Today

Today

𖥔 ִ.𓄼 ࣪ ꞌꞋ ࣪𓂃 ִֶָ🤍

خب قبل اینکه دیشب رو بگم یه اتفاق توی روز قبلش که یادم رفته بود بگم:(

قبل اینکه بریم بیرون عکسای دبستانمو دیدم و خیلی خیلی حس خوبی بود تغییر ها و گاهی دیدن اینکه الان سه سال با اون روزا فرق دارم.. این حس قشنگی بهم میداد

و برای دیشب، خب میدونین اولش اتفاقی نیوفتاد شب بود خوابیدم بیدار شدم ولی بعدش خیلی قشنگ بود برام. صبح پاشدم که برم واکسن بزنم، واکسن زدم برگشتم خونه و گوشی دستم گرفتم بازم با نرگس و ناگت حرف زدم و دستم درد نمی‌کرد، داشتیم توی یه چنل راجب چیزای مختلف که از امید و ایمان و پیشرفت و دین و سیاست بود حرف میزدیم و خیلی خوش می‌گذشت که متوجه ‌شدم یکی از ادمینای مورد علاقه ام جوین شده و اینجوذی بودم کهه رو ابرامم و بعدش یه نفر دیلیای مورد علاقه امو خواست منم گفتم و اونایی که جوین دیلیم بودن منم گفتن و واقعا حس خوبی بهم دست داد تازه یه ادمین مورد علاقه دیگه هم جوین شد و میدونین چیشدددد دیلیم به صد رسید و حس قشنگ بیشتر و بیشتر میشد:>>

بعدشم شب با ناگت و نرگس و ماوهی و الهه و ایلا مافیا بازی کردیم که وایی چقدر حال داد بعد مدت ها و بومبب امروز تموم شد.

Report Page