چرا سوریه به سوی دموکراسی نمی‌رود؟

چرا سوریه به سوی دموکراسی نمی‌رود؟

مجید شیعه‌علی

در علوم اجتماعی از قاعده‌ای به نام "سرایت" سخن می‌گویند. اثر سرایت تحولات سیاسی در یک کشور را به سایر کشورهای منطقه صادر می‌کند. در مدل کلاسیک آن اتقلاب‌های ۱۸۴۸ دومینووار کشورهای اروپایی را تغییر داد و در مدل اخیر آن موج بهار عربی تمام خاورمیانه و اروپای شرقی را تحت تاثیر قرار داد. یکی از دلایل اثر سرایت الگوگیری جوامع از یکدیگر است. با توجه به نزدیکی جغرافیایی سوریه و اتحاد سیاسی استبداد حاکم بر آن با حاکمیت در ایران و.‌‌‌‌.. قیاس این دو کشور رایج شده است. فارغ از اینکه سناریوی سوریه برای ایران تا چه حد قابل تکرار است، ابتدا باید بررسی کرد سوریه به کدام سمت می‌رود.

در ادامه شواهدی از گذارهای دموکراتیک و نسبت سوریه با این شواهد را بررسی می‌کنیم:


۱. انقلاب‌ها دموکراسی نمی‌سازند.

پژوهش‌گران مختلفی مثل هانتیگتون، چنووت، اشمیتر و اودانل، لویتسکی و وی و… به یک نتیجه یکسان رسیده‌اند. وقتی یک نظام سیاسی توسط جریان‌های مخالف با خشونت سقوط می‌کند، دموکراسی جایگزین آن نمی‌شود.

حال آن‌که سقوط حکومت بشار اسد حاصل نیرو گرفتن گروه‌های شبه‌نظامی است.

۲. دموکراسی در جوامعی که شکاف اصلی آن‌ها قومیت است متولد نمی‌شود.

هرچند در بسیاری از دموکراسی‌ها حتی در کشورهای توسعه‌یافته اروپایی با سطوح بالای دموکراسی شاهد شکاف‌های قومیتی هستیم، اما پژوهش‌گران بسیاری مانند لری دایموند، روستو و … به این نکته تاکید می‌کنند که اگر مسئله اصلی و شکاف اصلی در جامعه قومیت باشد آن کشور شانس کمی برای دموکراسی دارد.

حال آن‌که سوریه هم‌اکنون درگیر شکاف‌های بین کرد، علوی و اهل سنت است. و به طور کلی کشورهای جدا شده از عثمانی پس از جنگ جهانی دوم عموما فاقد هویت ملی هستند. و حتی شکاف‌های قدرت و ثروت هم با مذهب و قومیت منطبق شده است.

نقشه پراکندگی قومی در سوریه

۳. دموکراسی حاصل توازن قدرت جامعه و دولت است، در فقدان جامعه مدنی قوی دموکراسی ایجاد نمی‌شود.

بسیاری از پژوهش‌گران مانند عجم اوغلو و رابینسون، روشمیر و هوبر استفانز و استفانز معتقدند یک جامعه دارای سازمان‌های مدنی، صنفی و سیاسی قوی می‌تواند یک حکومت را دموکراتیک کند و در فقدان این توازن حکومت اقتدارگرا خواهد شد.

حال آن‌که شاخص جامعه مدنی سوریه نه تنها از جهان، بلکه از منطقه هم سطح پایین‌تری دارد. حتی از کشوری مثل مصر با سابقه تاریخی مشترک نیز پیش، در طول و پس از بهار عربی شاخص جامعه مدنی پایین‌تری دارد.

شاخص هسته جامعه مدنی برای سوریه، مصر و منطقه خاورمیانه

۴. بسیاری پژوهش‌گران در ادامه نظریه مارتین لیپست و به تایید او، معتقدند که نوسازی اقتصادی-اجتماعی یک جامعه زمینه‌های دموکراسی‌سازی در آن جامعه را فراهم می‌کند. در این مورد شاخص‌هایی مثل سرانه تولید ناخالص داخلی یا ملی، شاخص توسعه انسانی، میزان فراگیری ارزش‌های ابراز وجود و… را ملاک قرار می‌دهند.

حال آنکه، در تمامی این شاخص‌ها سوریه یکی از پایین‌ترین رتبه‌ها در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا را دارد.

نقشه شاخص توسعه انسانی(HDI) - رنگ آبی، نمره بالاتری دارد.

۵. مناطق دموکراتیک فشار دموکراتیک ایجاد می‌کنند و مناطق اقتدارگرا، اقتداگرایی را تقویت می‌کنند.

پژوهش‌گران موج سوم گذار به دموکراسی اجماع دارند، گذار کشورهای پرتغال و اسپانیا به دموکراسی تا حدی نتیجه فشار دموکراتیک در اروپا بود و برعکس کشورها در مناطق غیردموکراتیک شانس کمتری برای دموکراسی‌سازی دارند.

حال آن‌که کشورهای اقتدارگرای عرب منطقه که در سوریه نفوذ دارند یا با خرج پول نفوذ پیدا خواهند کرد تمایل به ایجاد یک حکومت دموکراتیک عرب در منطقه نخواهند داشت.

نقشه سطح دموکراسی انتخاباتی به نقل از v-dem (فرانسه در رتبه اول)

۶. سابقه دموکراسی یا انتخابات رقابتی تحت اقتدارگرایی‌ شانس برای دموکراسی‌سازی را افزایش می‌دهد.

اقتدارگرایی‌ها را به سه دسته کلی می‌شود تقسیم کرد. اقتدارگرایی‌های فاقد هرگونه انتخابات در سطح ملی که اقتدارگرایی‌های بسته است. اقتدارگرایی‌های دارای انتخابات، اما فاصله کاندیدا یا جریان پیروز بیش از ۳ برابر سایرین است که اقتدارگرایی هژمونیک خواهد بود. اقتدارگرایی‌های دارای انتخاباتی که رقابت انتخاباتی وجود دارد اما یا انتخابات بر سر جایگاه اصلی قدرت نیست یا انتخابات آزاد و سالم و‌ منصفانه نیست که اقتدارگرایی رقابتی است. در دهه‌های اخیر شانس گذار به دموکراسی برای اقتدارگرایی‌های رقابتی چندین برابر سایر اقتدارگرایی‌ها بوده.

حال آن‌که سوریه را نهایتا می‌شود یک اقتدارگرایی هژمونیک دانست. که فاقد هر گونه تجربه انتخابات نزدیک به رقابتی و دموکراتیک در سابقه خود است. و در هیچ بازه حتی محدودی از تاریخ خود دموکراسی را تجربه نکرده.

۷. و‌ پاسخ به یک نقد! انقلابیون سعی می‌کنند میانه‌روها را در قدرت نگاه دارند و احکام رادیکال اسلام‌گرایانه صادر نکنند. آیا این نویدبخش دموکراسی‌سازی نیست؟!

خیر، در بسیاری از انقلاب‌های اجتماعی مانند کوبا، روسیه، ایران و… در ابتدای انقلاب حتی جریان‌های لیبرال و دموکراسی‌خواه و یا دست‌کم میانه‌رو قدرت را در دست گرفتند اما مدت زیادی طول نکشید که حکومت تحویل تندروها داده شد. برخی از پژوهش‌گران این فرآیند را بخشی از سرنوشت انقلاب‌های اجتماعی می‌دانند.

بنابر تمام دلایل و شواهدی که گفته شد، تحولات اخیر سوریه را نمی‌توان گذاری به سوی دموکراسی پیش‌بینی کرد‌.


ــــــــــــــــــ

#سیاست

#صدای_نوین_خراسان

🆔 @VoNoKh

Report Page