Thread on US and Israel War Against Iran- Incomplete (Parts 1 to 23)
Mehdi Kharratiyan,رشتهتوئیت درباره جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران - دردست تکمیل (بخشهای ۱ تا ۲۳) مهدی خراتیان
تحلیلی از۴ هفته جنگ تحمیلی ایالات متحده و اسرائیل علیه ملت ایران؛ بدون شک ایران در یکی از مهمترین برهههای تاریخ خود قرار دارد و البته همانطور که در ادامه توضیح داده خواهد شد، این جنگ اگرچه در همان ساعات اولیه ماهیت منطقهای یافت، اما ابعاد آن بسرعت جهانی گردید و به جرات میتوان گفت که نه فقط نظم منطقه خاورمیانه، بلکه بسیاری از معادلات مهم بین المللی دراین جنگ دستخوش تغییرات مهمی خواهد گردید.
در این نوشتار مفصل، که نوشتن آن دهها ساعت به طول خواهد انجامید، تلاش خواهد شد ابعاد سیاسی، نظامی و اقتصادی یکی از مهمترین جنگهای تاریخ معاصر تبیین شده و چشم اندازها و سناریوهای محتمل بر مبنای داده های کمی و کیفی برای مخاطب ترسیم شود.
در این نوشتار نشان خواهیم داد که ترامپ چگونه با فشار بیسابقه لابی اسرائیل و تحریک جاه طلبی وی توسط جناح برتری طلب حزب (Primacist) و با به حاشیه رفتن دو جریان انزواگرا و اولویت گرا پس از عملیات ویژه در ونزوئلا، در سوء محاسبهای عظیم جرقه جنگی را روشن کرد که عاقبت آن نه فقط آینده سیاسی وی و جریان ماگا و حزب جمهوریخواه، بلکه سرنوشت ایران و سه حوزه ژئوپولتیک خاورمیانه، یوروآتلانتیک و ایندوپاسیفیک را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در این نوشتار نشان میدهیم روند جنگ حاکی از سوء محاسبه ترامپ در حوزههای زیر است:
۱. سوء برداشت از وضعیت گسلهای اجتماعی ایران و وضعیت استقرار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران
۲. خطای محاسباتی از توان و اراده تهران در تصعید افقی جنگ و شعله ور کردن جنگ منطقهای
۳. کم برآوردی کم و کیف توان آفندی و موشکی ایران
۴. کم برآوردی توان نیروی دریایی خصوصا بال موشکی آن
۵. کم برآوردی از اراده تهران جهت مسدود کردن تنگه هرمز
۶. کم برآوردی از توان نیروی زمینی در مهار گروههای معارض تجزیه طلب و مهار التهاب در کردستان عراق و سایر مناطق حساس
۷. کم برآوردی از توان بازسازی شده حزب الله و شعله ور شدن مجدد جبهه شمالی اسرائیل
۸. کم برآوردی از واکنش بازارهای مالی به جنگ زیرساختی در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز
۹. عدم درک از سازمان رزم نیروهای مسلح ایران و تاب آوری آنها در برابر حذف و ترور فرماندهان
در ادامه تلاش خواهد شد ابعاد مختلف این جنگ پیچیده شکافته شده و چشم اندازی از آینده آن ارائه شود.
نگارش مطالب بسیار زمان میبرد. پیشاپیش از صبر و حوصله شما سپاسگزارم./۱

برای آغاز تحلیل مقدمتا باید به این نکته بازگشت که آتش بس صورت گرفته میان ایران و اسرائیل، آتش بسی شکننده بود؛ چرا که براساس همه شاخصها همه اطراف نبرد نتوانسته بودند به اهداف خود به شکل کامل دست یابند و همگی در تلاش بودند آمادگی خود را بشکلی بالا ببردند/۲
Unroll available on Thread Reader
و برای جنگی محتمل و بزرگ آماده آماده شوند. در این میان میتوان ادله بسیاری اقامه کرد که حداقل بخش مهمی از اطرافیان ترامپ راغب به این جنگ نبودند، اما فشار بی امان لابی اسرائیل چه قبل از جنگ ۱۲ روزه و چه پس از آن، جریانهای مخالف جنگ را شدیدا به حاشیه راند./۳
Unroll available on Thread Reader
اقدام نابخردانه ترامپ برای جنگ با ایران آنچنان از واقعیات میدانی و ملاحظات سیاست داخلی آمریکا فاصله دارد که چارهای برای تحلیلگران باقی نمیگذارد مگر آنکه وزن بالایی برای نظریه اخاذی نتانیاهو از ترامپ قائل شوند، امری که پیشتر در کیس پولارد رخ داده بود./۴
ما پیش و پس از جنگ ۱۲ روزه مستند به ادله متعدد نشان دادیم که ورود ایالات متحده به جنگ تعرفهای سطحی از عدم اطمینان اقتصادی را در بازارهای مالی آمریکا ایجاد کرد که اگرچه به تنهایی قابل کنترل بود اما با شوک نفتی قابل جمع نبود و از همین رو بود که ترامپ/۵
Unroll available on Thread Reader
در فرایند جنگ ۱۲ روزه ورود مستقیم کوتاهی داشت که با ظهور علائم اولیه شوک ریسک پریمیوم به قیمت نفت و رسیدن قیمت برنت به ۷۸ دلار، بسرعت از آن خارج شد؛ این مساله تابعی از دعوای نرخ بهره با پاول از یکسو و روانشناسی سیاسی ترامپ و حساسیت وی به قیمت نفت بود./۶
همچنین دیدیم که وضعیت صنعت شیل آمریکا در چند سال اخیر تفاوتهای بنیادینی با چند سال گذشته کرده و این صنعت برغم تامین نیازهای داخلی آمریکا، توان پاسخگویی به شوکهای عرضه جهت تعدیل قیمت نفت را ندارد و تنها میتواند دسترسی فیزیکی آمریکا به نفت را تضمین کند./۷
موانع ترامپ برای آغاز جنگ تنها به نفت محدود نبوده و نیست و وضعیت نامناسب ترامپ در نظرسنجیها و افت شدید شاخص اعتماد مصرف کننده و پیروزی دموکراتها در انتخابات شهرداریها و از همه مهمتر تشدید شکاف در جریان ماگا ناظر به پرونده اسرائیل پس از ترور چارلی کرک/۸
و افزایش نفوذ کلام امثال فوئنتس موانعی مهم بودند. لابی اسرائیل ضمن شناسایی این موانع، با سازماندهی و تقویت شورش اقتصادی در ایران موفق شد اغلب این موانع را به حاشیه رانده، زمینههای لازم برای مشروعیت بخشی به اقدام نظامی علیه ایران را فراهم کند./۹
نکته مهم در مورد جنگ اخیر ایران و آمریکا آن است که از حیث شوک ریسک ژئوپولتیک (GPR) بالاتر یا همتراز جنگ اوکراین است و انتظار اینکه این شوک بتواند بازارهای مالی جهان را به همان اندازه تحت تاثیر قرار دهد - همانطور که شوک جنگ اوکراین و جهش قیمت نفت در ۲۰۲۳ آثارش را نشان داد - چندان دور از انتظار نیست و در ادامه این را نشان خواهیم داد./۱۰

ویژگی این جنگ آن است که از لحاظ شاخص تهدید ریسک ژئوپولتیک (GPT) در تراز بالاترین تهدیدات تاریخ معاصر قرار دارد و از جنگ ۱۲ روزه به مراتب بالاتر است و از همین جهت بشکل بالقوه میتواند تاثیرات شدیدی بر بازارهای مالی جهان بگذارد./۱۱

پیشتر در مورد شوکهای GPT توضیح داده شد که آثار این شوکها بعضا از شوکهای ناشی از عمل شدیدتر است و با توجه به ماهیت منطقه ای جنگ و تهدیدات زیرساختی و انرژی در منطقه خاورمیانه، در صورتیکه تهدیدات معتبر تلقی شوند، شوک به بازارهای مالی شدید خواهد بود./۱۲
پیشتر نشان داده شد که میان شاخص GPR و شاخص ناپایداری SPX یا همان VIX در صورتیکه شوک GPR قابل توجه باشد، سطحی از همبستگی وجود دارد، اما متاسفانه به دلیل سیاست بیش از حد خویشتندارانه تهران پس از ۷ اکتبر، این ارتباط ناظر به جنگ ایران تا حد زیادی تضعیف شد./۱۳
Unroll available on Thread Reader
به عبارتی همانطورکه پیش از جنگ ۱۲ روزه هشدار دادیم، بازارهای مالی برغم بالا دانستن احتمال جنگ منطقه ای در خاورمیانه توجه کمی به آن داشته و آنرا فاقد اثر جدی بر روندها میدانستند که این امر ناشی از هضم شوک ۷ اکتبر بدون تاثیر بر امنیت انرژی خاورمیانه بود./۱۴
Unroll available on Thread Reader

لذا جنگ ۱۲ روزه در حالی واقع شد که تاثیر چندانی بر بازارهای مالی جهان نگذاشت. اما در مورد جنگ اخیر وضع کمی متفاوت است و به نظر میرسد بازارها در نقطهای قرار دارند که به این جنگ به چشم نقطه عطف بنگرند، اما نمودارها نشان میدهد که جنگ اوکراین توجه بیشتری را به خود جلب کرده و هنوز باید زمان بگذرد تا آثار این جنگ خود را کاملا به بازارها تحمیل کند./۱۵

تا اینجای کار متوجه شدیم که ترامپ در آستانه یک دو رویداد مهم جام جهانی ۲۰۲۶ وانتخابات سرنوشتساز میاندورهای، ریسک بسیار بزرگی کرده است. اطلاعات جدید نیویورک تایمز تایید میکند که تحلیلهای سازمانهای نظامی واطلاعاتی آمریکا و حتی آمان یعنی اطلاعات ارتش اسرائیل در تصمیمات ترامپ عملا موثر نبوده و ترامپ بر مبنای برآوردهای موساد وبارنیا ونتانیاهو و با برآورد شورش بزرگ سراسری در ایران وارد جنگ شده است./۱۶

اطلاعات جدید نشان میدهد که ترامپ با تحریک نتانیاهو جهت انتقام ترورهای نافرجام وی و پس از رسیدن اطلاعاتی مبنی بر امکان ترور همزمان رهبر انقلاب و جمعی از نظامیان در بیت رهبری و با برآورد «زدن راس سیستم مساوی با سقوط سیستم» تصمیم خود را در ۴۸ ساعت منتهی به جنگ نهایی کرده است./۱۷

افزون بر موارد فوق ترامپ روی شورش گروههای تجزیه طلب کرد حساب قابل توجهی باز کرده بود وبر اساس اطلاعات، این گروهها خود را برای حمله مستقیم به تهران هم آماده کرده بودند. آمادگی بیسابقه نیروهای زمینی ایران در مرز و تهدید سران اقلیم توسط ایران مبنی بر اینکه هر گونه کنش نظامی گروههای معارض کرد به منزله اعلام جنگ اقلیم به تهران و موجی بمباران شدید زیرساختهای دولت اقلیم خواهد شد، معادلات را در دقیقه ۹۰ تغییر داد./۱۸

مساله حمایت از گروههای تجزیه طلب آنچنان جدی بود که ترامپ در پاسخ خبرنگاری که پرسید «آیا نقشه ایران پس از جنگ مشابه قبل خواهد بود» پاسخ داد: «احتمالا خیر». این امر نشان میدهد که نظریاتی که در مورد ماهیت این جنگ توسط عده ای ترویج شد، چقدر مهمل بوده است./۱۹
خبر همزمان باراک راوید و فاکس نیوز مبنی بر آغاز شدن حمله زمینی توسط اکراد مسلح به مرز ایران، و سپس پاک کردن این توییت نشانگر آن است که چراغ سبز حمله توسط واشنگتن صادر شده بود اما بمباران بی امان مقر گروههای کرد معارض توسط نیروی زمینی سپاه و ارتش و همچنین تهدید گروههای همسوی عراقی علیه کردها و ارسال پیامهای بیسابقه تهدید آمیز تهران و همکاری ترکها با تهران، این حمله زمینی را در حالیکه گروههای مسلح در مرز ایران قرار داشتند ناکام گذاشت ویکی دیگر از برآوردهای ترامپ را ناکام کرد./۲۰

ما بارها قبل از جنگ هشدار دادیم که نقش موساد و گروههای کرد مسلح در حوادث تلخ ۱۸ و۱۹ دیماه، نشانگر طرحی بزرگ برای تجزیه کشور در میانه جنگ از جانب غرب و سپس از سمت بلوچستان است، که متاسفانه جماعت نادان ویرانی طلب هرگز این هشدارها را درک نکردند./۲۱
خطای دیگر ترامپ که در ادامه نشان خواهیم داد ناشی از اطلاعات نادرست ارتش اسرائیل بوده، دستکم گرفتن توان موشکی ایران بوده است. ترامپ در سخنرانی خود در آغاز جنگ در ۲۸ فوریه علاوه بر مساله هسته ای، به نابودی توان موشکی ایران به عنوان یکی از اهداف اشاره کرد./۲۲
ترامپ در مورد توان موشکی ایران دو موضع متعارض دارد؛ از یک طرف با بزرگنمایی برد موشکهای ایرانی و این ادعا که به زودی برد این موشکها به خاک آمریکا خواهد رسید - ادعایی که از جانب جامعه اطلاعاتی آمریکا حمایت نمیشد - تلاش کرد حمله به ایران را برای جامعه آمریکایی موجه کند. از طرف دیگر توان موشکی ایران را بسیار سطحی ارزیابی میکرد که میتوان آن را ظرف چند روز از میان برد./۲۳