The legend next door CH7
auhypen 𓂃 🍒
✿ چپتر هفتم : پارک سونگهون
تا حالا حدوداً ۵۸۶ یارد¹ پرده کشیدم، ولی هنوز یه پنجره مونده. همون آخریه که کنار تختمه.
خونهی جونگسونگ دوباره مثل دیشب روشنه. امشب روی کاناپه نیست. یا حداقل 'دیگه' نیست.
تا یکم قبل اونجا بود، بعد یهو از جاش پرید، انگار یه چیزی یادش افتاده باشه و رفت تو یه اتاق کنار اتاق خوابش.
احتمالا دستشویی یا اتاق پرو لباس بوده؟
وقتی دوباره پیداش میشه، لباساشو عوض کرده. یه ست ورزشی پوشیده. از اون تیپایی که آدمایی که از لولولِمون² خرید میکنن میپوشن.
شلوار چسبون و تاپ کوتاه. شلوارش خیلی تنگه، حدس میزنم لگ یا شلوار یوگا باشه. رنگشون آبی تیره و بنفشه، با طرحهایی که آدمو یاد کهکشان آندرومدا میندازه. تا یکی دو اینچ³ بالای مچ پاشو پوشونده و کف پاهاش برهنه ست.
تاپ مشکیش، جذب و کوتاهه. طوری که اندازه یه نوار پهن از پایین شکمش معلومه. یه مت یوگا هم زیر بغلشه.
در شیشهای رو باز میکنه و مت رو زیر سایهبون کنار چرخ سفالگریش پهن میکنه.
پشتش به منه، شونههاش افتاده و ریلکسه، و با کششهای آروم گردنش شروع میکنه، کمکم میره سراغ بقیه ی بدنش.
یه آرامشی توی حرکتاش هست.
یه آرامش هم توی خودش هست.
تا امروز واقعاً نمیفهمیدم "منطقه امن"⁴ یعنی چی.
درموردش شنیده بودم، ولی هیچوقت جدی بهش فکر نکرده بودم.
مطمئنم کاری که امروز کرد همین بود. یه عالمه حرفای مسخره بهش زدم، از ترس از پردهها گرفته تا زندگی بدون مینسو، و اون دقیقا برام یه منطقه امن ایجاد کرد. دقیقا همین حسو داشتم، انگار یه فضای کوچیک بینمون بود و اون بهش احترام گذاشت.
نمیدونم دقیقاً چطوری یا چرا، ولی از وقتی مینسو فوت شده، هیچوقت اینقدر احساس آرامش نکرده بودم.
حرکتاشو خیلی راحت و حرفهای انجام میده. اولش سادهان، ولی خیلی سریع پیچیده میشن. یه حرکت سر و ته کامل میزنه، پاهاش صاف و کشیده و بدنش مثل تخته سفته. اونقدر تو اون حالت میمونه که شک میکنم نکنه بیهوش شده، ولی بعدش روی شکم دراز میکشه و با دستاش خودشو بالا میکشه و بدنشو عقب خم میکنه، انگار میخواد ببینه تا کجا میتونه ستون فقراتشو خم کنه بدون اینکه بشکنه.
از اون حالت، خیلی راحت میره تو یه پوزیشن که بهخدا قسم، عین یه چوبشور شکل دار شده.
اگه بخوام از فیبی بوفی⁵ نقلقول کنم «خیلی انعطافپذیره.» که واقعا هم هست.
وقتی همهی اون حرکتا رو تموم میکنه رو چهار دست و پاش میره. نفساش سنگین ولی کنترلشدهست. حتی از پشت هم میتونم ببینم قفسهی سینهاش منظم بالا و پایین میره. پاهاشو یکی یکی باز میکنه، زانوهاشو یکم خم میکنه، جوری که فاصلهشون یه کم بیشتر از عرض باسنش میشه، و با دستاش خودشو نگه میداره.
شلوارش خیلی تنگه. خیلی خیلی تنگ. بدنش از چیزی که تو لباسای معمولی نشون میده عضلانیتره. پارچهی لایکرا⁶ روی عضلات گرد و سفت باسنش کشیده شده.
حتی یکم روی درز وسطش کشیده شده. مطمئن نیستم شورت پوشیده یا نه. از این فاصله معلوم نیست، ولی چون پارچه یهکم بین دوتا لپ باسنش فرو رفته، احتمالاً نه. ستون فقراتش مثل گربهای که آمادهی حملهست خمیده شده.
انقدر توی اون حالت موند که فهمیدم خودمم نفسمو حبس کردم. وقتی نفسو بیرون دادم، کمرشو محکم، خیلی محکم قوس داد.
با عجله یه قدم عقب میرم و پرده رو با یه صدای بلند میکشم. بعد میرم تو تخت.
دفعهی بعد که ببینمش، حتماً بهش میگم که میتونم همهچی رو تو خونهش ببینم...
.
.
.
.
1- تقریبا معادل ۵۳۶ متر
2- لولولمون/Lululemon یک برند پوشاک ورزشی فنیه که تجهیزات یوگا، دویدن، تمرین و هر چیزی بین این دو رو طراحی میکنه.
3- تقریبا معادل ۲٫۵ سانتیمتر
4- منطقه امن یک مفهوم روانشناسیه که به معنای ایجاد فضایی امن برای کسی یا چیزی با حضور فیزیکی، احساسی و ذهنی بدون قضاوت در کنار اوناست.
5- فیبی بوفی یه کاراکتره تو سریال فرندز که لیسا کودرو بازیگرشه.
6- پارچه کشسان لایکرا، که با نام اسپندکس یا الاستین نیز شناخته میشه، یک ماده مصنوعیه که با الیاف پلی اورتان ساخته شده. این پارچه به دلیل تواناییش تو کش آمدن تا ۶۰۰٪ طول اولیه خود بدون شکستن یا از دست دادن شکل خود شناخته شده.
–
خیلی خب سلاملکم.
حالا شما؟
لوندر هستم مثل همیشه💞
و بله میدونم خیلی کوتاه بود. دست من هم نیست تقصیر نویسندهشه. به من چه 😔😂
این چپتر با اینکه کوتاه بود ولی اینقد پاورقی داشت که واقعا صاف شدم😞🤣
و وای. دیدین چه هیزه بیتربیت؟ حتی از اتاق خوابش فهمیده که جی زیر لگش شورت نپوشیده😯
مرد حسابی اگه چیزی تو استینت نیست چرا باید به درز باستن مردم دقت کنی؟ ها؟
خیلی خب همین دیگه. لذت ببرید از چپتر و نظر و ریکت فراموشتون نشه.
بوس بای🦋