Time for us 2

Time for us 2

Blue sign

هنوز فکر بوسیدن لب های جیک، اون هم درست وقتی که داشت خیلی صحبت میکرد رو به یاد داشت، آهی کشید و دستش رو روی گردنش کشید و دستش که پایین تر اومد دکمه ی اول رو باز کرد و بعد از باز کردن دکمه ی دوم پیرهنش متوقف شد، دستش رو پایین آورد و بدون حرکتی همونطور موند 


تا عصر زمان زیادی مونده بود، پس میتونست نوشیدنی بیشتری بدون توجه به میزان ظرفیتش بنوشه، شیشه ی ودکا رو به دست گرفت و بیشتر نوشید و این بار بیخیال دوباره نوشیدن شد، نباید بوی الکل میداد، سمت حموم رفت و دوش رو باز کرد و دوش آب سردی گرفت و دوباره سمت کاناپه رفت، موبایلش رو که به دست گرفت پیام جیک رو روی صفحه دید


"برای شام دوست داری چی بخوری؟"


مهم بود؟ نه تا وقتی که هیسونگ تنها حضورش رو میخواست


"پیتزا"


ایموجی لایکی براش ارسال شد و هیسونگ بلافاصله موبایل رو روی کاناپه گذاشت، ساعت همینطور گذشت و هیسونگ بیشتر داغ شدن بدنش رو حس میکرد، روی کاناپه دراز کشید و به محض نیازش به آب بلند شد و سمت آشپزخونه حرکت کرد


لیوان آبی برای خودش پر کرد و بعد از نوشیدنش حس بهتری پیدا کرد، همین لحظه، صدای زنگ خونه اش به گوشش رسید و بعد از کمی مکث سمت در حرکت کرد و در رو باز کرد 


جعبه پیتزایی جلو اومد و سپس جیک بود که تکخنده ای کرد و داخل خونه شد، همونطور که داشت کفش هاش رو در میاورد به خونه نگاهی انداخت و سپس صاف ایستاد و نگاهش رو به هیسونگ داد، لحظه ی اول متوجه مست بودنش شد ولی به روش نیاورد و همراه هیسونگ داخل شد 


-پپرونی گرفتم، دوست داری؟ هرچند اگه دوست نداشته باشی هم عاشق این یکی میشی 


هیسونگ نیشخندی زد و جعبه رو از دست جیک گرفت و روی اپن گذاشت 


+دوست دارم 


-خب عالی شد

نگاهی به سر تا پای پسر انداخت و نیشخندی زد، اون هودی مشکی واقعا بهش میومد


-خونه ی قشنگی هم داری، مثل خودت 


هیسونگ تیکه ای از پیتزا برداشت و گازش زد، درست همین موقع دست جیک روی شونه اش قرار گرفت و با کمی نزدیک شدن بهش با لحن آرومی گفت 


-چطوره؟ 


جیک از فاصله ی کمی که بینشون بود خبر داشت؟ بدون اینکه پیتزا رو بجوه قورتش داد و کمی خودش رو کنار کشید 


+خوشمزه‌ست 


-معلومه! 


دست جیک پشت گردنش قرار گرفت و تیکه پیتزایی رو برداشت، انگشت هاش رو همزمان بین موهای هیسونگ برد و پیتزا رو گاز بزرگی زد، جیک بدون حرفی فقط از خوردنش پیتزا لذت برد و دستش همچنان بین موهای هیسونگ بود، جیک نیم نگاهی به هیسونگ کرد و درست لحظه ای که چشم تو چشم شدن نزدیک تر شد 


-چطوره مزه ی لب هات رو تست کنم؟ 


هیسونگ آب دهنش رو قورت داد و درست همین لحظه لب های جیک روی لب هاش قرار گرفتن، جیک تیکه پیتزا رو توی جعبه گذاشت و بدنش رو به بدن هیسونگ چسبوند و همین حین تیکه پیتزا از دست هیسونگ افتاد و دست هاش رو به کمر جیک رسوند و به بوسه سرعت بیشتر بخشید 


صدای خیس بوسه اشون در سکوت خونه مشهود بود، هیچکدوم از بوسیدن دیگری دست برنمیداشت و با ولع یکدیگر رو میبوسیدن، جیک کمی عقب کشید و همزمان با نفس نفس زدنش نیشخندی زد و به آرومی انگشت هاش رو بین موهای هیسونگ کشید 


-حالا بگو مست جلوم ظاهر شدن یعنی چی؟ 


+چی؟ 


جیک سرش رو تکون داد و بوسه ای روی گونه اش گذاشت و دستش رو پشت گردنش گذاشت و بوسه های متعددی روی صورتش گذاشت و عقب کشید 


-همینو میخواستم، میخواستم مطمئن شی که من هم میخوامش 


هیسونگ دستش رو روی کمر جیک گذاشت و اون رو نزدیک به خودش نگه داشت 


+من براش.. استرس داشتم 


-استرس چی؟ وقتی دیدی من موندنت رو میخوام؟ 


+خب من همچین برداشتی نداشتم.. 


جیک لبخندی زد و دستش رو روی گونه ی هیسونگ گذاشت و نزدیکش آورد، هیسونگ کمی سرش رو کج کرد و بوسه ای روی کف دستش گذاشت و در ادامه، انگشت هاش رو پشتش کشید و سرش رو جلو و به سمت گردنش برد، بوسه های متعددی روی گردنش گذاشت و قسمتی از گردنش رو لیس زد، همون قسمت رو مک آرومی زد و کشیده شدن عضو جیک به عضوش رو حس کرد


هیسونگ هم تکرارش کرد و عضوش رو به عضوش کشید و صدای جیک رو در آورد، پوزخندی زد و در ادامه هردو دستش رو روی کمر جیک گذاشته و همزمان با مارک های ریز و درشتی که روی گردنش میذاشت سمت اتاقش حرکت کرد و به محض رسیدن به تخت جیک رو روی تخت هل داد و روی بدنش قرار گرفت، دستش رو سمت پیرهن راه راه جیک برد و یقه اش رو کشید و به چشم هاش که خیره شد لبخند محوی زد 


+میتونم؟ 


جیک سرش رو تکون داد و دست هاش رو تکیه گاهش قرار داد و همین حین هیسونگ پیرهنش بو از تنش خارج کرد، انگشت هاش رو از بالای سینه هاش تا روی شکمش کشید و سرش رو خم کرد و بوسه ای روی شونه اش گذاشت 


بوسه های متعددی روی بدنش گذاشت و انگشتش رو روی نیپلش کشید، دورانی چرخوندش، روی سینه اش مارک گذاشت و دستش رو از روی سینه اش به سمت عضوش برد و آروم لمسش کرد و جیک برای اولین بار هیجانی رو در بدنش حس میکرد که حاصل از لمس شدن و بوسیده شدنش توسط هیسونگ بود 


-باید عجله کنی.. 


+عجله برای پسر کوچولو خوب نیست 


دست هیسونگ از روی عضوش به سمت زیپش رفت و پایین کشیدش، دکمه اش رو باز کرد و شلوارش رو از تنش خارج کرد و کمی پایین رفت و پاهای جیک رو از یکدیگر فاصله داد و بین پاهاش قرار گرفت 


بوسه ای روی قسمت داخلی رون پاش گذاشت و قسمتی رو مارک کرد، جیک به قدری بوسیدنی و خواستنی بود که هیسونگ بدون هیچ عجله ای فقط میبوسیدش و روی بدنش مارک میذاشت 


جیک دستش رو روی دهنش گذاشت، چون نمیدونست چرا از همین حالا میخواست ناله کنه، هیسونگ نیشخندی زد و قسمتی نزدیک به عضوش رو لیس زد و در قدم بعدی دستش رو سمت باکسر جیک برد و پایین کشیدش


آروم و بدون عجله بود، تمام حرکاتش، باکسرش رو که پایین کشید انگشت هاش رو داخل دهنش برد و به خوبی با زبونش خیسشون کرد و خارجشون کرد، نیم نگاهی به جیک کرد که جیک کمرش رو بالا داد و منتظر حرکت بعدی هیسونگ موند 


+مراقبم خیلی دردت نیاد


هیسونگ یکی از انگشت هاش رو داخل برد و بعد از داخل کردن دومی به آرومی حرکتشون داد، جیک حس عجیبی داشت، بیشتر میخواست اما همین هم بهش لذت میداد، هیسونگ انگشت هاش رو کامل خارج کرد و دوباره داخل پسر کرد، مچ پاش رو بوسه ای زد و خودش رو کنترل کرد که به پسر آسیبی نرسه، نیاز داشت که خودش داخل پسر باشه اما فعلا نه 


انگشت هاش رو از داخل پسر بیرون آورد و دستش رو سمت شلوار خودش برد و از تنش که خارج کرد، چند باری روی حفره ی پسر کشیدش و با برگشتن به بالا، همونطور که عضوش رو به حفره اش میکشید دست هاش رو گرفت و انگشت هاش رو بین انگشت های پسر جا داد 


بوسه ای روی لب هاش گذاشت و با گذشت زمان باکسرش رو پایین کشید و با انگشت هاش دوباره ورودی پسر رو آماده کرد، عضوش رو روی حفره ی جیک تنظیم و به داخل هدایتش کرد، جیک ناله ی بلندی کشید و بلافاصله به کمرش قوسی داد و خودش رو پایین تر کشید 


-بجنب.. لطفا، حسش خیلی خوبه.. 


هیسونگ کمرش رو تکون داد و صورتش رو به صورت جیک نزدیک کرد، بوسه ای روی پیشونیش گذاشت و پاهاش رو روی شونه هاش گذاشت، با گذشت بیشتر زمان هیسونگ سرعت ضربه زدن داخلش رو بیشتر کرد و مستقیم به پروستاتش ضربه زد، جیک هم با حرکات هیسونگ خودش رو هماهنگ کرده بود و لذت دو چندانی بهش وارد میشد


پیچشی زیر شکمش حس میکرد که هر لحظه بیشتر میشد و صدای ناله هاش از لذت اتاق رو پر کرده بود، در نهایت با ضربه ی دیگه ای به ارگاسم رسید و صداش قطع شد و حالا تنها صدای نفس نفس زدنش میومد 


+جیک.. منم نزدیکم 


هیسونگ قبل از اینکه به ارگاسم برسه بهش خبر داد و با چند ضربه ی دیگه داخلش به ارگاسم رسید، روی تخت کنار جیک خودش رو انداخت و نیشخندی زد 


+فوق العاده بود 


جیک به هیسونگ خیره شده بود که هیسونگ سمتش چرخید و دستش رو زیر سرش گذاشت 


+تجربه ی اولت با من بوده


-و تو؟! 


جیک با خشم پرسید و هیسونگ آب دهنش رو قورت داد و سرش رو روی سینه ی جیک گذاشت


+اون مسخره بود 


جیک لبخندی زد و دستش رو روی موهای هیسونگ گذاشت و انگشت هاش رو بین موهای هیسونگ برد


-قبوله 


جیک با به یادآوردن چیزی تکخنده ای کرد و بلافاصله با چشم های هیسونگ که بهش خیره بودن مواجه شد 


-استرس داشتی، حالا استرست برطرف شد؟ 


+آره، حالا میتونم همیشه اینطوری استرسم رو برطرف کنم 


-دیوونه

Report Page