The Strongest Brother Lost His Memory
@Visual_News𝑷𝒍𝒂𝒕𝒇𝒐𝒓𝒎: Kakao
𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍: 264 Chapters {Ongoing}
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Fantasy, Romance, Shoujo, Drama
➶-˚✶ خلاصه: تنها خانوادهام که داشتم، داداشم، حافظهاش رو از دست داده بود.
"یعنی تو یه خواهر داری؟ شوخی میکنی؟"
بعد از اینکه از معبد منو آورد، همش هوامو داشت و مثل یه احمق، عاشقانه مراقبم بود...
"حالا که حتی خودم رو هم نمیتونم جمعوجور کنم، این چی..."
نمیخواستم برای داداشی که حافظهاش رو از دست داده بود، باری باشم. پس خانوادهام رو ترک کردم و بعدش با بدبختیهای زیادی روبرو شدم.
به همین دلیل زمان رو برگردوندم.
به همون زمانی که داداشم حافظهاش رو از دست داده بود!
"از بس تو مغزم چیزی نیست که نمیدونم باید چیکار کنم."
"درسته. تو مغزت الآن چیزی نیست."
"...چی گفتی؟"
یک برگه رو که از قبل آماده کرده بودم، درآوردم.
محتوای برگه که با خط درشت و کج نوشته شده بود، خیلی ساده بود.
[من همه داراییهای به نام خودم رو به خواهرم واگذار میکنم.]
این بار من مراقبت خواهم بود...
"امضا کن، همین الآن."