Triad
Melo~• Shan Chu
سالها همه از او حساب میبردند، تا روزی که خودش تصمیم گرفت بازی را تمام کند. قدرتش را به نفر بعدی سپرد و بیسروصدا ناپدید شد؛ تنها چیزی که از او ماند، یک صندلی خالی در اتاقی بود که هیچکس جرئت نشستن روی آن را نداشت.
~• Fu Shan Chu
همیشه یک قدم پشت سرِ رهبر بود و بالاخره همان یک قدم کار دستش داد. وقتی درون سازمان شکافی ایجاد شد، او اولین کسی بود که کنار گذاشته شد؛ چند سال بعد، جسدش در شهری دیگر پیدا شد و پروندهاش بدون هیچ توضیحی بسته شد.
~• Heung Chu
مردی که بیشتر از مشت، با کلمات کارش را پیش میبرد. وقتی دو جناح به مرز جنگ رسیدند، تنها کسی بود که توانست بینشان صلح برقرار کند؛ بعد از آن شب، برای همیشه از سازمان کنار کشید و دیگر کسی از او خبری نشنید.
~• 438 Sin Fung
سالها وظیفهاش این بود که اولین نفر وارد خطر شود. یک شب اما خودش تبدیل به هدف شد؛ گلولهای که برای دیگری شلیک شده بود به او خورد و همانجا همهچیز تمام شد.
~• 415 Pak Tsz Sin
مغز پشت قراردادها و حسابها بود و فکر میکرد همیشه یک قدم جلوتر از همه است. تا اینکه یکی از پروندههای قدیمیاش بالاخره باز شد؛ او معاملهای با پلیس کرد، زنده ماند و با هویتی تازه از هنگکنگ رفت.
~• 426 Hung Kwan — نفر اول
در درگیری داخلی، همه انتظار داشتند طرف یکی از جناحها را بگیرد؛ اما او هیچکدام را انتخاب نکرد. همان شب شهر را ترک کرد و سالها بعد در جایی دور، یک رستوران کوچک باز کرد؛ هیچکس نمیدانست صاحب آرام آنجا زمانی چه کسی بوده.
~• 426 Hung Kwan — نفر دوم
وفاداری برایش از جانش مهمتر بود. وقتی یکی از افراد بالادستش خیانت کرد، او مسئولیت کار را گردن گرفت تا اسم دیگری وارد پرونده نشود؛ آخرین بار او را پشت درهای دادگاه دیدند، در حالی که حتی یک کلمه هم علیه سازمان نگفت.
~• 432 Cho Hai
همیشه بین آدمهای مهم رفتوآمد میکرد و هیچکس جدیاش نمیگرفت. شاید همین باعث شد زنده بماند؛ وقتی سازمان از هم پاشید، او تنها کسی بود که تمام راههای فرار را بلد بود و قبل از اینکه کسی بفهمد، ناپدید شد.
~• 49 Chai — نفر اول
تازهواردی بود که فقط میخواست جای خودش را پیدا کند. بعد از اولین مأموریت، فهمید این زندگی چیزی نیست که میخواهد؛ یک شب پولهایش را برداشت، همهچیز را رها کرد و دیگر برنگشت.
~• 49 Chai — نفر دوم
قرار نبود کسی مهم باشد، اما یک اشتباه کوچک باعث شد بیش از چیزی که باید بداند. چند روز بعد ناپدید شد و هیچوقت مشخص نشد فرار کرده یا کسی مطمئن شده که دیگر نمیتواند حرف بزند.