Track "Inward" by Jun
@junhuiwenisروی سطح دریاچه موجهایی شکل میگیرن
ردپای نور ماه رو درهم میشکنه
میان سایههای شکسته و لرزان، آهی به گوش میرسه
باید چیکار کنم، چیکار کنم
تا بتونم سکوت و آرامش گذشته رو دوباره پیدا کنم؟
دل ناتوانه، تن بیقرار و بیپناه، روح بیپناه
چطور میتونم این خشم رو فروبنشونم؟
کی میتونه بهم بگه، کی میتونه بهم بگه؟
باد سرد کمکم شدیدتر میوزه، برگهای ریخته غمانگیزن
پیدا کردن زادگاه سخته، دیگه زمان بازگشتی نیست
راه پیش رو باید به کجا بره؟ (کجا، کجا)
همهی رویاهای شیرین فقط حباب بودن (حباب، حباب)
باد و بارون تنم رو درهم کوبیدن و ناامیدانه روی زمین افتادم
دیگه نمیتونم رد راه پیش روم رو ببینم
خاطرات گذشته یکییکی دوباره زنده میشن (دوباره زنده میشن)
ذرهذره همهی افکار و احساسات خاموش میشن (همه خاموش میشن)
فقط آه میکشم، هر طرف رو که نگاه میکنم همهچیز مبهمه، هیچ ردی ازشون دیده نمیشه
و رسیدن بهشون انگار هیچ پایانی نداره
اوه، اوه, اوه
درخشش ستارههای سراسر آسمون روی سایهی تنهای من میتابه
مه جلوی چشمام رو گرفته و پیدا کردن راه سخته
در مرداب گرفتار شدم و دیگه نمیتونم از تصمیمم برگردم
نیمی از عمرم رو مثل یه زندانی گذروندم و بیهوده خودم رو فریب دادم
غم و اندوه کمکم شکل میگیره، بارون ریز پیوسته میباره
ابهامهای گذشته رو نمیتونم از ذهنم بیرون کنم
جواب کجا پیدا میشه؟ (کجا، کجا)
حقیقت بیصدا ناپدید شده (ناپدید شده، ناپدید شده)
تمام وابستگیها و وسواسهای بیشمارم به یه بنبست تبدیل شدن
و فقط ویرانیای که جلوی چشمامه باقی مونده
خودم رو سرزنش میکنم که از پسش برنیومدم (برنیومدم)
چطور باید حقیقت رو پیدا کنم؟ (حقیقت)
نمیتونم خوب و بد، علت و معلول، درست و غلط، موفقیت و شکست رو از هم جدا کنم
چطور میشه تعریفشون کرد؟
همهچیز رو به نیستی بسپارم (به نیستی، به نیستی)
بذار همهچیز محو و نابود بشه (محو بشه، محو بشه)
وقتی همهچیز بالاخره به خاکستر تبدیل بشه و به پایان برسه
دیگه کی قراره راضی باشه؟
خشم شعلهور در قلبم، در نهایت هم خاموش نمیشه (در نهایت خاموش نمیشه)
اما هنوز امیدوارم جایی برای دوباره متولد شدن پیدا کنم (کجا، کجا)
به عقب نگاه نکن، در مسیر جریان پیش برو، به هیچکدوم از دو ساحل دست نزن
تا در نهایت همهچیز روشن بشه