The little things
𝑽𝒂𝒏𝒊𝒚𝒂
⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹
The Little Things
↬ Translators: #Vaniya
↬ Edit & Timeline: #Vaniya
⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹⇹
وقتی پرده رو کنار میزنم، تو اونجایی
زیر نور خورشید میرقصی
منو که میبینی با دست کوچیکت
بهم صبح بخیر میگی
تو یه صورت فلکی تو قلبم جا دادی
دردی شیرین داره
و حتی فردایی عادی هم
هیجانانگیز به نظر میرسه اوه، اوه
بیا دست تو دست هم قدم بزنیم
روی اشکال ابرهای سرگردون اسم بذاریم
درون این مه غیرعادی غلیظ
میچسبیم به هم تا راهمون رو گم نکنیم
بیا قدم بزنیم (×3)
حرفهای بیمعنی بزنیم (×3)
بیا قدم بزنیم (×3)
حرفهای بیمعنی بزنیم (×3)
تا فردا از راه میرسه
نگران نباش
آسمون شب پر از ستاره رو
تمام شب برات روشن نگه میدارم
نمیدونم چرا
ولی حس عجیبی دارم
سرت رو روی بازوی من بذار
تموم شب چشمهات رو به چشمهام قفل کن
بیا دست تو دست هم قدم بزنیم
روی اشکال ابرهای سرگردون اسم بذاریم
درون این مه غیرعادی غلیظ
میچسبیم به هم تا راهمون رو گم نکنیم
بیا قدم بزنیم (×3)
حرفهای بیمعنی بزنیم (×3)
بیا قدم بزنیم (×3)
حرفهای بیمعنی بزنیم (×3)
ما قطعا تا ابد همینطوری خواهیم موند
درست همینطوری که الان هستیم
این روز رو تا آخرین نفس به یاد میسپرم و وقتی که برم
خاطرات با هم بودنمون رو با خودم میبرم
دوو- دوو- دوو- دوو
خوشبختی از همین چیزهای کوچیک میاد