The Song Of Eilor
Mococo«آواز ایلور»
ژانر : فانتزی ، رومنس ، اسمات
کاپل : ووسان ، سونگجونگ ، یونگی ، جونگسانگ
توی اون شهر ساکت و خاکستری، پسری زندگی میکرد که هیچکس حرفاشو نمیفهمید. شاعری که با خاطرات یه عشق از دست رفته تنها بود و شبها تو سکوت، با خودش حرف میزد. پشیمونی توی هر شعری که مینوشت پنهون بود. اما بین این همه غصه، صداهایی بودن که هرگز خاموش نمیشدن.
یه روز، یه اسم فراموششده از دل صفحات یه کتاب قدیمی بیرون اومد و تو سکوت نیمهشب، یه مراسم ممنوعه شروع به زمزمه کرد. نه گذشته برگشت، نه جوابی داده شد. تنها چیزی که از دل تاریکیها قدم به دنیا گذاشت پسری با چشم های طلایی و حضوری که کمکم قوانین این دنیا رو به لرزه مینداخت.
اون پسر اسم نداشت... هویتی نداشت... حافظه نداشت.... فقط یه چیزی رو میدونست که « بودنش اشتباهه »
اون عشق رو میفهمید، ولی لمس نکرده بود.
غم رو میشناخت، ولی نمیدونست چرا همیشه همراهشه.
پشیمونی براش آشنا بود، اما خودش گناهی نکرده بود.
توی دنیایی که عشق میتونه احضار بشه، پژواکها شکل بگیرن و صداها تو خواب راه برن، مرز بین خیال و واقعیت خیلی شکنندهتر از چیزیه که ما فکر میکنیم. وقتی عشق دوباره به وجود میاد نه از نیاز، بلکه از پشیمونی باید از خودت بپرسی:
تا کجا حاضری بری تا اونو دوباره ببینی؟
و اگه دیدنش یعنی از دست دادن یکی دیگه، پس انتخابت کدومه؟
داستانی از عشق، صدا، و اشباحی که فقط برای کسایی که واقعا گوش میدن، دیده میشن.
پارت اول : هفته بعد سه شنبه
دیلی نویسنده : @Woosanfic