده از این عبارت، با هدف مشروعیت‌بخشیدن به ظرفیت نوسازی داخلی چین و حکومت حزب صورت گرفته است.

مفهوم «صعود شرق» حتی در گفتمان شی نیز به توسعه‌طلبی خارجی مرتبط نیست

▪️ شی جین‌پینگ در سخنرانی سال ۲۰۲۳ که بعداً در مجلهٔ چیوشی منتشر شد، از این مفهوم برای دفاع از موفقیت نوسازی چین استفاده کرد.

▪️ شی در همان سخنرانی تصریح کرد که چین قصد ندارد «مدل چین» یا الگوی نوسازی خود را صادر کند.

▪️ بنابراین، نویسندگان معتقدند عبارتی که در غرب معمولاً نوعی چالش ژئوپلیتیکی تلقی می‌شود، در گفتمان رسمی چین عمدتاً کارکرد مشروعیت‌بخشی داخلی دارد.

تحلیل مفهوم «مبارزه» — 斗争

▪️ نویسندگان ۱۲٬۲۰۸ مقالهٔ منتشرشده در روزنامهٔ مردم میان سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ را که حاوی مفهوم «مبارزه» بودند، تحلیل کرده‌اند.

▪️ نتیجه قابل‌توجه است: بین ۶۸ تا ۸۵ درصد این مطالب نه به سیاست خارجی، بلکه به مسائل داخلی مانند اقتصاد و فساد مربوط می‌شوند.

▪️ درگیری‌های دریای چین شرقی و دریای چین جنوبی، تنها بخش کوچکی از مجموع گفتمان «مبارزه» را تشکیل می‌دهند.

▪️ بنابراین، گفتمان «مبارزه» که در غرب ممکن است نشانهٔ سیاست خارجی تهاجمی تلقی شود، در کاربرد واقعی آن در چین بیشتر معطوف به مدیریت رژیم و مشکلات داخلی است.

تحلیل تخصیص پنهان دیریکله (LDA)

▪️ نویسندگان به شمارش کلیدواژه‌ها اکتفا نکرده‌اند.

▪️ آن‌ها مجموعه‌ای شامل ۱۲٬۲۰۸ مقاله را با استفاده از روش مدل‌سازی موضوعی «تخصیص پنهان دیریکله» (Latent Dirichlet Allocation – LDA) تحلیل کرده‌اند.

▪️ حتی پس از تقسیم متون به ۲۰ موضوع، نتیجه تغییری نکرد: بخش عمدهٔ گفتمان «مبارزه» نه به سیاست خارجی، بلکه به مسائل حکمرانی داخلی مربوط بود.

بررسی ۱۷۶ سخنرانی شی جین‌پینگ دربارهٔ آمریکا

▪️ نویسندگان ۱۷۶ سخنرانی شی جین‌پینگ را که میان سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ در آن‌ها به آمریکا اشاره شده بود، به‌صورت دستی کدگذاری کردند.

▪️ چهار مضمون اصلی شناسایی شد: همکاری، تایوان، حاکمیت و سیاست داخلی و دریای چین جنوبی.

▪️ یافتهٔ مقاله نشان می‌دهد که باثبات‌ترین و مستمرترین مضمون، «همکاری» بوده است.

▪️ شی حتی هنگام سخن‌گفتن از مسائل حساس، همچنان بر گفت‌وگو و همکاری با ایالات متحده تأکید کرده است.

«نمی‌خواهیم جای آمریکا را بگیریم»

▪️ مقاله استدلال می‌کند که چین از دههٔ ۱۹۹۰ تاکنون به‌طور منظم این پیام را تکرار کرده است.

▪️ ژائو لیجیان (Zhao Lijian)، سخنگوی وزارت امور خارجهٔ چین، در سال ۲۰۲۱ گفت هدف چین پیشی‌گرفتن از آمریکا یا جایگزین‌شدن با آن نیست، بلکه هدفش «تبدیل‌شدن به چینی بهتر» است.

▪️ شی نیز بارها گفته است که چین روی شکست آمریکا شرط‌بندی نمی‌کند، در امور داخلی آمریکا دخالت ندارد و قصد ندارد جای واشنگتن را بگیرد.

گفت‌وگوی وانگ یی و مارکو روبیو نیز همین الگو را نشان می‌دهد

▪️ وانگ یی (Wang Yi) در ژانویهٔ ۲۰۲۵ به مارکو روبیو (Marco Rubio)، وزیر خارجهٔ آیندهٔ آمریکا، گفت چین نمی‌خواهد از کسی پیشی بگیرد یا جای کسی را تصاحب کند، اما از حق مشروع خود برای توسعه دفاع خواهد کرد.

▪️ او در همان گفت‌وگو هشدارهای شدیدی دربارهٔ منافع حیاتی چین، از جمله تایوان، مطرح کرد.

▪️ این ساختار دوگانه، جوهرهٔ تفسیر مقاله از چین را نشان می‌دهد: چین هدف هژمونی جهانی ندارد، اما در موضوع حاکمیت و منافع رژیم، موضعی بسیار سخت‌گیرانه اتخاذ می‌کند.

تز دوم نویسندگان: اهداف چین «فرادودمانی» هستند

▪️ یکی از مفاهیم ابتکاری مقاله، «چین فرادودمانی» (Trans-Dynastic China) است.

▪️ این مفهوم می‌گوید مسائل اساسی حاکمیتی و مرزی چین امروز، با به‌قدرت‌رسیدن حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹ آغاز نشده‌اند.

▪️ موضوعاتی مانند تایوان، تبت، سین‌کیانگ و هنگ‌کنگ، به دودمان چینگ یا حتی دوره‌های قدیمی‌تر بازمی‌گردند.

▪️ ازاین‌رو، نویسندگان معتقدند بهتر است چین را نه صرفاً یک «قدرت نوظهور»، بلکه یک «قدرت احیاشده» (Revitalized Power) بنامیم که در حال بازیابی قدرت تاریخی خود است.

تایوان مطالبه‌ای ابداع‌شده از سوی شی یا حزب کمونیست نیست

▪️ مقاله موضوع تایوان را در چارچوب تاریخی مفصلی قرار می‌دهد.

▪️ تایوان از دوران دودمان‌های مینگ و چینگ در تصور سیاسی دولت‌های چینی حضور داشته است.

▪️ دولت چینگ در سال ۱۶۸۳ کنترل رسمی تایوان را در دست گرفت و در سال ۱۸۸۶ آن را به استانی مستقل تبدیل کرد.

▪️ ژاپن در سال ۱۸۹۵، پس از جنگ اول چین و ژاپن، تایوان را ضمیمه کرد.

▪️ هدف نویسندگان این است که نشان دهند ادعای پکن دربارهٔ تایوان، محصول افزایش اخیر قدرت چین نیست.

کومین‌تانگ نیز تایوان را بخشی از چین می‌دانست

▪️ پس از سال ۱۹۴۹، هم جمهوری چین (ROC) و هم جمهوری خلق چین (PRC) ادعا می‌کردند نمایندهٔ مشروع تمام چین هستند.

▪️ دو طرف برای سال‌های طولانی بر سر تعلق تایوان به چین اختلافی نداشتند؛ اختلاف اصلی بر سر این بود که چه کسی باید بر چین حکومت کند.

▪️ مقاله آغاز تغییر واقعی در وضعیت تایوان را به انتخابات دموکراتیک سال ۱۹۹۶ مرتبط می‌داند.

▪️ ازاین‌رو، نویسندگان استدلال می‌کنند که توضیح مسئلهٔ تایوان صرفاً بر اساس رقابت کنونی بر سر نیمه‌رساناها یا تمایل تازهٔ چین به توسعه‌طلبی، عمق تاریخی موضوع را نادیده می‌گیرد.

خط نُه‌خطی نیز اختراع جدید جمهوری خلق چین نیست

▪️ خط نُه‌خطی مشهور در دریای چین جنوبی را نیز چین کمونیست ابداع نکرده است.

▪️ شکل اولیهٔ آن با عنوان «خط یازده‌خطی» در نقشه‌ای رسمی ظاهر شد که جمهوری چین، یعنی حکومت کومین‌تانگ و رقیب حکومت کنونی پکن، در سال ۱۹۴۸ منتشر کرد.

▪️ ریشه‌های این نقشه به سال ۱۹۳۵ بازمی‌گردد.

▪️ در سال ۱۹۵۳، دو خط مربوط به خلیج تونکین حذف شدند و شکل نُه‌خطی کنونی به وجود آمد.

▪️ هدف نویسندگان این است که نشان دهند ادعاهای دریایی امروز چین، پس از صعود این کشور و به‌صورت ناگهانی ابداع نشده‌اند.

چرا ادعاهای دریایی تایوان در مقاله اهمیت دارند؟

▪️ نویسندگان مقایسه‌ای غیرمعمول انجام می‌دهند: ادعاهای تاریخی تایوان در دریای چین جنوبی تا حد زیادی مشابه ادعاهای پکن و در بعضی حوزه‌ها حتی گسترده‌تر است.

▪️ تایپه نیز بر جزایر اسپراتلی ادعای حاکمیت دارد و جزیرهٔ ایتو آبا یا تایپینگ را مستحکم کرده است.

▪️ بنابراین، نویسندگان این برخورد دوگانه را زیر سؤال می‌برند که چرا همان ادعاهای تاریخی، هنگامی که پکن مطرحشان می‌کند «توسعه‌طلبی» تلقی می‌شوند، اما وقتی تایپه آن‌ها را مطرح می‌کند، بسیار کم‌خطرتر به نظر می‌رسند.

تز سوم: اهداف چین با افزایش قدرتش گسترش نیافته‌اند

▪️ انتظار کلاسیک واقع‌گرایانه در روابط بین‌الملل این است که با قدرتمندترشدن یک دولت، منافع و مطالبات جغرافیایی آن نیز گسترش یابد.

▪️ مقاله استدلال می‌کند که مورد چین با این انتظار سازگار نیست.

▪️ مساحت امپراتوری چینگ در گسترده‌ترین دورهٔ خود حدود ۱۳ میلیون کیلومترمربع بود.

▪️ مساحت جمهوری خلق چین امروز حدود ۹٫۴۲ میلیون کیلومترمربع است.

▪️ بنابراین، پکن بر حدود چهار میلیون کیلومترمربع از سرزمین‌های سابق چینگ، ادعای بازپیوندخواهانه یا ایرredentist ندارد.

چین امروز تنها پنج اختلاف ارضی عمده دارد

▪️ بر اساس آمار ارائه‌شده در مقاله، اختلافات اصلی حاکمیتی حل‌نشدهٔ چین در سال ۲۰۲۵ در پنج موضوع خلاصه می‌شوند:

  • مرز چین و هند
  • تایوان
  • جزایر پاراسل
  • جزایر سنکاکو یا دیائویو
  • جزایر اسپراتلی

▪️ نویسندگان تأکید می‌کنند که چین امروز در مقایسه با دههٔ ۱۹۵۰، ادعاهای ارضی کمتری دارد.

روابط چین و ویتنام؛ یکی از مهم‌ترین مثال‌های نقض

▪️ برخی تحلیل‌ها در واشنگتن مدعی‌اند که اگر چین تایوان را تصرف کند، ویتنام یا فیلیپین می‌توانند اهداف بعدی باشند.

▪️ مقاله از نمونهٔ ویتنام برای نشان‌دادن ضعف این رویکرد استفاده می‌کند.

▪️ پس از عادی‌سازی روابط چین و ویتنام در سال ۱۹۹۱، دو کشور مشکلات پیچیدهٔ مرزی خود را از طریق مذاکره حل کردند.

▪️ توافق مرز زمینی در سال ۱۹۹۹ و توافق تعیین قلمروهای دریایی خلیج تونکین در سال ۲۰۰۰ امضا شدند.

▪️ نویسندگان می‌گویند هیچ مدرک جدی وجود ندارد که نشان دهد پکن موجودیت ویتنام را به‌عنوان یک دولت مشروع زیر سؤال می‌برد.

در دریای چین جنوبی، در کنار منازعه، مذاکره نیز وجود دارد

▪️ مذاکرات چین و اتحادیهٔ کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه‌آن – ASEAN) دربارهٔ «آیین‌نامهٔ رفتاری دریای چین جنوبی» همچنان ادامه دارد.

▪️ با وجود تنش‌های میان چین و فیلیپین، دو طرف تفاهم‌نامه‌های متعددی در زمینهٔ توسعهٔ مشترک نفت و گاز، زیرساخت، آموزش و کمک‌های بشردوستانه امضا کرده‌اند.

▪️ دو کشور در سال ۲۰۱۸ یادداشت تفاهمی دربارهٔ توسعهٔ نفت و گاز امضا کردند.

▪️ در سال ۲۰۱۹ نیز سازوکار مشورتی دوجانبه برای دریای چین جنوبی تشکیل شد.

▪️ مقاله استدلال می‌کند که این فرایندهای دیپلماتیک، کاستیِ تحلیل روابط منطقه صرفاً از زاویهٔ رقابت نظامی را نشان می‌دهند.

آیا تایوان «نخستین مهرهٔ دومینو» در توسعه‌طلبی چین است؟

▪️ مقاله صریحاً با این دیدگاه مخالفت می‌کند.

▪️ از نظر نویسندگان، سخت‌گیری چین دربارهٔ تایوان نه آغاز فتوحات بعدی، بلکه نتیجهٔ برداشتی تاریخی از حاکمیت است که بیش از یک قرن قدمت دارد.

▪️ هر ده عضو آسه‌آن نیز به سیاست «چین واحد» (One-China Policy) پایبندند.

▪️ پس از سفر نانسی پلوسی (Nancy Pelosi) به تایوان در سال ۲۰۲۲، کشورهای منطقه مانند ویتنام، اندونزی، تایلند، مالزی، فیلیپین و سنگاپور بار دیگر بر اصل چین واحد تأکید کردند.

کشورهای منطقه به‌اندازهٔ واشنگتن چین را تهدید نمی‌دانند

▪️ مقاله استدلال می‌کند که کشورهای شرق آسیا، مسئلهٔ تایوان را عمدتاً موضوعی مرتبط با هویت چینی و حاکمیت تاریخی می‌دانند.

▪️ بسیاری از این کشورها معتقد نیستند که تصرف تایوان به‌دست پکن، لزوماً به معنای هدف قرارگرفتن ویتنام، فیلیپین یا کشورهای دیگر خواهد بود.

▪️ بنابراین، فرضیهٔ محافل راهبردی آمریکا مبنی بر اینکه «اگر تایوان سقوط کند، اثر دومینو آغاز می‌شود»، کاملاً با ادراک کشورهای منطقه مطابقت ندارد.

مقاله چین را کاملاً صلح‌طلب معرفی نمی‌کند

▪️ نویسندگان نقض حقوق بشر، نظام سیاسی اقتدارگرا، سرقت‌های سایبری، مشکلات مالکیت فکری و نوسازی نظامی چین را انکار نمی‌کنند.

▪️ چین سالانه حدود ۳۰۰ میلیارد دلار برای دفاع هزینه می‌کند و زرادخانهٔ هسته‌ای خود را به‌سرعت گسترش می‌دهد.

▪️ این کشور در دریای چین شرقی و دریای چین جنوبی نیز فعالیت‌های نظامی‌سازی انجام داده است.

▪️ اما تمایز اصلی نویسندگان چنین است: مشکل‌ساز، سرکوبگر یا قدرتمندبودن یک دولت، با توسعه‌طلب‌بودن و تلاش برای کسب هژمونی جهانی یکسان نیست.

مهم‌ترین استثنا: احتمال واقعی استفاده از زور در مسئلهٔ تایوان

▪️ مقاله چین را بازیگری معرفی نمی‌کند که کاملاً استفاده از زور را کنار گذاشته است.

▪️ پکن در برخی اختلافات دریای چین جنوبی، راه‌حل مسالمت‌آمیز را به‌طور علنی پذیرفته است؛ اما در موضوع تایوان، عمداً تهدید به استفاده از زور برای جلوگیری از اعلام استقلال را معتبر نگه می‌دارد.

▪️ نویسندگان بر این تفاوت تأکید می‌کنند: چین در مسائل مختلف حاکمیتی، درجات متفاوتی از آمادگی برای سازش دارد.

نتیجهٔ نخست برای سیاست آمریکا: آرایش نظامی خصمانه در اقیانوس آرام ممکن است غیرضروری باشد

▪️ مناقشه‌برانگیزترین توصیهٔ سیاستی مقاله این است که معرفی چین به‌عنوان دشمن نظامی بلندمدت آمریکا، لزوماً ضروری نیست.

▪️ نویسندگان معتقدند واشنگتن نباید خود را در راهبرد چندنسلیِ آمادگی برای جنگ، بازدارندگی و مهار گرفتار کند.

▪️ آن‌ها وجود اختلاف منافع میان دو کشور را می‌پذیرند، اما آن را وضعیت عادی سیاست قدرت‌های بزرگ می‌دانند.

▪️ هر اختلافی به راه‌حل نظامی نیاز ندارد.

نتیجهٔ دوم: فضای گسترده‌ای برای همکاری آمریکا و چین وجود دارد

▪️ مقاله به‌ویژه حوزه‌های تغییرات اقلیمی، انرژی‌های تجدیدپذیر، آلودگی، سلامت و آمادگی در برابر همه‌گیری‌ها را برجسته می‌کند.

▪️ از نظر نویسندگان، تفسیر تمام روابط با چین از دریچهٔ رقابت نظامی، ظرفیت همکاری در این حوزه‌ها را تضعیف می‌کند.

▪️ در راهبرد آمریکا در قبال چین، ابعاد اقتصادی و دیپلماتیک در مقایسه با بعد نظامی به‌شدت نادیده گرفته شده‌اند.

نتیجهٔ سوم: جداسازی اقتصادی ممکن است آمریکا را از آسیا منزوی کند

▪️ نویسندگان جداسازی اقتصادی از چین (Economic Decoupling) را بسیار مخاطره‌آمیز می‌دانند.

▪️ آن‌ها استدلال می‌کنند که اقتصاد چین از آنچه تصور می‌شود مقاوم‌تر و نوآورتر است.

▪️ درعین‌حال، ادغام اقتصادی در آسیا به‌سرعت در حال پیشرفت است.

▪️ درحالی‌که ساختارهایی مانند مشارکت جامع و پیشرو ترانس‌پاسیفیک (CPTPP)، مشارکت اقتصادی جامع منطقه‌ای (RCEP) و آسه‌آن تجارت منطقه‌ای را عمیق‌تر می‌کنند، آمریکا خارج از بیشتر این سازوکارها باقی مانده است.

چرا تعرفه‌های ترامپ نقد می‌شوند؟

▪️ مقاله، تعرفه‌های سال ۲۰۲۵ دونالد ترامپ را شکل سخت‌گیرانه‌تری از راهبرد جداسازی آمریکا از چین می‌داند.

▪️ نویسندگان این تعرفه‌ها را از منظر راهبرد کلان بلندمدت، اشتباهی بزرگ تلقی می‌کنند.

▪️ زیرا درحالی‌که آمریکا روابط اقتصادی خود را محدود می‌کند، کشورهای شرق آسیا تجارت و تماس‌های دیپلماتیک خود را با چین افزایش می‌دهند.

▪️ در این وضعیت، سیاست مهار ممکن است به‌جای منزوی‌کردن چین، آمریکا را از ساختارهای اقتصادی منطقه‌ای دور کند.

آمارهای مهم مقاله

▪️ تولید ناخالص داخلی چین:

  • حدود ۱٫۲ تریلیون دلار در سال ۲۰۰۰
  • حدود ۱۷ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۳

▪️ مخارج دفاعی سالانه: حدود ۳۰۰ میلیارد دلار.

▪️ تعداد مقالات مرتبط با مفهوم «مبارزه» در روزنامهٔ مردم: ۱۲٬۲۰۸ مقاله.

▪️ سهم موضوعات داخلی در متون «مبارزه» میان سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴: حدود ۶۸ تا ۸۵ درصد.

▪️ تعداد موارد استفاده از عبارت «شرق در حال صعود، غرب در حال افول» در روزنامهٔ مردم پس از سال ۲۰۱۲: تنها ۳۲ مورد.

▪️ تعداد سخنرانی‌های شی دربارهٔ آمریکا که به‌صورت دستی کدگذاری شده‌اند: ۱۷۶ سخنرانی.

▪️ تحلیل تکمیلی در سطح جمله از سخنرانی‌های شی: ۳٬۹۸۴ سخنرانی.

▪️ تحلیل سخنرانی‌های انگلیسی: ۱۱۴ متن.

▪️ حداکثر وسعت امپراتوری چینگ: حدود ۱۳ میلیون کیلومترمربع.

▪️ وسعت جمهوری خلق چین امروز: حدود ۹٫۴۲ میلیون کیلومترمربع.

▪️ تعداد اختلافات اصلی حاکمیتی حل‌نشده در سال ۲۰۲۵: پنج مورد.

اهمیت نظری مقاله

▪️ این پژوهش صرفاً یک ادعای تجربی دربارهٔ چین مطرح نمی‌کند؛ بلکه فرضیات نظریه‌های واقع‌گرایانهٔ گذار قدرت را نیز به چالش می‌کشد.

▪️ نظریه‌های گذار قدرت (Power Transition) و واقع‌گرایی تهاجمی (Offensive Realism) انتظار دارند دولت‌های قدرتمندتر، دامنهٔ منافع خود را گسترش دهند و برای کسب هژمونی منطقه‌ای تلاش کنند.

▪️ اما نویسندگان استدلال می‌کنند که با وجود افزایش فوق‌العادهٔ قدرت چین، مطالبات اصلی حاکمیتی این کشور از نظر جغرافیایی گسترش نیافته‌اند.

▪️ ازاین‌رو، آن‌ها نتیجه می‌گیرند که رابطهٔ «قدرت بیشتر مساوی با منافع گسترده‌تر» رابطه‌ای خودکار و اجتناب‌ناپذیر نیست.

مناقشه‌برانگیزترین فرض مقاله

▪️ حساس‌ترین بخش پژوهش، استفادهٔ جدی از گفتمان رسمی چین به‌عنوان منبعی برای تحلیل مقاصد این کشور است.

▪️ نویسندگان به‌صراحت می‌پذیرند که رهبران ممکن است دروغ بگویند یا تبلیغات سیاسی انجام دهند.

▪️ اما درعین‌حال، از نظر روش‌شناختی نادرست می‌دانند که اهداف تکرارشده طی سال‌های متمادی در اسناد رسمی، نشریات حزبی، برنامه‌های آموزشی و سخنرانی‌های رهبران را کاملاً نوعی «سخن کم‌هزینه» (Cheap Talk) و فاقد معنا تلقی کنیم.

▪️ بنابراین، استدلال مقاله این نیست که «هرچه چین می‌گوید حقیقت دارد»؛ بلکه می‌گوید: «نمی‌توان با نادیده‌گرفتن کامل آنچه چین به‌طور مستمر و نظام‌مند می‌گوید، مقاصد این کشور را تحلیل کرد.»

نتیجه‌گیری اصلی مقاله

▪️ به‌گفتهٔ نویسندگان، چین آن قدرت انقلابی و توسعه‌طلبی نیست که روایت مسلط در واشنگتن تصویر می‌کند.

▪️ اولویت‌های اصلی چین عبارت‌اند از: تداوم رژیم، ثبات داخلی، توسعهٔ اقتصادی و تمامیت ارضی بر اساس تعریف تاریخی پکن.

▪️ مسائلی مانند تایوان، تبت، سین‌کیانگ، هنگ‌کنگ و قلمروهای دریایی موضوعات جدیدی نیستند؛ بیشتر آن‌ها بسیار قدیمی‌تر از حزب کمونیست و حتی جمهوری خلق چین‌اند.

▪️ با وجود افزایش سریع ظرفیت‌های چین، ادعاهای ارضی آن به همان نسبت گسترش نیافته‌اند.

▪️ بنابراین، نویسندگان معتقدند بنانهادن سیاست آمریکا در قبال چین بر آمادگی برای جنگ، مهار و جداسازی اقتصادی، اشتباهی راهبردی است.

▪️ صریح‌ترین داوری مقاله چنین است: اگر واشنگتن در تشخیص آنچه چین واقعاً می‌خواهد دچار اشتباه شود، ممکن است مشکلاتی را که وجود ندارند یا قابل مدیریت‌اند بزرگ‌تر کند و در بلندمدت، با فاصله‌گرفتن اقتصادی و دیپلماتیک از شرق آسیا، به منافع خود آسیب بزند.


Report Page