The South Lebanon War
Ibrahim Majed, 30 May 2026🔵جنگ جنوب لبنان: تلهٔ پیشروی اسرائیل و استراتژی فرسایش
✍️ابراهیم ماجد
رویارویی نظامی جاری در جنوب لبنان یک سوال حیاتی را ایجاد میکند که سرخط اخبار بینالمللی را به خود اختصاص داده است: واقعاً در میدان نبرد چه میگذرد و حقیقتِ پشت پردهٔ پیشرویهای گزارششدهٔ اسرائیل چیست؟
برای درک پویاییهای فعلی، باید از دستاوردهای ارضی و سطحی عبور کرد و تغییرات عمیق در استراتژی نظامی بهکارگرفتهشده توسط حزبالله را مورد تحلیل قرار داد.
اصل و هستهٔ وضعیت در تغییر عمدی تاکتیکهایی نهفته است که دفاع زمینی سنتی را به یک تلهٔ کاملاً حسابشده در جنگ نامتقارن تبدیل میکند.
برای خوانش دقیق میدان نبرد، باید تمایز آشکاری میان جنگی که در سال ۲۰۲۴ رخ داد و ۶۶ روز به طول انجامید، با درگیری فعلی قائل شد.
در سال ۲۰۲۴، حزبالله یک موضع دفاعیِ مبتنی بر پایداری، حفظ موقعیت و شهادتطلبی اتخاذ کرد.
رزمندگان در تکتک روستاهای مرزی محکم ایستادند و از عقبنشینی خودداری کردند.
اولویت اصلی، حفظ مطلق خاک بود و در نتیجهٔ این دفاع ایستا و سرسختانه، حتی یک روستای مرزی هم به دست اسرائیل نیفتاد.
امروز اما حزبالله بر اساس یک برنامه و دستورالعمل کاملاً متفاوت عمل میکند.
مقاومت به جای یک دفاع صلب و انعطافناپذیر، به طور عمدی از یک استراتژی کشسان (انعطافپذیر) استفاده میکند که برای ترغیب ارتش اسرائیل به ترک مواضع مستحکم خود طراحی شده است.
حزبالله با کشاندن ارتش اسرائیل به عمق بیشتر، آنها را مجبور میکند که خطوط خود را طولانی و باز کنند. این کشش تاکتیکی (طولانی کردن خطوط ارتش)، خطوط امدادی و پشتیبانی طولانیتر و بسیار آسیبپذیری را در زمینهای صعبعبور ایجاد میکند و نیروها و تدارکات اسرائیل را به اهدافی عالی برای کمینها و آتش سنگین مقاومت تبدیل میسازد.
برای ارتش اسرائیل، عمق سرزمینی به طور سنتی معیاری برای پیروزی است، اما در این محیط، عمق یک تله است.
شاخص واقعیِ اینکه چه کسی دست برتر را در اختیار دارد، این نیست که ارتش اسرائیل در کجا ایستاده است، بلکه این است که با پیشروی آنها، حجم عملیاتهای مقاومت چه تغییری میکند.
اگر توانمندیهای حزبالله در حال نابودی بود، باید با هر مایل پیشروی اسرائیل، از تعداد عملیاتها کاسته میشد.
اما واقعیت میدانی دقیقاً عکس این را نشان میدهد: هر چه ارتش اسرائیل بیشتر نفوذ میکند، شدت عملیاتهای مقاومت بیشتر میشود.
هر حرکت رو به جلو، بهای سنگینتری از جان سربازان و زرهپوشهای اسرائیلی میگیرد و میدان نبرد را از یک جنگ جغرافیایی به یک جنگ فرسایشی بیرحمانه تبدیل میکند؛ نبردی از ارادههای محض برای اینکه مشخص شود چه کسی توان و پایداری لازم را برای ادامهٔ نبرد دارد.
در حال حاضر، ارتش اسرائیل در حال تلاش برای پیشروی در سه محور اصلی است، با این حال در هیچکجا موفق به ایجاد مواضع دائمی و پایدار نشده است.
۱- محور بنت جبیل: نیروهای اسرائیلی موفق شدند خود را به حومهٔ شهرک «حدثا» برسانند. با این حال، آنها همچنان در یک نبرد فوقالعاده شدید قفل شدهاند. نیروهای اسرائیلی به جای دستیابی به یک رخنه و پیشرفت ملموس، به طور فعال در حال از دست دادن نیرو و منابع خود هستند و توانایی تبدیل حضور خود به یک پایگاه امن را ندارند.
۲- محور یحمُر: هدف استراتژیک اسرائیل در این محور، بریدن مسیر و رسیدن به شهر «نبطیه» است. در حال حاضر، نیروهای اسرائیلی در روستای «زوطر» درست در لبههای حوضهٔ رودخانه لیتانی زمینگیر شدهاند. در اینجا، رزمندگان حزبالله به طور موثری بر منطقه مسلط هستند و با حملات مستمر، نیروهای اسرائیلی را در یک چرخهٔ فرساینده از پیشروی و عقبنشینی گرفتار کردهاند. اسرائیل در این بخش با یک بحران تاکتیکی واقعی روبروست و نه میتواند جغرافیا را دور بزند و نه از زیر بار این آتش خارج شود.
۳- محور دبّین: حضور اسرائیل صرفاً به منطقه «العریض التحتانی» و لبههای جنوب شرقی این شهرک محدود شده است. ارتش اسرائیل که ناتوان از پیشروی به عمق و قلب روستا است، به حملات هوایی شدید به بقیه مناطق متوسل شده تا راهی برای خود باز کند. با وجود این پوشش آتش گسترده، آنها با مقاومت سرسختانهای مواجه شدهاند که همچنان تلفات سنگینی به پیادهنظام و خودروهای زرهی آنها وارد میکند و شتاب و تکِ آنها را متوقف ساخته است.
فراتر از خطوط مقدم، ستون فقرات لجستیکی اسرائیل نیز روزانه زیر آتش قرار دارد، چرا که نقاط تجمعِ تازه تاسیس و خطوط امدادی در طول مرز به طور سیستماتیک هدف قرار میگیرند.
یک ویژگی بارز این جنگ، بهکارگیری تهاجمی مهمات پرسهزنِ «دید اول شخص» (FPV) یا همان پهپادهای انتحاری توسط حزبالله است.
تا به امروز، ارتش اسرائیل در یافتن یک پاتک تکنولوژیک یا تاکتیکی برای مقابله با این پهپادهای هدایتپذیر و کمارتفاع ناکام مانده است؛ پهپادهایی که از دفاعهای سنگین عبور کرده و روزانه تلفات مرگباری را به نیروهای اسرائیلی وارد میکنند.
تناقض میان این دو جنگ یک واقعیت عریان را آشکار میکند: در سال ۲۰۲۴، حزبالله جنگیدن تا پای جان را برای دستنخورده نگه داشتن مرز انتخاب کرد، اما در این جنگ، اسرائیل کاملاً در حیاط خلوت حزبالله بازی میکند و به زمینی کشانده شده که دقیقاً برای فرسایش آنها آماده شده است.
این پویایی یک حقیقت بنیادی را اثبات میکند: این جنگ هر چقدر هم که طول بکشد، اسرائیل نخواهد توانست مواضع دائمی خود را در جنوب لبنان تثبیت یا امنیت آن را تامین کند و سربازان آنها همچنان هدف قرار خواهند گرفت، حتی اگر این درگیری برای یک دههٔ دیگر ادامه یابد.
در نهایت، حزبالله به طور موثری اسرائیل را در یک بنبست استراتژیک قرار داده که تنها دو راه پیش رو دارد: ادامه دادن به یک جنگ بیهوده و پوچ که به طور بیپایان جان سربازان، تجهیزات نظامی و منابع مالی اسرائیل را خواهد بلعید، یا پذیرش واقعیت و عقبنشینی کامل از جنوب لبنان.
🔻پیوند به اصل مقاله:
https://x.com/IbrahimMajed/status/2060690188007800940?s=20
🔻پیوند به این فرسته در کانال تلگرام "بین دوگانگی ها":
https://t.me/BetweenDichotomies/12389