VAMPIRE vs HUMAN
جیشولک
ببینید کیا اینجان!
سه تا جوجه فسقلی🤏🏽
سونگهون ، سونو ، نیکی اومدن مبعد برای دعا و البته خوش گذروندن ،،، بزنید بریم برای یه ولاگ دیگه!!!
آهنگ پیشنهادیِ امروز :: DRUNK-DAZED , ENHYPEN
[بابت کاور زشت عذرمیخوام ، پست خیلی یهویی شد ، بوس به شبمتون]
~~~~~~~~~~
وارد یه اتاقی میشن که با قیافهی سیگماطورانهی حاجآقا مواجه میشن

پسرا به گفتهی عمو نشستن
بعد اینکه خودشونو معرفی کردن حاجآقا گفت که اونهارو یکمی میشناسه و یکمی از آهنگاشونو گوش داده و از اونجایی که عمو شوخطبع تشریف دارن گفتن که خودشونم ومپایر هستن
عمو گفت که نوشیدنیهاشونو بخورن و لذت ببرن

از اونجایی که آهنگ موردعلاقهی عمو drunk dazad بود ، پسرا یک بخشی از اهنگ رو برای حاجآقا اجرا کردن


بعد از خوش گذروندن با عمو رفتن به یه اتاق دیگه و دراز کشیدن که یدفعهای یه خانم مهربون و ناز یه چیزایی که ازشون دود میاد رو روی شبم کوچولوی پسرا قرار داد و گفت که اینها مختص به ومپایرهاست


دوتا هیونگا دارن سر یچیزی بحث میکنن همونلحظه نیکی در خواب ناز به سر میبره(عادت کرده)

فیلمبردار عروسی موقع غذا خوردن وقتی میبینه دهنمو اندازه ۳ متر باز کردم

پسرا بعد لالا کردن و استراحت اومدن که شبم کوچولوشونو با غذایهای خوشمزه پر کنن

همین اول کاری بگم من از این عمو خیلی حس خوبی گرفتم خیلی لحن و تن صداش خوب و آروم و دلچسب بود و خیلی هم بامزه و قیقیلیه🤏🏽

سونو داشت خودشونو معرفی میکرد که عمو گفت میشناستشون و نیازی به معرفی نیست و این پسرا رو خوشحال و متعجب کرد!

پسرا حین غذا خوردن متوجه شدن که این عموی قیقیلی هم سن سونگهونه و براشون خیلی جالب بود و اینجا سونگهون رو داریم که داره ماه و روز تولدشو میگه و از عمو هم میخواد که بگه و عمو گفت که من سپتامبر به دنیا اومدم (یا نوامبر بود یا سپتامبر یادم رفت😭)

همگی غذاشون خوردن و تموم شد ولی سونو تازه سوپش مونده

با این نگاهی که این دوتا میکنن اگه من جای سونو بودم غذام تو گلوم میموند

بالاخره بعد از تموم شدن غذای سونو همگی از هم تشکر کردن
وارد اتاق بعدی میشن که به شدت اتاق سردیه..
فعالیتی که قراره انجام بدن اینطوریه که قراره ۱۰۸ بار به شکل به خصوصی تعظیم کنن که یه عموی دیگه داره بهشون توضیحات لازم رو میگه

اونقدر هماهنگن که آدم تعجب میکنه

نه به آزار سالمندان(سونگهون)

اون اتاقی که از سرما داشتن یخ میزدن حالا براشون انقدر گرم شده که دارن یه لایه از لباساشونو در میارن

سونگهون با کاپشن درگیره

خود عمو هم خسته شده نمیگه که ریا نشه ( اخه ۱۰۸ بار؟؟؟؟)

سونو هم گرمش شد و اونم کاپشنش رو درآورد

۱۰۸ بار تعظیم کردنشون به پایان رسید(بالاخره!)

حالا رفتن پیش دو تا عموی مهربون برای خداحافظی و تشکر

~~~~~~~~~~
جوجولکا امیدوارم شما تونسته باشید بخندین و شاد باشین..
این ولاگ رو هم دوستش داشته باشید
هی جوجولک! خیلی خوشگل میخندی پس همیشه بخند ، یادت نره!
راستی!
بوس به شبمت!!!