Unfair
Sao Siza@SKZ_lyric
زندگیم خیلی ناعادلانهست
همه منو به چشم یه هیولا میبینن
رویاهای من به کابوس تبدیل میشن
لطفا الان یه استراحت بهم بده
میخوام فقط خودم باشم
هیچکس نمیتونه واقعاً ببینه
انسان درون من رو
از وقتی تو به زندگیم اومدی
به من عشق بیقید و شرط رو یاد دادی
هر شب به این فکر میکنم که چطور نجاتم دادی
احساس میکنم فرشتهای از بالا فرستاده شدی
تنها چیزی که میبینم زیبایی درخشان توئه
امیدوارم بتونی انسان درون من رو ببینی
آیا عشق واقعی تو کسی خواهد بود که منو آزاد کنه؟
زندگیم خیلی ناعادلانهست
هنوز توی ناامیدی هستم
دقیقاً وقتی فکر کردم خدا
تمام دعاهای منو شنیده
بعد از اینکه تو رو رها کردم
و دیدمت که از در رفتی
خواستم بدونی
چقدر دوستت دارم
آره، زندگیم ناعادلانهست (آی!)
تنها زنی که دوستش دارم منو بیخبر گذاشت (بیخبر)
دارم به گلبرگهای خودم نگاه میکنم که یکی یکی میافتن
و تکهتکه
هیچ آرامشی توی قلبم حس نمیکنم
اما اون اشک
نمیتونم تحمل کنم، نمیتونم بگم میتونم صبر کنم
در حالی که تمام این درد رو از گاستون میکشم
پر از نفرت (آی)
فکر میکنم اینجا جاییه که قراره تو بارون بمیرم
اگر یک بار دیگه تو رو ببینم، میتونم سرنوشتم رو عوض کنم
نمیخوام دروغ بگم، هر روز و شب میخوام با تو باشم
دلم برای درخشش تو تنگ شده
از نور تو گرم میشم
نمیدونستم کجا برم
فکر کردم همه چیز رو از دست دادم
توی مبارزهام
همه جا تاریک بود
وقتی دیدم دیگه نمیبینم
تا اینکه تو نام منو در بارون صدا زدی
منو از افتادن نجات دادی
اما قبل از اینکه...
زندگیم خیلی ناعادلانه بود
تا وقتی تو رو ملاقات کردم، بل
وقتی قلبمو زنده کردی
منو از این جادو بیدار کردی
تا وقتی که الان با تو هستم
دارم خود واقعیام رو حس میکنم
داستانی به قدیم، آهنگی به قدیم